تا آنجا که میدانم، دغدغه شما بیشتر حوزه ادبیات و شعر بود. چطور شد که از رادیو سلامت سر در آوردید؟
من دوره لیسانس ادبیات فارسی خواندم. به تاریخ ادبیات بسیار علاقهمندم و رشته فوق لیسانسم هم ادیان تطبیقی بود. درست میگویید بیشترین حوزه مطالعاتی و تخصصی من دراین حوزههاست، ولی کار رادیو هم یک نوع تخصص است. ضمن این که رویکرد جدید رادیو سلامت این بود که از حدود پزشکیمحوری صرف فاصله بگیرد و به رادیویی سلامتمحور تبدیل شود.
رویکرد شما که من فکر میکنم بسیار برگرفته از شعار این شبکه یا من اسمه دواء و ذکره و شفاء است، چقدر با رسانههای مشابه و سلامتمحور در دنیا شبیه است؟
تعریفتان از رسانهای سلامتمحور چیست؟
همین که بیشتر پزشکیمحور هستند تا سلامتمحور.
حتی پزشکیمحور هم نیستند. من برای بسیاری از آنها لفظ مردم فریب را به کار میبرم. در آلمان وقتی اعلام میشود که جراحی زیبایی برای زیر 18 سال ممنوع است، یعنی در حوزه سلامت اتفاقی افتاده و یک امکان اجتماعی به تهدید تبدیل شده است.
خب قصور رسانهها در این میان چیست؟
رسانهها از زنان و کودکان برای تبلیغاتی که به ظاهر برای سلامت است؛ استفاده ابزاری میکنند. مثلا تبلیغ کرم میکنند. باید ببینید که چقدر آن واقعیت دارد و چقدر فریب است و برای همین تبلیغات فریبکارانه از چه ابزارهای ناجوانمردانهای استفاده میکنند. در تبلیغ چیپس و پفک و... ببینید از کودکان چه استفادههای ابزاری میشود.
سازمان بهداشت جهانی از 4 منظر سلامت را تعریف میکند: معنوی، اجتماعی، جسمی و روانی. الان ما میبینیم که در دنیا فقط بیشتر به بعد جسمی توجه میشود و تا حدودی هم در بعضی کشورهای پیشرفته به بعد روانی؛ اما بعد معنوی که بیشتر مورد نیاز است، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. بشر امروز درهای آسمان را به روی خودش بسته است. این همان بعد معنوی سلامت است.
بشر جویای رستگاری است. شما این همه مکاتب فکری که میبینید عرفانهای کاذب، رشد گسترده بودیسم در دنیا و مدیتیشنهایی که هست، همه بهانهای برای رستگاری و آرامش انسان است. بشر گم شدهای دارد که در جوهره معنوی به صورت عام و در گوهره دینی به شکل خاص میتواند آن را جستجو کند.
برای همین، ماموریت ما به عنوان رسانهای با موضوع سلامت ایجاب میکند که در ابعاد معنوی بیشتر تلاش کنیم. بارها گفتهام که آدمی با یک قلب مریض میتواند رستگار شود، ولی با یک قلب سالم میتواند رستگار نشود.
با این حساب، رادیو سلامت نمونه و الگوی مشخصی در دنیا نداشته است.
بله. حتی ما برای برگزاری کنفرانس رسانههای سلامتمحور در دنیا جستجو کردیم، ولی رادیو تلویزیونی با ماموریت مشخص سلامت پیدا نکردیم. میتوانم بگویم رادیو سلامت در ایران الگویی ابداعی است.
یعنی شبکهای که با موضوع سلامت باشد پیدا نکردید؟ ولی رسانههایی که سلامتمحور هستند...
بله، فراوان هستند که در دل شبکهها و در قالب برنامههای خاص خود به موضوعات سلامت میپردازند؛ ولی این که صرفا روی چنین موضوعی تمرکز کنند، نبوده است. حتی در جشنواره رادیو با بعضی کارشناسان و مدیران رادیویی جهان که صحبت میکردیم خیلی برایشان جالب بود.
که در ایران شبکهای با نام سلامت وجود دارد؟
بله. اصل وجود چنین شبکهای و پرداختن به طور خاص به موضوعاتی این چنین برایشان جالب بود.
برنامههای مشخص شما برای رادیو سلامت در این چند ماهی که عهدهدار مدیریت آن شدید، چه بوده است؟
در گروهها تغییراتی مطرح کردم. اولین طرح همین بود که گفتم. رادیو سلامت باید از شیوه پزشکمحوری دور و رابطه ما با مخاطب از شکل بیمار و پزشک خارج شود. حرکتهایی هم در این زمینه آغاز شده است. در اشکال دیگر هم میتوانم بگویم شاید در رادیو سلامت برنامهسازی رادیویی سادهانگاشته میشد.
توجه چندانی به ساختار نبود و خیلی از برنامهها خلاصه میشد در این که کارشناسی بنشیند و مجری با او درباره موضوعی گفتگو کند. در صورتی که همین برنامه بیش از یک ساعت از آنتن را پر میکند و میتوان برای آن شیوههای جذاب و کاربردی برنامهسازی رادیویی را پیاده کرد.
بحثهای سلامت را میتوان در قالبهای نوین برنامهسازی رادیو طرح کرد و ما به دنبال این ساختارهای جدید هستیم حتی برای قالب نمایش با موضوع سلامت فکر کردهایم، بخصوص با حرکتی که در اداره کل نمایش رادیو شروع شده هماهنگ هستیم. ما هم نظرات آقای گیلآبادی را قبول داریم. میشود از نمایش برای پیشبرد اهداف رایو سلامت بهرههای خوبی برد.
یکی دیگر از رویکردهای جدید ما، ساخت برنامههای چالشی است. ما براین باور هستیم که چشم و گوش مسوولان و زبان مردم هستیم.
با این مدل، برنامههای چالشی راهاندازی خواهند شد و ما در رادیو سلامت حلقه واسطی میشویم میان مردم و مسوولان و ژانر دیگری که جایش در کل رادیو واز جمله رادیو سلامت خالی است، بخش مستند رادیویی است. بخصوص در حوزه سلامت امکان و عرضه کار مستند رادیویی وسیع است و در حال فراهم کردن ساز و کار آن هستیم.
یکی از انتقادهایی که به رادیو سلامت وارد میشود این است که بیماریها و امراض را برجستهسازی میکند و گفتگوهای پزشکان و کارشناسان در خیلی موارد به آنجا میانجامد که مردم به توهم بیماری دچار شوند و در نهایت، رسانهای با ماموریت ایجاد آرامش و سلامت، بهنوعی باعث وحشت عمومی میشود برای رفع این معضل چه برنامهای دارید؟
البته برنامههایی از این دست حالا دیگر کمتر داریم، ولی خب این هم یکی از آسیبهایی است که باید جدی گرفته شده، برطرف شود. خود به خود وقتی مدام صحبت از بیماری شود، جامعه نگران میشود؛ البته ذهن مخاطب هم درگیر است و درخواستهای این چنین دارد.
الان ما پایانه مردمی را ساماندهی کردیم. مردم زنگ میزنند و دائم از ما مشاوره پزشکی میخواهند. ما باید از این شیوه پرهیز کنیم. ما نباید کاری کنیم که توهم بیماری در شنوندههای ما تشدید شود.
برای ایجاد آرامش در جامعه چه خواهید کرد؟
ایجاد آرامش، یک برنامه کلی است که صدا و سیما و نهادهای دیگر باید متولی آن باشند. ما میتوانیم آسیبهای مخل آرامش در جامعه را شناسایی وبررسی کنیم. الان کمیته تخصصی آسیبشناسی اجتماعی را با حضور استادان دانشگاه تشکیل دادهایم که این کمیته آسیبهای اجتماعی را که آرامش جامعه را به خطر میاندازد، رصد میکند.
نتیجه کار این کمیته در برنامههای رادیو سلامت مشخص میشود؟
البته کار این کمیته بین بخشی است. ما وزارتخانههای مختلفی را که مسوول شناسایی و رفع این آسیبها هستند، دور هم جمع میکنیم و خودمان حلقه واسط میشویم تا مشکلات کار را بررسی کنیم و ببینیم چه چارهای باید اندیشید، بخصوص در حوزه اجتماعی که خیلی مشکل داریم و آسیبهای زیادی هست که جامعه را تهدید میکند. شاید خیلی مواقع متولی مشخصی هم نداشته باشد.
نمونه کوچکش همین تبلیغات عظیم ضد سلامت در روزنامههاست. قد بلند وکوتاه میکنند، وزن کم میکنند و... اینها واقعا جامعه را تهدید میکنند، اما این تبلیغات هیچ سر و سامانی ندارد. به هرجا هم که مراجعه کنید میگویند به ما ربط ندارد.
یکی از برنامههای ما تا پاییز این است که کنفرانسی را با هدف شناسایی تبلیغات سلامتمحور در جامعه برگزار کنیم. آنجا میخواهیم بررسی کنیم و ببینیم بالاخره تکلیف مردم این وسط چیست. فکر میکنم رادیو سلامت از نظر ساختار برنامهسازی میتواند از ظرفیتهای بیش از این برخوردار باشد و بهره ببرد.
یکی از مشکلات شما در رادیوهای تخصصی، پیدا کردن نیروهای برنامهسازی است که به موضوع هم اشراف داشته باشند؟
بله. این حرف شما را قبول دارم، ولی رادیو سلامت توانسته است کاری بکند که بسیاری از کارشناسان و پزشکان برنامهساز شوند و نمونههای موفقی هم داریم.
خب این روند در دراز مدت جواب میدهد، درحالیکه هر روز باید آنتن رادیو سلامت پر شود.
به هر حال هر کاری زحمت دارد. خود همین میتواند یک الگو باشد برای رادیو تلویزیونهای دنیا که میخواهند در حوزههای تخصصی کار کنند. در رادیو سلامت در کنار تهیهکننده، ما کارشناس مشاور هم داریم که محتوای برنامه را کنترل میکند.
برای سلامت روح و روان در جامعه که روند آن در سال گذشته شروع شده بود، چه کردید؟
بگوییم سلامت معنوی. برای این کار برنامهریزیهایی کردیم. عرض کردم کار گروه آسیبهای اجتماعی، یکی از کارهایمان است. تشکیل کانونهای سلامت با همکاری شهرداری و وزارت بهداشت اقدام دیگرماست. طیفهای سنی مختلف شکل دادیم، مثلا کانون سلامت مادر و فرزند، کانون سلامت پدربزرگها و مادربزرگها، کانون سلامت دختران و... محصول این مشارکت روی آنتن اتفاق میافتد.
شما به کارهای میدانی رادیو اعتقاد دارید؟
خیلی اعتقاد دارم، رادیو باید بشدت برود در جامعه. هر چه بیشتر وارد متن جامعه شود بیشتر هم به مردم نزدیک میشود.
رادیوهای تخصصی برای خود، 2 گروه مخاطب تعریف میکنند. گروه اول مخاطبان عام هستند و گروه دوم مخاطبان خاص. چه درصدی از برنامههای شما برای مخاطب خاص و چه درصدی از آن برای مخاطب عام تهیه و پخش میشود؟
تقریبا با اطمینان میتوانم بگویم که برای مخاطب خاص برنامه نداریم، ولی برنامههایی با موضوع خاص داریم. یعنی مثلا با موضوع سلامت دیدگاه مولانا را بررسی میکنیم، ولی نمیتوانیم بگوییم برای مخاطب خاص است، چون موضوع آن خاص است. من آرزو دارم که بتوانیم این کار را بکنیم.
چرا برای مخاطب خاص برنامه ندارید؟ رادیوهای تخصصی میتوانند نقطه اتصال مخاطب عام و مخاطب خاص باشند و این 2 گروه در رسانههای تخصصی با هم گره نخورند و به تعامل برسند.
بله. خیلی از کلاسهای دانشگاهی هست که به وسیله یک استاد تدریس میشود و برای همه در سطح کشور قابل دسترسی نیست. مثل درس اخلاق پزشکی که استاد معروفی در تهران آن را تدریس میکند. یا یک سری دورههای خاص هست که همه نمیتوانند از آن استفاده کنند.
در این موارد میشود از ظرفیت رادیو استفاده کرد تا مباحث برای همه قابل دسترس شود. گام دوم برای مخاطب خاص، اصناف حوزه سلامت هستند مثل پرستاران، پیراپزشکان و.. اینها میتوانند مشارکتهایی با ما داشته باشند که اگر اتفاق بیفتد باید ساعات ما از 12ساعت بیشتر شود و یک ساعاتی از شب را که این افراد فراغت بیشتری دارند، به این موضوعات اختصاص داد.
مسالهای که من فکر میکنم مشکلی اساسی است، این که رادیو سلامت پوشش سراسری ندارد، در صورتیکه مردم شهرستانها و روستاهای ایران به مراتب بیشتر از شهروندان شهرهای بزرگ و از جمله تهران به اطلاعاتی که رادیو سلامت میدهد نیاز دارند. بظاهر قرار بود وزارت بهداشت در این خصوص اقدام کند که هنوز به نتیجهای نرسیده است. چرا ؟
بله، وزارت بهداشت قول و قرارهایی با ما داشته است. همین امروز هم با دوستان جلسه داشتیم و قرار شد که پیگیری کنند و این کار عملی شود.
ولی من حدود 2 سال است که این موضوع را پیگیری میکنم و هر بار میشنوم که وزارت بهداشت قول داده است که خیلی سریع اقدام کند.
بله متاسفانه. امیدوارم این قول و قرارها تحقق یابد. ما حتی اگر سالی 2 آنتن هم بتوانیم اضافه کنیم خیلی برایمان غنیمت است. بیرون از پایتخت خیلی بیشتر احتیاج دارند به اطلاعات حوزه سلامت. ضمن این که گاهی برخی مراکز استانها صدای ما را رله میکنند.
ولی به شکل عمومی، مردم روستاها و شهرستانهای ایران از شنیدن برنامههای رادیو سلامت محروم هستند.
بله. به هر حال ما تلاش میکنیم. در سمینار مدیران صدای مراکز هم شرکت میکنم و آنجا هم سعی خواهم کرد که تدبیری بیندیشیم که رادیو فعلا با همکاری مراکز در شهرستان هم شنیده شود تا بعد ببینیم چه باید کرد.
کنفرانس رسانههای سلامتمحور که قرار است رادیو سلامت برگزار کننده آن باشد در چه مرحلهای است؟
این کنفرانس، اولین گردهمایی بینالمللی سازمانهای سلامتمحور است که با هدف افزایش همگرایی سازمانها با رسانههای سلامتمحور در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی در هفته پایانی بهمن ماه برگزار میشود. دورنمایی که ما میبینیم این است که چنین کنفرانسی خیلی جای حرف دارد.
این امکان وجود دارد مدلی را که در رادیو سلامت طراحی کردید بتوانید از این طریق اشاعه دهید.
اشاعه که نه، ولی طبیعتا تمرکز ما روی همین مدل هاست. این اعتقاد من است که شرق به طور عام خیلی حرف دارد برای گفتن در تقابل با غرب. در شرق به سلامت، رستگاری و رهایی انسان بیشتر توجه شده است تا غرب مادیگرایانه و دنیا مدارانه؛ بنابراین در کنفرانس رسانههای سلامتمحور حرف بسیار برای گفتن داریم بخصوص در حوزه اسلام. دین ما برنامهای برای سلامت و رستگاری انسان دارد که خیلی غنی و قوی است در دنیا.
احساس نمیکنید که بسیاری از برنامههای شما در رادیو سلامت در محاق روز مرگی افتادهاند؟ خیلی وقتها کنداکتور پخش شما که به روزنامه جامجم میآید در توضیح بیشتر برنامههایش میبینیم که نوشته شده خانم یا آقای دکتر فلان متخصص فلان بیماری راجع به فلان موضوع صحبت میکند. در صورتی که رادیو سلامت ظرفیتهای زیادی برای برنامهسازی رادیویی دارد که باید در نظر گرفته شود.
درست میگویید، ولی برای تغییر زود است. من از روزی که آمدهام با این معضل درگیرم. بارها به بچهها گفتهام که چرا بخل به خرج میدهیم. چرا داشته هایمان را نگوییم. خیلی کارهای قشنگتری هم میکنند، ولی آنها را عنوان نمیکنند. نمیدانم چه اتفاقی افتاده که دوستان من در رادیو سلامت چندان رغبتی به ایجاد رابطه با جهان بیرون از رادیو ندارند. در کنار اینها فکر میکنم جرات و جسارت در برنامهسازی از ضرورتهاست که البته مرز جرات و جسارت را باید با اشتباهات رسانهای جدا کرد.
شما صفحات سلامت روزنامهها و نشریات سلامتمحور را مطالعه میکنید؟
بله. همه رسانههای با این موضوع را مطالعه میکنم.
برای خودتان انتخاب هم دارید؟
بله انتخاب هم دارم. به عنوان مثال «جامجم» صفحه خوبی دارد. آن را همیشه میخوانم.
اگر قرار باشد رادیو سلامت را با یکی از این نشریات مقایسه کنید...
با هفتهنامه سلامت مقایسه میکنم. خیلی خوب توانسته ارتباط برقرار کند. ساختار و محتوای خوبی دارد.
برنامهای دارید تا با بچههای نشریات سلامت کار کنید؟
ما کمیته نویسندگان رادیو سلامت را با هدف سامان دادن به نویسندگی در این شبکه تشکیل دادهایم، چون نویسندگان در شبکه سلامت، هم باید با نویسندگی به معنای عام آن آشنا باشند، هم حوزههای تخصصی را بشناسند.
برای همین است که میپرسم آیا از دوستان نشریات سلامتمحور دعوت به همکاری میکنید؟ چون بارها در رادیو سلامت شنیدهام مجریان متنهایی میخوانند که یا آنقدر تخصصی هستند و اصطلاحات خاص دارند که شنونده را دچار مشکل میکنند یا آنقدر بیربط هستند که شنونده گاه متوجه نمیشود رادیو سلامت را میشنود.
بله. باید رادیو سلامت نویسندگان خاصی داشته باشد و یکی از راهکارها که در کوتاه مدت میتواند هدف ما را محقق کند، همکاری با نویسندگان رسانههای مکتوب است. فکر میکنم همپوشانی میان رسانهها و شبکهها یکی از معضلات ماست، ولی من به تشخص و هویت شبکهای خیلی اعتقاد دارم و فکر میکنم هر شبکهای باید فردیت خودش را پیدا کند و به آن وفادار باشد و این تشخص در لایههای میانی که میآید، از مدیران گروهها تا برنامهسازان هر کدام باید برای خود تعریف مشخصی داشته باشند و در یک نظم هماهنگ مثل منظومه با هم عمل کنند، طوری که مخاطب به محض روشن کردن رادیو متوجه شود کدام رادیو را میشنود.
با توجه به این که دغدغه شخصی شما حوزه ادبیات است، آیا از ظرفیتهای نهفته ادبیات ایران که به موضوعات سلامت پرداخته شده برای برنامهسازی استفاده خواهید کرد؟
بله. همین الان هم برنامههایی داریم. یکی سلامت از نگاه مولاناست. یکی هم سوابق موضوعات پزشکی در شاهنامه که نام این برنامه سیمرغ است. دوستان دارند درباره خمسه نظامی و شعر حافظ کار میکنند. به هر حال ادبیات ما گنجینهای است و این بعدش شاید مغفول مانده. گفتن اینها دستکم باعث میشود مردم با پیشینه فرهنگی و ادبی ایران از این نظر آشنا شوند.
و اصلا ایجاد هویت میکند بخصوص برای جوان ترها.
حتی میخواهیم در رادیو سلامت شعر خوانی هم راه بیندازیم، چون شعر شنیدن بر سلامت معنوی و آرامش روحی میتواند خیلی موثر باشد. به جای این که موسیقی فاصلهای پخش شود که گاه هیچ ربطی هم به موضوع ندارد، یک شعر خوانده شود.
تعریف شما از سلامت و رسانهای با این ماموریت متفاوت است. این طور نیست ؟
من به این تعریف اعتقاد دارم. میشود با کمترین امکانات و بیشترین مشکلات با آرامش زندگی کرد. دیوژن وقتی اسکندر به او میگوید از من چیزی بخواه میگوید برو آن طرف بگذار آفتاب بتابد. این اوج استغنا و بی نیازی است که نمونه آن را در شعر حافظ هم میبینید که میگوید: چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد / من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک. گفتن اینها مگر میشود روی سلامت روح انسان تاثیر نداشته باشد؟
فاطمه رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم