صدام حسین هرگز کرزای عرب نبود، اما متحد نزدیک کاخ سفید بود البته زمانی که این اتحاد با منافع استراتژیک شرکتهای جهانی و پنتاگون همخوانی داشت . از زمانی که «هفت خواهر» (هفت مجتمع نفتی عمده جهان) به غرب آسیا راه یافتند، منطقه وارد طرحهای استراتژیک امریکا شد. در سال 1958، امریکا تا بدانجا پیش رفت که با سعودی ها هم پیمان گردید و عربستان را ضمیمه امریکا تلقی کرد. در ایران (1953) امریکا با طراحی و حمایت از کودتایی علیه مصدق به دنبال حفظ نقش ایران به عنوان ژاندارم منطقه بود. دبیر کل حزب بعث درباره کودتای این حزب اظهار داشته است که «ما سوار بر قطار امریکا به قدرت رسیدیم»، یعنی حزب بعث از کمک مالی دولت امریکا (و نیز پول کویت) و حمایت ایستگاه های رادیویی تحت کنترل سازمان سیا که از کویت پخش می شد ، برخوردار بود. اسرائیل با پیروزی چشمگیر در جنگ 1967 علیه ارتشهای عرب ، نقش مکملی را برای امریکا در غرب آسیا به خود اختصاص داد. اسرائیل قدرت را تامین می کرد و شیوخ کشورهای نفتخیز ظرافت های دیپلماتیک را در برابر سایر کشورهای عرب فراهم می ساختند. رابطه اعراب با امریکا رسما با جنگ 1967 در پی اعتراض به برنامه جدید امریکا نسبت به این کشور خاتمه یافت . به دلیل پیروزی انقلاب ایران در سال 1979 و به لحاظ آن که صدام حسین به تازگی به قدرت رسیده بود، امریکا مشتاقانه جهت ایجاد پیمان ، به عراق روی آورد. در سال 1983، افراد رئیس جمهور ریگان با ملاقات ماه دسامبر بین صدام حسین و رونالد رامسفلد، کانال هایی را جهت ایجاد ارتباط گشودند. در 24مارس 1984، دقیقا همان روزی که سازمان ملل گزارشی را مبنی بر به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط عراق در جنگ علیه عراق منتشر کرد، رامسفلد با طارق عزیز، وزیر امور خارجه عراق (که هم اکنون معاون نخست وزیر است)، ملاقات کرد. هنگامی که صدام بمبهای شیمیایی خود را رها می کرد، پنتاگون در آنجا حضور داشت و از بیرون زمین برای او هورا می کشید (این بود شرایطی که در آن صدام حسین احساس کرد از سفیر امریکا، ایپریل گلاسپای ، «چراغ سبز» لازم برای حمله به کویت به خاطر حفاری یک جانبه نفت توسط این کشور در دشتهای رومیله در سال 1990 را دریافت کرده است). امریکا با در اختیار گذاشتن تسلیحات و مهارت های لازم از هم پیمان جدید خود حمایت می کرد. «امریکا» فقط شامل نیروی نظامی و دولت امریکا نبود، بلکه شرکتها را نیز در بر می گرفت . در سال 1975، به گفته سعید ابوریش ، شرکت فالدر، در شهر راچستر، ایالت نیویورک ، «طرحی را در اختیار عراقیها قرار داد که به واسطه آن توانستند نخستین کارخانه تسلیحات شیمیایی را تاسیس کنند». ابوریش می گوید: در سال 1983، تجار امریکایی و رژیم عراق معامله ای را بر سر موشکهای هارپون و وسایل موثر دیگری از این قبیل انجام دادند تا در جنگ علیه ایران ، سرکوبی کردها و حمله به کویت مورد استفاده قرار دهند. به گفته ویلیام ریورزپیت ، صدام حسین «مانند کوکاکولا و اولدزموبیل محصول امریکاست». او «عامل ثبات» بود، تا این که در سال 1990بیش از حد دست درازی کرد. آیا جایگزینی مانند صدام وجود دارد که آماده به عهده گرفتن مسوولیت باشد؛ آیا واقعا کرزای عرب وجود دارد؛ جدی ترین نامزد، احمد چلبی ، فردی دانشگاهی از یک خانواده مرفه عراقی است . در سال 1992، در وین ، تعداد زیادی از تبعیدیان عراقی دور هم گرد آمدند و کنگره ملی عراق را تشکیل دادند. سپس در همان سال ، کنگره ملی عراق (در پناهگاه امن کردها) صلاح الدین چلبی را به رهبری خود برگزید.در همان زمان ، بیشترین اعضای کنگره ملی عراق از اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان بودند و نیروهای کنگره ملی عراق ، با حمایت امریکا درگیری با ارتش عراق را در سال 1995 آغاز کردند. اما سال بعد، حزب دموکرات کردستان با صدام حسین به توافق رسید و ارتش عراق را به قلمرو خود راه داد و راحت و آرام نشست تا ارتش عراق نیروهای کنگره ملی عراق را در منطقه در هم کوبید. در سال 1998 ، کنگره امریکا قانون آزادسازی عراق را تصویب کرد و بودجه این سازمان در حال احتضار را تامین نمود. سعید ابوریش ، در سال 1997، اظهار داشت که برنامه کنگره ملی عراق «کاملا غیر واقعی است»، اما «هنوز فعالیت می کند و مطالبی را در مطبوعات منتشر می کند تا روحیه ضد صدام را در دولتهای غربی و مطبوعات غرب حفظ کند». وی می گوید: کنگره ملی عراق شامل بسیاری از همدستان سابق صدام حسین و اعضای رژیم بعث است که جنایتهای هولناکی را در جنگ علیه ایران و کردها مرتکب شدند. وی خاطرنشان می کند، «چون آنها عضو یک سازمان طرفدار غرب هستند، جرایمشان نادیده گرفته می شود»، (برگرفته از کتاب دوستی وحشیانه : غرب و نخبگان عرب ،1997). حتی با وجود آن که کنگره ملی عراق هیچ اعتباری ندارد، مذاکراتی را در خصوص دستیابی به نفت عراق با تجار نفت فرانسه و روسیه آغاز کرده است . در دسامبر 2002 ، چلبی به واشنگتن پست گفت : «شرکتهای امریکایی تلاش زیادی را برای دستیابی به نفت عراق انجام خواهند داد. و به قراردادهای منعقد شده با روسیه و فرانسه توجه ویژه ای خواهند داشت». این موضع کنگره ملی عراق روشی بسیار آشکار برای کسب حمایت شورای امنیت نسبت به جنگ با عراق و نیز مورد لطف و توجه قرار گرفتن در آینده پس از رژیم بعث است .
دکتر ویجی پراشاد
مترجم : بهروز جندقی