در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ادامه فعالیتهای هستهای ایران
ژوئن 1981، در بحبوحه جنگ ایران و عراق و در بیخبری واشنگتن، اسکادرانی از نیروی هوایی ارتش اسرائیل در زیر خط رادار و در موازات صحرای عربی ساعت 35/5 دقیقه بعدازظهر که گرمای سوزان روزهای طاقتفرسای ژوئن بیابانهای عراق در حال فروکش کردن بود به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند.
تنها در آن لحظه پدافند هوایی عراق متوجه یک حمله هوایی غافلگیرانه شد، ولی دیگر خیلی دیر شده بود. در کمتر از 90 ثانیه جنگندههای اسرائیلی تمامی تاسیسات هستهای اوسیراک عراق بخصوص راکتور آب سبک تموز (عامل هراس تل آویو از حمله اتمی عراق) را با خاک یکسان کردند و بسرعت راه بازگشت به سوی خانه را در پیش گرفتند.
این برداشت کوتاه تنها خوشبینی نزد سران تلآویو از تکرار تاریخ است. بسیاری اکنون در تلآویو فکر میکنند اسرائیل میتواند بار دیگر سناریوی اوسیراک را در مورد ایران تکرار کند؛ اما حتی خود آنها هم در خوشبینانهترین حالت، خیلی زود به این بن بست استراتژیکی که اسرائیل در آن گرفتار آمده میرسند و با یک معادله مجهول امنیتی مواجه میشوند.
واقعیت این است که با فرض چنین حملهای، بهطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی، نظامی و امنیتی منطقه استراتژیکی خاورمیانه حساسترین منطقه جهان را بر هم میزند. نگاهی در سرانجام تهاجم نظامی اسرائیل به تاسیسات هستهای عراق بیانگر این واقعیت است که بر خلاف پیشبینی سران تلآویو که با هدف توقف فعالیتهای هستهای عراق این حمله را برنامه ریزی کرده بودند؛ روند دستیابی عراق به فناوری هستهای نه تنها متوقف نشد که در ادامه و طی سالهای 1980 و 1990 روندی رو به رشد به خود گرفت.
این نکته هم در مورد ایران به اذعان بسیاری از آگاهان مسائل استراتژیک صادق خواهد بود. تهران پس از هر گونه عملیات نظامی به شکلی قابل توجیه مبادرت به خروج منطقی از پیمان ان.پی.تی و پروتکل الحاقی خواهد کرد و برخلاف وضعیت کنونی که زیر ذرهبین بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی کمترین انحراف هستهای ندارد و در فشاری از بازرسیهای مداوم، سلامت رفتار هستهای خود را تایید کرده فارغ از هرگونه مزاحمت و ممانعت جهانی به سمت ساخت، تولید و تکثیر تسلیحات هستهای حرکت خواهد کرد که در این صورت حتی منتقدترین و بدبینترین مخالفان روند دستیابی تهران به فناوری هستهای خواهند پذیرفت که ایران برای حفظ موجودیت سیاسی و دفاع در مقابل تهدیدات خارجی، نیاز مبرمی به تسلیحات بازدارنده هستهای خواهد داشت.
تنگناهای نظامی اسرائیل
با این که تسلیحات پیشرفته در دنیای متخاصم امروزی میتواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بهدست آوردن برتریهای نظامی در جنگ بازی کند، اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل، سرنوشت نهایی جنگ را مشخص میکند. تجربه جنگ ویتنام و آمریکا یا حتی افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1980 نمونههایی از این نوع است.
به نظر میرسد این چارچوب امنیتی در مورد اسرائیل نیز صادق است و نوع واکنش ایران تکلیف نهایی جنگ احتمالی را مشخص میکند. اسرائیل با داشتن 250 کلاهک هستهای، تنها کشوری در خاورمیانه است که سلاح اتمی دارد و بهواسطه حمایت بیشائبه آمریکا دارای سطح وسیعی از تسلیحات نامتعارف شیمیایی، بیولوژیکی و بمبهای خوشهای است.
با این همه، بسیاری از کارشناسان دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هستهای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمیشود. آنچه مانع حمله اتمی اسرائیل به ایران میشود، نوع واکنش تهران است. به باور بسیاری، بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث میشود اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این رژیم بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز است، به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده، چرا که بیش از 70 درصد جمعیت و 80 درصد ساختارهای زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است. در اینجاست که زندگی میلیونها یهودی از سویی و گردشگر و مهاجرت یهودیان به اسرائیل، در معرض تهدید جدی قرار میگیرد و اسرائیل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه در قالب دکترین طرح دفاع مشروع به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این رژیم یهودی نشین را تشکیل دادهاند.
به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل کرده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هستهای استفاده کند، چون در صورتی که ایران آن پاسخی که همیشه از آن یاد میکند و به قول تهران دنیا را مبهوت میکند، بدهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمیماند و همین مساله سبب شده نوع واکنش ایران بتواند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهکهای هستهای اسرائیل ایجاد کند.
اسرائیل بدون همراه
تردید در همراهی آمریکا بهواسطه مخالفتهای فزاینده دموکراتها و طیفی از جمهوریخواهان در سنا و کنگره و در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 و شکست محتمل حاکمان کنونی کاخ سفید ادامهای از مشکلات سریالی تل آویو در انجام طرح حمله است.
در حال حاضر، کشتی جنگی آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید، کابوسی هولناک برای ارتش آمریکا ایجاد میکند که اقتدار آمریکا در جهان را بشدت زیر سوال میبرد و هیمنه نظامی آن را در هم خواهد شکست.
سیمون هرش، روزنامهنگار آمریکایی در کتاب «در جنگ با خودمان» عنوان کرده که ایران؛ افغانستان و عراق نیست. ایران یک قرن است که مساله قبیله و طایفه را حل کرده و در این کشور خان و رئیس وجود ندارد. در افغانستان هنوز مهار کار در دست سران قبایل و بزرگان مناطق است. دولت ایران چنین مشکلی ندارد.
از سوی دیگر، اسرائیل بسختی میتواند اعراب میانهروی حامی سیاستهای واشنگتن را مجاب کند که از حریم هوایی آنها برای حمله استفاده کند. کشورهای عربی دارای روابط سیاسی و اقتصادی گستردهای با ایران بوده و پیوندهای دینی و مذهبی اجازه پرواز هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را از آنها خواهد گرفت.
محتملترین راه عبور از حریم هوایی، ترکیه و عراق است. صدور چنین مجوزی از سوی این دو کشور یا هر کشور دیگری مترادف همکاری با اسرائیل و پذیرش پیامدهای آن خواهد بود.
مواردی از این دست شاید بتواند کاخ سفید را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کند ولی واکاوی رفتارهای گذشته و تفکر حاکم بر کاخ سفید نشان میدهد یافتن معماهای امنیتی در نگاه بازها با پاسخهای منطقی همراه نیست، چرا که عقلانیت سیاسی کمی برای اراده آنها حاکم است.
پاسخهای ویرانگر ایران
مسوولان ایرانی بارها از واکنش شدید تهران در صورت هر گونه تعرض به تمامیت ارضی ایران خبر دادهاند. رهبر انقلاب سال گذشته گفت: «آمریکاییها میگویند که ایران منافع آنها را در منطقه به خطر انداختهاند. ما میگوییم هر کس ذرهای به ایران چشم طمع داشته باشد ما منافع آنها را در تمام جهان به خطر خواهیم انداخت.» رئیسجمهور هم بتازگی عنوان کرده پاسخ ایران به حمله احتمالی، دشمنان را شوکه و جهان را مبهوت خواهد کرد.
نوع واکنش تهران عامل بازدارندهای است که فکر حمله را از مخیله نظریهپردازان کاخ سفید دور خواهد کرد. دکتر استیفن کوهن، عضو شورای سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا و متخصص در امور کنترل تسلیحات و خلع سلاح و امنیت منطقهای مرکز تحقیقاتی بروکینگز در گفتگو با «جامجم» در نوع واکنش تهران و سرعت بخشیدن به روند دستیابی به تسلیحات هستهای ان.پی.تی گفت: خروج از نظامی در کنار تحریک چریکهای حماس و حزبالله برای حملات پارتیزانی و موشکی به اسرائیل و بستن تنگه هرمز روی نفتکشهایی که 70 درصد نفت دنیا را از این تنگه منتقل میکنند و سیل عظیمی از شبه نظامیان ایرانی که برای ناآرامی به کشورهای منطقه میروند برای غرب قابل تحمل نخواهد بود.
حملات موشکی گسترده به اسرائیل، جنوب اروپا و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، تحریک احساسات ضدآمریکایی و ضداسرائیلی در داخل و خارج از منطقه و اقدام ایران در مسدود ساختن تنگه هرمز، شوک انرژی دهه 1970 را دوباره تکرار خواهد کرد و این برای نفتی که اکنون بیش از 140 دلار معامله میشود، ویرانگر است.
تدبیر تهران در خارج کردن مذاکرات هستهای با گروه 1+5 و شروع مذاکرات با خاویر سولانا، کمیسر ارشد یورو در کنار حرکت در چارچوب سازوکارهای پذیرفته بینالمللی و دفاع از حقوق مشروع و قانونی خود در قالب پادمانها و رژیم بینالمللی فرصت هر گونه ابتکار عمل دیپلماتیک، میدانداری دفاعی و امنیتی، سناریوسازی در راستای ملتهبساختن فضای سیاسی منطقه و ادامه راهبرد ایران هراسی و در نهایت باقی ماندن طرح حمله پیشدستانه با تاسیسات هستهای را در حد طرحی روی کاغد خواهد گذاشت که سرانجام مانند دیگر رویاهای تعبیر نشده پسران بد کاخ سفید راهی سطل زبالهها و آرشیوهای خبری خواهد شد و جایی برای بایگانی در حافظه تاریخ نخواهد یافت.
برتری دفاعی ایران
یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در عملیات 1981 عراق موسوم به پرنده، فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگندههای اسرائیلی امکان میداد بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کنند و خود را به اهداف مورد نظر برسانند، ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بهوجود آورده است. در حالی که خطرات زیادی برای هواپیماهای اسرائیلی بهوجود خواهد آورد، موفقیتآمیز بودن آن را نیز در پردهای از ابهام قرار میدهد.
وقتی تمامی این موارد در کنار توان پیشرفته موشکی ایران، پراکندگی تاسیسات هستهای، بهره بردن ایران از ششمین نیروی نظامی بزرگ دنیا، بالا بودن روحیه جنگندگی و جسارت منحصر بهفرد سربازان ایرانی و از همه مهمتر توان بالای رزمی و دفاعی ایران قرار میگیرد، حمله به ایران بسیار مشکل و خطرناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر میرسد.
تحلیلگران دفاعی دانشگاه جنگ تلآویو که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کردهاند در بررسیهای خود به این نتیجه رسیدهاند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی به مراکز هستهای ایران وجود ندارد و اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هستهای ایران حمله کند مشکلات به مراتب عظیمتری فراروی خود خواهد دید.
ارسلان مرشدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: