سینما در هفته‌ای که گذشت‌

همه طرفداران سارا پیلین و پل نیومن‌

مطبوعات اروپایی و آمریکایی از بازتاب گسترده مرگ پل نیومن در مطبوعات ایرانی شگفت‌زده شدند. پل نیومن، بازیگر سرشناس آمریکایی دو هفته پیش به دلیل بیماری سرطان درگذشت و روز بعد عکس پل نیومن و خبر درگذشت او در صفحه اول بسیاری از روزنامه‌های ایرانی چاپ شد و برخی از روزنامه‌ها هم این خبر را با آب و تاب تمام و کمال در صفحات میانی خود چاپ کردند.
کد خبر: ۲۰۸۸۰۲

 این اتفاق چندی پیش درباره مرگ خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس ایرانی رخ داد اما واکنش ایرانی‌ها درباره مرگ پل نیومن آنقدر زیاد بود که آن طرفی‌ها را متعجب کرد که مردم ایران چرا باید آنقدر به پل نیومن علاقمند باشند که از مرگ او چنین منقلب شوند که در روزنامه‌های راستی و چپی مرگ او را منعکس کنند. پل نیومن بازیگر بزرگ و دوست داشتنی بود که فیلم‌های مطرحی را در پرونده کاری خود به ثبت رسانده بود. فیلم‌هایی که مردم ایران از پیر و جوان آنها را دوست داشتند. اما آیا هیچوقت پل نیومن از این دوست داشتن باخبر شد؟ آیا هرگز به این نکته فکر کرد که در یک کشور آسیایی و مسلمان طرفداران زیادی دارد که مرگش آنها را متاثر می‌کند؟ شاید اگر نیومن در زمان حیاتش به این نکته پی می‌برد در روابط دیپلماسی ایران و آمریکا تاثیر می‌گذاشت همچنانکه در زمان جنگ آمریکا و ویتنام توانست با واکنش‌های خود بر مسیر این جنگ تاثیر بگذارد.

البته ایرانی‌ها مدتی است با استفاده از دنیای مجازی و اینترنت به اتفاقات هنری، فرهنگی، سیاسی و... واکنش نشان می‌دهند. مثلا اکنون که سارا پیلین به عنوان معاون مک کین نامزد رئیس جمهوری آمریکا در برخی از کشورهای دنیا مطرح شده است و طبق گفته‌ها بین جوانان آمریکایی طرفداران زیادی پیدا کرده است؛ اکثر جوانان ایرانی هم او را می‌شناسند، با زندگینامه‌اش آشنا هستند و... اما نکته جالب اینجاست که برخی از سایت‌های خبری در هفته گذشته نوشتند که سارا پیلین ایران را نمی‌شناسد و دقیقا نمی‌داند که این کشور در کجا قرار دارد! پیلین پاسپورت ندارد و تاکنون از آمریکا خارج نشده است چون لزومی در این کار ندیده است.

پیلین به احتمال زیاد نمی‌داند که جوان‌های ایرانی چه ظاهری دارند و اعتقاداتشان چگونه است اما جوانان ایرانی که با اینترنت آشنا هستند، می‌دانند که پیلین کیست و حتی از چه رنگ‌هایی خوشش می‌آید. بمباران رسانه‌ای و خبری چیزی نیست که بتوان جلوی آن را گرفت. دنیای مجازی گستره خود را به روی همه مردم دنیا باز کرده است، آنهایی که می‌دانند از این دنیا چگونه بهره ببرند، برنده هستند و آنهایی که نمی‌دانند از این دنیا چگونه استفاده کنند، در انزوا می‌مانند. مثل بازیگران سینمای ما که در سراسر دنیای اینترنتی یک ستاره هم ندارند. اگر برنده شوند ویا دور از جان بمیرند بازهم یک ستاره در این آسمان چشمک نخواهد زد یا مثل برخی سیاستمداران که افراد گمنامی هستند و آن طرفی‌ها حتی نمی‌توانند نام آنها را درست تلفظ کنند.

واقعا اگر فرد یا گروهی پیدا شوند که علاقمند به کارهای پژوهشی باشند می‌توانند درباره علاقه ایرانی‌ها به شخصیت‌های خارجی تحقیق گسترده‌ای انجام دهند و آسیب‌شناسی مفصلی در این زمینه انجام دهند اما افسوس که علاقمندان و مسوولان علاقمند به پژوهش در کشور ما بسیار اندک هستند.

عصبانیت مجیدی از سینما، از شهردار و از...

آنهایی که با مجید مجیدی کار کرده‌اند یا از نزدیک با او آشنا هستند اذعان دارند که این کارگردان مطرح سینما گاهی خیلی زود عصبانی می‌شود و وقتی که این اتفاق می‌افتد خیلی دیر فیتیله این عصبانیت فروکش می‌کند.
البته بازهم آنهایی که با مجیدی کار کرده‌اند می‌گویند که او آدم بسیار رئوفی است و در پشت آن ستاره حلبی، قلبی از طلا دارد! مجیدی سر صحنه و زمان فیلمبرداری با عوامل سازنده شوخی  ندارد و همه باید به نحو احسن کارشان را انجام دهند. اگر در این زمان مجیدی بر سر کسی فریاد بزند هیچ‌وقت تلاش نمی‌کند از دل طرف این عصبانیت را در بیاورد چون آن فرد هر کس که می‌خواهد باشد کارش را درست انجام نداده است. اما اگر خشم مجیدی دامن فردی خارج از گروه را بگیرد، مجیدی در اولین فرصت از آن فرد دلجویی خواهد کرد.

اینها را گفتیم تا به این نکته برسیم که انگار مدتی است مجیدی از دست سینمای ایران ناراحت است و در اولین فرصتی که پیش می‌آید این دلگیری و عصبانیت را بروز می‌دهد. سال‌هاست که مجیدی به سینمای ایران اخطار می‌دهد که این سینما اگر به همین وضعیت به راه خودش ادامه بدهد از لبه پرتگاه به داخل دره سقوط می‌کند. اما این هشدارها هرچند درست هستند اما چون مخاطب مشخصی ندارند به سرانجامی نمی‌رسند. معلوم نیست مجیدی به مدیران سینما اخطار می‌دهد یا به فیلمسازان؟ اگر به مدیران باشد که قضیه مشخص است، چون مدیران سینمایی ایران بر این باور هستند که بهترین راه را می‌روند و خطا در کار آنها راه ندارد. سینماگران هم چون برنامه درستی از طرف مدیران دریافت نمی‌کنند و خودشان هم برنامه مشخصی ندارند. راه به جایی نمی‌برند و اتفاق خاصی نخواهد افتاد. از طرفی فضای فرهنگی کشور ما آنقدر از سوء‌تفاهم‌ها آکنده است که اگر فیلمسازی از سینمای مثلا مجیدی یا کارگردان دیگری خوشش بیاید و خواسته باشد آن نوع از سینما را در آثارش تکرار کند فوری به کپی‌برداری و تقلید از سینمای جشنواره‌ای متهم می‌شود. از طرفی واقعیت این است که در کشور ما و در زمینه فعالیت‌های فرهنگی و سینمایی‌مرام استاد، شاگردی منسوخ شده است و چون هیچکس، هیچکس را قبول ندارد هر کس راه خود را مستقیم می‌گیرد و می‌رود و به این گفته شازده کوچولو اعتنایی ندارد که اگر آدمی راه خود را بگیرد و مستقیم برود زیاد نمی‌تواند دور برود!

البته عصبانیت مجیدی چند روز پیش دامن کرباسچی را هم گرفت و این کارگردان که به مناسبت اکران فیلم آواز گنجشک‌ها سخن می‌گفت، کرباسچی را یکی از عواملی دانست که باعث شده سینمای ایران از فرهنگ بومی خود دور شود. چون کرباسچی بافت قدیمی شهر تهران را برای خیابان‌کشی و اتوبان‌کشی از بین برده است و نگذاشته این بافت قدیمی در فیلم‌ها تاثیر بگذارند. مجیدی آنقدر کارگردان خوب و مطرحی است که آدم دوست ندارد روی حرفش حرف بزند اما یکی نیست به آقای مجیدی بگوید کارگردان محترم اکنون که خیابان‌ها و بزرگراه‌های شهر تهران توسعه یافته است بازهم گره کور ترافیک و ازدحام ماشین‌ها مردم را کلافه کرده است وای به حال زمانی که تهران می‌خواست با همان خیابان‌های باریک و بدون بزرگراه به حیات خود ادامه دهد. از طرفی همه می‌دانند که تمرکز فیلمسازی در تهران یکی از مشکلاتی است که سال‌هاست سینمای ایران با آن درگیر است. فیلمسازان آنقدر تنبل و بی‌انگیزه شده‌اند که ترجیح می‌دهند فقط در تهران و آپارتمان‌های شیک و خیابان‌های عریض و طویل آن فیلم بسازند. به هر حال سال‌ها تقصیر را به گردن دیگران انداختن نتوانسته دردی از سینمای ایران درمان کند. شاید نسخه دیگری باید پیچیده شود و درمان دیگری کارساز شود. البته سخنان اخیر مجیدی اعتراض تعدادی از سینماگران را هم برانگیخت چون آنها بر این باور هستند که سینمای ایران مثل همیشه راه خود را می‌رود با این تفاوت که مردم با سینما آشتی کرده‌اند و از فیلم‌های سینمایی استقبال می‌کنند و گیشه سینماها روز به روز رونق بیشتری می‌گیرد. سینما فیلم تولید می‌کند تا مردم را به سالن‌های سینما بکشاند و در این راه موفق هم هست.

محمد آفریده، مدیر مرکز سینمای مستند و تجربی تنها مدیری بود که از سخنان مجیدی استقبال کرد و گفت که این مرکز در جهت سینمای متعالی همکاری خواهد کرد. این مرکز چند فیلم سینمایی را در دست ساخت دارد که از میان آنها می‌توان به فیلم پستچی سه بار در نمی‌زند به کارگردانی حسن فتحی اشاره کرد.

رادان و تام کروز

علاقه بازیگران مطرح سینمای ایران به داشتن یک رسانه مکتوب از اتفاقات جالبی است که در سینمای ایران در حال اتفاق افتادن است. البته همیشه مجلات سینمایی تمایل داشته‌اند که یک بازیگر سرشناس را در تیم تحریریه خود داشته باشند تا به واسطه آنها بتوانند به صفحات خود رونق بیشتری بدهند و بتوانند با بازیگران و کارگردانان درجه یک گفتگو و ارتباط داشته باشند.

بهرام رادان و محمدرضا فروتن دو تن از بازیگرانی هستند که در حال حاضر در تیم شورای سردبیری دو مجله عمومی حضور دارند. مجلاتی که با پررنگ کردن صفحات سینمایی خود خوانندگان و مشترکان خود را افزایش می‌دهند. رادان در یکی از شماره‌های مجله‌ای که دارد، گفتگویی از خود به چاپ رسانده است و در همین گفتگو عنوان کرده است که به تام کروز علاقه دارد. از منظر رادان تام کروز بازیگری است که فرم فیزیکی چهره‌اش جذاب است و بینی کروز حالتی مردانه به او داده است.

شاید به دلیل همین علاقه رادان به تام کروز است که این بازیگر به تهیه‌کنندگی هم علاقمند شده است و تصمیم دارد فیلمی با موضوع اجتماعی را برای ابوالحسن داودی تهیه کند(تام کروز سال‌هاست در کنار بازیگری، تهیه‌کنندگی نیز می‌کند).

حضور بازیگران سینما به عنوان تهیه کننده این حسن را دارد که آنها به دلیل آشنایی با مراحل مختلف تولید، شرایط ساخت یک فیلم را برای عوامل آسان‌تر می‌کنند. از بازیگران ایرانی که به کار تهیه‌کنندگی هم اشتغال دارند می‌توان به بیژن امکانیان و مجید مظفری اشاره کرد.

ملانصرالدین به روایت داریوش فرهنگ‌

هفته گذشته در خبرها آمد که داریوش فرهنگ تصمیم دارد سریالی بر اساس زندگی ملانصرالدین و حکایت‌های او بسازد. فرهنگ پیش از این با حضور در گروه سازنده سریال سلطان و شبان و فیلم کفش‌های میرزا نوروز نشان داده که استعداد و ذوق ساخت کار کمیک را دارد. ملانصرالدین هم از شخصیت‌های دوست داشتنی است که اکثر ایرانی‌ها او را می‌شناسند و به او علاقه دارند. البته خبر ساخته شدن سریال
ملا‌ نصرالدین در هفته  گذشته منتفی شد و سیما فیلم اعلا‌م کرد داریوش فرهنگ سریال دیگری را برای این مرکز خواهد ساخت. نکته دیگری که درباره ساخت این سریال وجود دارد این است که این سریال قرار است در مرکز سیما فیلم تولید شود. این در حالی است که مدتی قبل دکتر میرباقری، معاون سیما اعلام کرد که سیما فیلم فقط باید تله فیلم تولید کند. و ساخت سریال از دستور کار این مرکز خارج شده است.حالا معلوم نیست ملانصرالدین در کدام بخش سیما مقابل دوربین می‌رود!!

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها