وی خطاب به بازپرس رنگآمیز گفت: جوان شروری قصد ازدواج با دخترم را داشت، ولی از چند هفته پیش وقتی از دخترم پاسخ منفی شنید، مدام برای اعضای خانواده مزاحمت ایجاد میکرد و حتی دو بار از سوی کلانتری محل زندگیمان در شمال غرب تهران دستگیر و با ارائه تعهد به پلیس آزاد شد اما باز هم برای دخترم و دیگر اعضای خانواده مزاحمت ایجاد و ما را تهدید به قتل و ربودن میکرد و چند روز قبل هم به کمک یکی از دوستانش با قمه و چوب به مغازه همسایهام حملهور شده و شیشههای مغازه وی و خودرویش را شکسته و متواری شدهاند.
به دنبال این شکایت، پروندهای تشکیل و به مرکز پلیس تهران ارسال شد و ماموران، جستجوی خود را برای یافتن جوان شرور و همدستش آغاز کردند تا این که همدست وی دستگیر و برای ادامه تحقیقات به مرکز پلیس منتقل شد و در بازجوییهای پلیسی به همدستی با حسن شرور فراری در تخریب مغازه و خودروی همسایه شاکی اعتراف کرد.
ناکامی جوان شرور در ربودن دختر مورد علاقهاش
تحقیقات برای دستگیری شرور فراری ادامه داشت تا این که شاکی به مرکز پلیس مراجعه و عنوان کرده حسن شرور فراری با حمله به سوی دخترم در یکی از خیابانهای تهران، با زور و تهدید قصد ربودن وی را داشته است که 3 جوان بسیجی متوجه فریادهای کمکخواهی دخترم شده و او را نجات دادهاند، اما جوان شرور موفق به فرار شده است.
به این ترتیب، شرور فراری حسن به اتهام آدمربایی هم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دختر مورد علاقهاش برای تحقیقات به مرکز پلیس انتقال یافت و با اظهارات وی پس از پیگیری از سوی ماموران پایگاه دوم پلیس اطلاعات امنیت تهران شرور فراری دستگیر و تحقیق از وی آغاز شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم