اعطای جایزه نوبل ادبیات 2008 به نویسنده کمتر شناخته شده فرانسوی ژان ماری گوستاو لو کلزیو در حالی این نویسنده 68 ساله را به کانون توجه منتقدان ادبی سراسر جهان تبدیل کرده است که دریافت جایزه پریکس مونرا (گرانترین جایزه ادبی کشور فرانسه) در سال 1989 نیز وی را با انتقادهای بسیاری از سوی بزرگان ادبیات جهان نظیر دوریس لسینگ (برنده نوبل ادبی2007) روبهرو کرده بود.
مارسل رایش رانیسکی، یکی از بزرگترین منتقدان ادبیات که به پاپ منتقدان اروپا شهرت دارد با ابراز دلسردی از انتخاب کلزیو به عنوان برنده نوبل ادبی 2008 اظهار کرد که وی تا کنون هیچ یک از آثار این نویسنده فرانسوی را نخوانده است.
رانیسکی اعتقاد دارد سالهای زیادی است که فلیپ راث (متولد1933) نویسنده بزرگ آمریکایی سزاوار دریافت این جایزه ادبی است، اما امسال نیز این نویسنده از دریافت جایزه نوبل ادبیات محروم ماند.
زیگرید لوفلر، کارشناس و منتقد صاحب نام اروپایی نیز با ابراز شگفتی از انتخاب کلزیو به عنوان برنده نوبل امسال اظهار کرد آثار لو کلزیو یکنواخت و کسالتآور است و همین موضوع موجب گریز وی و بسیاری از خوانندگان دیگر از آثار این نویسنده شده است.
این منتقد با عجیب قلمداد کردن این انتخاب افزود: هر چند این نویسنده فرانسوی در طول 40 سال گذشته آثار بسیاری را در زمینههای مختلف به رشته تحریر درآورده است، اما باید توجه داشت که وی برای چاپ آثار خویش همواره در میان انتشارات مختلف در چرخش بوده و هر یک از کتابهای خود را توسط یک ناشر جدید به چاپ رسانده است. این بدان معناست که ناشران آثار کلزیو از کتابهای وی و میزان فروش آن رضایتی ندارند.
گزینش کلزیو به عنوان برنده نوبل ادبی 2008 در این میان بیش از همه موجب خوشحالی و رضایت هوراس انگدال، سخنگوی دائمی آکادمی سوئد شده است. هوراس با تاکید بر اهمیت آثار کلزیو در ادبیات جهان اظهار کرد: کلزیو آثار کلاسیک بزرگی را به جهانیان عرضه کرده است.
وی که گفته میشود با بیسواد خواندن نویسندگان آمریکایی، نامزدهای این کشور را از سر خود باز کرده است در این باره گفت: آثار نویسندگان آمریکایی در ادبیات جهان از کیفیت خوبی برخوردار نیست، چرا که آنها در زمینه ترجمه آثار ادبی بسیار عقب هستند و هرگز در گفت و شنودهای ادبی جهان شرکت نمیکنند، اما آنچه بیش از همه موجب کاهش کیفیت آثار نویسندگان این کشور میشود تمایل بیش از حد آنها به توصیف گرایشهای فرهنگی خودشان است که منجر به انزوای آمریکا شده است.
گوستاو کلزیو که نام وی ساعتها پیش از اعلام رسمی او به عنوان برنده نوبل ادبیات در رسانههای فرانسوی در حال چرخش بود در گفتگو با رادیو سوئد در استکهلم با قدردانی از هیات داوران این جایزه اظهار کرد جایزه نوبل برای او یک تقدیر بزرگ و انگیزه وی برای ادامه راه نویسندگی است. پیش از این نیز آکادمی سوئد این نویسنده 68 ساله را با عنوانهایی نظیر نویسنده بیداری و نویسنده ماجراهای شاعرانه مورد تقدیر قرار داده بود.
دسته دسته صورت جلسه بر کوهی از بیابان
انتخاب کلزیو به عنوان برنده نوبل ادبی 2008 در کشور آلمان نیز با استقبال چندانی روبهرو نشده است. کارشناسان ادبی این کشور با ابراز غافلگیری از این انتخاب معتقدند هر چند هیچ یک از آثار این نویسنده فرانسوی در آلمان شناخته شده نیست و کتابهای وی تا کنون در کتابفروشیهای این کشور با احتیاط و خویشتنداری ارائه میشد، اما با انتخاب وی به عنوان برنده نوبل ادبیات، این وضعیت بسرعت تغییر خواهد کرد و از این پس دسته دسته «صورت جلسه» (نخستین اثر این نویسنده) و کوهی از بیابان (مهمترین اثر این نویسنده) در انتظار نه تنها خوانندگان آلمانی که خوانندگان سراسر جهان خواهد بود.
آثار این نویسنده فرانسوی به عقیده صاحبنظران آلمانی به شیوهای کاملا پیچیده و منسوخ روایتگر بیگانگی انسان امروز است. برخی معتقدند زمانی که حدود 20 سال پیش آخرین بار جایزه نوبل ادبیات به کشور فرانسه و به کلود سیمون، نویسنده فرانسوی متولد1913 تعلق گرفت، کلزیو نیز میتوانست در کنار این نویسنده مورد تقدیر قرار بگیرد.
جو حاکم بر ادبیات آن روز فرانسه، بهترین موقعیت برای آثار کلزیو محسوب میشد، چرا که طی آن سالها زمانی که ادبیات فرانسه در دوران رمان نو بیش از همه خود را وقف هنر روایت کرده بود، گوستاو کلزیو با انتشار نخستین اثر خویش در سال 1963 به یکی از شاخصترین چهرههای این روند ادبی تبدیل شد.
رمان تخیلی وی که صورتجلسه نام دارد از سوی جامعه منتقدان آن زمان به عنوان یکی از آثار برجسته و منحصر به فرد ادبیات مدرن فرانسه مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. این در حالی است که به گفته کارشناسان آلمانی این رمان به نوعی واردکننده شخصیت کاسپر هویزر (کودکی سر راهی در آلمان که سرنوشت مرگبار وی تا سالها دستمایه آثار ادبی نویسندگان این کشور شد) به ادبیات فرانسه است.
کلزیو از زمان انتشار داستان زندگی این کودک تاکنون رمانها، داستانها و مقالات بسیاری را به رشته تحریر درآورده است. به گفته کارشناسان، از آنجا که کلزیو زندگی خود را به شیوهای کاملا غیرفرانسوی و به دور از جامعه سرمایهداری و دنیای متمدن و مهمتر از همه به دور از ازدحام ادبی جهان سپری میکرد، لذا در مقایسه با دیگر نویسندگان هم نسل خویش، زمان بیشتری را برای نوشتن میگذاشت.
کلزیو در سفری که سال 2000 به دعوت ناشر آلمانی خود برای نخستین بار به کشور آلمان داشت، خوانندگان این کشور را با نویسنده ایدهآلیست آرامی آشنا کرد که نوشتههای انساندوستانه وی چندان هم خالی از تخیل نبود. آثار وی برخی خوانندگان جامعه آن روز آلمان را که از آگاهی تاریخی کمتری برخوردار بودند، در این اندیشه فرو برد که اغلب موضوعات به کار رفته در آثار کلزیو پیش از این در آثار نویسندگان آلمانی نیز نظیر ارنست ویچرت (1950 -1887) دیده شده بود.
این موضوعات عبارت بود از گرایش به زندگی ساده، ابراز احساسات به شیوهای غیرمتمدنانه و علاقه به زنان و مردان تنها و خوش قلبی که از حضور در جمع امتناع میکنند.
کتابهای ویچرت نظیر «زندگی ساده» که در دوران جوانی کلزیو منتشر میشد در رده کتابهای تخیلی و سرگرمکننده قرار دارد و در آن زمان در بازار کتابهای جیبی فرانسه از محبوبیت بالایی برخوردار بود. بر این اساس به گفته کارشناسان به نظر میرسد علاقهمندی کلزیو به استفاده از مضامین قشرهای غیرمتمدن تا حدودی متاثر از نویسندگان آلمانی باشد.
گستره طبیعی جهان سوم
گوستاو کلزیو برخلاف نظر کارشناسان آلمانی مبنی بر شباهت موضوعی آثار وی با ارنست ویچرت، کوچکترین علاقهای به استفاده از موضوعات به کار رفته در آثار این نویسنده نظیر انتقاد از شرایط فرهنگی و اخلاقی کشورش ندارد، بلکه آنچه بیش از همه به عنوان مشخصه خاص او در نویسندگی مطرح میشود علاقه وافر او به گستره طبیعی جهان سوم است.
در ادبیات فرانسه غیر از پیر لوتی (1923 - 1850) بندرت میتوان نویسنده دیگری یافت که اینچنین خود را وقف موضوعات عجیب و نامتعارف کشورهای دوردست کرده باشد. در حقیقت چنین میتوان گفت که جایزه نوبل امسال به مجموعه آثاری تعلق گرفته است که سرشار از نقد تمدن در جهان کنونی است. کلزیو در این آثار میکوشد زندگی ماتریالیستی غرب را در رویارویی با زندگی اساطیری هندوهای جنوب آمریکا و نیز بیاباننشینان آفریقایی قرار دهد.
وی که هماکنون به عنوان احیاکننده سنت روایت در فرانسه شناخته میشود، در آثار خویش میکوشد با
به تصویر کشیدن نقاط ضعف کشورهای جهان سوم، پیوندی عمیق و اساطیری میان انسان و طبیعت برقرار کند. آثار کلزیو که همانند بسیاری از نویسندگان همنسل خویش در موضعی مخالفتآمیز با استعمار شکل میگرفت، با شکستن چارچوبهای رایج سیاسی آن زمان از فرم مشخص و منحصر به فردی نیز برخوردار بود.
برای نمونه وی در رمان بیابان که با انتشار آن در سال 1989 کلزیو به ستاره ادبیات فرانسه تبدیل شد میکوشد ماجرای انحطاط فرهنگی بیاباننشینان آفریقای شمالی را در تضاد با توصیفات مهاجران از شرایط زندگی در اروپا قرار دهد.
به گفته کارشناسان، درونمایه این رمان را کلزیو بعدها در طول سالهای اقامت خود در مکزیکوسیتی به عنوان مشخصه اصلی آثار ادبی خویش قرار داد. این اقدام در نهایت وی را به یک محقق و به عبارت بهتر به یک قومشناس ادبی بدل کرد. نگاه معقول و منطقی کلزیو که با دقتی وصفناپذیر به شرایط زندگی شخصیتهای داستانش معطوف میشود توانست این نویسنده را در مقابل منتقدانی که وی را متهم به داشتن نثری ساده و فولکلوریک میکردند تاکنون مصون نگه دارد.
کارشناسان معتقدند درونمایه اغلب آثار کلزیو، حول محور ناکامیهای انسان مدرن و به دنبال آن پیدایش هویتهای متعدد در یک شخص میگردد، لذا بیدلیل نیست که موضوع مهاجرت به درونمایه اصلی آثار وی تبدیل شده است؛ اما شاید یکی از بارزترین جلوههای علاقهمندی کلزیو به موضوعات جهان سوم را در رمان آفریقایی وی دریافت. این رمان که به شرح سفر دوران کودکی کلزیو به آفریقا و رویارویی وی با پدرش میپردازد در حقیقت تصویرگر ورود انسان به دنیایی بیگانه و نامتعارف است. ایده این کتاب مبنی بر این که سفیدها و سیاهها از تاریخ مشترکی برخوردارند تا سالهای متمادی به دلیل گذشته استعماری فرانسه به یکی از موضوعات بحثبرانگیز ادبیات این کشور تبدیل شد و خوانندگان بسیاری را به سوی خود کشاند.
آفریقایی سفیدپوست
رمان آفریقایی (2007) به عقیده کارشناسان بیآن که از ظاهر آن پیدا باشد به نویسنده این اجازه را میدهد که از خود سخن بگوید، ضمن آن که خواننده این اثر را نیز به طرح پرسشهایی درباره خویش وامیدارد. منظور از آفریقایی در این کتاب پدر کلزیو است؛ مردی سفیدپوست که در موریتانی به دنیا آمده، در لندن بزرگ شده و در رشته پزشکی تحصیل کرده است، اما پس از مدتی از سوی دولت انگلیس به عنوان پزشک وارد خدمت استعماری این کشور در نیجریه واقع در غرب آفریقا میشود؛ جایی که بعدها برای نخستین بار با پسر خویش نویسنده کنونی روبهرو میشود.
در کتاب آفریقایی تصاویر دیدنی سیاه و سفیدی به چشم میخورد که تصویرگر زندگی پدر کلزیو در آفریقاست بیآن که عکسی از خود وی در این تصاویر وجود داشته باشد. خواننده این رمان بتدریج با هویت مردی آشنا میشود که گریز از تمدن اروپایی تا آفریقا تا مغز استخوانش نفوذ کرده است. مردی که پس از سالها زندگی در یاس و تنهایی سرانجام مجبور میشود تنها نقطه سعادت زندگی خویش را تجربه کند، سعادتی که او را قادر میسازد در نهایت به پدری مهربان تبدیل شود.
صاحبنظران معتقدند شیوه کلزیو برای بازشناختن پدر خویش در این کتاب به گونهای است که گویی وی شیء دفن شدهای را از زیر خاک بیرون میکشد و پس از زدودن گرد و خاک نشسته بر آن، رابطهای صمیمی با وی برقرار میکند.
برنده نوبل 2008 در یک نگاه
ژان ماری گوستاو لو کلزیو سال 1940 از مادری فرانسوی و پدری انگلیسی در شهر نایس فرانسه دیده به جهان گشود. دوران کودکی خویش را در فرانسه و مدتی را نیز در نیجریه گذراند. وی سال 1963 با نخستین رمان خود یعنی «صورت جلسه» به عنوان نویسندهای الهام گرفته از رمانهای مدرن، کار خویش را آغاز کرد. در میان آثار متعددی که در طول بیش از 40 سال از این نویسنده منتشر شد رمان «بیابان» جایگاه ویژهای دارد. این کتاب کلزیو را موفق به اخذ جوایز متعددی ازجمله جایزه پریکس مونراد گرانترین جایزه ادبی فرانسه کرد. صورتجلسه در سال 1963 جایزه معتبر رنودو را از آن خود کرد و وی سال 1994 به عنوان بزرگترین نویسنده فرانسوی زبان شناخته شد. تاکنون 9 ترجمه فارسی از آثار ژانماری گوستاو لو کلزیو در ایران چاپ شده است.
اولین ترجمه فارسی از آثار این نویسنده فرانسوی مربوط است به کتاب «موندو» که سال 1376 با ترجمه مصطفی طهمورثی از سوی دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی در ایران منتشر شده است.
از آن سال تاکنون 11 کتاب دیگر از این نویسنده (گاه یک کتاب با چند ترجمه) به فارسی ترجمه شده و در ایران به چاپ رسیدهاند. ازجمله این کتابها همان موندوست که توسط ناصر فکوهی (1379 - نشر دنیای نو)، بهزاد بهرامینسب (1386 - نشر خلاق)، المیرا دادور (1384 - مروارید) و کبری فرهادروش (1382 - فلاک) به فارسی ترجمه شده است.
رمان بیابان این نویسنده فرانسوی سال 1384 توسط آزیتا همپارتیان به فارسی ترجمه شده که این کتاب را نشر کاروان منتشر کرده است. همچنین رمان «روزی که بومون با درد خویش آشنا شد» با ترجمه فردی به نام م. ر. حریری چاپ شده است. رمان «ماهی طلایی» از لوکلزیو با ترجمه شادابه رئیسالسادات لاجوردی توسط نشر عطایی چاپ شده است.
رمان «آفریقایی» نیز با ترجمه آناهیتا تدین از سوی نشر روزگار سال 1384 در ایران منتشر شده است.
مترجم: زهرا صابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم