او در رادیو ایران گوینده برنامه «استودیو خانواده» و «پنجره» است، نمایش صدای عبرت متعلق به اوست. برنامه «آینه بیغبار» و «به افق آفتاب» را نیز در این شبکه گویندگی میکند و در شبکه جهانی صدای آشنا برنامه خالقان اندیشه را دارد. وی در رادیو قرآن، رادیو جوان و رادیو فرهنگ نیز فعالیت دارد.
تعریف شما از گویندگی رادیو چیست؟
آدمهایی که اینجا کار میکنند باید عاشق کارشان باشند. فکر میکنم یکی از زیباترین عشقهای پاک، گویندگی در رادیو باشد و ارتباطی که بین گوینده و شنونده برقرار میشود فوقالعاده زیباست چون فقط صداست که میماند و به دل مخاطب هم مینشیند. من عاشق کارم هستم و خیلی کارم را دوست دارم. تعریف من از گویندگی فقط صداست؛ صدایی که به دل مخاطب بنشیند.
لازمههای گویندگی رادیو از نظر شما چیست؟
خب اطلاعات عمومی خیلی مهم است. اطلاعات عمومی بالا در هر زمینهای یعنی آدم باید لیسانس اطلاعات عمومی از همه رشتهها داشته باشد.
یکی از برنامههایی که شما در رادیو ایران گویندگی میکنید استودیو خانواده است. به نظرتان تفاوت یک برنامه خانوادگی که از رادیو پخش میشود با یک برنامه خانوادگی که از تلویزیون پخش میشود در چیست؟
سوال مشکلی است. بستگی دارد به این که شنونده یا بینندهای که میخواهد در مورد خانواده چیزی بداند. برخی واقعا رادیوباز هستند، یعنی آنقدر رادیو را دوست دارند که تلویزیون راضیشان نمیکند یا دقیقا به عکس آنهایی که بیننده تلویزیون هستند میگویند رادیو یعنی چی خب این را که ما داریم تصویرش را میبینیم، اما فکر میکنم رادیو تاثیر بیشتری بگذارد. رادیو مثل کتاب خواندن میماند. شما به جای اینکه وقت بگذارید کتاب را بخوانی میتوانی آن کتاب را بشنوی حالا آن کتاب میتواند درباره ادبیات باشد، درباره تاریخ باشد، میتواند انرژی مثبت صبحگاهی بفرستد، میتواند شاد و طنز باشد، میتواند درباره خانواده باشد خیلی سریع و با آن ریتم مخاطب میتواند به چیزی که میخواهد از طریق رادیو برسد. به هر حال فکر میکنم رادیو تاثیرش بیشتر از تلویزیون باشد.
این که میگویند هر صدا در رادیو خاص یک برنامه است مثلا یک صدا خاص خواندن خبر است و ... یعنی چه؟
برخی صداها قابلیتهای زیادی دارند، اما برخی از دوستان هستند که صدایشان فوقالعاده زیباست، اما صدا یک ویژگی خاص دارد که فقط میتواند در یک برنامه خاص گویندگی کند.
آیا شما کار دوبله انجام دادهاید و مایل به انجام این کار هستید؟
دوبله خیلی کم انجام دادم ولی هیچوقت فرصت نکردم که بخواهم برای دوبله وقت بگذارم چون دوبلاژ هنر بسیار بسیار زیبا و با رادیو کاملا تفاوت دارد، یک تکنیک دیگری است و باید به خاطرش وقت گذاشت. من این فرصت را هرگز نداشتم، اما اگر روزی این فرصت را داشته باشم که بتوانم از پایه از پایین بخواهم شروع کنم قطعا این کار را خواهم کرد چون دوبله را خیلی دوست دارم.
از نظر شما ویژگیهای یک گوینده خوب رادیو چیست؟
باید صادق باشد. یک گوینده وقتی روی آنتن زنده با مردم صحبت میکند باید صداقت داشته باشد. به نظر من گوینده موفق گویندهای است که صادق باشد، دروغ نگوید، ریاکار نباشد. اگر واقعا یک مطلب زیبا میخواهد بخواند، اگر به آن اعتقاد ندارد به نظر من این کار را نکند بهتر است، چون ما میتوانیم به این نتیجه برسیم که خود گوینده نویسندگی برنامهاش را به عهده گیرد و آن چیزی را که دوست دارد بنویسد و اجرا کند. ویرایشگر داریم، سردبیر داریم و مدیر گروه داریم و آن متن در نهایت تایید میشود. هم رادیو آن را میپسندد و تایید کرده است و هم گوینده آن متن را قبول دارد که دیگر آن موقع به ریا تبدیل نمیشود.
یک گوینده رادیو باید مردمش را درک کند که خیلی مواقع ما این را نمیکنیم ولی باید این کار را بکنیم. اگر در زیر کولر نشستیم منظورم یک جای خنک است و میگوییم وضعیت ترافیک اینطوری است، واقعا مردم را درک کنیم که شنونده نگوید اینها دارند شعار میدهند و خودش نشسته در استودیو و نمیداند ترافیک چطوری است. باید مردم را درک کرد، حالا ترافیک مثال است؛ در هر چیزی.
یک گوینده رادیو چگونه در کارش تفاوت ایجاد میکند؟
خیلی باید بنشیند فکر کند که چه تواناییهایی دارد و اینها را بنویسد برای خودش روی کاغذ که من چه تواناییهایی را دارم چه تواناییهایی را ندارم و اگر آن نداشتهها را بدست بیاورد فکر میکنم گوینده فوقالعاده متفاوتی میشود.
در کارتان بداههگویی چقدر موثر است؟
یکی از ابزارهای کار یک گوینده تکنیک بداههگویی است و کسی که بخواهد بداههگو باشد باید اطلاعات عمومیاش به حدی باشد که با کلمات بازی کند و دوم اینکه باید از وقتی برنامه شروع میشود خودش را در برنامه غرق کند، در کارشناسی در تلفنها، در پیامکهایی که به برنامه ارسال میشود، موضوع برنامه دیالوگهایی که از روی متن خوانده شده یا خودش خوانده به همه اینها باید توجه کند که اگر هم بخواهد بداهه بگوید در جهت مخالف آب شنا نکند، اگر هم بخواهد بداهه بگوید باید نسبت به موضوع برنامه باشد، نسبت به فضای برنامه باشد. ما بعضی وقتها بداههگویی میکنیم اما از فضای برنامه کلا دور میشویم.
آیا شما قصد دارید بازیگری را بهطور حرفهای ادامه دهید؟
من کلا بازیگرم. من از اول بازیگر بودم. از همان موقع که وارد رادیو شدم با استادم و پیشکسوتم که خیلی دوستشان دارم جناب استاد حمید منوچهری، با ایشان فعالیتم را از سال 82 آغاز کردم. یکی از شاگردان ایشان بودم و تا الان هم در خدمت ایشان هستم و کنار ایشان هنوز دارم یاد میگیرم. بله من از اول بازیگر بودم و حالا نسبت به اینکه صدای من قابلیتی دارد کم و بیش برای گویندگی، در واقع گویندگی هم به من پیشنهاد شد و گویندگی هم میکنم ولی من در کل بازیگر رادیو هستم تا گوینده.
جاذبههای رادیو به نظرتان چیست، چه چیز رادیو شما را جذب کرد؟
صداهایی را که از بچگی دوست داشتم که این صداها واقعا چه شکلیاند. کسی که الان دارد حرف میزند این صدای زیبا واقعا چه شکلی است.
اینها برای آدم جذابیت ایجاد میکند به هر حال صدا چیز دیگری است اما شاید با تصویرش همخوانی نداشته باشد.
من چون عاشق این قضیه بودم که صداهایی را که زیباست و صداهایی که دوستشان دارم واقعا چه شکلیاند کسی که خیلی اکتیو و سرحال و شاداب دارد برنامه اجرا میکند واقعا چه شکلی است آیا واقعا در زندگیاش هم آنقدر شاداب است پس خوش به حالش یا اینکه نه او هم در زندگی دغدغهها و مشکلات و غم و غصه خودش را دارد، اما شغلش این است که نیم ساعت صبح بخواهد یک برنامه یا یک مسابقه خیلی شاد اجرا کند.
به نظرتان خوب است که گوینده رادیو صدایی دارد و مخاطب نسبت به این صدا پیشزمینهای از چهرهاش داشته باشد؟
یکی از قانونهایی که وجود دارد که بچههای رادیو نباید تلویزیون بروند همین است، به خاطر اینکه آن صدا آنقدر زیبایی دارد و آنقدر جذابیت دارد برای مخاطب که وقتی تصویرش را میبیند آن صدا لو میرود و آن صدا از آن عظمت و زیبایی در ذهن مخاطب اثری را که گذاشته اگر تصویر او را ببیند دیگر آن اثر را ندارد. من هم با این موافقم که صدا نباید لو برود مگر اینکه آن چهره با آن صدا آنقدر همخوانی داشته باشد که وقتی که مخاطب صاحب آن صدا را میبیند پس نزند.
کلام آخر؟
من تشکر میکنم همیشه از مخاطبان و مردم عزیزی که پیچ رادیو را باز میکنند تا ما را بشنوند که اگر آنها پیچ رادیوشان را باز نکنند که ما داریم برای خودمان در یک جعبه بال بال میزنیم و هیچ کس هم صدای ما را نمیشنود و کلام آخر اینکه خیلی دوست دارم یک محیطی در رادیو ایجاد شود که بچههای رادیو عاشقانه همدیگر را دوست داشته باشند و در کنار هم کار کنند به دور از هر حرف و حدیث و سخنهایی که پیش میآید.
مریم رضازاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم