در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رشته کوه بمو ادامهای از سلسله جبال زاگرس در استان فارس است که در شمال شهر شیراز در جهت شمال غربی جنوبشرقی امتداد دارد. این رشته کوه در مشرق به ارتفاعات خرمن کوه و در جنوب با دریاچه بختگان مرتبط است. مرتفعترین قله آن کل اسد، ارتفاعی حدود 2661 متر دارد. رشته کوه بمو، دشت شیراز را از دشت مرودشت جدا میکند و چند دره دشت مانند میان این رشته کوه دیده میشود.
درست جایی که محل زندگی هزاران آهو، پازن، قوچ و میش است. آب رکنآباد از معروفترین جویبارهای شیراز که حافظ به آن اشاره میکند در قسمت غربی این کوه واقع شده است و راه قدیمی شیراز از جنوب غربی این رشته کوه میگذرد.
رشته کوه بمو و زمینهای پیرامون آن، منطقه استپی و نیمه استپی دارد. به عبارتی، نیمی از آن با کمآبی مواجه است. میتوان بوتهزارهای گون، شقایق و لاله که هر کدام در فصلی منطقه را غرق در گل میکنند و درختچههای انجیر وحشی، گیلاس وحشی و ارژن را هم در آن به وفور دید.
بکر و دست نخورده
خداکرم شکری، معاون ایستگاه حفاظت از پارک ملی بمو میگوید: در این منطقه از پوشش حیوانی میتوان به قوچ، میش، بز، پازن، آهو، کفتار، گرگ، گربه وحشی، خرس قهوهای، گراز، پلنگ، روباه، خرگوش و خارپشت اشاره کرد.
از جمله پرندگانی که در این منطقه ساکن هستند، شامل کبک، تیهو، کرکس، انواع چکاوک، هما، شاهین، دال و عقاب طلایی است و البته این منطقه خزندگانی هم چون سوسمار، مار غیر سمی و افعی کوهی دارد.
تعدادی هم تشی (جوجهتیغی)، کله بز، چوله، باقرقره، کوکر، بلدرچین، عقاب دو برادر، بالابان و قرقی در این محل دیده میشود. در دشت پهناوری که عرصه عبور و مرور حیوانان وحشی است میتوان انواع گیاهان گرامینه را دید در وسعتی حدود 48 هزار هکتار که حدود چهل، پنجاه سال قرق شده، میتوان واقعیتی از سرسبزی و حیات طبیعی را دید که هیچ گلهای از گاو و گوسفند از آن گذر نکرده و طبیعت بکر و دست نخورده آن نشان از روزگاران دیرین دشتهای وسیع اطراف شیراز دارد. آقای شکری از گونههای گیاهی دارویی هم نام میبرد که آویشن، بابونه، بنه و بادام وحشی از آن جمله هستند.
حفاظتی که آب رفت
پارک ملی بمو در دامنه کوه بمو، از سال 1341 به عنوان منطقه ممنوعه اعلام شد که وسعتی حدود یکصد هزار هکتار داشت. البته با توجه به گسترش و افزایش جمعیت شهر شیراز، بتدریج از گستره این پارک کم شد. در سال 1346 منطقه ممنوعه بمو به منطقه حفاظت شده تبدیل شد که در آن زمان مساحتی حدود 50 هزار هکتار داشت.
سال 1349 بمو به پارک حیاتوحش و به دنبال آن به پارک ملی تبدیل شد و وسعت آن به 48 هزار هکتار کاهش یافت. این پارک از سال 1371 در وسعتی حدود 48هزار و 594هکتار شامل 3 رشته کوه موازی با هم با امتدادی از شرق به غرب است.
در میان این رشتهکوهها، دشتهای باریکی قرار دارند که در یکی از آنها با وجود وسعت کم، جمعیت قابل توجهی از آهو دیده میشود. در تپه ماهورهای وسیع و گسترده در حد فاصل دشت و کوه، قوچ و میش فراوان دیده میشود. پرتگاههای دامنه جنوبی کوه بمو و دیگر مناطق صخرهای پارک، زیستگاه مناسبی برای بز و پازن است.
گلهای اشک یا لالههای واژگون و گلسنگهای صخره چسب زرد و پامچالها هم از جمله گلهای زیبای این حوالی هستند.
پرندگانی چون هما، دال، عقاب طلایی، تیهو، کبک و کوکر سینه سیاه از پرندگان بومیاند. زمستانها بمو میزبان پرندگان مهاجری چون شاهین و بالابان است. تابستانها هم گنجشک خاکی، چکچک ابلق جنوبی و بادخورک کوچک مهمان این منطقه وسیع خوشآب و هوا هستند.
شکار کنترل شده است
خدا کرم شکری میگوید: بارندگی در این منطقه چیزی حدود 400 میلیمتر و این ناحیه در زمستانها تا حدودی سرد است. معدل حرارت در قسمتی از سال از 3 درجه کمتر است و تابستان درجه گرمایش به 34 درجه میرسد. در طول سالهای گذشته بیش از 300 گونه گیاهی در این منطقه جمعآوری و شناسایی شده است.
دکتر محمدعلی رجبزاده، مدیرکل محیطزیست استان فارس معتقد است شکار در پارک بموی شیراز 90 درصد کنترل شده است. او می گوید: به اعتراف ساکنان شهرهای اطراف این پارک و روستاییان و شکارچیان منطقه، در 30 سال گذشته هیچگاه پارک ملی بمو با این انسجام حفاظت نمیشده است.
سابقه تاریخی و فرهنگی اهالی حاشیه پارک ملی بمو نشان میدهد همواره کنترل شکار و صید در این پارک با مشکلاتی جدی مواجه بوده است.
مشکلات شکار غیرمجاز در منطقه پارک ملی بمو به حدی فراگیر بود که جمعیت 30 تا 40 هزاری پستانداران بزرگ جثه در این پارک اکنون به مرز یک هزار و 500 راس نزدیک شده است. دکتر رجبزاده میگوید: برای حفاظت مطلوب از این زیستگاه ارزشمند و به واسطه موقعیت ویژه اکوتوریستی و اکولوژیکی این پارک، اقداماتی از جمله تقویت کمیتههای مردمی حفاظت از پارک ملی بمو، جلب مشارکت جوامع محلی، سازماندهی نیروها و استفاده از توان اجرایی این استان برای کنترل شکار انجام شده است؛ همچنین جلب همکاری نیروهای سپاه و نیروی انتظامی در حفاظت از پارک بمو به عنوان تدابیری برای افزایش ضریب امنیت و حفاظت آن بوده است.
شناخته شده نیست
برای گذر از دامنه وسیع این پارک و مشاهده حیات وحش، باید به خودروهای سنگین مجهز بود. هرچند مسیری ماشینرو تا وسطهای پارک ایجاد شده، اما فرورفتگیها و برآمدگیهای جاده اجازه حرکت سریع را به وسیله نقلیه نمیدهد.
به اعتقاد محیطبانان، معمولا روزها گلههای آهو، بز، میش و قوچ آزادانه در پستی و بلندیها در رفت و آمدند و حیوانات وحشی در ساعاتی پس از غروب آفتاب از پناهگاههای خود خارج میشوند.
آقای شکری میگوید: از نظر شمار حیوانات و تنوع حیاتوحش، این پارک بعد از پارکهای ملی گلستان و ارومیه در مقام سوم اهمیت قرار دارد؛ اما متاسفانه چندان شناخته شده نیست. هرچند در نظر اول به نظر میرسد نشناختن چنین مناطقی توسط شکارچیان و قاچاقچیان میتواند به بکر ماندن آن کمک بیشتری کند، اما باید دانست فرهنگسازی برای حفاظت، شرط اولیه شناساندن این مناطق میان عموم مردم است. به اعتقاد برخی محققان محیط زیست هر چه آگاهی و اطلاعات مردم از این مناطق بیشتر باشد تعرض و دستاندازی به آنها هم کمتر خواهد شد.
بمو، زیستگاه پلنگ ایرانی
پلنگ ایرانی، بزرگترین زیرگونه پلنگ در دنیاست که در محدوده ایران، ترکمنستان و افغانستان یافت میشود. در مورد بومشناسی، گستره خانگی و پراکنش این گونه در ایران اطلاعات کمی در دسترس است. سال گذشته در محدوده پاسگاه محمودآباد، یک قلاده پلنگ در حال تعیین قلمرو روی یک درخت عکسبرداری شد، هرچند این کار در آغاز سخت به نظر میرسید، اما با بررسی این منطقه توسط کارشناسان بخش حیات وحش و رایزنیهای چندی با محیطبانان منطقه، این محل برای نصب دوربین انتخاب شد.
پس از گذشت 10 شب حضور دوربین در این محل، عکسهایی از پلنگ ایرانی (Panthera Pardus Saxicolor) آهو و گراز به دست آمد که همین مساله، تراکم بالای حیات وحش در این محدوده و لزوم توجه بیشتر به حفاظت این حیوانات را نشان میدهد.
عاصفه الهوردی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: