این در حالی است که خاورمیانه به تنهایی 5/91 میلیارد دلار از خریدهای تسلیحاتی جهان در سال 2007 را بخود اختصاص دادو در بین کشورهای خاور میانه 8 کشور حاشیه خلیجفارس به تنهایی بیش از 5/53 میلیارد این رقم یعنی چیزی بیش از 58درصداین رقم است.
بر همین مبنا هزینه نظامی 3 کشور قدرتمند منطقه یعنی عربستان سعودی، ایران و عراق به ترتیب 33، 5/6 و 1/3 میلیارد دلار است که به ترتیب 63درصد، 12درصدو6درصداز خرید تسلیحات حوزه خلیج فارس و 37درصد، 7درصدو 4درصداز کل هزینه و خرید تسلیحات در خاورمیانه است یعنی نزدیک به نیمی از خرید تسلیحات خاورمیانه را این 3 کشور انجام دادهاند.
در رتبه بندی 50 کشور جهان با بیشترین هزینه تسلیحاتی امارات، عربستان، ایران ، عراق و عمان به چشم میخورند. امارات در بین سالهای 2001 تا 2007 مقام چهارم، عربستان در همین فاصله مقام بیست ویکم ، ایران بیست و سوم ، عراق چهل ودوم و عمان مقام چهل و چهارم را کسب کردهاند.
رقابت تسلیحاتی و چالش امنیت
در این رابطه یعنی مسابقه تسلیحاتی میتوان گفت که نوعی رقابت میان کشورهای منطقه ایجاد شده است که نه تنها ناامنی و بیثباتی را در منطقه به ارمغان خواهد آورد بلکه علاوه بر کاهش ذخایر مالی این دولتها گامی در جهت و اگرایی و حتی عدم همکاریهای دو جانبه یا جند جانبه به شمار میرود.
حضور بازیگران مختلف از یک سو وجود چالشهای منطقهای و ملی از سوی دیگر موجب شده است تا خاورمیانه تبدیل به منطقهای بحرانخیز شود به همین خاطر سالانه بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی منطقه صرف هزینههای نظامی میشود در این راستا نقش ایالات متحده آمریکا از بدیهیات امر است.
ارزش کل خرید تسلیحات خاورمیانه در سالهای 2002 تا 2007 به ترتیب 56 میلیارد دلار، 58، 63، 70، 72، و5/91 میلیارد دلار بوده است که همانگونه که مشاهده میشود افزایش مملوس و معنی داری را طی کرده است رشد هزینههای نظامی خاورمیانه در سال 2007 نسبت به سال 1998 در حدود 62درصدبوده است.
در رتبه بندی 15 کشور با بالاترین هزینه نظامی عربستان در ردیف هشتم پس از کشور های ایالات متحده، انگلستان، چین، فرانسه، ژاپن، آلمان و روسیه قرار دارد عربستان در سال 2007 نزدیکبه 3 درصد از خرید تسلیحات جهان را انجام داده است در دوره بین سالهای 2003 تا 2007 آسیا ، اروپا و خاورمیانه بزرگترین مناطق وارد کننده تسلیحات بودهاند و در همین دوره بزرگترین کشورهای وارد کننده تسلیحات به ترتیب چین، هند، اماراتعربی متحده ، یونان و کرهجنوبی بودهاند.
رقابت تسلیحاتی و نقش آمریکا
همانطور که قبلا نیز اشاره شد نقش ایالات متحده آمریکا در تشدید رقابت تسلیحاتی در منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس انکارناپذیر است.
پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 آمریکاییها بر این تصور بودند که مشکل اصلی خاورمیانه فقدان دموکراسی و وجود حکومتهای غیر دموکراتیک است از این رو با تهیه طرحی موسوم به خاورمیانه بزرگ در صدد ایجاد اصلاحات ساختاری در نظامهای سیاسی منطقه خاورمیانه برآمدند و از این طریق خواستار گسترش دموکراسی در این منطقه شدند.
با افزایش دامنه تنش ها در منطقه و عدم ایجاد ثبات در عراق و گسترش ناآرامیهای درون منطقهای ادعا میکنند که مشکل عمده در خاورمیانه فقدان دموکراسی نیست بلکه مشکل اساسی نفوذ برخی بازیگران منطقهای است.
از این رو واشنگتن با ایجاد تغییر در استراتژیهای امنیتی خود در خاورمیانه در صدد مقابله با این جریانات و ایجاد صفبندیهای تازه برای مهار و کنترل نفوذ این بازیگران بر آمد؛ اقدام ایالات متحده در خصوص طرح فروش تسلیحات نظامی به 6 کشور عربی حوزه خلیج فارس را در چارچوب چنین استراتژی میتوان توضیح داد در طرح مذکور قرار بود ایالات متحده یک سری تسلیحات پیشرفته دریایی و هوایی اعم از بمبها و موشکهای هدایت شونده ماهواره ای را در اختیار کشورهای عربی قرار دهد تا بدین وسیله توازن نظامی در منطقه را به نفع متحدان خود درمنطقه دگرگون سازد.
دولت بوش صراحتا هدف از این نقل و انتقال را جلوگیری از هژمونی ایران در منطقه عنوان کرده است از منظر دولت بوش فروش تسلیحات به اعراب جبهه ضد ایرانی را در منطقه تقویت خواهد کرد.
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا نیز مدتی قبل دراظهاراتی تصریح کرد قراردادهای نظامی آمریکا با کشورهای منطقه امکانی برای مهار و مقابله با نفوذ منفی القاعده، حزب الله لبنان، سوریه و ایران است.
در مقطع کنونی نیز ایالات متحده تلاش دارد تا از طریق ایجاد یک صف بندی تازه و تقویت توان دفاعی و تهاجمی متحدان خود در منطقه جبهه تازهای را برای تشدید فشارهای منطقه ای علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند.
بهزعم بسیاری از مقامات این کشور ارسال تسلیحات به کشورهای خاورمیانه پاسخی به ایران و برنامه هستهای تهران است؛ آمریکا نگران افزایش نفوذ ایران در منطقه است و قصد دارد با تقویت همسایگان ایران مانعی جدی بر سر راه آن ایجاد کند؛ ارزیابی استراتژی امنیتی جدید ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه حاکی از رویکرد آن کشور مبنی بر تامین صلح از طریق افزایش جنگ افزار است و تلاش برای افزایش فشار به دولت ایران چرا که سیاست فروش تسلیحات با شعار مقابله با تهدیدات روز افزون ایران عرضه شده است.
افزایش روبه رشد خرید تسلیحاتی
در گذشته دلیل اصلی افزایش سرمایه گذاریهای نظامی از سوی کشورها تامین امنیت در حوزههای داخلی و خارجی عنوان می شد اما در دوران جدید سوال اساس مطرح میشود که آیا افزایش بیرویه هزینههای نظامی لزوماً تامین کننده امنیت واحد های سیاسی خواهد بود؟
با نگاهی به تاریخچه کشورهای منطقه خلیج فارس پاسخ این سؤال منفی به نظر میرسد. سقوط رژیم پهلوی در ایران توسط قیام مردمی با توجه به شدت سیاست های نظامی گرایانه این رژیم بروز چالشهای امنیتی برای کشورهایی که به میزان قابل توجهی به برنامههای نظامی توجه داشتند نظیر عربستان ، جنگ ایران و عراق ، جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و جنگ آمریکا علیه عراق همگی صحت این فرضیه که اساسا نظامی شدن مساوی است با افزایش ضریب امنیتی را با تردید مواجه میکند چرا که شواهد نشان میدهند خاورمیانه در عین حال که نظامیترین منطقه محسوب میشود جزء بحرانخیزترین و ناامنترین مناطق جهان نیز هست.
از این رو برای تامین امنیت ملی علاوه بر سرمایهگذاری معقول در بخشهای نظامی باید شاخصهای دیگری را نیز مورد توجه قرار داد. آنچه که تامین کننده امنیت چه در ابعاد داخلی و چه در سطح بینالمللی است نه صرفا هزینههای نظامی بلکه در کنار آن توجه به شاخصهایی نظیر مشروعیت سیاسی است.
بسیاری از کشورهای منطقه و با اندکی اغماض میتوان گفت که تمام این کشورها به شدت از آنچه که بحران مشروعیت خوانده میشود رنج میبرند بنابراین حکومتها همواره بدنبال ایجاد یک دشمن خارجی هر چند غیرواقعی هستند تا به نوعی به کنترل اوضاع دست یابند و در این برهه از زمان ایران با توجه به افکار برتریجویانه اعراب نسبت به ایران و ایرانیان به عنوان بهترین گزینه مطرح است.
به عنوان مثال تنشهای داخلی نیز در بسیاری از کشورهای منطقه خلیج فارس طی یک دهه گذشته افزایش یافته است چرا که بدنبال حوادث11 سپتامبر 2001 و سپس آغاز حمله آمریکا به عراق دولت عربستان شاهد گسترش فعالیتهای تروریستی در خاک خود بود در واقع وهابیون تندرو به شدت دولت سعودی را به واسطه ایجاد رابطه نزدیک با غرب و تبدیل این کشور به پایگاهی برای استقرار نیروهای آمریکایی به چالش فراخواندهاند.
بدین ترتیب ویژگیهای عمده کشورهای خاورمیانه را میتوان در دو مورد زیر تشریح کرد:
1) کشورهای خاورمیانه عمدتا کشورهایی هستند که از نظر منابع طبیعی بسیار غنی، از نظر رشد اقصادی در سطح قابل قبول اما در زمینه توسعه اقتصادی در جایگاه پایین قرار دارند.
2) بدلیل بحران مشروعیت بسیاری از کشورهای خاورمیانه برای تامین امنیت وثبات سیاسی بطور بیرویه به سیاستهای نظامیگرایانه و اتحاد با کشورهای غربی روی آوردهاند. آنچه مسلم است اینکه در طول تاریخ سیاسی منطقه افزایش بی رویه بودجه و نقل و انتقالات نظامی به جز ناامنی و بیاعتمادی، تشدید تنش و بحرانسازی برای کشور های منطقه نتیجه ای به همراه نداشته است.
در واقع دولتهای منطقه خلیج فارس بجای هزینه های نظامی بیرویه و تشدید بحران در منطقه و همینطور مواجه شدن با مشکلات مالی میتوانند از طریق سرمایه گذاری در سایر بخشهای زیر بنایی اعم از اجتماعی و اقتصادی و بدنبال ان افزایش میزان مشروعیت سیاسی سطوح امنیت ملی و ثبات سیاسی خود را ارتقا بخشند.
نکته دیگر بازیگران فرا منطقهای هستند. در حال حاضر ایالاتمتحده با بهره گیری از روابط نزدیک خود با کشورهای عربی برای حذف بازیگران متعارض با سیاستهای مداخله گرایانه خود در منطقه در حال شکل دادن به صف بندیهای تازه و ایجاد حساسیتهای امنیتی کاذب در میان کشورهای منطقه است.
نشان دادن بر نامههای هستهای ایران به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی سبب بروز نگرانیهایی از جانب کشورهای منطقه نسبت به عملکرد جمهوری اسلامی ایران شده است و در نتیجه طرح فروش تسلیحات به کشورهای عربی منطقه را در پیش گرفتهاند که تنها سبب تشدید بحران، بی اعتمادی، نا امنی و رقابت تسلیحاتی در منطقه خواهد شد که این مساله قطعاً نمیتواند در راستای منافع ملی و حیاتی ایران و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس قرار داشته باشد.
فرزاد زینالی آق قلعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم