تولیداتی از اینگونه، با وجود بینندگان فراوانی که دارند، نسبت به آثار نمایشی دیگر، با هزینه نسبتا کمتری تولید میشوند. این ویژگی، به خوبی تولید چنین آثاری را با نیازهای صنعت تلویزیون هماهنگ کرده است.
«ترانه مادری» براساس چنین الگویی است که سامان مییابد. زنان در آن نقشی تقریبا محوری دارند و در فضایی عاطفی چند داستان را پیش میبرد. در جلوههای ظاهریاش، سوءتفاهم و اختلافات مالی دو خانواده را میبینیم و در لایههای زیرین و اصلیترش، رفتارشناسی جوانان و چگونگی ارتباط خانواده با آنها.
با تماشای قسمتهایی که تاکنون از قاب تلویزیون پخش شده است به وضعیت غالب شخصیت، بحران و گره اصلی روایت پی بردهایم. اینک روشن شده اختلاف خانواده فرخ و فرخنده به علت معاملهای بوده که فرجام مبهمی داشت و از سویی دیگر دریافتهایم شخصیت اصلی در این ژانر، پویا بوده. تلاش بر این است با الهام از واقعیتهای موجود به بازکاوی روان و اندیشه او، به عنوان نمادی از جوانان امروز، جامعهمان پرداخته شود.
در این سریال با 3 مادر مواجهیم. فرخنده، مادر پویا با حساسیت و نظارتهای سختگیرانهاش، مادر بهرام که تمام هم و غمش انگیزههای مادی و مهاجرت به خارج از کشور است و دیگری مادر فرخ و فرخنده، در مقام نمادی از مطلوبیت و تعادل و تدبیر در محدوده وظایف مادری.
مادر از آن جهت که جنبه عاطفی و حسیتری نسبت به پدر دارد و امکان پردازش دراماتیکی جذاب را به صورت اثرگذارتری فراهم میکند، حضور قابل توجه و تاملتری در آثار نمایشی داشته است. «ترانه مادری» براساس همین واقعیت و گرایش شکل یافته، میکوشد به آسیبشناسی برخی از رفتارهای آمیخته با افراط یا تفریط والدین در ارتباط با فرزندانشان بپردازد. توجه به چنین مضامینی، آن هم از منظری علمی و روانشناختی، ضروری و ارزشمند است.
در این میان، بالا بودن میزان افراد جوان در کشورمان و معضلات و مشکلات روانی انبوه و تودرتویی که در این عرصه وجود دارد، بر اهمیت چنین رویکردی میافزاید.
پویا و بهرام در موقعیت دو جوان، رفتارهای مختلفی دارند. پویا که تمامی اعمالش را با خواسته و زیر نظارت مادرش انجام میدهد با وجود نخبگیای که از نظر علمی دارد، در زمینه ارتباطات اجتماعی ازجمله ایجاد رابطه با جنس مخالف، با موانع و بحرانهایی مواجه میگردد. در اینباره میتوان به ارتباط وی با همکلاسیاش، نغمه ادیب اشاره کرد و یا خرید ساعت و گل به قصد هدیه دادن به او، که به علت همان شیوه تربیتی مادر، امکان انجام آن را نمییابد.
رفتارهای بهرام تاکنون را اگرچه نمیتوان ریشه در بدذاتی او دانست، اما تردیدی نیست که خلق و خویش با پویا به میزان قابل توجهی متفاوت است. این ویژگیها، بیش از آن که حاصل و ثمره اندیشه و اراده خود آنان باشد، برآیند تعامل و نحوه رفتار والدینشان است.
با وجود آن که به نظر میآید پدر پویا در برخورد با او رفتار و کنش متعادلتری دارد، اما اثرگذاری و اعمال نظر مادر، حتی در کوچکترین افعال او، نظیر همراهیاش برای رفتن به دانشگاه، از پویا انسانی ساخته که وی را حتی در ایجاد رابطهای ساده با پسرداییاش، بهرام و یا بهرهمند شدن از امکانات تفریحی با مشکل مواجه میکند.
تنشهای روانی فکری پویا، به جهت نوع تعامل مادرش با او، به آنچه دیدهایم محدود نخواهد ماند. روشنتر شدن ماهیت واقعی و حقیقی پویا و سمیرا، به طور قطع، پویا را در موقعیت بغرنجتری قرار خواهد داد. در آن هنگام است که کاستیهای روش تربیتی فرخنده با فرزندش شفافیت بیشتری خواهد یافت.
مدل رفتاریای را که فرخنده برای رشد پویا برگزیده، اضافه بر آن که او را با مشکل مواجه میکند، دیگران و مهمتر از همه برای خودش نیز نتیجهای جز آشفتگی و بحران را به همراه ندارد. تامل، تشویش و نگرانی بیش از حد او، پس از آگاهی از تمایل پویا به همکلاسی دختر را، باید در همین چارچوب نگریست. از موضوع و مضمون که بگذریم «ترانه مادری» از نظر پرداخت هنری، تاکنون نمود نسبتا موثری داشته است. این جلوه، اگرچه در حوزههایی نظیر کارگردانی، تصویربرداری، نور، تدوین، طراحی صحنه و لباس محسوس بوده، اما در ارتباط با فیلمنامه محتاج تامل بیشتری است.
با روشنشدن شخصیت ظاهری پویا و بهرام و نسبت این دو با یکدیگر، همچنین پرفروغتر شدن نقش مادربزرگ در حمایت از فرزندان بیسرپرست، داستان از نظر شخصیتپردازی و پیشبرد وقایع روند و جلوه دیگری به خود میگیرد.
برای بررسی عمیقتر پردازش شخصیتها، باید به تماشای صحنهها و اعمال بیشتر آنها نشست. با این حال، سکانسهای نشان داده شده، در مورد برخی از آنها، نظیر پویا، نشاندهنده کاستیها و سوالاتی است. به عنوان نمونه در سکانس با موضوع تمایل پویا به نغمه ادیب، این میل به صورتی سطحی و عجولانه انجام گرفته، دلایل و زمینههای آن به گونه دراماتیک و جذابی مورد پرداخت قرار نمیگیرد.
«ترانه مادری» از جهت پیشبرد وقایع داستان ریتم خوبی دارد و از این جهت کشدار و ملالآور نشان نمیدهد. دلیل توجه و برقرار کردن ارتباط وسیع مخاطب با این اثر را، افزون بر موضوع و مضمون و شخصیتهای زن و جوان روایت، میتوان همین عامل دانست.
سریالهای خانوادگی، در میان صاحبنظران، مخالفین و موافقانی داشته است. گروه نخست، اعتیادآور بودن، طرح مسائل بیمحتوا و فاقد ارزش، کماهمیت جلوه دادن برخی از معضلات و یا دور کردن افراد خانواده از هم در ساعت پخش را از زمره معایب این گونه تولیدات برشمردهاند و موافقان نیز به دلایلی از جمله طرح زنان قوی و مستقل و ترویج آگاهیهای خاص اجتماعی در این آثار استناد میکنند.
«ترانه مادری» در صورتی که همچنان موضوع و محتوایش بهرهمند از نظرات عمیق و به روز کارشناسانه باشد و فیلمنامه در حوزه شخصیتپردازی به موازات جلو رفتن وقایع داستان از غنا، عمق و منطق خلاقه و باورپذیرانهتری برخوردار گردد، خواهد توانست علاوه بر مانایی ماندگارتر بر دامنه ارتباط با مخاطبان نیز بیفزاید.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم