در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رونق و رکود جزء ذاتی اقتصاد آزاد و لیبرالیستی است. تجربه اقتصادهای آزاد در قرن بیستم هم نشان میدهد که در پس هر دوره رونق، رکودی آمده است و پس از هر رکود، رونقی. رکود اقتصادی در ادوار پیشین، قبل از آن که تبدیل به بلایی خانمانسوز شود بااتخاذ سیاستهای پولی و مالی متناسب در نطفه خفه میشد اما رکود امسال قدرت هر گونه تصمیمسازی را از سیاستگذاران گرفته است. مشوقهای مالیاتی، کاهش پی در پی نرخ بهره و دخالت کمسابقه دولتهای غربی در اقتصاد و کنترل بنگاههای ورشکسته اقتصادی توسط دولت تاکنون بلانتیجه مانده است. با این وجود بحران هنوز در بازارهای مالی جهان سیر میکند و بخش واقعی اقتصاد شامل کارخانجات و بنگاههای تولیدی تاکنون از این بحران جان سالم به در بردهاند. اما در صورت سرایت بحران به بخش واقعی اقتصاد آن وقت است که کابوس رکود بزرگ (Great Depression) سال 1929 تکرار خواهد شد و بیکاری و افت شدید تولید ناخالص داخلی گریبانگیر کشورهای توسعه یافته غربی خواهد شد.
اتفاقا در همان سالها هم نفس اقتصاد سرمایهداری به شماره افتاده بود و بسیاری از تئوریسینهای همین اردوگاه بحران 1929 را پایانی بر رویاهای شیرین خود میدانستند. اما ظهور جان مینارد کینز، اقتصاددان انگلیسی و نوع نگاه جدید او به اقتصاد سرمایهداری موجب شد تا غرب با نسخههای کینز خود را از منجلاب 1929 بیرون بکشد و تمام تیرهبختیهای خود را فراموش کند.
مدلی که کینز برای نجات اقتصاد بحرانزده غرب ارائه داد، اتفاقا مبتنی بر دخالت بیشتر دولت در اقتصاد بود؛ مدلی که البته بیشتر مناسب اوضاع بحرانی بود، نه شرایط عادی و زمانی که کارها طبق روال پیش میرود.
آیا جهان در انتظار کینز دیگری است تا دوباره اقتصادهای بحرانزده را از منجلاب بیرون بکشد؟ آیا نسخههای کینز جدید جهان غرب را از ورطه سقوط نجات خواهد داد؟ آیا بیماری اقتصادی امروز غرب با نسخههای بشری قابل معالجه است؟ آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد.
حمید اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: