رادیو تا سالها در دوران طلایی خود رسانه بیرقیب بود. این جمله را همه ما بارها شنیدهایم. بیرقیب بود چون مشکلات و محدودیتهایی که جنگ به جامعه تحمیل میکرد، باعث میشد توجه به رسانههای جدید در اولویت قرار نگیرد، بیرقیب بود چون بهراحتی و همه جا در دسترس افراد قرار میگرفت و بیرقیب بود چون به سرعت و بههنگام رویدادها را برای مردم منعکس میکرد. در همان روزها هم رقیبی به نام ویدئوهای خانگی در برابر رادیو عرض اندام کردند اما این رقیب هم چون موقتی بود نتوانست در برابر صدا خودی نشان دهد و تنها حسن آن در این بود که به رادیو این هشدار را میداد که اگر خود را همراه با تحولات و نیازهای روز تجهیز نکند و اگر برای خود کارکردهای جدید تعریف نکند به بحران دچار خواهد شد. به هر حال روزها گذشت و جنگ که تمام شد برای مردم و مسوولان این فرصت فراهم شد که به رسانههای جدید فکر کنند. مسوولان رسانهای به تنوع شبکههای تلویزیونی و برنامههای آنها فکر کردند و مردم هم سراغ رسانههای مکتوب و بعد از آن رقیب عجیب و غریبی به نام اینترنت رفتند. همه این تحولات همراه بود با پایان عصر طلایی رادیو و شروع دوره بحران ، چرا که دیگر در عصر تنوع رسانهای و جذابیتهایی که تصویر ایجاد میکرد کمتر کسی بود که بخواهد به صدا دل بسپارد یا لااقل طرفداران صدا به مراتب کمتر از طرفداران سیما شده بودند.
ولی با همه این تفاسیر مولفان رسانهای بر این باور هستند که هیچ رسانهای در ذات خود زوال پذیر نیست فقط باید با تغییر در ماهیت و ماموریتی که دارد برای خود تداوم ایجادکند. رادیو در این میان برای تعریف ماموریتهای جدید خود مدتی تاخیر کرد و اگر بعد از پایان دوره طلاییاش سالهایی نیز با بحران روبهرو شد به همین دلیل بود.
اما یک سازمان جهانی سال گذشته شعاری را مطرح کرد با این مضمون: «رادیو رسانه فردا» میتوان متصور شد که این جمله فقط یک شعار ایده آلیستی است از سوی کسانی که عاشقانه رادیو را دوست دارند و یا این که میتوان این گونه فکرکرد که رادیو میتواند در سالهای آینده در تنگناهای آینده زندگی بشر نقش ویژهای را ایفا کند و همراه دوباره مردم شود. واقعیت این است که بسیاری از کارشناسان حوزه رسانه معتقد هستند که طی 2 دهه آینده رادیو بار دیگر پر قدرت به میدان میآید و رسانهای بیرقیب و منحصر به فرد میشود و این نقطه چندان دور و غیر قابل دسترس نیست اگر حداقل نگاهی داشته باشیم به روندی که در چند سال اخیر رادیو در کشور خود ما طی کرده است.
اگرچه در ایران ما رادیو بعد از جنگ و در پایان عصر طلایی، سالهایی هم با بحران مخاطب روبهرو بود ولی با شناخت ظرفیتهای خود، شناخت و ارزیابی نیاز مخاطب و نیز تعریف کارکردها و ماموریتهای جدید توانست بار دیگر به میدان بیاید و این کار هم اگر چه محصول فرصت شناسی و پژوهشی مفصل بود اما به یک نتیجه تقریبا ساده میرسید: رادیو باید کارکرد تفریحی خود را به رسانههای دیگر مثل تلویزیون بسپارد و خودکارکردهایی مثل آموزشی، اطلاع رسانی و تخصصی را به عهده بگیرد.
اولین اقدام برای تخصصی شدن تکثیر بود و بدین ترتیب رادیو در مسیر حوزههای تخصصی توسعه پیدا کرد.
به گفته دکتر خجسته، معاون صدای جمهوری اسلامی و مدیر شبکههای رادیویی هم اکنون ما در ایران 3 نوع شبکه رادیویی داریم: شبکههای رادیویی عمومی مثل رادیو تهران، رادیو ایران و رادیو پیام، شبکههای تخصصی رادیو مثل رادیو تجارت، رادیو سلامت و رادیو قرآن و رادیوهای جماعتی که به قول ایشان در ایران ما آنها را با نام رادیوهای اختصاصی میشناسیم مثل رادیو جوان، رادیو ورزش و رادیو معارف که اختصاص به گروه خاصی دارد.
رادیوهای تخصصی برای این که موضوعات خاصی را دنبال میکنند، مورد توجه مخاطبانی که این موضوعات دغدغه آنهاست قرار گرفتند. رادیوهای اختصاصی هم چون به گروه خاصی تعلق دارند و مساله گروه مورد نظر را در نظر میگیرند علاقمندانی برای خود پیدا کردند و رادیوهای عمومی هم که به طور سنتی برای خود شنوندگانی داشتند و با ساختارهای جدیدی که در امر برنامهسازی ایجاد کردند مخاطبان جدیدی هم پیدا کردند. در مجموع اگر کل مخاطبان امروز شبکههای رادیویی را جمع بزنیم (که البته نظیر این کار را مرکز تحقیقات سازمان انجام داده است) از مجموع مخاطبان رادیو در دوره طلایی بیشتر است.این روزها رادیو مشغول تجهیز کردن جدیدترین عضو خود رادیو خانواده است که از ماه آینده کارش را شروع میکند. در رادیو خانواده به گفته معاون صدای رسانه ملی (دکتر حسن خجسته) قرار است خانواده مبنای توسعه باشد و نه فرد. او در گفتگوی خود با روزنامه جامجم در اردیبهشت ماه امسال درباره ضرورتهای راهاندازی شبکهای با محوریت خانواده گفت: در کشور ما یکی از اصلیترین مسائل اجتماعی، موضوع زنان است که از آن غفلت شده است اگر چه خیلیها تلاش دارند مسائل این قشر عظیم جامعه را حل کنند. سیاست سازمان و رادیو این است که همه مسائل در چارچوب نظام خانواده حل شود. این رویکرد جدیدی است. حتی میتوان مساله اشتغال زنان را در این چارچوب موفق و موثر حل کرد. وقتی میگوییم نظام خانواده، پای مردها هم در میان است، ولی متاسفانه ما الان جامعه را تقسیمبندی کردهایم به مردان و زنان و این تقسیمبندی اصلا تقابل ایجاد میکند و در رادیو، تلویزیون، رسانههای دیگر و سینما گاهی این تقابل را میبینیم. خدا رحمت کند شهید مطهری را که میگفت همه چیز را باید در چارچوب خانواده تدبیر کرد.
رادیو خانواده کار خود را با 4 ساعت برنامه در ساعات میانی روز آغاز میکند. در این ساعات سالها برنامههای خانه و خانواده رادیو که اتفاقا پر طرفدار هم بودند، پخش میشد چون خیلی از خانوادهها به خصوص زنان و مادران موضوعات مربوط به خانواده و حتی پاسخ بسیاری از پرسشهای خود را برای تربیت فرزندان از طریق رادیو میگرفتند و البته هنوز هم چنین است چون شبکههای تهران، جوان و ایران در این ساعات برنامههایی با محوریت و موضوع خانواده دارند و برنامههای خانوادگی هنوز هم جز پر شنوندهترین برنامههای رادیویی هستند. رادیو خانواده از آنجا که میخواهد به صورت ریشهای و اساسی به خانواده بپردازد آن هم در شرایطی که خیلیها تحت تاثیر جوامع غربی به فردگرایی متمایل هستند؛ میتواند برای امروز جامعه مفید و موثر باشد به شرط این که خود را ملزم کند به این که به نیاز امروز خانوادهها پاسخ بدهد و به محاق روزمرگی و بحثهای تکراری گرفتار نشود.
فاطمه رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم