در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عید، عید است چه فرق میکند در کجای جهان و به تماشای کدام گیاه به گناه ایستاده باشی؟ چه فرق میکند کدام سنگریزه را به کدام سمت پرتاب کرده باشی؟ چه فرق میکند با کدام دست آسمان را تا چار کنج نگاهت پایین آورده باشی و برای کدام دسته از کبوتران دلت را نذر کرده باشی؟ مهم این است که عید در راه است و ما باید به انتشار مهربانی، به تکثیر لبخند و انبساط عشق کمر همت ببندیم و دلمان را نذر اولین پرندگانی کنیم که بالهایشان بوی خیس باران میدهد.
فردا عید است. فردا درختان تا خورشید قد میکشند و سرشاخههای نیایشان آسمان را تصرف خواهد کرد. ماه اندک اندک آسمان را زیر بال میگیرد. شاید فردا که خورشید عید سایه گسترانید، بارانهای زهد از پنجههای فروتن بید مجنون تا سیاهی دل آسفالت نازل شدند و زمین بارور شد.
شاید فردا، انگشتانمان که در نیایش رمضان قد کشیدهاند، با یاالله، یاالله، یاالله متبسم شدند و ما دوباره بودنمان را جشن گرفتیم.
شاید فردا در سایه هر سنگی گلی سرخ شد تا شفق را شرمنده کند و در دل هر گیاهی قند آب شد تا شیرینی جهان را متبرک سازد.
شاید فردا ما مشتاقتر از همیشه آسمان را در آغوش گرفتیم و برای پرندگان هراس پناهگاهی شدیم تا آرامش دیریابشان را تکرار کنند.
فردا عید است و ما امروز با دلهایی که خاستگاه خداوندهای بومی است، با چشمهایی که از دلمان شروع میشود و نگاهی که دریا را به تلاطم میکشاند، به استقبال هم آمدهایم تا زلالیهایمان را تکثیر کنیم.
یک ماه باریدیم تا زلال شویم. یک ماه با قدمهای شکسته به استقبال صدای ملائک رفتیم و با دستهایی که به زحمت از آستین مرقع بیرون میآمد ستاره چیدیم، تا امروز بارانتر از همیشه جهان را به رویش بکشانیم.
امروز در استقبال عید، پرندهتر از همیشه، رهاتر از پرواز در سایه خورشید به تسخیر آسمان میرویم و زلال میشویم، زلال میشویم آنقدر که پرندگان از هرکجا که آسمان را شروع کنند، بر شانههای ما نازل خواهند شد.
دکتر محمود اکرامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: