مسکو و واشنگتن در عین همکاری و همپیمانی در برخی مسائل جهانی دارای اختلافاتی عمیق و رقابتی تنگاتنگ در عرصههای مختلف هستند؛ اما آنچه این رقابتها و اختلافات را شدت بخشید، اقدامات آمریکا برای استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی برای کنترل هر چه بیشتر مسکو، ترغیب کشورهای استقلالیافته از شوروی برای عضویت در ناتو و نیز اقدام آن در استقلال کوزوو است که از منظر روسها حیاطخلوت امنیتیشان در بالکان و حتی اروپا محسوب میشد که البته این اختلافات با درگیریهایی که در گرجستان رخ داد، شکلی عمیق به خود گرفت.
با توجه به اینکه بحران قفقاز به روابط روسیه و آمریکا آسیبی جدی رسانده است، این گمانهزنی در میان تحلیلگران قوت یافت که روسها از برگ ایران در تقابل با آمریکا بهره بگیرند، به طوریکه سیاستهای گروه 1+5 در قبال پرونده هستهای ایران به شکست بینجامد. آمریکا، انگلیس، روسیه، فرانسه، چین و آلمان 6 کشور عضو این گروه هستند.
این گمانه از آنجا قوت میگیرد که بحران گرجستان تنها به قفقاز جنوبی منحصر نمیشود و تاثیرات وسیعتری در منطقه از جمله در آسیای میانه و منطقه دریای خزر خواهد داشت که این اثرات هم مثبت خواهد بود و هم منفی.
از جمله این تاثیرات که تحلیلهای مختلف نیز درباره آن آغاز شد، استحکام هرچه بیشتر روابط ایران با روسیه و بخت بیشتر کشورمان برای عضویت در پیمان همکاری شانگهای است؛ گروهی که روسیه و چین در آن قدرت اصلی را در اختیار دارند.
در این میان ایران سیاست منفعلی را در قبال بحران اخیر قفقاز در پیش گرفته است، شاید از آن جهت که ارتباط تاریخی قویای با گرجستان دارد. گرجستان 400 سال تحت حاکمیت ایران بود تا اینکه در اوایل قرن 19 روسیه تزاری شکستی تحقیرآمیز را به قاجار تحمیل کرد که به انعقاد عهدنامه گلستان در سال 1813 و ترکمانچای در سال 1828 منجر شد که بر این اساس، ایران یکسوم قلمرو خود را به روسها تسلیم کرد.
اما با نگاهی به عملکرد روسها در تاریخ ایران، میتوان دریافت آنها افرادی قابل اعتماد نیستند و اگر به گذشته رجوع کنیم، خواهیم دید با وجود روابط خوبی که در سطوح مختلف میان 2 کشور در جریان بوده است، روسها در اتخاذ هر گونه تصمیم که یک طرف آن ایران بوده، ابتدا منافع ملی خود و سپس همپیمانانشان را در نظر گرفتهاند. برای اثبات این امر میتوان به سخنان چند روز گذشته ولادیمیرپوتین، نخستوزیر روسیه اشاره کرد که تاکید داشت همکاری روسیه در پرونده هستهای ایران نه در واکنش به درخواست غرب بلکه به دلیل آن است که این کار در جهت منافع ملی روسیه است.
عباس ملکی، معاون اسبق وزارت امور خارجه ملکی درباره احتمال تغییر سیاست از سوی مسکو در قبال پرونده جمهوری اسلامی ایران با اشارهای به علل فروپاشی شوروی سابق تصریح میکند: اتحاد شوروی برای این فروپاشید که مسوولان اتحاد شوروی در دهههای اخیر به ایدئولوژی مارکسیسم لنینیسم اعتقادی نداشتند و به همین دلیل، در برابر فشارهای خارجی و مشکلات اقتصادی و نژادی داخلی نتوانستند تاب بیاورند. شیب فروپاشی پس از 1992 و بعد از دوران یلتسین در درون فدراسیون روسیه ادامه داشت تا اینکه در سال 2000 پوتین به جای یلتسین آمد و از آن زمان نهتنها شیب فروپاشی متحول شد، بلکه روسیه همچنان در فکر توسعه نفوذ خود در سراسر جهان بویژه منطقه به قول خودشان خارج نزدیک افتاد که اکنون نیز ادامه دارد.
وی با بیان اینکه این بار به جای اقتصاد و سلاح، پوتین از اقتصاد و پیمانهای منطقهای از جمله پیمان همکاریهای شانگهای یا دفاعی مربوط به آسیای مرکزی استفاده میکند معتقد است: به نظر من روسیه در وضعیت مناسبی از نظر منافع خود به سر میبرد. این حکومت توانسته نقاط ضعف را برطرف کند و حالت تهاجمی بگیرد. در چنین فضایی رفتار اشتباه گرجستان و قول و قرارهای بدون مبنای غربیها بویژه آمریکا کار را به جایی رساند که نیروهای گرجی به پایتخت اوستیای جنوبی حمله کردند و روسیه نیز عکسالعملی بسیار شدید نشان داد.
این کارشناس مسائل بینالملل در اینباره که آیا این مناقشه به نفع ایران است یا خیر؟ اظهار کرد: این وضعیت هم به نفع ایران است هم خیر. به نفع ایران به این دلیل که برخی تحلیلگران معتقدند با حمله روسیه به گرجستان حمله آمریکا به ایران خیلی بعید است اما نباید از نظر دور داشت که موضوع اصلی در روابط بینالملل قدرت است.
ملکی با اشاره به اینکه تجربه نشان داده است اگر یکی از قطبها سرگرم عملیات تهاجمی بود، قطب دیگر از این وضعیت سوءاستفاده میکند، افزود: ما الان در دوران 2قطبی نیستیم. روسیه کشوری مهم است و ثابت میکند اگر نیروهای غرب به کوزوو و بخشی از صربستان استقلال میدهند، میتوانند براحتی اوستیا و آبخازیا را جدا کنند و شاهراه تفلیس و پوتی را ببندند.
وی با موفق ارزیابی کردن عملکرد روسیه در حفظ منافع ملی خود بیان کرد: اینگونه نیست که بگوییم چون روسیه به گرجستان تجاوز کرده، هیچگونه پیروزیای نداشته است. بعکس در نهایت روسیه نشان داد در منطقه قفقاز بازیگر اصلی است.
معاون اسبق وزارت امور خارجه درباره این گمانهزنی که آیا ایران میتواند اعتبار و ایمنی و گارانتی بیشتری بگیرد، عنوان کرد: این امر شدنی نیست؛ زیرا همان اندازه که گرجستان برای آمریکا کماهمیت بود و کاری نتوانست برای آن انجام دهد، ایران هم جزو خارج نزدیک روسیه محسوب نمیشود. ایران کشوری حیاتی برای روسیه نیست، زیرا برخی سرسختیهای ایران در پیگیری اهداف سیاست خارجیاش موجب ناخوشایندی روسیه است.
ملکی اظهار کرد: باید روابط در سطحی عالی و خوب ادامه یابد و از نظر اقتصادی تبادلات بالایی صورت گیرد، تا اندازهای که با تبادلات روسیه با کشورهای اروپای غربی قابل مقایسه باشد.
وی با تاکید بر اینکه ایران از نظر راهبردی نمیتواند متحد روسیه باشد، دلیل آن را ذات انقلاب اسلامی و نیز شرایط 2 کشور دانست و افزود: ایران و روسیه 2 کشور مستقل و با 2 دیدگاه متفاوت هستند که البته با وجود همه مشکلات مانند حذف بند 6 از معاهده 1921، دستگیری جاسوس ک گ ب از سوی ایران، تجاوز اتحاد شوروی به افغانستان، کمک به رژیم صدام در طول جنگ تحمیلی و ارسال سلاح و قضیه چچن روابط خوبی با هم داشتهاند، اما روسیه ایران را آن طوری نگاه نمیکند که جمهوریهای خود مختار خود در گذشته و جمهوریهای نزدیک به خود را در حال حاضر نگاه میکند.
کاظم قریب آبادی، از اعضای تیم هستهای کشورمان در گفتگویی با جامجم درخصوص امکان تغییر سیاستهای مسکو در قبال ایران گفت: سیاستهای مسکو در گروه 1+5 همواره با دیگر اعضا اختلافاتی داشته است. ما وقتی صحبت از مجموعه 6 کشور در پرونده هستهای میکنیم، همه اینها یکپارچه نیستند و بین آنها از لحاظ تاکتیکی و راهبردی اختلاف نظر وجود دارد. حتی اینگونه هم نیست که هنگام صدور قطعنامه همه با هم یکصدا باشند. وی میافزاید: در صدور قطعنامه کشورها تحت فشار برخی کشورها قرار میگیرند؛ مانند اندونزی که در برههای به قطعنامه رای مثبت داد و در برههای دیگر رای ممتنع.
وی صحبتهای مطرح از سوی مقامات روسی مبنی بر امکان تغییر رویکرد نسبت به پرونده هستهای ایران را دارای پیامی دانست و اظهار کرد: این صحبتهای روسیه پیامی نسبت به دیگر کشورهاست و پیام این است که آمریکا کشوری مورد اعتماد نیست تا با آن در برخی سیاستها همراه شوند. این کارشناس مسائل بینالملل با یادآوری رفتار آمریکا نسبت به حتی دولتهای نزدیک خود عنوان کرد: ملاحظه کنید آمریکا چه برخوردی را با روسیه در جمهوریهای استقلال یافته انجام میدهد. ما امیدواریم این کشورها از این تجربیات درس بگیرند و مستقل و با استقلال کامل در عرصههای بینالمللی و منطقهای با مسائل برخورد کنند.
قریبآبادی با توصیف خوب و عالی روابط میان ایران و روسیه بیان کرد: هر دو طرف اذعان میکنند که روابطشان راهبردی است و این نوع روابط در تمامی حوزهها گسترش یافته است و طرفین خواهان گستردهتر کردن اوضاع هستند. اما ما نیازی نداریم که بخواهیم از این شرایط و اختلافات بهره برداری و استفاده و خودمان را به روسیه نزدیک کنیم.
وی با تاکید بر مناسب بودن روابط با روسیه افزود: اکنون طرفین دروضعیتی هستند که بخواهند، میتوانند خواستهها و پیشنهادهایشان را با هم تبادل کنند و به نقطه نظرات مشترک برسند.
بهرام امیر احمدیان، کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز نیز در گفتگویی با جامجم با رد حرکت جهان به سمت جنگ سردی جدید و بازگشت روسیه به وضعیت سابق، تصریح کرد: به نظر میرسد روسیه در همین حد کنونی با ایران همکاری میکند. روسیه در همکاریهای خود اثبات کرده که ایران هستهای را تحمل نمیکند؛ زیرا رقابت بر سر قدرت است و فکر نمیکنم روسیه بخواهد بیش از این حد و در قالب همکاریهای راهبردی به همکاری با ایران ادامه دهد. وی تاکید کرد: ایران عضو کشورهای غیر متعهد است و در صورت وابسته شدن به یکی از بلوکهای سیاسی زیر سوال خواهد رفت.
این کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز همکاری و اتحاد میان ایران و روسیه را در حد راهبردی ندانست و با تاکید بر باقی ماندن در حد کنونی نزدیکی بیش از پیش ایران و روسیه را موجب زیر سوال رفتن و تحت فشار قرار گرفتن کشورمان ارزیابی کرد.
امیر احمدیان ادامه داد: روسیه ممکن است از برگ ایران در شورای امنیت سازمان ملل استفاده کند اما ایران باید تکیهاش بر منابع ملی و نیروهای ملی باشد چون اینگونه بهتر حرکت میکند و من اتکاء به روسیه را توصیه نمیکنم.
غلامحسین طاهری، کارشناس مسائل روسیه بررسی مساله مذکور از زوایای مختلف را پیشنهاد کرد و گفت: بسیاری از افراد به مسائلی که در قفقاز میگذرد، سطحی نگاه میکنند. باید توجه کرد روسها از برگ خودشان در راستای مسائل ایران استفاده نخواهند کرد، زیرا در عرصه بینالملل آنها دارای منافعی هستندو تمام تلاششان حفظ حاکمیت روسیه، حل مشکلات قلمروشان و باز کردن موقعیت روسیه در جهان به عنوان قدرتی بزرگ است.
وی با اشاره به اینکه سطح تهدیدهای نظامی روسیه در حال افزایش است و سازمان ناتو هم تلاشهایی را آغاز کرده، اما این مبنایی برای استفاده روسیه از برگ ایران در قبال آمریکا نیست، اظهار کرد: علتش هم این است که در راهبرد روسیه نسبت به مسائل و مناسبات با غرب و درگیریها با غرب تضمین حاکمیت ویکپارچگی این کشور بیشتر از دیگر کشورهاست و گرچه پتانسیل نظامی خود را بازسازی میکند؛ اما در دکترین تجدید و بازنگری به دنبال ایجاد شرایط مطلوب در اقتصاد جهانی است.
این کارشناس مسائل روسیه با بیان اینکه روسیه میداند درگیری با غرب فضای دیگری را به وجود خواهد آورد و این فضا نمیتواند به پیشبرد سیاستهایش کمک کند، عنوان کرد: یکی دیگر از الزامات راهبردی روسیه همکاری با کشورهای منطقه حتی با کسانی است که اختلاف سلیقه دارد. البته بحران کنونی نیز بسادگی فروکش نخواهد کرد، ولی اهرمهایی در دست روسیه است که باعث میشود بحران کشدار شود تا به حد انرژیک برسد و حتی مساله انرژی را تحت الشعاع قرار دهد.
طاهری گرجستان را به لحاظ اقتصادی کشوری وابسته به نفت توصیف میکنند و میافزاید: خود آنها این مساله را بهتر میدانند که اگر روسیه بخواهد، میتواند از این موضوع بهرهبرداری کند و این اقدام بعید نیز به نظر نمیرسد.
وی منافع ملی روسیه را پر اهمیتترین مساله مسکو برشمرد و گفت: بحران قفقاز خاموش نشدنی است و مانند قضیه چچن براحتی قابل حل نیست. روسیه به دلیل منافع ملی میکوشد در مقاطعی کوتاه بیایید و متعادل تر از شعارهایش حرکت کند ضمن اینکه غرب هم در موقعیتی نیست که به بحران ادامه دهد؛ زیرا بحران در افغاستان و تشنج حاکم بر پاکستان وضعیت آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
این کارشناس مسائل سیاسی مساله انرژی و وابستگی اروپا به آن و بحرانهای موجود در منطقه را عاملی دانست که کشورهای اروپایی به عنوان یک پای قضیه، در حل اختلافات و بحران به وجود آمده میان مسکو و واشنگتن وساطت و پادر میانی کنند.
فاطمه تیمورزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم