نقش‌های ماندگار

شخصیت‌های فیلم‌های خوب، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و اگر در فیلمنامه به اقتضای داستان، زندگی‌شان خاتمه یابد، در دنیای اذهان، نامیرا و ابدی‌اند. نقش‌های ماندگاری که به «تاریخ» می‌پیوندند: تاریخ حیات بشر.
کد خبر: ۱۹۱۳۲۱

«صفیه» در «بازمانده»

 قبل از هر شخصیت دیگر او را می‌شناسیم. او مادر شوهری است مهربان که عروسش از راه دور برایش نامه می‌نویسد تا به کمک او شوهر و فرزندش را از خطری که تهدیدشان می‌کند نجات دهد. صفیه یک خانم مدیر قاطع است. همسر مبارزی خستگی‌ناپذیر، مادر یک شهید و دختری که در کودکی از دست رفته است. صفیه شیرزن است و شجاع، اما در عین حال مادری مهربان که اگر چه اهل سازش و تسلیم در مبارزه نیست، اما بهشت موعودش را در مهر و عطوفت جستجو می‌کند: «وقتی زن‌ها بچه را در شکم خود بزرگ می‌کنند، وقتی با درد و رنج او را به دنیا می‌آورند، شیر می‌دهند و بزرگ می‌کنند، شما مردها فقط تماشا می‌کنید. از سر بیکاری سیاست می‌بافید و تجارت می‌کنید. اگر این اشکال نبود دنیا بدون شک بهشت می‌شد.» رشید همسر مبارز صفیه به این دو ویژگی توامان او چنین رشک می‌برد: «اعتراف می‌کنم همیشه به شجاعت تو غبطه می‌خوردم. از این‌که عشق بچه‌ها وجود تو رو پر کرده به تو واقعا حسودیم می‌شد».

 صفیه زیرک است و این زیرکی لازمه موفقیت او در همه موقعیت‌های مبارزه و عشقش است. برای پسرش سعید نقش بازی می‌کند تا به این ترفند او را به خروج از شهر اشغال شده ترغیب کند، وقتی نوه‌اش را در اختیار زن و شوهر یهودی می‌بیند عنان از کف نمی‌دهد و زیرکانه خود را دایه سابق نوزاد معرفی می‌کند، برای رفع سوء تفاهم زن یهودی و همسرش خوب می‌داند چگونه سر قیمت کار چانه بزند و خودش را راغب نشان ندهد تا بتواند رضایت و اعتماد آن‌ها را به خود جلب کند، در طراحی نقشه، موفق‌تر از همسر و مبارزان فلسطینی تحت امر اوست چنانچه می‌بینیم تدبیر آنها برای ربودن فرحان با شکست مواجه می‌شود، اما صفیه به راحتی با پنهان کردن دسته کلید منزل، زن و مرد یهودی را فریب می‌دهد. صفیه این زیرکی را برای اهداف مادرانه خود به کار می‌بندد، اما نمی‌داند زمانی فرامی‌رسد که او می‌بایست به مدد این هوشمندی و ذکاوت، مجری مهمترین عملیات استشهادی علیه اشغالگران صهیونیست باشد.

 صفیه به‌راحتی می‌تواند نوه‌اش را از خانه بیگانه بیرون بیاورد اما به تعهدش پایبند است و به زن و شوهر مسیحی همسایه خیانت نمی‌کند. چنانچه همسر وفاداری هم برای رشید است و با وجود این‌که مخالف جنگ و مبارزه اوست اما مأموریت حمل چمدان مواد منفجره به قطار اسرائیلی را می‌پذیرد تا رشید را در واپسین لحظات عمرش ناامید و شکست‌خورده نبیند.

 صفیه قلبی آرام و مطمئن دارد. چه آنگاه که در یکی از سخت‌ترین موقعیت‌های زندگی نوه خردسالش را در آغوش دشمن می‌بیند و در حالی که زن و شوهر همسایه از دلهره آرام و قرار ندارند او با اعتماد به نفس، شستشوی دست را بهانه می‌کند تا برای موفقیتش طرح و نقشه بریزد و چه آنگاه که در سرنوشت سازترین لحظه زندگی‌اش بین دو کوپه قطار حمل تسلیحات نظامی که از یک طرف چمدان مواد منفجره را پیش‌رو دارد و از طرف دیگر فرحان را در بغل، ضامن چمدان را می‌کشد، با آرامش و ایمان زبان به ذکر کلام خدا باز می‌کند و در این آخرین نفس‌های باقیمانده حیات با لحن فصیح عربی و صدای دلنشین آیه‌الکرسی  می‌خواند و شجاعانه در برابر چشمان ناباور شمعون از قطار پایین می‌پرد و عاشقانه خود را سپر جان  آخرین بازمانده خانواده عوده می‌کند.

آزاد جعفری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها