قتل راننده آژانس‌

کا‌رآگاهان پس از 2 سال تحقیقات مرد سارقی را که راننده یک اتومبیل را به قتل رسانده بود دستگیر کردند. به گزارش خبرنگار ما، اوایل سال 85 زنی به پلیس استان کرمانشاه مراجعه کرد و گفت: پسر جوانم نیما گم شده است. این زن در شکایت خود گفت: پسرم در یک آژانس کار می‌کرد تا بتواند پولی پس‌انداز کند و آینده‌اش را بسازد.
کد خبر: ۱۹۳۴۱۴

او خیلی سختکوش بود، بیشتر پولی که به دست می‌آورد هزینه قسط ماشین می‌شد. روز حادثه مثل هر روز صبح زود از خانه خارج شد، او هر روز ظهر به خانه می‌آمد تا ناهار بخورد، اما آن روز نیامد. نگرانش نشدم چون فکر می‌کردم سر کار است، اما شب هم نیامد، من که به دلشوره افتاده بودم با دفتر آژانس تماس گرفتم ولی آنها هم گفتند از پسرم خبری ندارند. نمی‌دانم چه اتفاقی برای پسرم افتاده است و بشدت نگران او هستم.

شکایت این زن آغازی برای تحقیقات پلیسی بود و ماموران پس از چند روز جستجو جسد جوانی را پیدا کردند که مشخصاتش با مشخصات نیما یکی بود و به همین دلیل مادر نیما برای شناسایی جنازه در پزشکی قانونی حاضر شد. وی تایید کرد جسد متعلق به نیماست اما علت دقیق مرگ، انگیزه قاتل و نحوه به قتل رسیدن سوالات بدون جوابی بود که کارآگاهان باید آن را روشن می‌کردند. 

کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند، آثار کبودی‌های متعدد روی مچ دست و دو پای نیما وجود دارد که ناشی از بسته شدن با طناب است، ضمن‌ این‌که با توجه به بررسی‌های انجام شده علت مرگ نیما خفگی بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن است و به‌ نظر می‌رسد نیما قبل از مرگ با قاتل درگیر نیز شده است.

همه چیز حکایت از این داشت که نیما قربانی یک سرقت خونین شده و از سویی نحوه سرقت اتومبیل و مسیری که قاتل برای آن طی کرده بود نشان می‌داد او فردی حرفه‌ای است، چرا که وی از یک تلفن عمومی با دفتر آژانس تماس گرفته و تقاضای ماشین کرده و مشخصاتی را که ارائه داده دروغ بود.

در حالی که تمامی سرنخ‌های پلیس به ‌بن‌بست رسیده بود به دستور بازپرس پرونده شماره اتومبیل مقتول در اختیار پلیس سراسر کشور قرار گرفت و پس از 2 سال ماموران پلیس قزوین اعلام کردند ماشین نیما را پیدا و 2 سرنشین آن را هم دستگیر کرده‌اند.

تحقیقات اولیه از این 2 سرنشین نشان داد آنها سارقان سابقه‌داری هستند که آرش و آریا نام دارند و پیش از این هم چندین بار به جرم سرقت دستگیر و زندانی شدند.

متهمان اتهام سرقت اتومبیل نیما را نپذیرفتند و مدعی شدند اتومبیل را از دوستشان وحید گرفته‌اند و نمی‌دانند او چطور آن را به دست آورده است.

اعترافات 2 متهم بازداشت‌شده به دستگیری وحید منجر شد و وی به قتل اعتراف کرد. وحید گفت: ‌قصد قتل نداشتم فقط می‌خواستم ماشین نیما را بدزدم. او را به روستای خلوتی کشاندم و بعد با تهدید مجبورش کردم از ماشین پیاده شود و دست و پایش را بستم.

متهم ادامه داد:‌ نیما کاملا ساکت بود و همین سکوتش آزارم می‌داد، یکدفعه ترسیدم و برای این‌که مرا به پلیس معرفی نکند او را با پارچه‌ای خفه و بعد هم ماشین را جایی مخفی کردم،‌ مدتی بعد وقتی مطمئن شدم دیگر کسی پیگیر پرونده نیست ماشین را به قیمت ارزانی فروختم.

وحید متهم به قتل با قرار بازداشت راهی زندان شد و تحقیقات از وی ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها