راز 42 ساله فاش شد

پیرمرد 78 ساله مصری در آخرین لحظات زندگیش پرده از یک راز 42 ساله برداشت. ناصر عبدی مختوم که دارای 5 فرزند و 15 نوه و نتیجه است و از مدت‌ها پیش به علت سرطان ریه در بستر بیماری بود درست یک روز پیش از فوت 3 پسر و عروس‌هایش و نیز دو دختر و دامادهایش‌ را فراخواند که راز مهمی را با آنها در میان گذارد.
کد خبر: ۱۸۷۶۹۷

  این پدربزرگ به بچه‌ها و عروس و دامادهایش گفت: من این راز را 9 سال پیش می‌خواستم که با همسرم زبیده در میان گذارم، آن هم درست در روزهای پایانی عمرش، اما جرات نکردم، می‌ترسیدم او مرا نبخشد و حالا هم که خودم دم مرگ هستم آرزو می‌کنم، او مرا ببخشد. همان‌طوری که می‌خواهم شما هم مرا ببخشید.

ناصر عبدی سپس گفت: من 42 سال پیش کارمند سازمان آب و مراتع بودم و برای ماموریتی 6 ماه به اسکندریه رفتم، در آن‌جا با زن بیوه‌ای آشنا شدم. او را به عقد خود درآوردم. من از آن زن 3 سال بزرگ‌تر بودم صاحب فرزند پسری به نام <انور> شدم و پس از بازگشت به قاهره، خرج و مخارج آنها با من بود، این وضع تا دو سال ادامه داشت و چون شرایط قابل قبولی برای زبیده نبود او از من جدا شد و مدتی بعد دوباره شوهر کرد و با انور به خانه شوهر جدیدش رفت. به این ترتیب ارتباط ما قطع شد و من فقط سالی یک‌بار مبلغی پول برای  همسر سابقم زبیده می فرستادم که خرج و مخارج انور شود، بعد‌ها انور بزرگ شد و به کسب و کار روی آورد و الان 41 سال دارد.  زن و چند فرزند دارد. او از کل ماجرای من و مادرش که او نیز چهار سال پیش فوت کرد، خبر دارد. انور خواهان ارث و میراثی از من نیست. چون خودش وضع مناسبی دارد و از وضع متوسط من هم با خبر است.

ناصر عبدی سپس به بچه‌هایش گفت: نمی‌خواستم این راز را با خودم به گور ببرم،‌ امیدوارم شما مرا ببخشید. اما بدانید برادری به نام انور دارید و هم بدانید انور هم از ماجرا با خبر است. اگر روزی روزگاری با هم روبه‌رو شدید، تعجب نکنید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها