فدرر در ایستگاه 13
راجر فدرر سوئیسی بالاخره با هر جانکندنی بود در سال 2008 بهعنوان قهرمانی در یک گرنداسلم رسید و به این ترتیب تعداد قهرمانیهایش در گرنداسلمها به عدد 13 رسید. حالا به یک قدمی پیت سمپراس رسیده که با 14 بار قهرمانی موفقترین تنیسباز در گرنداسلمهای تنیس است. فدرر را میتوان آخرین چهره مطرح در ورزش دانست. او پیش از حضور در مسابقات تنیس آزاد نیویورک از آغاز سال 2008 در هر چه گرنداسلم بود، ناکام شد. در مسابقات انفرادی المپیک هم دستش به جایی نرسید و تنها در رقابتهای دونفره تسکین یافت و یک مدال طلا به گردن آویخت. پیش از مسابقات نیویورک خیلیها فدرر را تمامشده میدانستند و نادال بخت اول قهرمانی بود، اما وقتی قرار باشد ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند و به کمک فدرر بیایند، پایان ماجرا لبخند پیروزی او در نیویورک میشود. نادال در نیمهنهایی آنقدر از باران لطمه خورد که پس از وقفهها در مسابقه، به اندی مورای جویای نام باخت تا این جوان به جایش رقیب فدرر شود. مورای بیچاره از پیش باخته بود و روز مسابقه واقعا از فدرر و نام او ترسیده بود. فدرر هم راحت او را برد. این سوئیسی بلندآوازه که پیراهن قرمز را خیلی دوست دارد و خاطراتش از آن یکی و دو تا نیست، در مصاف با مورای پیراهن قرمز پوشید و پیروز شد، درست مثل تیم ملی فوتبال خودمان که با پیراهن قرمز به مصاف عربستان رفت و در ورزشگاه شهر ریاض، با مساوی یک امتیاز شیرین آورد.
حالا فدرر میتواند با خیال راحت به استراحت بپردازد یا این که خود را برای مسابقات مسترز شانگهای آماده کند. او که حالا کمی به فرم مطلوب خودش برگشته، در سال 2009 میتواند رکورد سمپراس را بشکند. البته اگر دوباره تحلیل نرود و اگر نادال اسپانیایی موی دماغش نشود.
تیز مثل باد، هم در چین هم در فرنگ
یوسین بولت از آن خبرسازان خوب این روزهای ورزش جهان است. این جوان بلندبالای جامائیکایی، واقعا مثل برق و باد میدود. پس از المپیک پکن، در مسابقه دوی 100 متر لیگ طلایی در زوریخ دوید و اول شد. سپس به شهر بروکسل رفت و در یک مرحله دیگر لیگ طلایی شرکت کرد. وقتی 9 دونده در خط استارت قرار گرفتند و تپانچه داور شلیک شد، بولت آخرین نفری بود که استارت زد. در مسابقه قبلی نیز وضع همینطور بود. به نظر میرسد این جوان یک متر و 96 سانتیمتری از صدای تپانچه میترسد، اما وقتی با آن گامهای کشیده و پرقدرتش به میان مسیر مسابقه رسید، عقبماندگی خود را جبران کرد و بعد جلو افتاد و حتی به خط پایان رسید.
زمانسنج ورزشگاه زمان 9 ثانیه و 77 صدم ثانیه را ثبت کرد. آلفا پاول هموطن او هر چه زور زد به او نرسید. بولت که در پکن 2 رکورد جدید جهانی برای دوهای 100 و 200 متر برپا کرده، تا 2 هفته مانده به المپیک اصلا دلش نمیخواست در مسابقات 100 متر شرکت کند، اما به اصرار مربیش این کار را کرد. حالا چنان شیفته دوی 100 متر شده که پس از المپیک به فاصله یک هفته 2 بار در این ماده مسابقه داد و اول شد. حدود 40 هزار نفر به ورزشگاه بودوئن شهر بروکسل رفتند تا دویدن یوسین بولت را تماشا کنند. وقتی در پایان مسابقه دهها خبرنگار او را محاصره کردند و پرسیدند آیا میتوانست رکورد جهان را بزند، خیلی خونسرد گفت: مگر قرار است در هر مسابقه رکورد بزنم!؟ باشد برای سال 2009، فعلا خداحافظ.
پلاتینی هوای دومنک را دارد
وقتی قرار است چهرهای در ورزش خبرساز شود، حتما لازم نیست برنده شود. گاهی با بازنده شدن هم نامتان بر سر زبانها میافتد و مطبوعات به سراغتان میآیند و معروفتر میشوید. اگر پوستکلفت باشید و یک حامی گردنکلفت هم داشته باشید، دیگر چه باک.
منظور سخن ما آقای دومنک یا دومنش یا هر چه که فرانسویها میگویند، است. او در یورو 2008 هیچ کاری برای تیم فرانسه انجام نداد. آنجا دیگر زیدان در تیم نبود که دومنک در بادش بخوابد و پیش برود. فرانسه حذف شد و قرار شد که دومنک را کنار بگذارند و او را دنبال کار خودش بفرستند، اما او خوشاقبال بود که میشل پلاتینی رئیس فرانسوی یوفا هوایش را داشت و پلاتینی به فدراسیون فوتبال فرانسه دیکته کرد که دومنک بماند. ماندن دومنک همان و آغاز شکستهای تازه فرانسه همان. این بار تیم دومنک در مسابقات مقدماتی جامجهانی باخت، آن هم به چه تیمی و با چه نتیجهای! شاگردان دومنک از تیم درجه دوم اتریش 3 گل خوردند اما دومنک به روی خودش نیاورد.
این شکست تحقیرآمیز یک حسن برای دومنک داشت و آن این که باز نامش بر سر زبانها افتاد. باور کنید اگر فرانسه میبرد، کسی سراغش را هم نمیگرفت و همه چیز عادی تلقی میشد. حالا باید ببینیم واکنش پلاتینی چه خواهد بود.
پول عربها در جیب روبینیو
روبینیوی برزیلی درست در آخرین ساعتها و روزهای نقل و انتقالات فوتبال در اروپا خودش را به جمع خبرسازان ورزش رساند. از مدتها قبل صحبت از انتقال او به چلسی بود، اما درست در نزدیکیهای دروازه استمفورد بریج، راهش را عوض کرد و از شهر منچستر سر درآورد. واقعا پول چه کارها که نمیکند. وقتی چند میلیاردر اماراتی منچسترسیتی را از مالک تایلندی آن خریدند، برای قدرتنمایی سر کیسه را شل کردند و پولها را بیرون ریختند و اولین بازیکنی که نصیب برد روبینیو بود. در وضع پیشآمده، هر کس به جای او بود همین کار خود او را انجام میداد.
روبینیو که هنوز به بازیکنی در کلاس جهانی تبدیل نشده، اگر به چلسی میرفت، حالا حالاها بخت زیادی برای بازیکن ثابت شدن به دست نمیآورد. پس به منچسترسیتی رفت و سروصدا ایجاد کرد. حالا هم پولدارتر شده هم با خیال راحت در ترکیب تیم جدیدش قرار میگیرد.
شاهزاده شوچنکو دوباره در میدان
خوزه مورینیو که همواره در باشگاه خبرسازان ورزش جایگاه ثابتی دارد، در واکنش به بازگشت شوچنکو به تیم میلان گفت: او با میلان به موفقیت میرسد و اگر تلاش کند و تیمش هم خوب باشد، در سری A دوم میشوند.
مورینیو به طور غیرمستقیم به همه فهماند که مقام اولی مال اینتر است. او درباره شوچنکو که زمانی در چلسی شاگردش بود، گفت: شوچنکو به درد تیم من نمیخورد. او در میدان نقش شاهزاده را داشت و کسی به او نمیگفت بالای چشمش ابروست. او را ننر بار آورده بودند. به همین علت وقتی به چلسی آمد و برنامههای تمرینی سخت تیم مرا دید، جا خورد و نتوانست خود را با این برنامهها هماهنگ سازد. نتیجه اینکه نزول کرد و من نیز مجبور میشدم اکثر وقتها او را روی نیمکت بنشانم.
اما شوچنکو اصلا توجهی به حرفهای مورینیو ندارد. نام و عکسهای او دوباره در صفحه اول روزنامههای ورزشی ایتالیا به چشم میخورد و از همه مهمتر اینکه سیلویو برلوسکنی رئیس خیلی پولدار و سیاستمدار میلان، او را خیلی دوست دارد. شاید در میلان دوباره کبک شوچنکو خروس بخواند.
وسوسههای انگلیسی کاکا
سلیمانالفهیم خیلی دلش میخواهد در تیم رویایی خود کاکا را هم داشته باشد. این برزیلی که از اشتیاق اماراتیها کاملا آگاه است، واکنش نیمهمثبتی نشان داده است. به گزارش سایت گل، کاکا گفته اگر منچسترسیتی به لیگ قهرمانان اروپا راه یابد، بدش نمیآید که به این تیم برود. او با خودش حساب کرده در آن صورت هم به پول کلانی خواهد رسید و هم در لیگ قهرمانان بازی خواهد کرد و مدعی قهرمانی خواهد شد، چون خوب میداند تیمی که موفقتر از چلسی و آرسنال و منچستریونایتد شود، بخت قهرمانی در لیگ قهرمانان را هم خواهد داشت. باید منتظر زمان بعدی فصل نقل و انتقالات یعنی زمستان و بعد تابستان بمانیم.
250 میلیون دلار ناقابل برای رونالدو
کریستیانو رونالدو حتی اگر مصدوم باشد و بازی نکند، خبرساز است. پسر دردانه پرتغال و باشگاه منچستر یونایتد در ماههای گذشته همه را سر کار گذاشته بود.
یک روز میگفت به رئال مادرید خواهد رفت و روزی دیگر تاکید میکرد در منچستریونایتد راحت و راضی است. او حتی سپ بلاتر را سر کار گذاشت و او را مجبور کرد وارد قضیه شود و از سردلسوزی اظهارنظر کند. معلوم نبود پشت ماجرا دست چه کسی پنهان بود. به نظر میرسد آقای فرگوسن زرنگ و یکدنده و حسابگر، کارگردانی داستان رونالدو را برعهده داشت و حرف آخر را هم خود او زد. اما تا مشخص شد رونالدو در منچستریونایتد ماندگار میشود و خبرهای جنجالی مربوط به او داشت فروکش میکرد، سروکله سلیمان الفهیم اماراتی پیدا شد و او پیشنهاد داد رونالدو را با قرارداد 250 میلیون دلاری به منچستریونایتد ببرد. همین پیشنهاد ناقابل دوباره رونالدو را سوژه اول مطبوعات انگلیس کرد. معلوم نیست سلیمان الفهیم از فوتبال چقدر سر در میآورد. اما این معلوم است که او آنقدر نام رونالدو را شنیده و از شهرت و محبوبیت او خبردار شده که هوس کرده حالا که مالک منچسترسیتی است، او را در اختیار بگیرد و البته به سراغ چند تای دیگر از جمله کاکا نیز برود.
به گزارش روزنامه اسپانیایی مارکا، سلیمان الفهیم و شرکایش در گروه سرمایهگذاری ابوظبی حالا روی فوتبال زوم کردهاند و اگر بتوانند رونالدو را جذب کنند، نام خود آنها هم مثل نام رونالدو مرتب روی زبانها و در صفحه اول روزنامهها خواهد بود. اما فعلا نه رونالدو پاسخ داده، نه از فرگوسن واکنش دیدهاند. در عوض دیوید گیل رئیس باشگاه منچستریونایتد از پیشنهاد مالکان چلسی استقبال کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم