در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه قصد نداشتیم بار دیگر قصه پارک گلستان را روایت کنیم، اما تماس سازمانهای غیردولتی حامی محیط زیست با روزنامه جامجم و هشدار آنان درباره سرعت گرفتن و وسعت یافتن عملیات احداث جاده در این پارک، سبب شد بار دیگر پرونده قطور پارک ملی گلستان را بازگشایی کنیم.
آن روزها که گلستان، گلستان بود
پارک ملی گلستان سال 1345 لقب نخستین پارک ملی ایران را گرفت و 10 سال بعد، به عنوان ذخیرهگاه زیستکره به ثبت رسید. با این حال به گفته ریشسپیدها، در آن زمان هم محور گرگان مشهد از داخل پارک میگذشت، اما چه کسی باور میکرد این محور دهها سال بعد به معضلی جدی برای دوستداران طبیعت تبدیل شود؟!
تبدیل تدریجی جاده گلستان به قاتل درختان و جانوران پارک، دقیقا از زمانی آغاز شد که سیلهای ویرانگر، در سالهای 1380، 1381 و 1382 هر بار گلستان را به باتلاقی عظیم از گل بدل کردند، بیش از صدها کشته روی دست مسوولان استان گذاشتند و جاده را هم با خود بردند تا تعمیر آن، بهانه مناسب برای ورود به پارک و آغاز عملیات ساخت را در اختیار پیمانکار وزرات راه قرار دهد.
این در حالی بود که جاده اولیه در قعر دره ساخته شده بود که به دلیل سیلگیری، نامناسبترین مکان برای عبور و مرور مطرح میشد. با این همه، در آن زمان سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی حفاظت از پارک چه شفاهی و چه کتبی بارها به وزارت راه تاکید کرده بود که این وزارتخانه فقط حق تعمیر جاده را دارد و به هیچ وجه اجازه تغییر عرض آن را به بیش از 6/11 متر ندارد.
از سویی دیگر، در 25/4/1382 هیات وزیران ضمن تاکید مجدد بر این موضوع، طی مصوبهای وزارت راه را ملزم به ساخت جادهای جایگزین در خارج از پارک و در مسیر کلاله آشخانه کند تا جاده فعلی به مرور زمان کم تردد شود و عبور و مرور در آن به حداقل برسد.
... و اکنون 5 سال پس از آن مصوبه
سکوت چند ساله رسانهای درباره گلستان فقط به خوابی خرگوشی میمانست که با گذری کوتاه از جاده گلستان در هفته گذشته، به کابوسی هولناک از مرگ طبیعت بدل شد.
دیوارهایی بتونی و ضخیم به ارتفاع 8 متر در یک طرف جاده، راه را برای عبور وحوش بسته بود. عرض جاده در برخی نقاط از 6/11 تا 30 متر عریض شده بود و جاده عریض و طویل رسیده بود به یکی از پوزههای سنگی که زیستگاه گیاهان نایاب به حساب میآمد و موقعیت جاده نشان میداد دیر یا زود باید نابود شود.
جاده به حریم رودخانه هم تجاوز کرده بود و گونههای نایاب گیاهی را در بستر رود از بین برده بود. کمپ کارگران وزارت راه مثل کارخانه سنگشکن هنوز در جنگل برپا بود. هیچ اقدامی برای ساخت جاده جایگزین صورت نگرفته و از همه بدتر این که اقدامات انجام شده بر جاده کنونی و عریض کردن بیش از اندازه آن نشان میداد بعید نیست بزودی خبر چهار بانده شدنش را بشنویم.
دکتر حسین آخانی، گیاهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به این که تاکنون 1362 گونه گیاهی در محدوده 90 هزار هکتاری پارک شناسایی شدهاند که برخی از آنها از گونههای اختصاصی پارک محسوب میشوند ، میگوید: گذشته از درختانی که به منظور تعریض جاده بریده شدهاند، جاده طوری ساخته شده است که بزودی پوزههای صخرهای که زیستگاه گونههای کمیاب محسوب میشوند، تخریب میشوند. ضمن آن که پیشروی جاده در بستر رودخانه سبب شده است دستکم حدود 100 گونه گیاهی که اختصاصا در بستر رودخانه رشد میکنند، از بین بروند.
وی عکسهایی از اجساد پرندگان را که در عبور از جاده و در برخورد با وسایل نقلیه کشته شدهاند، نشان میدهد و اظهار میکند: تعداد تلفات جانوران با پیشرفت عملیات جادهسازی بیش از پیش شده است و ایجاد دیوار 8 متری سبب شده ارتباط جانوران در شمال و جنوب پارک با هم قطع شود و تعداد زیادی از آنان نیز در عبور از جاده و تقلا برای رسیدن به سمت دیگر پارک کشته شوند.
این عضو هیات علمی با تاکید بر این که فقط جادههای باریک گردشگری ممکن است از داخل پارکهای ملی بگذرند که در این صورت تا جایی از پارک میروند و بازمیگردند، سخنانش را با پرسشی پایان میدهد که همه پاسخش را میدانیم: بجز ایران، در کجای دنیا از وسط پارک ملی که زیستگاه جانوران است، جادهای پرتردد میگذرد؟
این قانونی نیست
یاسر انصاری، دبیرکل کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران با اشاره به تخلفات صورت گرفته از سوی وزارت راه در پارک ملی گلستان که قابلیت پیگیری قضایی دارد، میگوید: وزارت راه در این منطقه دست به تخریبی گسترده زده است که این مساله برخلاف مصوبه هیات وزیران در سال 1382 و کلیه توافقنامههایی است که بین سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت راه منعقد شده است.
وی میافزاید: هرچند شورای عالی محیط زیست در حال حاضر به دستور رئیسجمهور منحل شده است و کمیسیون زیربنایی دولت وظایفش را انجام میدهد؛ اما به هر حال انجام هر گونه عملیات عمرانی و عبور جاده از داخل پارکهای ملی براساس قانون ممنوع است، مگر آن که این مساله با مجوز شورای عالی حفاظت محیط زیست صورت گیرد. به گفته وی، آنچه امروز در پارک گلستان میگذرد نقض صریح قانون اساسی و قوانین جامع کشور ازجمله مصوبات شورای عالی حفاظت محیط زیست و هیات دولت است.
حفاظت از پارک گلستان در برابر سازمان حفاظت از محیط زیست
گرچه تخریبهای صورت گرفته در پارک ملی گلستان به لطف وزارت راه و ترابری بوده است، اما سهم سازمان حفاظت محیط زیست نیز در این زمینه کم نیست، چرا که بظاهر سکوت طولانی این سازمان در مواجهه با اقدامات وزارت راه به رضا تعبیر شده است.
گرچه علینژاد، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست استان گلستان تماسهای پیدرپی «جامجم» را برای مصاحبه درباره عملکرد سازمان متبوعش بیپاسخ گذاشت و جلسهای که مصاحبه را به پس از آن موکول میکرد، بیش از 48 ساعت طول کشید؛ اما مهندس امیر عبدوس، مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست در این باره حاضر به گفتگو شد که خواندن اظهاراتش خالی از لطف نیست.
او پاسخش را درباره چرایی تکمیل نشدن جاده جایگزین گلستان و تمرکز وزارت راه بر عریض کردن جاده با یک پرسش پاسخ میدهد: اگر شما جای وزارت راه بودید و بودجهای برای ایجاد راه ارتباطی بین دو شهر میگرفتید، ترجیح میدادید آن را صرف تعمیر و توسعه راهی نیمهکاره کنید یا ساخت جادهای جدید؟
عبدوس نیز عریض شدن جاده را از 6/11 تا 30 متر در برخی از نقاط میپذیرد و معتقد است: طراحی انجام شده براساس جادهای چهاربانده است، ولی هنوز اجرایی نشده است.
عبدوس در پاسخ به «جامجم» درباره این که عبور جادهای پرتردد از داخل پارک ملی، خلاف قانون است میگوید: این جاده پیش از تبدیل گلستان به پارک ملی وجود داشته است و نمیتوان آن را بیکاربرد کرد.
او که حاضر به ارائه آمار درباره تلفات جانداران در جاده گلستان نیست و معتقد است امکان دارد از آن به عنوان نکتهای منفی در روزنامه یاد کنیم، در پاسخ به این پرسش که توسعه این جاده آمار تلفات را افزایش میدهد، اظهار میکند: ساخت دیوار در یک طرف جاده، دستکم راه ورود جانوران را از یک طرف میبندد. پس بد نیست؛ ضمن آن که اگر جاده جایگزین را بسازند آن وقت کسانی که قصد دارند با سرعت برانند و ممکن است به جانداران آسیب برسانند، از این جاده استفاده میکنند و آنها که قصد دارند از طبیعت لذت ببرند، از جاده کنونی.
مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست درباره احتمال شکایت سازمان حفاظت محیط زیست از وزارت راه به دلیل عمل نکردن به قولهایش پاسخی میدهد که ما و همه دوستداران محیط زیست را از احتمال هر گونه واکنش موثر سازمانش برای حمایت از پارک گلستان ناامید میکند. عبدوس میگوید: درست است که وزارت راه قولهایی به ما داده، اما قول که قانون نیست! پس نمیتوان از عدم تعهد به آن شکایت کرد!
دفاع عجیب این مسوول سازمان حفاظت محیط زیست از بیتفاوتی سازمانش در برابر تخریب پارک ملی گلستان نشان میدهد نهتنها کسی باید از این میراث طبیعی در برابر ساخت و سازهای وزارت راه و ترابری حمایت کند، بلکه کسی هم باید پیدا شود که از این پارک در برابر سازمان حفاظت محیط زیست و سیاستگذاریهای ناآگاهانهاش حفاظت کند اما شاید هنوز سادهترین راه همان باشد که پیشتر گفتیم. بیایید نام پارک ملی گلستان را از همه نقشههای کشور پاک کنیم و بعدها اگر نسلهای آینده از آن پرسیدند، به طور کلی منکر وجودش شویم تا ننگ ناتوانیمان را در حفظ محیط زیست پنهان کنیم و از بار شرمساریمان کاسته شود.
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: