شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس جعفرینسب گفت: چندی قبل وقتی از یکی از مراکز تجاری خارج میشدم تا به منزلم بروم، در میانه راه خودروی من دچار نقص فنی شد و از رانندگان عبوری درخواست کمک کردم تا این که سرانجام مرد رانندهای توقف کرد و در تعمیر خودرو کمکم کرد.
چند روز بعد به طور اتفاقی آن مرد جوان را در یکی از خیابانهای تهران دیدم و به این ترتیب آشنایی میان ما آغاز شد.
مرد جوان فرشاد ادعا میکرد، مرد ثروتمندی است و در کشور هندوستان به تجارت مشغول است.
مسافرت، راز شوهر شیاد را فاش کرد
شاکی ادامه داد: این مرد وقتی فهمید که من هم از خانواده پولداری هستم و پدرم در کار تجارت است، بیشتر به من ابراز علاقه کرد و به من پیشنهاد ازدواج داد و گفت: قصد دارد نمایندگی مرکز تجاریاش را در تهران راهاندازی کند و به کمک من و پدرم احتیاج دارد.
من هم فریب حرفهایش را خوردم و با وجود مخالفت خانوادهام با او ازدواج کردم. چند ماه بعد برای دیدن یکی از اقوام وی به یکی از شهرستانها سفر کردیم و متوجه شدم شوهرم به قرصهای روانگردان و مواد مخدر (شیشه) اعتیاد دارد و هیچوقت به هندوستان سفر نکرده و تاجر نیست. شاکی افزود: وقتی پی به معتاد بودن و هویت دروغین همسرم بردم، تصمیم گرفتم از او جدا شوم، اما او با زور و تهدید 3 دانگ آپارتمانم را به نام خود کرد و پس از سرقت خودرویم، آن را به نام پدرش به ثبت رساند و مرا تهدید کرد اگر ماجرای هویت دروغین وی را فاش کنم، مرا خواهد کشت و بعد ناپدید شد.
زن جوان افزود: بناچار ماجرا را با اعضای خانوادهام در میان نگذاشتم و جستجو برای یافتن وی بینتیجه ماند و در ادامه با مراجعه به دادگاه خانواده موفق شدم به طور غیابی از او طلاق بگیرم. بنابراین گزارش، به دنبال این شکایت، پروندهای تشکیل و به اداره آگاهی تهران ارسال شد . تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم