در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
والفجر 8 قرار است روایت عملیات معروف رزمندگان ایرانی در برابر سربازان رژیم بعث را با دیدی تازه روایت کند. شما میتوانید بهطور مستقیم در این عملیات نقش داشته باشید. انتخاب سوژه جای تقدیر و تشکر دارد زیرا واقعا بهتر از این نمیشود شرح این وقایع تاریخی را به نسل جدید منتقل کرد. در کنار انتخاب خوب سوژه، بخش کارگردانی هنری هم وظیفهاش را به بهترین نحو انجام داده است. منوها، موسیقی و صدها جزییات گرافیکی بهخوبی حال و هوای جنگ را القا میکنند.
اما میرسیم به روند بازی که مهمترین بخش یک بازی است. همانطور که گفتیم گروه سازنده بهخوبی خصوصیات بازیهای موفق این سبک را مطالعه و آنها را در بازی خود پیاده کرده است. اول هر ماموریت باید بر اساس نوع نیاز، دو رزمنده با خصوصیات لازم را انتخاب کنید. کنترل رزمندهها واقعا عالی است. کلیدهای میانبر بهخوبی در صفحه پخش شدهاند و کلیدها طوری انتخاب شدهاند که با عملکردشان به فارسی مطابق باشند. مثلا برای شنا کردن باید کلید «ش»(A) را بزنید یا برای پرتاب نارنجک کلید «ن» (K) لازم است. همه نیازهای شما برای انجام یک عملیات چریکی از نوع «کماندوز» در بازی والفجر 8 فراهم شده است. با زدن کلیدAlt ، همه نوارهای صفحه حذف میشوند تا بتوانید هرچه بهتر رزمندهها را هدایت کنید. رعایت چنین جزییاتی نشان میدهد که تیم سازنده کاملا به خصوصیات یک بازی خوب واقف بوده و مخاطب را هم خوب میشناخته است.
اما والفجر 8 یک مشکل بسیار بزرگ دارد. آن هم این است که نمیتوانید آن را ذخیره کنید. بعید میدانم تیمی که به این خوبی یک بازی استراتژی تاکتیکی را میسازد، نداند که قابلیت ذخیره بین بازی، یکی از اجزای جدانشدنی بازیهای استراتژی هستند. هر چه در ذهنم مرور کردم، نتوانستم یک بازی استراتژی را پیدا کنم که قابلیت ذخیره در میانه بازی نداشته باشد! سبک بازی همانند کماندوز یا نجات بندر است، یعنی در یک نقشه با تعداد زیادی دشمن سر و کار دارید که محدوده دید آنها با هم تداخل میکند. امکان ندارد کسی بتواند تنها با نگاه کردن به حرکت دشمنها مسیر بهینه عبور از آنها را حدس بزند.
والفجر یک بازی تاکتیکی است نه معمایی. این سبک بازی مساوی است با آزمایش و خطا. وقتی هم بحث آزمایش و خطا پیش بیاید، جریمه کردن بازیکن پس از مردن و فرستادنش به اول ماموریت، کار غیرمنصفانهای است. فراموش نکنید که والفجر 8 و کلا بازیهای استراتژیک، بازیهای سریعی نیستند که بازیکن پس از مردن بتواند در مدت زمان کمی دوباره به جایی که مرده بود، برگردد. زمان رسیدن به هر بخش از مرحله از یک حدی کمتر نمیشود و هر بار باید مانند دفعه اول زحمت بکشید و عرق بریزید. اگر این بدبختیها کم نیست، این را هم اضافه کنید که زمینها پر هستند از مینهای مخفی که بهصورت کاملا اتفاقی در مرحله پاشیده شدهاند و همیشه در مواقع حساس رزمندهها پایشان روی یکی از آنها میرود. اگر بخواهید در هر قدم زمین را برای مین اسکن کنید، رفتن از یک طرف نقشه به طرف دیگر نیم ساعت طول خواهد کشید.
از اینرو نبودن قابلیت ذخیره باعث شده همه زحمتهای سازنده به هدر برود. با وجود روند کند بازی که مربوط به ذات بازیهای استراتژی است، بازیکننده نهایتا 20 بار ممکن است یک مرحله را تکرار کند. اما بعد از بار بیستم هیچ انگیزهای نمیتواند او را وادار کند تا از اول مرحله را آغاز کند. تنها توجیه این موضوع در ذهن من این است که سازندهها نمیخواستهاند با گذاشتن قابلیت ذخیره، به بازیکننده اجازه بدهند چهار مرحله بازی را در عرض کمتر از سه ساعت تمام کند. این نوع زیاد کردن زمان بازی کاملا اشتباه است و باعث افت شدید کیفیت گیمپلی میشود. بهجای حذف قابلیت ذخیره، میشد از راههای مخفی، چالشها (Challenge)، ماموریتهای جانبی و دهها روش کلیشهای و امتحان پس داده دیگر برای باز گردانیدن مخاطب به بازی استفاده کرد. بهعبارت دیگر برای بیشتر کردن زمان تعامل بازی کننده با بازی، باید برایش انگیزه و موانع جدید ایجاد کرد، نه اینکه در هر قدم جلوی پیشرفت او را گرفت. مثلا بهراحتی میشد در بخشهای مختلفی از هر نقشه، چیزهایی (از قبیل پلاکارد گمشده شهدای ایرانی یا اسناد عملیات دشمن) را قرار داد که جزو بازی نیستند، اما بازیکنندهها با جمع کردن آنها جایزهای نصیبشان میشود. با چنین روشهایی میشود بهسادگی بازیکنندهها را وادار کرد تا نقشهها را چند بار بازی کنند و همه جایشان را بگردند و در نتیجه، زمان تعامل آنها با بازی بیشتر شود.
بیصبرانه منتظر شماره بعدی از سری نبردهای ماندگار خواهیم بود که والفجر 8 نخستین آنها بود و بعد کربلای 3 است. امیدواریم در گامهای بعدی اینگونه مشکلات اساسی کمتر و کمتر شوند.
سید طه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: