در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ضرباتی که من ناخودآگاه به او وارد کردم تنها برای دفاع از خودم بود. او حتی به شکلی دیوانهوار خودش را با چاقو زخمی میکرد. نمیدانم چه قصدی داشت شاید فکر میکرد با این کار میتواند پلیس را قانع کند که من او را زخمی کردهام و از من انتقام بگیرد. او حتی ضرباتی به من وارد کرده است که هنوز هم بعد از گذشت 6 ماه آثار آنها به جامانده است. من جلوی چشمانم دیدم که او ناگهان نقش بر زمین شد. انگاری یکی از ضرباتی که خودش به بدنش وارد کرده بود ضربهای محکم بود که سبب مرگش شد. تماس با ماموران پلیس مرا خوشحال کرد و زمانی که آنها را دیدم متوجه شدم که نجات یافتهام. من تصور میکنم که در این درگیری حتما جان خود را از دست خواهم داد.» خانم «گالار هریسون» 19 ساله دانشجوی داروسازی دانشگاه آریزونا به اتهام به قتل رساندن هماتاقی 18سالهاش «میا هندرسون» به 25 سال حبس محکوم شد. این دختر 19 ساله که پس از شنیدن حکم دادگاه تنها لبخندی زد و از جایش بلند شد تا دادگاه را ترک کند متهم است با وارد کردن دستکم 23 ضربه چاقو به بدن هماتاقیاش سبب مرگ او شده است. مرگی که گالار ادعا میکند نقشهای پیچیده بوده که توسط خود مقتول طراحی شده بود. «من از زمانی که با «میا» هماتاقی شدم احساس بدی داشتم. من یک سال زودتر از او باید در دانشگاه حاضر میشدم اما به خاطر مشکلاتی که داشتم و عدم حضورم باعث شد که با او که سال اولی بود در یک اتاق در خوابگاه هماتاقی شوم. از همان روزهای اول متوجه شدم که او دل خوشی از من ندارد و دلش میخواهد که دوستانش به جای من هماتاقیاش باشند. او در طول چند هفته اول اقامتمان بارها به من گفت که جایم را با دیگر دوستانش در خوابگاه تعویض کنم تا او بتواند با آنها باشد. نمیدانم چرا احساس خوبی به من نداشت یا لااقل ترجیح میداد با دوستانش باشد. من که اصلا دلم نمیخواست اتاقی را که به آن عادت کرده بودم ترک کنم در همان بار اول درخواستش به او گفتم که حاضر نیستم که جایم را با کسی عوض کنم و همین موضوع سبب عصبانیت و احساس تنفر در او شد. زمانی که با هم در اتاق بودیم دیگر یک کلمه هم با من حرف نزد و در واقع با من به طور کامل قطع ارتباط کرد. برای من اهمیتی نداشت که او چه میکند و یا چه حرفی پشت سر من میزند اما نگاههایش مرا آزار میدادند. میدانستم از من خوشش نمیآید و این موضوع مرا هم بسیار ناراحت میکرد تا این که موضوع دزدی از اتاقمان را پیش کشید.» طبق آنچه که در پرونده قتل این دختر جوان ثبت شده است حدود یک ماه قبل از مرگ وی او به دانشگاه اعلام کرده بوده است که از اتاق او به شکل مرتب دزدی صورت میگیرد و تاکنون بیش از هزار دلار از پولهای نقد وی گم شده است. در شکایتی که توسط میا تنظیم شده و به حراست دانشگاه تحویل داده شده بود او ادعا کرده بود که تصور میکند هماتاقیاش به اجناس او دست میزند و حتی از کیف پولش دزدی میکند. این پرونده شکایت همچنان باز بود تا جایی که در آخرین مرحله میا ادعا کرد که کارت شناسایی و کارت اعتباریاش را هم گم کرده است و تقریبا یقین دارد که هماتاقیاش از او دزدی میکند. در حالی که او هیچ مدرکی بر علیه گالار نداشت در آخرین مراجعه میا به حراست او عنوان کرد که قصد دارد به هر شکلی شده اثرانگشتی از هماتاقیاش به دست بیاورد تا ثابت کند که دزدی از وسایل او توسط همین دختر صورت میگیرد.
درگیری میان این دو هماتاقی تقریبا همه دانشگاه را مطلع کرده بود و همه میدانستند که گالار ظاهرا از کیف هماتاقیاش پول میدزدد. اتهامی که گالار نمیتوانست آن را تحمل کند. «او به شکل بدی با من لج کرده بود و انگار میخواست هر طور که شده ثابت کند که من دزد هستم. میدانستم که از این کار چه هدفی دارد او میخواست کاری کند که مسوولان خوابگاه با این ادعاهایش مرا از این محل اخراج کنند و او بتواند به راحتی با دوستانش در یک اتاق بماند. من هم به این موضوع تن نمیدادم و حاضر نبودم که کوتاه بیایم. به او گفتم که اگر قصد لجبازی و بردن آبروی من را دارد، من هم پا به پای او خواهم رفت و درگیری را ادامه میدهم. نمیدانستم او تا این حد دیوانه است که حاضر است برای محق نشان دادن خودش حتی از جانش هم بگذرد.» ماموران پلیس زمانی به خوابگاه دانشگاه وارد شدند که بدنهای نیمه جان دو دختر هماتاقی که غرق در خون بودند روی زمین افتاده بود. سرو صدای این دو دختر حدود ساعت 6 صبح باعث شده بود تا دیگر افراد خوابگاه با پلیس تماس بگیرند و از آنها درخواست کمک کنند. پس از انتقال این دو دختر دانشجو به بیمارستان مشخص شد که 23 ضربه چاقو به بدن میا وارد شده است که یکی از آنها به نزدیکی قلبش اصابت کرده و مرگش را رقم زده است. از سوی دیگر «گالار» جراحات زیادی برنداشته بود و میتوانست خیلی زود از بیمارستان مرخص شود و مورد بازجویی قرار بگیرد.
او از همان بازجویی اول ادعا کرد که زمانی که خواب بوده است متوجه شده که هماتاقیاش با چاقو به او نزدیک میشود و تنها توانسته است از خودش دفاع کند. وی مدعی بود آثار جراحتی که روی بدنش وجود دارد از حملات هماتاقیاش است و او درواقع قصد دفاع را داشته و حمله نکرده است. آزمایشات و کالبدشکافی روی بدن میا نشان داد که او از روبهرو هدف ضربات قرار گرفته و ضربات عمیقی که در کمرش وجود دارد نشان میدهد که فرد مهاجم کاملا مسلط و با هدف کشتن وی به او ضرباتی را وارد کرده است و تمامی ادعاهای گالار مبنی بر این که این حمله توسط هماتاقیاش آغاز شده و او آن را طراحی کرده بوده است کاملا دروغ است. «من او را نکشتم، او دختری روانی بود که برای ثابت کردن حرفهایش حاضر شد دست به کاری بزند که عمرش و جانش را از او گرفت. من متاسفم که او درگذشته است، اما من قاتل او نیستم.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: سیبیاس نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: