jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۰۹۱۷۲   ۲۲ مهر ۱۳۸۷  |  ۰۱:۱۰

با محمود دو دانگه، رئیس موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی

حلقه‌های گمشده نظام توزیع باید تعریف شود

کمبود کالا‌، گرانفروشی‌، کم فروشی‌، ارائه کالا ی بی‌کیفیت‌، بسته‌بندی نامناسب‌، خدمات پس از فروش نامناسب و... همه از جمله مواردی است که تک تک مردم ایران به نوعی به صورت روزمره با ان مواجه هستند و انتقاداتی را به نظام توزیع کشور وارد می‌کنند که دلیل بروز چنین مشکلی نیز نبود یک سیستم شفاف و منسجم از مرحله تولید تا توزیع است که با عث شده کالاها گرانتر از قیمت واقعی و با کیفیتی نا مناسب به دست مصرف کننده نهایی برسد در حال حاضر که دولت و برنامه‌ریزان کشور مشغول بررسی و ارائه راهکاردر طرح تحول اقتصادی هستندو اصلاح نظام توزیع نیز به عنوان یکی از محورهای آن مطرح است گفت و گویی را با محمود دودانگه رئیس موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی که بررسی‌هایی را در این زمینه داشته اند انجام دادیم.

وجود واسطه‌ها ودلالان وچند دست گشتن کالا یکی از چالشهای نظام توزیع کشور است که باعث گران شدن کالا در سطح کشور شده و نبود  ارتباطی منسجم بین بخش تولید‌،  توزیع و مصرف کننده زمینه چنین معضلاتی را بوجودآورده است با توجه به اینکه طرح تحول اقتصادی که یکی از محورهایش اصلاح نظام توزیع است و مرکز پژوهش‌های بازرگانی بررسی‌هایی را در این خصوص انجام داده به نظر شما برای اصلاح نظام توزیع از چه مکانیزمی باید بهره جست؟ راهکارهایی که در این زمینه پیش بینی شده است را بفرمایید .

 موسسه مطالعات و  پژوهشهای بازرگانی با سابقه طولانی‌ای که دارد  کارهای نسبتاً  بزرگی  در حوزه بازرگانی انجام داده است و انتظار می رود که در ادامه هم بتواند آن نقش راهبری و اثر گذاری خود را بر مجموعه طرحهای اقتصادی کشور بگذارد. یکی از مشکلات بزرگ بازرگانی در حوزه داخلی نظام توزیع است که به صورتی غیر منسجم و ناکارآمد عمل می کند. در ابتدای شروع دولت نهم با توجه به رویکردی که در وزارت بازرگانی مطرح شد قراربراین شد تا از نظام‌های نوین بازرگانی استفاده کنیم شما اگر مطالعات اخیر را دررابطه با دیگر کشورها بررسی کنید  بیشتر مدیریت زنجیره تامین را می‌بیینم و در ادبیات و مطالعاتی که انجام شده یعنی ساختار نوین مدیریت بازرگانی در چارچوب مدیریت زنجیره تامین تعریف می شود شاید اولین کاری که  در دولت نهم شروع کردیم و به جد هم دنبال می کنیم و به نتیجه هم رسید و اثرات آن را در طرح تحول اقتصادی به طور کامل می بینید اینکه ما یک چارچوبی تهیه کنیم برای ساماندهی زنجیره‌های تامین کالا در کشور یعنی یک نظامی که 3محور را پیرامون خودش دارد. اولین محور زیر ساخت اطلاعاتی  مورد نیاز برای نظام توزیع یا زنجیره تامین است که موضوع کدینگ و اینکه هر کالایی یک کد یونیک داشته باشد و امکان رهگیری و پیگیری کالا در طول زنجیره وجود داشته باشد که مقدار تولید‌،  مقدارواردات‌،  عرضه‌،  مصرف و صادرات کالا را نشان دهد را د بر می‌گیرد. همه اینها رامی توان با استفاده از یک کد یونیک و واحد  پیگیری کرد که این کار در مرکز ملی شماره گذاری  کالا و خدمات شروع شد و به سرانجام رسید و الان خیلی از کالاها در این سیستم وارد شده‌اند و خیلی از شرکتها متقاضی عضویت در این سیستم هستند.

اما به نظر می رسد این طرح شما با عدم استقبال هم مواجه است؟

نیاز به فرهنگ سازی دارد البته به هر جهت کار بسیار بزرگی است. خیال نکنیم که این کار، کار دو ساله یا سه ساله است. این کار کاری است که سابقه 25 تا 30 ساله دارد و ابتدا در دانشگاه امام(ع) حسین شروع شده و در دانشگاه علم و صنعت پیاده شده و کاری است که الان در بخشی از وزارت بازرگانی درحال پیاده‌سازی است که ماحصل تلاش  بیش از 25 سال است. موفقیت آن نیز به نوعی تضمین شده است. به هر صورت در هر کاری یکسری مقاومت‌هایی وجود دارد و اگر شما بخواهیدسیستم را از وضعیتی که الان است  به وضعیتی که مطلوب  است تغییر دهید به دلیل آنکه باعث ایجاد شفافیت و انسجام در نظام توزیع  می شود خودش بعضاً مقاومت‌هایی را ایجاد می کند شاید دلیل عدم استقبال از سوی برخی از بخشها و کسانی که مقاومت می کنند این است که نگران شفافیت هستند چرا که شاید در عدم شفافیت منافع آنها بیشتر تامین می شود ولی به هر صورت ما چاره ای جز اینکه به سمت یک نظام کدینگ شفاف وواحد برویم نداریم و این مسیر دارد دنبال می شود .

بخشی از اقتصاد ما اقتصاد پنهان است که معاملات قابل تو جهی هم از طریق اقتصاد پنهان صورت می گیرد ؟ این طرح چطور در این بخش عمل می کند؟

اگربرهمین مجموعه کالایی که در بخش بازرگانی در وزارت بازرگانی برای نظام توزیع دارد توزیع می‌شود  نظارت بکنیم  و از فناوری‌های نوین بهره برداری کنیم طبیعتاً انتظار می رود در کوتاه مدت بتوانیم  اقتصاد زیر زمینی یا این معاملات پنهان را‌کاهش دهیم و در نهایت به حداقل برسانیم .

آیا با اقتصاد دولتی می شود واقعاً چنین کاری را کرد ؟

خوب اینها مجموعه کارهایی است که باید انجام شودو در راستای اصل 44 همه موضوعات را باید با همدیگر نگاه کنیم، طرح تحول اقتصادی را که به نوعی مطرح شده در راستای پیاده شدن اصل 44 است یعنی چاره‌ای جز اینکه به سمت اقتصاد بازار و اقتصاد بخش خصوصی برویم نداریم البته نباید از حد تعادل خارج شویم وباید هدایت و مدیریت ساختار دولتی وجود داشته باشد ولی اجرا کاملاً دست بخش خصوصی باشد چون با انجام کار در بخش خصوصی ما امکان رقابت و اثر بخشی بیشتر کارها را داریم ولی در ساختار دولتی به دلیل ساختار آن شاید این کار به درستی و راحتی امکان پذیر نباشد .

به گفته مسولان صنوف کشور،نزدیک به 40شرکت عمده  پخش در دست دولت است با این تفاسیر آیا بخش خصوصی می تواند از آزادی عمل برخوردار باشد و نظام توزیع را در دستش بگیرد ؟

 اینکه مطرح می کنند40 شرکت بزرگ پخش در دست دولت است بایدبخش خصوصی را دراین مسیر  هدایت و توانمند کنیم که این پویایی را به دست آورد چون در صورت عدم توانمندی این واگذاری‌ها امکان پذیر نیست اگر شما مجموعه این کارها را با هم پیش ببرید تصورم این است که به راحتی این کارها اتفاق بیافتد.

شما به 3 بخش اشاره فرمودید به جز بخش‌ زیر ساخت‌های اطلاعاتی دو بخش دیگر کدام است؟

بله یکی زیر ساخت اطلاعاتی است که خیلی مهم است و حتماً باید با تکیه بر فناوری اطلاعات تجهیزو جلو برود. موضوع بعدی اینکه شما امکان مدیریت جریان فیزیکی کالاها  را در طول زنجیره تامین داشته باشید یعنی شما اگر امکان مدیریت کالاها را چه در حمل و نقل چه درتوزیع نداشته باشید طبیعتاً امکان مدیریت این سیستم توزیع را نخواهید داشت یعنی اینها مکمل همدیگر هستند اگر شما نظام کدینگ یکپارچه و یونیک را نداشته باشید در واقع نمی توانید کالاها را مدیریت کنید اگر در طول این زنجیره امکان مدیریت بر جریان فیزیکی و حمل و نقل و انبار را نداشته باشید امکان مدیریت جریان را نخواهید داشت و محور سوم محور هماهنگی است یکی از مشکلاتی که ما الان در نظام توزیع داریم ضعف در هماهنگی بین ارکان نظام توزیع است چون نظام توزیع فقط وزارت بازرگانی وبخش بازرگانی نیست نظام توزیع حلقه‌های مختلف دارد آخرین حلقه آن واقعاً وزارت بازرگانی است و اگر شما کارهای مقدماتی را به صورت اصولی و مناسب در حلقه‌های مختلف انجام ندهید و آن هماهنگی لازم وجود نداشته باشد طبیعتاً در آن حلقه آخر هم مشکلاتی خواهید داشت.

می شود در مورداین ناهماهنگی بیشتر توضیح دهید؟

به هر صورت تولید چه در بخش صنعت چه در بخش کشاورزی حلقه ای است که بسیار مهم است شما اگر اطلاعات درستی از میزان تولید و میزان عرضه  نداشته باشید نمی توانید مدیریت مناسبی بر نظام توزیع بکنید فرض کنید بخش کشاورزی می گوید من اینقدر عرضه گندم دارم بخش بازرگانی باید با اتکا به اطلاعاتی که از بخش کشاورزی  می آید مدیریت کند که چقدر وارد کند و چقدر صادر کند اگر اطلاعات اطلاعات درستی نباشد طبیعتاً اینطرف هم ما دچار مشکل خواهیم بود.

خوب دراصلاح نظام توزیع چگونه ایجاداین هماهنگی دیده شده است ؟ 

در اصلاح نظام توزیع بخشی از اصلاح فرآیندی است یعنی فرآیندهای کاری باید یکپارچه باشند یعنی دیتا و اطلاعاتی که در بخش کشاورزی و یا صنعت تولید می‌شود کاملاً درست و منطقی باشد و اطلاعات به صورت درست و به موقع به دست بخش بازرگانی برسد. 

اینها شاید تصورات ایده آل ماست اما در عمل ما درجمع آوری اطلاعات صحیح آماری خیلی مشکل داریم از کجا می توانیم در واقع مطمئن باشیم که این آمار و اطلاعات درست است ؟

خوب یکی از مشکلاتی که ما در آمار داریم همین عدم وجود کد یونیک و واحداست چرا که ما یک محصولی را با کدهای مختلف می شناسیم بخش کشاورزی به شما می گوید که من یک محصول را با فلان کد تولید می کنم شما چون آمارتان با آمارکشاورزی یکی نیست ممکن است یک مقدار اختلاف در این حوزه وجود داشته باشد که تصور من این است که اگر این کدینگ یکپارچه پیاده شود بخشی از مشکلات آماری و تعامل بین بخشهای مختلف قابل حل است. 

پیاده کردن کدینگ در بخشهای مختلف  چگونه پیش می رود؟

الان در جریان هستید تلاش زیادی در مجموعه وزارت بازرگانی دارد انجام می شود که این گسترش پیدا کند. در حوزه‌های مختلف ازجمله  بخش صنعت استقبال خوبی شده  بخشهای دیگر هم همین طور دارند ورود پیدا می کنند و به هر صورت نیاز به فرهنگ سازی و اطلاع رسانی دارد. 

فکر می کنید چند سال طول می کشد که بخش کشاورزی وبخش صنعت بتوانند آمارو اطلاعات محصولات خود رابه صورت صحیح و شفاف در این سیستم ارائه دهند ؟

به هر صورت این را نمی شود خیلی اجباری کرد باید یکسری از شرایط را مهیا کنیم برای بخشهای مختلف که هر کسی که ورود به این سیستم پیدا کند از مزایای بخشهای مختلف استفاده کند و تشویق شود که از این نظام استفاده کند خوب طبیعتاً نیاز به پشتیبانی‌های قانونی  دارد، تصور من این است که مشکل زیادی نباید در این حوزه داشته باشیم ما می توانیم امیدوار باشیم که ظرف دو سه سال آینده این نظام واقعاً پیاده شود یعنی بر اساس این سیستم ما گزارشات و هماهنگی‌های لازم را دنبال کنیم .

در حال حاضر در خصوص  میزان تولید محصولات باغی و زراعی  اختلاف نظر وجود دارد و همین اختلاف نظر و اطلاعات نادرست گاهی اوقات سبب می شود که ما برنامه ریزی نادرست هم داشته باشیم بطوریکه یکبار با مازاد محصول مواجه هستیم و یکبار دیگر با کمبود محصول و این مشکل ایجاد می کند در برنامه ریزی من میخواهم بدانم این آمار و اطلاعات چگونه می خواهدجمع آوری شود که آمار درستی باشد؟

 اتفاقاً یکی از موضوعاتی که در کشورهای دیگر دارند راجع  به آن عمل می کنند برنامه ریزی کشاورزی است یعنی اینکه ما نیاییم منفعلانه عمل کنیم و  ببینیم چقدر کشاورز کاشته حالا اطلاعات را بگیریم حالا درست یا غلط و به بخشهای دیگری بدهیم بلکه بیاییم یک فضای دیگری را دنبال کنیم یعنی اینکه برنامه ریزی متمرکز انجام دهیم و بگوییم ما آمایش کشاورزی انجام می دهیم یعنی چه یعنی اینکه ما بگوییم چقدر سیب زمینی‌،  گندم‌،  پیاز‌،  و ... نیاز داریم و همه این موضوعات را جمع آوری کنیم و کشاورز را به نوعی هدایت کنیم که چی بکارد  بهتر است یعنی برنامه ریزی را بعضا ً از بالا داشته باشیم نه اینکه امسال گوجه فرنگی وضعش خوب است همه بیایند گوجه فرنگی بکارند بعد عرضه زیاد شود گوجه فرنگی زیاد شود و بعد در خیابان یا اینطرف و آنطرف ضایع شود یا فرضاً سال دیگر پیاز‌،  سیب زمینی یا یک محصول دیگر با  این مشکلات مواجه شود لذا اگر ما برنامه ریزی مان را متمرکز کنیم و کشاورز از ما و بخش کشاورزی مشاوره  بگیرد که امسال مثلا در 100 هکتار 200 هکتار زمین چی بکاردو متناسب با اقلیم و سایر پارامترها پیش برود.

در اصلاح نظام توزیع آیا درشبکه توزیع  که تولید تا مصرف را  در بر می‌گیرد پیش بینی شده که با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و صنایع با برنامه ریزی تولید شاهد  این مشکلات نباشیم ؟

  بله جلسات مستمر و منظمی با کسانی که موثر در بخش بازرگانی  هستند برگزار می شودتا خلاء‌ها از بین برودو پیشنهادهایی که لازم است به بخش کشاورزی و صنعت داده می‌شود که حلقه‌های قبل از بخش بازرگانی ازآمادگی لازم بر خوردار باشند. 

اینها همه در حد پیشنهاد است ؟

ما فقط می توانیم  پیشنهاد بدهیم اما اجرای آن باید در حوزه‌های دیگر اتفاق بیفتد .

اما به نظر می رسد برای  اصلاح  نظام توزیع باید یک چارچوب قوی وجود داشته باشد که در آن چارچوب همه ارگانها عمل کنند و فقط در حد یک پیشنهاد نباشد ؟

 البته فرمایش شما کاملاً متین و منطقی است که اگر شما بخواهید نظام توزیع را اصلاح کنید حتماً باید حلقه‌های قبل از نظام  توزیع را هم بررسی کنید و بازبینی کنید و یک بررسی مجدد کنید  اما عرض من این است که تمرکز ما در بخش بازرگانی عمدتاً خود نظام توزیع است اینکه ما این زیر ساخت لازم را فراهم کنیم وزیرساخت کدینگ را بصورت یکپارچه و هماهنگ پیاده کنیم و به اصناف کد بدهیم. ما الان کالاها را کد گذاری می‌کنیم  وبه واحدهای عرضه کالا یعنی واحدهای صنفی کارتی می‌دهیم  تحت عنوان  ملت کارت اصناف که تمام مبادلات او می تواند در قالب آن مدیریت شود طبیعتا استفاده ازتجارت الکترونیک  در بازرگانی داخلی می تواند خیلی از عدم شفافیت‌ها، اقتصاد پنهان یا تخلف واحد‌های صنفی را کم کند و می تواند یک نظام توزیع منسجم و سالمی ایجاد کند.

آیا مبادلات از این طریق به راحتی صورت می‌گیرد؟

الان مبادلات به شکل کاملاً نظام‌مند می تواند صورت بگیرد عرضه کننده می تواند کاملاً بداند که به کجا عرضه کند‌،  کسی که سفارش می دهد می تواند کاملاً در قالب  این کار سفارش دهد تعاملات مالی فیما بین می تواند مدیریت شود و از طریق همین کارت انجام شود فکر
می‌کنم یک بستر مناسب را فراهم کند برای اینکه معاملات در سطح خرد کاملاً به صورت اثر بخش انجام شود و یک سری از این مسائل و مشکلاتی که وجود داردحل شود، شمابرخی کالاهایی را که در مغازه می بینید اصلاً استاندارد نداردوازکیفیت لازم برخوردارنیست  ولی دارد عرضه می‌شود و پیگیری هم که می کنید دستتان به جایی بند نیست ولی با اجرای این سیستم  چون  عرضه کننده کاملاً شناسنامه دارد و فروشنده هم در قالب آن کاملاً شناخته شده است شما می توانید پیگیری کنید که این از کدام واحد تولیدی آمده‌، کی عرضه کرده کی فروخته و حمایت از مصرف کننده هم می تواند درقالب آن کاملاً انجام شود

در واقع مساله قاچاق هم کاملاً منتفی می شود ؟

بله. قاچاق را هم کاهش می دهد.

یکی از راهکارهایی هم  که سایر کشورهابه دنبال ان رفته اندتوسعه فروشگاههای زنجیره ای است  و به سمت برند سازی رفته اند وکالایی هم که آنجا توزیع می شود با یک قیمت و کیفیت یکنواختی به دست مصرف کننده می رسد ولی در کشور ما متاسفانه به ازای هر 33 نفر یک واحد صنفی وجود دارد آمار بسیار بالا‌یی است فکر می‌کنید با این گستردگی واحدهای صنفی که قارچ گونه هم رشد کرده اند بتوان اینها را در قالب فروشگاههای زنجیره ای هدایت کرد؟

سوال شما جوابش کاملاً مثبت است هیچ مشکلی برای اینکه این کار انجام شود وجود ندارد منتها فروشگاههایی که الان ما در کشور تحت عنوان فروشگاههای زنجیره ای داریم فروشگاههایی هستند که شاید بیشتر اسمشان فروشگاههای زنجیره ای است امااز آن ویژگیهایی که یک فروشگاه زنجیره ای اثر بخش می‌تواند  برای مردم داشته باشد از جمله رفاه‌،  کیفیت و قیمت مناسب  واقعاً کمتربر خوردار است. در بحث نظام توزیع هم یکی از موضوعاتی که مطرح شده است همین است و با چنین هدفی ایجاد فروشگاههای ایرانیان یه منظور برند سازی مد نظر قرار دارد و آن ویژگیهایی که یک فروشگاه زنجیره ای بسیار خوب می تواند داشته باشد این فروشگاه‌ها باید برخوردار باشند و دیگر به شکل  فروشگاههای زنجیره ای  که ما الان داریم و فقط دارند غرفه داری می کنند نخواهد بود .

یعنی قیمتها در فروشگاههای زنجیره ای بالا است ؟

بله قیمتها نوعاً پایین نیست واقعاً به خاطر اینکه صرفاً دارند غرفه داری می کنند .

چه اتفاقی باید بیفتد که قیمت در این فروشگاهها پایین و کیفیت بهتر شود ؟ منظورم این است که در کشورهای دیگر چگونه عمل می کنند ؟

اینها توانسته اند  زنجیره را کاملاً سامان بدهند یعنی از مزایای خود استفاده کننداما این اتفاق برای ما نمی افتد ما مثل یک مغازه بزرگ عمل می کنیم. اگر شما به زنجیره نگاه کنید از تولید تا عرضه را در بر می گیرد در واقع این فروشگاههایی که برند ایجاد کرده اند و توانسته اند به نوعی شرایط لازم را برای مصرف کنندگان خودشان از لحاظ قیمت و کیفیت مناسب فراهم کنند سعی کرده اند که از ابتدا تا انتهای زنجیره حضور داشته باشند یا خودشان حداقل مدیریت کنند که کالاهای عرضه شده با قیمت و کیفیت مناسب ارایه شود در زمان عرضه‌،  خرده فروشی و خدمات پس از فروش هم همینطور یعنی همه حلقه‌های زنجیره را کنار یکدیگر واقعاً فراهم کردند تا بتوانند مدیریت کنند و قیمت مناسب در بیاید . در صورتی که در کشور ما اینطور نیست عین یک مغازه بزرگ عمل می‌کنیم، ضمن اینکه بدتر از فروشگاههای بزرگ است به خاطر اینکه یک فروشگاه یک فروشنده  دارد که جنس را عرضه می کند یعنی فقط هزینه اجاره و از این نوع موضوعات را دارد ولی فروشگاه زنجیره ای هم پول  خودش را از کسی که فروشگاه را اجاره کرده است می گیرد هم کسی که غرفه را اجاره کرده است می خواهد سود خودش را بدست بیاورد طبیعتاً هزینه‌ها اضافه تر می شود .

آیا با ایجاد شرکت ایرانیان که اصناف هم مطرح کرده اند که واحدهای صنفی کل کشور را به صورت زنجیره به  هم وصل می کنند  فکر نمی کنید  که همان مشکلی که در فروشگاههای زنجیره ای بدون فراهم بودن حلقه‌های قبلی پیش آمده این اتفاق در این قضیه هم بیفتد ؟

 اگر این اقدام با نگاه به حلقه‌های قبلی و بعدی باشد طبیعتاً مشکلی پیش نمی آید ولی اگر قرار باشد که فقط واحدهای صنفی را جایی متمرکز کنیم این دوباره همان مشکلی که الان در فروشگاههای زنجیره ای وجود دارد پیش می آید .

آیا مرکز پروهش‌های بازرگانی  با اصناف در ارتباط است تا بتواند با در اختیار گذاشتن نتیجه بررسی‌ها ازاشکالات طرح  جلوگیری کند ؟

ما واقعاً یک طرح پژوهشی هم در موسسه انجام داده‌ایم برای اینکه این مشکل را حل کنیم برای تصمیم گیرندگان برای اینکه دوباره در دام آن فروشگاههای زنجیره ای قبلی نیفتیم این هماهنگی دارد اتفاق می افتد فکر می کنم با تجربه ای که از فروشگاههای زنجیره ای قبلی داشتیم مساله ای نداشته باشیم .

چگونه می خواهید سازماندهی کنید؟

الان جزئیاتش را ندارم اجازه دهید این را با اطلاع کامل در فرصتی توضیح خواهم داد. 

وقتی بحث از نظام توزیع می شود زیر ساختها خیلی اهمیت پیدا می کنند در واقع پایانه‌ها‌، انبارها‌،  سردخانه‌ها، بحث حمل و نقل و سایر مواردی که در اصلاح نظام توزیع اهمیت دارد این را چگونه دیده اید و برایش چگونه برنامه ریزی شده است ؟

در نظام نوین بازرگانی  مدیریت زنجیره تامین اهمیت بسیاری دارد یکی از ابعادش همانطور که عرض کردم زیر ساخت اطلاعاتی است‌، یکی هم زیر ساخت فیزیکی است یعنی همان انبارها‌،  پایانه‌ها و شرایط حمل و نقل مناسب است و بعد سوم هم همان زیر ساخت هماهنگی است که هنوز خیلی به آن نرسیده ایم بپردازیم اصلاً شما نظام توزیع مناسب را نمی توانید داشته باشید مگر اینکه زیر ساخت فیزیکی لازم را داشته باشید. آن کیفیت لازم را شما نمی توانید به مشتری و مصرف کننده نهایی عرضه کنید مگر اینکه شرایط عرضه شرایط نگهداری و شرایط حمل و نقل مناسب داشته باشید. در این زمینه کشور ما واقعاً مشکلاتی دارد طبیعتاً یکی از مهمترین اقلامی که مهم بود و مورد توجه قرار گرفت همین بحث گندم است که از این منظر سیلو سازی  در دولت نهم راه افتاد و فکر می‌کنم بخش خصوصی در این زمینه خیلی حرکت خوبی کرد و برخی از سیلوها راه افتاده و برخی از سیلوها دارد برای افتتاح آماده می شود. خوب سرد خانه‌هایی که باید راه بیفتد یا پایانه‌هایی که در حوزه‌های مختلف دارد طراحی  می شود می تواند به آن نظام نوین توزیع کمک کند و آن ویژگیهای لازم را داشته باشد آنجا کاملا پیش بینی شده که چه تسهیلاتی باید ارائه شود .

با توجه به اهداف پیش بینی شده چشم انداز 20ساله کشور و ساختار اقتصادی کشور چگونه باید حرکت کنیم ؟

ما یک چشم اندازی برای خودمان تعریف کرده ایم که در افق چشم انداز به کجا باید  برسیم. واقعیتها را اگر نگاه کنید و مطالعه کنید که شرایط کشورهای دیگر چگونه است و چگونه دارند حرکت می کنند و واقعیتهای خودمان را نگاه کنیم ما با وضعیت و روندی که الان داریم به سختی می توانیم به شاخص‌هایی که در چشم انداز به آن توجه کردیم برسیم آن روندهای که وجود دارد پر نوسان است از جمله نرخ تورم‌،  نرخ اشتغال، نرخ سرمایه گذاری و شاخص‌های اقتصادی طبیعتاً باید یک فکر اساسی کرد. اساسی ترین فکرو کار این است که ما حرکت سریعی داشته باشیم برای رسیدن به اهدافی که برای اصل 44 پیش بینی شده است یعنی همه هدفها و حرکتهای ما باید به آن سمت نشانه گیری شود منتها آن طرح تحول اقتصادی هم که تعریف شده است، محور و شالوده اساسی آن کاهش  یارانه‌هاست برای اینکه ما بتوانیم به آن اهدافی که در طرح متذکر شده ایم برسیم شما الان مسائل و مشکلات اقتصادی را کاملاً درک می کنید معضلاتی که در حوزه بهره وری وجود دارد کاملاً مشخص است ما روند بسیار کند رشد بهره وری داریم بعضاً افول است یا روند کاهش بهره وری را داریم اینها هم متاثر از این است که هدفمند سازی مناسبی انجام نشده‌،  حامل‌های انرژی با قیمت اصلی عرضه نمی شود ما چاره ای جز اینکه جهشی در حوزه اقتصاد داشته باشیم نداریم واقعاً چاره ای جز این نیست این طرح تحول هم که تعریف شده برای اینکه این جهش اتفاق بیافتد و ما به اهداف اصل 44 دست یابیم.

سیما رادمنش‌

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
یقینا «خیر» است

یقینا «خیر» است

نشست خبری آقای رئیسی به عنوان رئیس‌ جمهور منتخب در فاصله کوتاه بعد از پیروزی در رقابت‌ های انتخاباتی آن هم با حضور تعداد زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی که به طور معمول سوالات چالش‌ برانگیز در حوزه‌های بین‌المللی و موضوعات مرتبط با سیاست داخلی ایران را مطرح می‌کنند، در نوع خود حاکی از شجاعت بالای اوست.

همان امام رضایی که داشتم، دارم

همان امام رضایی که داشتم، دارم

بارها وقتی پسرم یا دخترم در حیاط و روی مرمرهای خنک و تمیز صحن‌تان بدو بدو می‌کردند، همان‌طور که یک چشمم به گنبد شما بود و یک چشمم به بچه‌ها که گم نشوند و سکندری نخورند و نیفتند، به این فکر می‌کردم یعنی همین‌ قدری که مشهد رفتن کودکی‌های ما کیف می‌داد، مشهد رفتن اینها هم کیف می‌دهد؟ همان‌قدر به ما که خوش می‌گذشت به اینها هم خوش می‌گذرد یا نه؟

توسعه تجارت از طریق دیپلماسی اقتصادی

توسعه تجارت از طریق دیپلماسی اقتصادی

دولت یازدهم و دوازدهم تمام تمرکز خود را روی حوزه خارجی، دیپلماسی سیاسی و پیش‌بردن قرارداد برجام گذاشت که این امر نیز صرفا وعده‌ای بیش نبود، به‌طوری‌که در هشت سال گذشته شاهد آن بودیم که در وضعیت اقتصادی کشور، وضعیت اشتغال و معیشت مردم گشایشی به‌وجود نیامد و حتی سفره مردم نیز کوچک‌تر شد و در کنار کاهش ارزش پول ملی اغلب خانوارها قدرت خرید خود را از دست دادند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر