شناخت اقتضائات رسانه مستلزم آگاهی از وجوه تمایز نمونههای مشابه است و توجه به اینکه نباید شباهتهای زیاد بین دو ابزار بیانی موجب اغفال از تفاوتهای بنیادین و مهم آنها شود. شاید دلیل مهم این خطای رایج، تعدد شباهتها در مقابل معدود بودن تفاوتها باشد و غفلت از اینکه گاه لازم است از شباهتهای فراوان موجود چشم پوشید و به یک تفاوت کوچک ولی مهم توجه داشت. ادبیات گفتاری ما هم بر این مشکل افزوده و مرز میان فعالان مختلف رسانهای را از میان برداشته است. کارگردان در نظر ما کارگردان است. فرقی نمیکند ابزارش سینما باشد یا تلویزیون، چنانچه نویسندهای را هم که برای روزنامه مینویسد از نویسنده ماهنامه و فصلنامه تمایز نمیدهیم و گاه دست به مقایسه نادرست و ارزشگذاری کلی میزنیم. بله، ممکن است یک شخص توانایی بهره گرفتن از ابزارهای مختلف را داشته باشد، اما این به معنای یکی گرفتن چند نوع فعالیت او و نام واحد بر آنها نهادن نیست؛ چراکه اصلا ارزیابی کیفی نوشته روزنامهای و برنامه تلویزیونی متفاوت از نوشته ماهنامهای و فیلم سینمایی است. بحث ارزشگذاری میان رسانههای مختلف نیست مساله شناخت ابزار است. کسی نمیتواند روزنامهنگاری را سادهتر و سطح پایینتر از نوشتن مقاله تحقیقی علمی برای فصلنامه بداند، چنانچه مهارت و نبوغ در کارگردانی سینما هم نمیتواند تضمین کننده موفقیت در کارگردانی تلویزیونی باشد. مقایسه تلویزیون و سینما اگر به قصد شناخت تفاوتها نباشد قیاسی معالفارق است که متاسفانه به همان اندازه که غلط و بیمبناست، رواج دارد و شایع است! حرف در این باره بسیار است اما چه کنیم که بررسی کامل و جامع مجال دیگر میطلبد و حتی شاید بستر بیانی دیگر، مثلا ماهنامه یا فصلنامه! در اینجا به اختصار برخی وجوه تشابه تلویزیون و روزنامه را نام میبریم که در ضمن خود وجوه تمایز این دو از ماهنامه و سینما را هم داراست که در نتیجه این مقایسه میتوان تا حدودی به شناخت مدیوم تلویزیون و بایدها و نبایدهای برنامه سازی برای آن نزدیک شد.
گستردگی مخاطب
مخاطب روزنامه و تلویزیون عامه مردم هستند و اندکی اهل مطالعه بودن و کمی هم حوصله تماشای تلویزیون داشتن برای مخاطب بودن این دو رسانه کافی است. این دو مخاطب خود را گزینش نمیکنند و ساخته شدهاند برای جوابگویی به نیاز همه مردم. رویکرد اولیه روزنامه و تلویزیون نمیتواند تخصصی و علمی باشد اما از آنجا که خواص هم جزئی از عموم مردم هستند وجود بخشهای علمی و تخصصی در میان دیگر بخشها منافاتی با اقتضائات رسانه ندارد.
تنوع مضمون
در ادامه بخش قبل، با توجه به گستردگی مخاطب، تلویزیون و روزنامه وظیفه دارند نیاز مخاطبینی را برآورده سازند که علایق و سلایق متفاوت و حتی متضاد دارند. از این رو تنوع در مضمون، لازمه این دو رسانه است. خبر، سیاست، ورزش، هنر و ادبیات، اندیشه و مذهب، جامعه و... موضوعاتی هستند که روزنامه و تلویزیون میبایست به همه آنها بپردازند و به علاوه در هر کدام از این موارد هم تنوع سلیقه و علاقه مخاطب را مدنظر داشته باشند؛ هم به لحاظ کمی هم کیفی. البته باید توجه داشت که اعتنا به نیاز عامه مردم را نباید با عوامزدگی اشتباه گرفت.
و بالاخره نیازی به گفتن نیست که روزنامههایی که رویکرد خاص مثل سینما، سیاست یا ورزش دارند در این بحث نمیگنجند.
به روز بودن
روزنامه و تلویزیون علاوه بر مسوولیت فرهنگی که بر عهده دارند، مهمترین ابزار اطلاعرسانی جامعه هم به شمار میروند و وظیفه فرهنگسازی و فرهنگرسانی را توامان دارا هستند. این نقش منحصر به فردی است که نباید بی اعتنا از آن گذشت. باید مراقب بود که هیچیک از این دو وظیفه، تحتالشعاع دیگری قرار نگیرد. بیتوجهی به این ویژگی مهم منشأ بسیاری از مقایسههای نابجا میان روزنامه و تلویزیون با نمونههای مشابه شده است.
ماندگاری نسبی
به روز بودن خود به خود موجب تاریخ مصرف پیداکردن میشود و چارهای هم از آن نیست. برای آرشیو روزنامه و برنامههای تلویزیون نمیتوان همان طور عمل کرد که نسبت به آرشیو ماهنامه و فیلم سینمایی عمل میشود. در اینجا آرشیو کامل شخصی معنا ندارد. افراد تنها به جمعآوری صفحاتی خاص از روزنامه یا ضبط برنامههای بخصوصی از تلویزیون مبادرت میکنند. همین ویژگی موجب میشود ماندگاری مطالب کمتر شود و مضامین اختصاص به برهه زمانی خاصی داشته باشند. اینجاست که کار روزنامهنگار و برنامه ساز تلویزیون سختتر از دیگران میشود. از یک طرف میبایست تلاش کند ماندگاری نسبی داشته باشد و از طرف دیگر حتماً به روز باشد. جمع بین این هر دو نبوغ و درایت و همت ویژهای میطلبد که هر کسی دارا نیست. برنامههای تلویزیون و نوشتههای روزنامه چون گذرا هستند، کمتر تکرار میشوند و مدام در حال به روز شدن هستند، متاسفانه راه فرار از دقت و وسواس لازم در آنها باز است. اشکالات جزئی در یک بار خواندن روزنامه و تماشای برنامه تلویزیونی به چشم نمیآیند و همانقدر که این ویژگی میتواند به تسریع در اطلاعرسانی و کمیت آثار تولیدی کمک کند از کیفیت و ماندگاری مطالب کم میکند و این دلیل دیگری است بر عدم سودمندی آرشیو کامل روزنامه و برنامههای تلویزیون. از طرف دیگر دقت و وسواس ماهنامهای و سینمایی هم در اینجا بیمعناست. وقتی اصل بر یک بار دیده شدن و خوانده شدن است چه توجیهی میتواند داشته باشد که وجوهی کلیدی از متن یا برنامه تنها با دقت زیاد و تأمل فراوان و یا مواجهه چندباره قابل درک و شناخت باشد؟ تلویزیون و روزنامه وظیفه خطیر جمع میان ساده بودن و سادهانگارانه نبودن را بر عهده دارند. کار سادهای نیست.
ضرورت جذابیت
جذابیت در روزنامه و تلویزیون را فدای هیچ چیز دیگری نمیتوان کرد. روزنامه و تلویزیون نیاز روزمره خانوادهاند. چیزی که روزمره شد اگر جذاب نباشد دیده میشود، خوانده میشود، چون نیاز روزمره است؛ اما اگر اثر معکوس نداشته باشد تاثیر مطلوب را قطعا نخواهد داشت؛ و این وضعیت خیلی بدتر از آن است که رسانهای در صورت عدم جذابیت مورد بیتوجهی کامل قرار گیرد و کنار گذاشته شود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم