نخستین سابقه آشنایی شما با رئیسجمهور به چه زمانی برمیگردد؟
من پیش از جنگ عراق علیه ایران در کردستان بودم. مسوول رزمندگان کردستان در آن زمان شهید بزرگوار شهید بروجردی بود. ما همان اوایل ورودمان به کردستان افتخار آشنایی با شهید بروجردی را پیدا کردیم. اول سنندج بودیم، بعد رفتیم بانه و بعد از آن بوکان.
آشنایی من با شهید بروجردی در سنندج بود و بعد بانه و بوکان. در بوکان مدتی من فرمانده سپاه بوکان بودم. آنجا در آذربایجان غربی با آقای دکتر احمدینژاد آشنا شدم. فکر میکنم در آن زمان ایشان یا فرماندار ماکو بودند یا فرماندار خوی.
همان اوایل انقلاب؟
بله همان اوایل انقلاب یک سلام علیکی داشتیم. در منطقه معمولا فرماندهان و مسوولان غرب کشور نوعا با هم ارتباط داشتند. در جلسات قرارگاه حمزه معمولا همدیگر را میدیدیم. غیر از آن در تهران هم سالی یکی دو مورد جلسات بچههای کردستان برگزار میشد که معمولا استانداران وقت و فرماندهان سپاه وقت، فرماندهان نیروی انتظامی، ژاندارمری آن موقع ارتش و فرماندهانی که در یک مقطعی با هم آشنا شده بودند، سالی یکی دو جلسه به اسم هیات شهدای کردستان برگزار میکردند.
همین آقای مهندس علیآبادی عضو جلسات بودند. آقای مهندس زریبافان بیشتر پیگیری تشکیل جلسات را داشتند. آَقای مهندس هاشمی که سرپرست وزارت کشور بودند نیز در جلسات شرکت میکردند. از ارتش معمولا تیمسار دادبین و از سپاه سردار ایزدی و سردار تمیری تشریف میآوردند. یک مقطعی آقای علیآبادی استارت را میزد، یک مقطعی آقای مددی.
این جلسات چه سالی برگزار میشد؟
پس از جنگ بود و تا همین الان هم ادامه دارد. این دوستان دور هم جمع میشوند و سابقه آشنایی ما به همان منطقه غرب کشور برمیگردد که هر کس در یک لباسی خدمت میکرد. ما در لباس سپاه بودیم. دکتر احمدینژاد اولش در لباس وزارت کشور بودند، فرمانداری، استانداری، معاون عمرانی استانداری.
نیروهایی بودند که همه برای منطقه زحمت میکشیدند. اگر فرصت پیدا میکردند در لباس رزم هم خدمت میکردند. به معنای واقعی همه دوستان آنجا بسیجی بودند. هم ارتشیها، هم سپاهیها، هم جهادگران که در آن عرصه بودند و معمولا نامشان کمتر برده میشود و فرمانداران منطقه نوعا بسیجی بودند؛ یعنی کار بسیجی میکردند و انس و الفتی هم بین اینها برقرار بود. همه همدیگر را همکار و دوست میدانستیم و فضای بسیار صمیمی بین همه دوستان برقرار بود.
ولی ظاهرا آقای دکتر احمدینژاد اوایل انقلاب دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بودند؟
بله آن موقع را من خبر ندارم. ما در منطقه آشنا شدیم و آشنایی ما در منطقه بود.
و حضور شما در دولت؟
همکاری نزدیک من و آقای احمدینژاد به زمانی که ایشان شهردار تهران شدند، برمیگردد. من در آن زمان مسوول بسیج سازندگی بودم که آقای دکتر احمدینژاد فرمودند بیایید شهرداری کمک کنید. ما در شهرداری تهران خدمت ایشان رفتیم و 2 سالی کمک کردیم و بعد هم که ایشان به عنوان رئیسجمهور برگزیده شدند، من هم به دولت آمدم و به عنوان قائممقام وزیر تعاون مشغول به کار شدم و الان هم به عنوان مشاور رئیسجمهور در امور مناطق آزاد و ویژه اقتصادی مشغول خدمت هستم.
زمانی که مسوولیت مشاور رئیسجمهور در امور مناطق آزاد و ویژه تجاری صنعتی به شما تفویض شد، این شائبه پیش آمد که رئیسجمهور از آقای سعیدلو که مسوولیت تام و تمام در مدیریت مناطق آزاد داشتند، سلب اختیار کردهاند.
طبق ماده 18 اساسنامه مناطق آزاد تجاری صنعتی احکام مدیران عامل و روسای هیات مدیره سازمان مناطق آزاد باید به پیشنهاد دبیر شورای عالی مناطق آزاد و تصویب کمیسیون اقتصاد دولت از سوی ریاست محترم جمهوری صادر شود. اول تشکیل دولت نهم دکتر احمدینژاد این اختیار را به دکتر سعیدلو، معاون محترم اجرایی رئیسجمهور تفویض کرده بودند. بعدا که این حوزه مجددا زیر نظر ریاست محترم جمهوری قرار گرفت، تشخیص ایشان این بود که برای این که کارها روانتر انجام شود، اختیارات به مشاور رئیسجمهور یعنی من سپرده شود که احکام مدیران عامل و روسای هیات رئیسه را بررسی کنم.
شما در عزل و نصبها آزادی عمل دارید یا براساس توصیهها و سفارشها مدیران را انتخاب میکنید؟
دکتر احمدینژاد اختیار تام را به ما دادهاند و ما با اقداماتمان باید جوابگوی دستورات ریاست جمهوری مخصوصا 11 بندی که در حکمشان آمده باشیم. منتها طبیعی است که ما برای انتخاب مدیرعامل حتما با رئیسجمهور محترم مشورت میکنیم.
نمونههایی است که من فکر میکنم انتصاب ایشان با توصیه رئیسجمهور بوده.
مثلا؟
مثلا آقای مددی، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش.
نه، اصلا از طرف ایشان توصیه نشده.
یعنی این انتخاب خود شما بود؟
بله. انتخاب ایشان پیشنهاد من بود. این هم برمیگردد به همان موضوعی که اول پرسیدید. من مهندس مددی را از سال 61 میشناسم. یعنی 26 سال پیش و ایشان را مدیری موفق ارزیابی میکنم. ایشان فارغالتحصیل دانشگاه امیرکبیر هستند و مسوولیتهای مهم صنعتی، اقتصادی و اجتماعی داشتهاند و در جاهای بزرگی مثل تامین اجتماعی خدمت کردهاند. من اول با خود آقای مددی صحبت کردم و بعد پیشنهاد کردم به رئیسجمهور. آقای رئیسجمهور با این پیشنهاد من موافقت کردند و البته کمیسیون اقتصاد دولت هم موافقت کردند.
به نظر من مناطق آزاد ما یک مشکل مزمن شده. زمانی که تاسیس شد، قرار بود محلی شود برای واردات ارزان کالاهای واسطهای و جایی شود برای تبدیل به سکوی صادرات کشور. در واقع هدف این بود که مناطق آزاد تبدیل به قطبهای صنعتی کشور شوند، ولی الان اینها تقریبا قطب تجاری شدهاند و عمده کالاهایی که از این مناطق وارد کشورمی شود، کالاهایی صددرصد مصرفی هستند. شما در دوره مسوولیت خود برای حل این مشکل چه کار کردهاید؟
باید بگویم قانون مناطق آزاد ما خوب است و امتیازاتی هم که این قانون برای مناطق آزاد ما در نظر گرفته، خوب است و در سطح دنیا این امتیازات اگر بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. مثلا ورود و خروج سرمایه آزاد است و صنایع از مالیات معافاند. ضمنا این معافیت در دولتهای قبلی 15سال بوده که ما در دولت نهم معافیت مالیاتی را 15سال تمدید کردیم و دولت تصویب کرد و شد 30 سال و در سال 86 تصویب شد و طی لایحهای به مجلس رفت و انشاءالله مجلس باید این را در دستور قرار دهد که مشوقها در بخش سرمایهگذاری، بویژه سرمایهگذاری خارجی افزایش یابد. همچنین در منطقه آزاد کیش و قشم و چابهار اتباع خارجی اگر ویزا هم نداشته باشند، مشکلی ندارند و ما خودمان به آنها ویزا میدهیم، البته جز کسانی که تحت تعقیباند یا به هر دلیلی مشکل حقوقی دارند. این ویزا 2 هفته اعتبار دارد و تا 6 ماه هم قابل تمدید است. این امتیاز را درجهان فقط مناطق آزاد ما دارند.
حالا عرض میکنم چرا مناطق آزاد ما آن طور که باید و شاید موفق نبودند. ما در بررسیای که کردیم، دیدیم هر جای دنیا که منطقه آزاد تاسیس کردند، ابتدا توجهشان به زیر ساختها بوده است. شاید این کلمه خیلی تکرار شده و همه هم استفاده کردند، ولی واقعا همین است.
یکی از دلایل عمدهاش همین است که مثلا همین منطقه آزاد جبل علی که به عنوان یک منطقه موفق شناخته شده است، موقع ایجادش 7 میلیارد دلار سرمایهگذاری در امور زیربنایی داشت. آنجا هم 14کیلومتر مربع است، یعنی حدود یک و نیم برابر کیش و یک شانزدهم قشم.
چه زیر ساختهایی مثلا؟
اگر از جنوب شرق شروع کنیم، ما آنجا منطقه آزاد چابهار را داریم که 17سال پیش هم تشکیل شده. از ویژگی های چابهار این است که تنها بندر اقیانوسی کشور است ، نزدیکترین نقطه به آبهای آزاد است ، خارج از
تنگه هرمز است و کشتی ها هم 17 - 16 ساعت زودتر از اصلیترین اسکله ما یعنی شهید رجایی به آنجا میرسند. پس مجموع این مزایا به ما میگوید آنجا یک نقطه ایدهآل ترانزیتی هم برای ایران و هم برای منطقه و هم برای دنیاست.
امروزه مسیریابی در ترانزیت در دنیا حرف اول را میزند. حالا برای این که ما فاصله کوتاهتری را طی کنیم، به کمک صدا و سیما در سالن همایشهای این سازمان کنفرانس بینالمللی چابهار ترانزیت توسعه محور شرقی را داشتیم که 15هیات خارجی در آن شرکت کردند و همه متفقالقول بودند که چابهار یکی از بهترین مسیرهای ترانزیتی دنیاست.
در حال حاضر، سالانه حدود 2 میلیون تن کالا از چابهار ترانزیت میشود. در برنامه چهارم پیشبینی شده که که این رقم به 6 میلیون تن در سال برسد، ولی ما میگوییم که این هم افق کمی است. منتها 2 تا اشکال برای همین چابهاری که ما میگوییم قرار است منطقه ترانزیتی شود، وجود دارد. این دو اشکال هم زیرساختی است، یعنی اشکال مقرراتی نیست. ما در این منطقه اسکله بزرگی که مناسب یک بندر بزرگ اقیانوسی باشد، نداریم.
کشتیهای اقیانوس پیما نوعا بالای 100هزار تناند، ولی ظرفیت ما 40 تا 50 هزار تن است. پس ما باید یک اسکله 100هزار تنی آنجا احداث میکردیم. پیشبینی شده بین 5/2 تا 3 سال آینده، این اسکله به پایان برسد. رونق هم در منطقه این طور نیست که تجار صبر کنند اسکله تمام شود، بعد بیایند کار کنند همین که ببینند کاری شروع شده و آینده مساله رونق دارد، میآیند و کارشان را شروع میکنند. برای همین در این سه چهار ماهه امسال ترانزیت کالا از چابهار 200 درصد در مقایسه با سال 86 رشد داشته است. الان انبارهایی که ما داریم، پر از کالاست و به فکر ساخت سولهها و انبارهای جدید هستیم.
نقص دومی که ما در چابهار داشتیم و هنوز هم داریم، نداشتن اتصال ریلی چابهار به ریل سراسری ایران است. امروزه با توجه به این که سوخت در همه جای دنیا گران است و از طرفی فرمول اقتصاد دنیا عوض شده است، بحث اقتصاد تجدیدپذیر را مطرح میکنند، یعنی بحث دوچرخه و ریل.
الان در دنیا مخصوصا کشورهایی مثل هند و ژاپن شاید 90 درصد کالایشان را به وسیله ریل جا به جا میکنند. هند با وسعتی که دارد بیشترین حمل و نقلش با راهآهن است و ژاپنیها هم همین طور.
آمار این دولت هم چندان امیدوارکننده نیست. چیزهایی که گفته میشود، مسائلی است که نمیتوان بر اساس آنها به رونق تولید و صادرات در مناطق آزاد امیدوار شد.
اینطور نیست. مدیران مناطق آزاد در گذشته و حال زحمات زیادی کشیدهاند. مدیران عامل مجبور بودند از درآمدشان خرج زیر ساخت کنند و خیلی هم زحمت کشیدند. کیش 16،17 سال پیش فقط غبار بود و خشکی و اینها خیلی زحمت کشیدند. با همان عوارضی که داشتند کار کردند.
به نظر میرسید اگر دولت به جای همان عوارض، پولی برای زیرساخت میگذاشت، میتوانست بیشتر درآمد کسب کند؛ هم از راه صادرات، هم از ترانزیت و هم توسعه صادرات مجدد. این را به شما بگویم که اولا واردات در مناطق آزاد بشدت کاهش پیدا کرده مخصوصا از زمان دولت نهم. من ادعا میکنم واردات 90 درصد کاهش پیدا کرده است.
برای نمونه یک مثال برای شما میزنم شما اگر 3 یا 4 سال پیش کیش یا قشم رفته باشید، گروههایی را میدیدید که شناسنامههایشان را بعضی شرکتها جمع میکردند، مهر میزدند و رقم خیلی کمی به آنها میدادند که در شان مردم ما نبود. شرکتهای دیگر واردات کالا داشتند و سودش را اینها میکردند. شرکتهایی بودند که شناسنامه جعل میکردند که با استفاده از آن کالا وارد کنند.
الان این مساله را نه در 10 مورد، حتی در یک مورد هم مشاهده نمیکنید. اینکه ما میگوییم وارداتمان کاهش پیدا کرده، یکی از دلایلش همین مساله است. گمرک به شما میگوید واردات بشدت کاهش پیدا کرده و اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست.
به نظرم کاهش واردات به تنهایی امتیاز مثبتی نیست. آنچه اهمیت دارد، تغییر در ترکیب کالاهای وارداتی از مناطق آزاد است.
اولا کاهش واردات نکته مثبتی است؛ اما در کنارش افزایش تولید باید صورت بگیرد. بالاخره سرمایهگذاریای که مثلا در کیش در حال انجام است نسبت به 4، 5 سال گذشته افزایش یافته است. سال 86 در کیش بالغ بر 1000 میلیارد تومان عقد قرارداد شده. برای اینکه مزیت کیش الان شناخته شده است.
علاوه بر اینکه منطقه آزاد است، باید در بخش گردشگری سرمایهگذاری شود. رونق گردشگری در این مناطق مستلزم توسعه زیرساخت هاست. درست است که کیش 65 هتل دارد، اما با یک تبلیغ کوچک امسال در هیچ هتلی جای خالی نبود. هیچ مهمانسرایی خالی نبود. 7500 چادر در کیش زده شده بود.
قبلا هم از راه هوا میآمدند، یک وقتهایی هم از راه دریا. اما در سال گذشته رسما اولین بندر بخش خصوصی به اسم بندر آفتاب ایجاد و افتتاح شد. کسی هم این بندر را ایجاد کرد که قبلا خودش بازار میساخت و این خودش میشود سرمایهگذاری مطمئن و مثبت.
شما چه اقداماتی را برای حمایت از سرمایهگذاری در مناطق آزاد انجام دادهاید؟
اصولا برنامه ما حمایت از سرمایهگذاری است. سرمایهگذاری داخلی و خارجی. هتل دارها میگویند، هتلی که در سال 50 درصد اشغال تخت داشته باشد، اقتصادی است. ما در سال 86 اگر اشتباه نکنم بالای 80 درصد اشغال تخت داشتیم.
کار دیگری که به دستور آقای دکتر احمدینژاد انجام شد، گسترش آموزش عالی در مناطق آزاد بود. ما با واحدهای بینالمللی دانشگاههای معتبر ایران مثل دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه علوم پزشکی شیراز صحبت کردیم و اینها واحد بینالمللشان را در مناطق آزاد راهاندازی کردهاند و کیش رونق گرفت.
میانگین اشغال تخت هتلها بالا رفت. الان هتل سازهای خوبی مراجعه کردهاند و 18 یا 19 مجوز ساخت هتل جدید صادر شده و 2 تای آن هم 7 ستاره است.
درخصوص بانکهای خارجی چطور، تقاضایی نبوده؟
بانکهای خارجی الان هیچ محدودیتی ندارند برای آمدنشان. تقاضا یکی فیوچر بانک بود که موافقت شد و اقداماتش هم انجام شد و ظاهرا مدیرعامل کیش میگفت 95 درصد هم پیشرفت دارد. استاندارد چارتر هم که حضور دارد و الان شعبهاش دایر است.
درخواست برای بانک فقط همین 2 مورد است یعنی هیچ بانک دیگری در خواست نداده است؟
چرا یک بانک دیگر هم درخواست داده و اقداماتش در حال انجام است.
شما در یکی از سخنرانیهایتان گفته بودید که با 500 ایرانی مقیم دبی صحبت کردید که بیایند و در ایران سرمایهگذاری کنند. از آن 500 نفر حالا کسی هم به ندای شما لبیک گفته یا نه؟ یعنی اینها واقعا مشتری هستند؟
به نظر من مشتری هستند. ما الان سرمایهگذارهای ژاپنی داریم. آقای دکتر عراقچی سفیر محترم ایران در ژاپن برای من نوشتهاند که بازرگانان ژاپنی که نوعا در دنیا سرمایهگذاری میکنند را جمع میکنیم و شما بیایید در سفارت ژاپن و برای آنها صحبت کنید. ما نوعا الان تعاملی را شروع کردهایم، هم با بازرگانان ایرانی و هم با بازرگانان کل دنیا، تجار و سرمایهگذاران دنیا.
کشورهای دوست که در ایران هستند و میآیند با ما ملاقات میکنند. بعد تفاهمنامه را امضا میکنیم، بعضی از آنها به نتیجه میرسد و بعضیها بررسی بیشتر میخواهد. مهم این است که هرکس میخواهد بداند در مناطق آزاد ما چه فرصتی برای سرمایهگذاری موجود است و ما برایش توضیح میدهیم و بروشور در اختیارش میگذاریم. من به دوستان روابط عمومی گفتهام که بروشور به 3 زبان تهیه کنند که تهیه هم کردهاند.
چند شب پیش 30 تا از رایزنان بازرگانی اینجا بودند که به نمایندگی از ما با سرمایهگذاران دنیا صحبت میکنند این بروشورها هست و کتابی هم به زبان انگلیسی و فارسی در حال تهیه است. یازدهم تا چهاردهم دی 86 هم نمایشگاهی در کیش گذاشتیم که مدیران همه مناطق آزاد و همه مناطق ویژه آمدند و گفتیم در این دو سال چه کارهایی کردهایم.
چقدر از عملکرد خودتان در این مدت راضی هستید؟
اولا عملکرد مال من نیست. عملکرد 6 سازمان بزرگ است. هم افرادی که جدید هستند و هم افراد با تجربهای که با دلسوزی کار میکنند و کارهای بسیار خوبی هم کردهاند که بخشی از آن را من برای شما توضیح دادم، مثل ایجاد دانشگاهها که دختر و پسر ما به جای اینکه به خارج از کشور برود و سرگردان شود، بیاید و در مناطق آزاد ما درس بخواند. اینها رضایت مردم را به دنبال دارد و طبیعتا رضایت آنها که باشد، ما هم راضی هستیم.
حمید اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم