در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از گزارش موضوع به ماموران انتظامی و عزیمت آنها به بیمارستان، دختر آسیبدیده خود را آمنه بهرامی معرفی و در تحقیقات مقدماتی عنوان کرد: وقتی از محل کارم خارج شدم، از سوی یکی از همکلاسیهای دانشگاه که پیش از این خواستگارم بود و به درخواست ازدواج وی پاسخ منفی داده بودم، با اسید مورد حمله قرار گرفتم.
دستور ویژه قضایی
پس از تشکیل پروندهای در این ارتباط، پرونده به شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران ارسال شد و بازپرس قیصری، دستور ویژهای را در این ارتباط صادر کرد و پرونده به پلیس آگاهی تهران ارسال شد.
در پی تحقیقات گسترده، متهم فراری سرانجام در مخفیگاه خود شناسایی و پس از انتقال به پلیس آگاهی با صراحت به اسیدپاشی اعتراف و عنوان کرد: در دانشگاه آمنه را میشناختم و از او خواستگاری کردم، اما پاسخ منفی به درخواست من داد و من هم تصمیم به انتقام گرفتم و پس از تهیه اسید، روز حادثه اطراف محل کار آمنه انتظار میکشیدم و ساعت 16 که او از شرکت خارج شد، با ظرف اسید به وی حمله کردم و ...
قرار بازداشت موقت
به دنبال این اعترافات، بازپرس جنایی با صدور قرار بازداشت موقت، متهم را روانه زندان کرد.
این گزارش حاکی است، هر روز که میگذشت شرایط جسمی و روحی آمنه وخیمتر میشد تا این که پزشکان عنوان کردند وی به دلیل شدت جراحات باید به کشور اسپانیا برود و در این کشور مداوا شود. پس از گذشت 4 سال از وقوع این جنایت هولناک و بازگشت آمنه از کشور اسپانیا، در حالی که وی از دو چشم نابینا شده، روز گذشته در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی حضور یافت و شکایت خود را مطرح کرد.
نابود شدم
آمنه در حالی که بشدت بغض کرده بود، خطاب به بازپرس قیصری گفت: من هیچ شناختی نسبت به متهم نداشتم تا به وی علاقه پیدا کنم و بخواهم با او ازدواج کنم، یک بار مادر او تماس گرفت و گفت، پسرش همکلاسی من در دانشگاه است، من حتی اسم او را نمیدانستم تا اینکه پس از تحقیق از دوستانم در دانشگاه متوجه شدم مجید م نام دارد و زمانی که با او روبهرو شدم، گفتم هیچ علاقهای به تو ندارم و حتی به دروغ گفتم، شوهر دارم که وی در پاسخ عنوان کرد باید از شوهرم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم.
دهها عمل جراحی
آمنه در حالی که میگریست، اضافه کرد: روز حادثه او ناجوانمردانه به من حملهور شد و پس از آن زندگیام را نابود کرد در حالی که بینایی دو چشمم را از دست دادهام.
وی افزود: در این سالها مدام با کابوس زندگی کردهام. پس از آن که پزشکان داخل کشور از مداوای من قطع امید کردند به کشور اسپانیا رفتم، در این کشور غریب و تنها بودم و دهها عمل جراحی روی دست و صورتم انجام شد. برای نمونه فقط برای ترمیم پلکهایم 17 عمل جراحی انجام گرفت و والدینم مجبور شدند به زندگی خود چوب حراج بزنند تا بتوانند هزینه درمان مرا تامین کنند. اگرچه 9 ماه تحت حمایت رئیسجمهور بودم، اما پس از این مدت، دیگر هیچ حمایتی از من صورت نگرفت.
قصاص
آمنه اضافه کرد: عامل اسیدپاشی همه چیز را از من گرفت. من تنها قصاص او را میخواهم. در این سالها تلاش کردم او را ببخشم اما نتوانستم، زیرا براین باورمکه مجازات او میتواند درس عبرت برای دیگر مجرمانی باشد که به خود اجازه میدهند زندگی انسانها را نابود کنند.
وی ادامه داد: امروز با خاطرات گذشته خود زنده هستم و مدام کابوس میبینم. نمیدانم با شرایطی که دارم، چه سرنوشتی انتظار مرا میکشد.
مرا اعدام کنید
به دنبال اظهارات قربانی اسیدپاشی، بازپرس جنایی از عامل اسیدپاشی درخواست کرد درخصوص این اقدام تبهکارانه از خود دفاع کند.
مجید - م (متهم) در حالی که ابراز تاسف میکرد، گفت: حرفی ندارم و پشیمان هستم. مرا اعدام کنید.
با ثبت این اظهارات، بازپرس جنایی متهم را بار دیگر روانه زندان کرد تا پرونده پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شود.
قاضی: فقط باید تاسف خورد
بازپرس جنایی پس از صدور دستور قصاص به پرسشهای خبرنگار «جامجم» در ارتباط با این پرونده پاسخ گفت.
چرا رسیدگی به این پرونده طولانی شده است؟
به دلیل آن که آمنه در اسپانیا در بیمارستان بستری بود و پزشکان مشغول مداوای او بودند.
برای متهم چه قراری صادر شده است؟
تا امروز قرار او بازداشت موقت بود، اما امروز و پس از اخذ آخرین دفاعیات، قرار وی تبدیل به وثیقه 500 میلیون تومانی شد.
چرا چنین اتفاقی افتاده است؟
این پرونده یکی از دلخراشترین پروندههای چند سال اخیر بوده است. متاسفانه اقدام مجرمانه متهم شرایط بسیار سختی برای دختر جوان رقم زده به طوری که وی از ناحیه هر دو چشم نابینا شده و چهرهاش کاملا سوخته است.
آیا درخواست قصاص او از منظر قانونی قابل اجراست؟
قانونگذار مجازاتهای مربوط به اسیدپاشی را در مادههای قانونی 283، 284 و 285 تعیین کرده است. اگر متهم نتواند رضایت شاکی را فراهم کند، وی نیز از ناحیه دو چشم قصاص خواهد شد.
زمینههای شکلگیری حادثه چه بوده است؟
از نگاه من، فرد مجرم با افکار شیطانی خود پس از شنیدن پاسخ منفی برای ازدواج فقط در اندیشه انتقام بوده به طوری که 6 ساعت با ظرف اسید در خیابان انتظار آمنه را کشیده است، در حالی که اگر کمی منطقی بود، اکنون شاهد این حادثه هولناک نبودیم.
توصیه شما؟
از نظر من پاسخ منفی به درخواست ازدواج، پایان راه نیست و زمانی که فرد علاقهای به ازدواج ندارد، اگر هم مجبور به ازدواج شود، این زندگی دوامی نخواهد داشت. پس باید کمی به عاقبت کاری که قصد انجامش را داریم، فکر کنیم...
در حاشیه
- حضور خبرنگاران در این جلسه چشمگیر بود.
- وقتی آمنه (قربانی اسیدپاشی) ماجرای تلخ خود را بازگو میکرد، حاضران در دادگاه از جمله خبرنگاران، همراه او میگریستند.
- متهم در چندین مرحله به خبرنگاران اعتراض و تهدید کرد، کسی حق چاپ تصویرش را ندارد.
- وقتی دختر جوان از درد و رنجهای خود میگفت، قاضی دادگاه اگرچه با صلابت به پرونده رسیدگی میکرد، اما بارها سعی کرد اشک خود را از دید خبرنگاران پنهان کند.
- پدر آمنه در دادگاه، هنوز در بهت حادثهای بود که از زبان فرزندش میشنید.
- متهم جرات نگاه کردن به چهره آمنه را نداشت و آرزو میکرد هرچه سریعتر دادگاه را ترک کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: