نظارت کیفی برانجام هر کاری باعث کاهش انحراف از خطوط اصلی پیشبینی شده و ترمیم آسیبها و مشکلات به وجود آمده طی روند تولید میشود.
در یک تعریف کلی، ناظر کیفی در برنامههای تلویزیونی بخصوص در بخش نمایش از یک سو نظارت برانجام طرح را براساس تحقق اهداف افق رسانه و مصوبات شوراهای طرح و برنامه شبکه و معاونت سیما به عهده دارد و مسوولیت دیگر او ممانعت و پیشگیری از روندی است که موجب اتلاف سرمایهگذاریهای انجام شده و نادیده گرفتن اصول رسانه یا مسائل اجتماعی و فرهنگی میشود.
از سوی دیگر به عنوان یکی از اعضای تیم پروژه سعی در برطرف کردن برخی مشکلات پیش آمده میکند و تسهیل رابطه میان اعضای تیم را به عهده دارد.
به چه بهانهای نام سریال سهدرچهار شد؟
برای ما که خاطرات چند دهه گذشته را به همراه داریم، عبارت سهدرچهار یادآور فضای زندگی است. آن روزها، قناعت و دلخوشی را با عبارت سهدرچهار به طرف مقابل خود میرساند. به همین دلیل برای سریال نیز که در بطن خود پیام سختکوشی، قناعت و امید به آینده را دارد، این عنوان انتخاب شد.
از فضاهای پرزرق و برق سریالهای تلویزیونی در این مجموعه ما تقریبا چیزی نمیبینیم و حتی ظاهر و تیپ بازیگران هم به شکل واقعی است. آیا این موضوع هدفمند انتخاب و ارائه شده است.
بله. داستان روایتگر 2 خانواده از قشر پایین و با فرهنگ ایرانی اسلامی است که مسلما سطح اقتصادی و باورهای اعتقادی آنها، اجازه استفاده از تجملات یا خود آراییهای مفرط را نمیدهد. نظیر این خانوادهها در اطر اف ما بسیارند؛ اما اگر دقت کنید، آراستگی و زیبایی طبیعی را حذف کردهاند.
چقدر به واقعی بودن زندگیها در این سریال توجه شده است؟
مسلما قصه نباید تنها براساس واقعیات صرف تعریف شود؛ بلکه قصه نمایانگر دیدگاهها، آرزوها و تخیلات قصهگوست. همین اصل در مورد همه سریالهای نمایشی صادق است. البته محور اصلی در این سریال زندگی جاری مردم در طبقه متوسط و پایین جامعه است؛ اما برای اینکه پیام اصلی سریال بخوبی منتقل شود نیاز به قصهگویی نیز وجود دارد که البته تا آنجا که اغراق در بیان حوادث نباشد، مورد استفاده قرار گرفته است.
با توجه به شعار شبکه یک، شبکه هر ایرانی، آیا این سریال پاسخگوی خواست و ذائقه ایرانیان است؟
مسلما شبکه اول در صدد تولید کاری مطابق با ذائقه ایرانی بوده است، اما اینکه چقدر موفق شده را باید از مخاطبان سریال پرسید.
یکی از نقدها به این سریال الگوسازی کلامی یا رواج تقلید از تکیه کلامهای شخصیتهای این سریال در جامعه بخصوص کودکان است. از نظر شما چنین است؟ و اصولا مرز میان طنز و هجو را شما از منظر مدیریت طرح و برنامه شبکه در کجا میدانید؟
از نظر من طنز، بیان شیرین و ظریف و هدفمند ناهنجاریهای جامعه است. این نوع نگاه ریشه در فرهنگ ایران نیز دارد. وقتی شما اشعار شاعرانی مثل عبید زاکانی را مرور میکنید، سرشار از نکات ظریف اجتماعی و نقد روابط میان انسانهاست که در عین ایجاد فضایی مفرح، عبرتآموز است و خواننده را وادار به یک نتیجهگیری عقلانی نیز میکند، اما هجو بازگو کردن و به رخ کشیدن حوادث جاری با تکیه بر تخریب شخصیتهای انسانی و لفاظی است که نتیجهای جز یک لحظه خندیدن ندارد و معمولا در ذهن مخاطب جرقههایی که عمدتا همان گفتارهای تکراری بازیگران است به جای میماند. تیم تولید سریال سعی کرده خود را از این آسیب دور نگه دارد و تا جایی که ممکن است از به کار بردن کلمات با افعالی که برای جامعه بخصوص کودکان مناسب نیست، احتراز کند.
تا به حال در این سریال دغدغههای اشتغال و ادامه تحصیل و ... مطرح شده است. چه اهداف دیگری از تولید این سریال وجود داشت؟
هدف اصلی این سریال، تکریم تلاش انسانی برای رسیدن به زندگی بهتر است. مسلما همه انسانها با مشکلات مشابهی مثل اشتغال روبهرو هستند، اما تفاوت انسانها از تلاشی که برای رهایی از این قبیل مشکلات میکنند، آشکار میشود و این تلاشها ارزشمند است و موجب رستگاری انسان میشوند. قطعا در این راه، بهکارگیری خلاقیت، هوشمندی، داشتن هدف، حفظ باورها و اعتقادات و دوری جستن از محرمات و اصول اساسی رسیدن به مقصود است که انشاءالله این سریال بتواند در رساندن این پیامها موفق باشد.
نیکروز ابراهیمی