گفتگو با شیام بنگال کارگردان فیلم «به ساجانپور خوش آمدید»

بانمک‌ترین فیلمی‌ که تاکنون ساخته‌ام‌

شیام بنگال، فیلمساز سرشناس و معتبر سینمای غیرمتعارف هند بزرگ‌ترین فیلمساز غیرمتعارف کشورش است که در کنار مرینال سن در دو دهه 70 و 80، سینمای مترقی و غیرتجاری هند را به جهانیان معرفی کرد. بسیاری از فیلم‌هایش در جشنواره‌های بین‌ا‌لمللی موفق به دریافت جوایزی شده‌اند.
کد خبر: ۲۱۰۷۳۴
بنگال که تا به حال حدود 70‌فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته، اولین اثر هنری‌اش را به نام گانگا جلوی در خانه تو در سال 1962 کارگردانی کرد. در سال 1974 با فیلم آنکور به شهرت زیادی رسید و این در حالی بود که تا آن زمان نزدیک به 20 فیلم ساخته بود.

از کارهای مهم او می‌توان به نیشانت، جنون، کالیوگ، جواهر لعل نهرو، آروهان و واردان اشاره کرد. سال 2001 زبیده او مورد توجه فراوان منتقدان سینمایی قرار گرفت. به ساجانپور خوش آمدید اولین تجربه او در سینمای عامه‌پسند و فراگیر سینمای هند است که نگاهی هم به گیشه فروش دارد. این فیلم با قصه شاد، انسانی و سرگرم‌کننده‌اش، یکی از کارهای موفق و پربیننده این روزهای سینمای هند است.

شما حالا حدود 73 سال دارید. فکر می‌کنید با «به ساجانپور خوش آمدید» جوان‌ترین فیلم خود را ساخته‌اید؟

این روزها فیلم‌هایی که مضامین غیرمتعارف و سنگین دارند و با قصه‌شان یکی از مشکلات مهم اجتماعی یا خانوادگی را مطرح می‌کنند، جزو انتخاب‌های اصلی و فوری تماشاگران شهری نیستند. تماشاگرانی که برای دیدن فیلم‌های سینمایی راهی مولتی‌پلکس‌ها می‌شوند، نمی‌خواهند فیلم‌هایی را ببینند که ماجراهایش در یک روستا اتفاق می‌افتد و یا این که قصه‌هایشان درباره مسائل جدی اجتماعی و فردی است.

فکر می‌کنم حتی موفقیت عظیم فیلمی مثل «لگان» عامرخان (که نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی سال هم شد) هم یک اتفاق بود. ضمن این که قصه آن براحتی می‌توانست در شهر رخ بدهد و روستایی بودن فضای آن کاملا اتفاقی بود. این فیلم هم بیشتر یک کار تاریخی بود تا یک اثر امروزی و معاصر.

این طور به نظر می‌رسد که روستا و روستایی دیگر از چشم ما افتاده و کسی توجهی به آنها ندارد. بعضی وقت‌ها احساس می‌کنیم اصلا در نقشه جغرافیایی‌مان هم اثری از هیچ روستایی نیست. طبیعی بود که اگر می‌خواستم تماشاگران برای دیدن فیلمی شبیه «به ساجانپور خوش آمدید» به سالن سینماها بیایند، باید زبان و لحن‌ کارم را تغییر می‌دادم.

فیلم‌هایی که پیش از این ساخته بودم و مضمون آنها روستایی بود، حال و هوایی سنگین داشتند و به طرح موضوعات مهم جامعه دهقانی‌ مثل حق و حقوق کشاورزان یا مظلومیت زن می‌پرداختند. لازم بود حال و هوای فیلم‌هایم را عوض می‌کردم تا تماشاگران با میل و علاقه به دیدن آن بیایند.

لطفا کمی بیشتر توضیح دهید.

نوع نگاه جامعه شهری به جامعه روستایی مثل نوع نگاه جوامع غربی به جوامع در حال رشد  یا بهتر بگویم جهان سوم ‌ است. جامعه شهری ما هم نسبت به جامعه روستایی دقیقا چنین احساس و واکنشی را دارد و مثل آنها عمل و رفتار می‌کند.

شهری‌ها مناطق روستایی را به صورت مکانی غیردلپذیر نگاه می‌کنند و احساسشان این است که در دهکده‌های دور و نزدیک، هیچ چیز باارزش و به درد بخوری وجود ندارد، اما این از پایه غلط است و به هیچ وجه حقیقت ندارد. در سینما ما می‌توانیم به واقعیت‌ها از منظرهای مختلف و متفاوتی نگاه کنیم.

راه‌های زیادی برای تماشای حقیقت از دریچه چشم دوربین وجود دارد. برای همین، من تصمیم گرفتم در فیلم «به ساجانپور خوش آمدید» با دیدی باز و منطقی به یک دهکده نگاه کنم و البته آن را به شکلی امروزی و تماشاچی‌پسند به تصویر بکشم.

«به ساجانپور خوش آمدید» همزمان یک کمدی رمانتیک و یک کار پرطعنه و طنز است. به نوعی این فیلم حتی درباره سوءاستفاده از قدرت و بهره‌برداری سودجویانه و غیرمنطقی از آن است. در عین حال در دل این همه طعنه و طنز، ما سنت‌ها و دیدگاه‌های غلط آدم‌های مختلف را هم از نزدیک می‌بینیم.

هدفم ساخت فیلمی کمدی، رمانتیک بود که در دلش طعنه و طنز داشته باشد و ضمن سرگرم‌کردن تماشاچی، او را وادار به تفکر هم بکند. نمی‌خواستم بیننده فقط برای 2 ساعت بخندد و بعد سالن سینما را ترک کند و دیگر هیچ فکری درباره آن نکند. من اعتقادی به سینمای تجاری صرف ندارم و احساس می‌کنم هر فیلمی که ساخته می‌شود باید چیزی به بیننده‌اش بدهد.

فکر می‌کنید زبان شوخی برای بیان چنین موضوعات جدی و مهمی، زبان و وسیله خوب و مناسبی بوده است؟

دقیقا. این همان کاری است که چارلی چاپلین همیشه در فیلم‌هایش انجام می‌داد. او با کارهایش شما را از ته دل می‌خنداند، ولی در پایان فیلم‌هایش شما چیزهایی را درباره زندگی اجتماعی و انسان‌ها یاد می‌گیرید.

احساس شخصی‌ام این است که شما نمی‌توانید هیچ فیلم کمدی جدی بسازید، بدون این که در آن ارجاعاتی درباره چاپلین داشته باشید. از این نقطه‌نظر، فکر می‌کنم «به ساجانپور خوش آمدید» بانمک‌ترین فیلمی است که تا به هر حال ساخته‌ام.

برخی منتقدان سینمایی دیالوگ‌های فیلم را مخاطره‌آمیز و سرشار از ریسک ارزیابی کرده‌اند.

شما به من بگویید در یک سطح عمومی و متداول کدام صحبت و بحثی سرشار از ریسک و مخاطره نیست؟ در هر نقطه‌ای از شهرها یا روستاهای هند، کافی است در یک گوشه‌ای بایستید و به مکالمات مردم عادی گوش کنید تا ببینید چقدر کلمات متفاوت به کار می‌برند. من سعی نکردم هنگام ساخت فیلم به سراغ یک زبان ویژه و من‌درآوردی بروم.

هیچ‌کس در کشور ما در کارهای ادبی هندو  اردو از دیالوگ‌های خاص سنگین استفاده نمی‌کند، اما در زبان انگلیسی شما با شعبه‌هایی مثل اسکاتلندی یا ایرلندی هم سر و کار دارید. این موضوع در سینمای هند هم وجود دارد. ما در فیلم‌های خودمان از لحن صحبت سنگین و ادبی یا ادبیات محلی و منطقه‌ای اجتناب می‌ورزیم.

اما نه در سینمای شما و فیلم‌هایی که می‌سازید!

احساس می‌کنم می‌توانم اعتبار این مساله را به خودم اختصاص بدهم که زبان خاص ادبی و لحن بیانی منطقه‌ای را وارد سینمای خودمان کرد‌ه‌ام. این کار را اولین بار در فیلم آنکور (1974) انجام دادم؛ جایی که برای نخستین بار از زبان اهالی حیدرآباد در دیالوگ فیلم استفاده کردم.

زمانی که آنکور را کارگردانی کردید، تنها فیلمساز سینمای هند بودید که در این نوع سینما (سینمای غیرمتعارف و روشنفکرانه) کار و به این شیوه عمل کردید، اما این روزها فیلمسازان زیادی هستند که دارند این راه را ادامه می‌دهند و این گونه فیلم می‌سازند.

من آنها را دنباله‌رو خطاب نمی‌کنم، بلکه از آنها به عنوان آدم‌هایی اسم می‌برم که از غرایز خودشان تبعیت می‌کنند و چیزی را می‌سازند که عقلشان به آنها می‌گوید. بعضی شرکت‌های فیلمسازی فیلم‌هایی مثل «بمبئی جان من است» را می‌سازند که می‌خواهد نگاهی واقع‌بینانه به زندگی آدم‌های امروزی جامعه شهری داشته باشد. این‌جور فیلم‌ها خیلی حساس و ویژه هستند. سازندگان این نوع فیلم‌ها می‌دانند فیلم‌هایشان را چگونه بسازند و چگونه برای آنها بازاریابی کنند.

زمانی که زبیده را 5 سال پیش با بازی ستارگانی مثل ریکا، کاریشما کاپور و مندچ پاچپای ساختید، مشکلات زیادی برای یافتن و به دست آوردن ستارگان مورد نظر داشتید. فکر می‌کنید امروزه وضعیت تغییر کرده است؟

خیر. هیچ چیزی تغییر نکرده است. ارتباط مستقیمی میان ستارگان و بودجه فیلم‌ها وجود دارد. «به ساجانپور خوش آمدید» فیلمی بود که نه حضور ستاره‌ای سرشناس را می‌طلبید و نه یک بودجه کلان و سرسام‌آور. این یک فیلم ساده، صمیمی و جمع و جور بود. اگر زمانی بخواهم فیلم بزرگ‌تری بسازم که نیازمند تعداد بیشتری تماشاچی باشد، آن وقت باید از چیزهایی استفاده کنم که بتواند آنها را جذب کند.

در چنین شرایطی، استفاده از ستارگان اجتناب‌ناپذیر است. ستاره‌ها این ظرفیت را دارند که می‌توانند اتوماتیک‌وار تماشاگران را به داخل سالن سینماها بکشانند. به صورت طبیعی، کسانی که در حرفه سینما هستند و روی فیلم‌ها سرمایه‌‌گذاری می‌کنند همیشه نگران سرمایه و پول خود هستند.

آنها نمی‌‌توانند نسبت به بازگشت سرمایه خود بی‌توجه باشند و روی این مساله چشم خود را ببندند. خیلی ساده بگویم، تصور چنین چیزی خیلی احمقانه است. این روزها شما برای جذب تماشاگران زیاد به سالن‌های نمایش، به دو عنصر ستارگان و فناوری نیاز دارید. من هم اگر احساس کنم به چنین چیزی نیاز دارم از هر دو عنصر فوق بهره خواهم گرفت.

«به ساجانپور خوش آمدید» با استقبال گسترده تماشاگران روبه‌رو شده است، ولی در آن هیچ خبری از دو عنصر ستارگان و فناوری پیشرفته سینمایی نیست.

خب، تماشاگران ارتباط خوبی با قصه و کاراکترهای آن برقرارکردند، از سوی دیگر، قصه خیلی شفاف و شاد است. شما این روزها همه‌اش با تیترهای رسانه‌ای روبه‌رو هستید که درباره قتل آدم‌هاست، ولی فیلم ما فاقد چنین چیزی است. بازیگران فیلم همه فوق‌العاده هستند. من در زبیده با ریکا و کاریشما کاپور کار کردم و در «به ساجانپور خوش آمدید» از وجود شریاس تالپاده بهره گرفتم.

همه اینها نقش‌های خود را باور کردند و بازیشان در فیلم شباهتی به کارهای تجاری‌شان نداشت. نکته جالب درخصوص کاریشما این بود که در اوج شهرت و محبوبیت خود کاملا به حرف‌های من گوش می‌کرد و تحت کنترل من بود. او در قبال گفته‌های من هیچ مقاومتی نمی‌کرد و صحنه‌ها را آن طور بازی می‌کرد که من می‌خواستم. هنگام کار با او احساس نمی‌کردم در حال کار با یک ستاره هستم.

فکر می‌کنید در حال حاضر به دست آوردن ستاره‌ها برای حضور در فیلم‌هایتان راحت‌تر و آسان‌تر شده است؟

(می‌خندد) اگر شما پول کافی در دست داشته باشید، هیچ مشکلی برای به دست آوردن آنها نخواهید داشت!
فیلم بعدی‌ام چامکی اقتباسی سینمایی و هندی از اپرای معروف «کارمن» است. در آن فیلم ستارگان زیادی بازی خواهند داشت که نقش‌های مختلف آن را بازی خواهند کرد. قصه فیلم ایجاب می‌کند که بازیگران مشهوری را در این نقش‌ها داشته باشیم. تهیه‌کنندگان فیلم هم موافقت خود را در این رابطه اعلام کرده‌اند.

کلید فیلمبرداری فیلم را چه زمانی می‌زنید؟

هنوز کارهای زیادی است که باید انجام دهیم. مهم‌ترین نکته این است که نیازمند یک آماده‌سازی کامل و طولانی هستیم تا همه چیز هنگام فیلمبرداری آماده و مهیا باشد. در عین حال، ما برای فیلمبرداری به زمستان احتیاج داریم و تا آن زمان باید صبر کنیم، صحراهای دیدنی ایالت راجستان هم از جمله لوکیشن‌های مهم ما هستند. صحنه‌های مربوط به این لوکیشن بسیار حساس هستند و فکر می‌کنم برای زمستان امسال بتوانیم کار را شروع کنیم.

چامکی هم یک قطعه طنزآمیز سیاسی است؟

در این لحظه نمی‌توانم مضمون فیلم و ماجراهای آن را به صورت دقیق به شما بگویم. متاسفانه کپی‌سازی در سینمای ما رواج بدی دارد و برای برخی، آسان‌ترین راه کپی‌برداری از کارهای دیگران است، ولی یک نکته را درباره چامکی مطمئن باشید. این فیلم شیرین‌تر، تند و تیزتر و بانمک‌تر از «به ساجانپور خوش آمدید» خواهد بود.

شریاس تالپاده هم در این فیلم حضور دارد؟

خیلی دوست دارم دوباره با او کار کنم. او در عین حالی که انسان شریف و مهربانی است، جلوی دوربین هم خیلی خوب و فوق‌العاده بازی می‌کند، ولی ما هنوز به مرحله انتخاب بازیگران نرسیده‌ایم.

مترجم:‌ کیکاووس زیاری
منبع: aolbolywood.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها