نظر به اهمیت موضوع، باید یادآور شوم، تحریم حکم شمشیر دولبه را دارد، همانطور که پرعیان است، حجم قراردادهای وزارت نفت ایران با شرکتهای مختلف بینالمللی به بیش از 150 میلیارد دلار میرسد و هر روز هم تعداد بیشتری از شرکتهای اروپایی خواستار مشارکت در پروژههای عظیم نفت و گاز با ما هستند.
حال باید بررسی کرد که اتخاذ چنین تصمیمی چه دستاوردها یا مضاری برای آنان و همپیمانان اروپاییاشان به همراه دارد؟ و نیز طرح این پرسش که آیا اصولا دیگر شرکتهای نفتی از چنین سیاست موهومی حمایت خواهند کرد یا همچون گذشته با بیاعتنایی به این سیاستها درصدد عقد قرارداد و مشارکت در پروژههای مهم در ایران خواهند بود؛ همانند امضا و اجرای قرارداد اواسط ماه مارس جاری توسط شرکت لاو فنبورگ سوئیس که با شرکت ملی صادرات گاز ایران قرارداد 18 میلیارد دلاری منعقد خواهد کرد.
براساس این قرارداد سالانه 5/5میلیارد متر مکعب گاز ایران به اروپا صادر میشود. یا میتوان به مشارکت شرکت شل و توتال فرانسه در پروژههای بهرهبرداری از میادین نفتی و فازهای پارس جنوبی اشاره کرد.
شواهد بیانگر این است که تحریم مدنظر کنگره آمریکا، درواقع با هدف محروم کردن شرکتهای مطرح اروپایی در بازار انرژی صورت گرفته، اما نکته جالب توجه آن که عملا این استراتژی به شکست اقتصادی آمریکا منجر شده است.
تجربه نشان داده است اگر اروپاییان بخواهند تحت تاثیر سیاستهای غلط کاخ سفید قرار بگیرند، حاصلش همچون قرارداد اخیر نفتی ورود شرکت ساینوپک چینی خواهد بود که توانست با موفقیت قرارداد چندمیلیارد دلاری بهرهبرداری از میدان نفتی یادآوران را با تهران به امضا برساند تا براساس آن شرکت چینی در یک برنامه چهارساله 85 هزار بشکه نفت از این میدان استخراج کند، باتوجه به رشد اقتصادی چین ازیک سو و نیاز آنها به کشورهای صادرکننده نفت خام ازجمله ایران که در حال حاضر سومین تامینکننده نفت خام (انرژی) چین به شمار میرود، میتوان پیشبینی کرد کشورهای چین و روسیه مترصد فرصت عدم حضور شرکتهای اروپایی در بازار ایران هستند تا خود جای خالی آنها را پر کنند، البته پرواضح است منافع آنان در ایران ایجاب میکند که با افزایش فشارهای اقتصادی و تجاری به ایران در عرصههای جهانی مخالفت کنند.
باید آگاه باشند که جمهوری اسلامی ایران با داشتن 940 تریلیون فوت مکعب گاز تقریبا معادل 16 درصد ذخیره جهانی را در اختیار دارد و نام خود را به عنوان دارنده منابع عظیم گاز جهان به ثبت رسانده است. ازسوی دیگر میزان 126 میلیارد بشکه نفت قابل استحصال و نزدیکی به تنگه مهم و استراتژیک هرمز که بیش از 4 درصد نفت جهان از این شاهراه حیاتی میگذرد، نام کشورمان را به عنوان مهمترین کشور در عرصه انرژی آسیا، خاورمیانه و جهان مطرح کرده است.
دولتمردان آمریکایی باید بدانند ایران باتوجه به ظرفیتهای غیرقابل انکار نفت و گاز موجود در کشور و سایر نهادهها که حتی از انرژی مهمترند، از جمله پتروشیمی در بخش پاییندستی میتواند تحریمها را به طور قطع بیاثر کند.
شاید آگاهی برخی شرکتهای معتبر اروپایی به مسائل است که آنها را برای عقد قرارداد در پروژههای اکتشاف، حفاریها، بهرهبرداری از مخازن نفتی و پروژههای فاز جنوبی ترغیب کرده و منتظر پاسخ جمهوری اسلامی ایران جهت مشارکت خود هستند.
شرکتهای نفتی میدانند این تحریم میتواند برای آنان فاجعه محسوب شود؛ زیرا از دست دادن بازار نفت و گاز و انرژی ایران به هیچ وجه به نفع آنان نخواهد بود. این تحریمها در صورت تحقق ممکن است در کوتاهمدت اثرات خفیفی بر درآمدهای ارزی ما داشته باشد، اما در درازمدت منافع بسیاری در پی خواهد داشت.
تاریخ نشان داده هر جا تحریمها شدید شده، صنعتگران و مهندسان ما همه نبوغشان شکوفاتر شده، شاید امروز اگر این تحریم عملی شود، مهندسان و متخصصان ایرانی زمینه جلوگیری از خامفروشی نفت و گاز و بهرهبرداری از محصولات ثانویه و استفاده بهینه از منابع و ذخایر خود و همچنین توسعه صنایع پاییندستی پتروشیمی و پالایشگاهی را فراهم و اجرا کنند.
همچنین با پیشرفت فناوری در عرصههای مختلف بخصوص نفت و گاز و انتقال این فناوری در سالیان اخیر به کشورهای مختلف جهان سوم، اثر اینگونه تحریمها در بخش انتقال فناوری و دانش فنی بسیار اندک خواهد بود.
سیدعماد حسینی
عضو کمیسیون انرژی مجلس