یک سند تاریخی منتشر نشده از جنبش مشروطیت

علامه محمد قزوینی سال 1294ق در تهران به دنیا آمد و تا 1306که پدرش (ملاعبدالوهاب ) حیات داشت دستور زبان عربی را نزد وی آموخت .
کد خبر: ۱۸۵۳۶

پس از فوت پدر، سرپرستیش را شمس العلمای قزوینی به عهده گرفت که از ادبای بزرگ عصر و نویسندگان «نامه دانشوران » بود که زیر نظر اعتمادالسلطنه (وزیر انطباعات عصر ناصری ) تدوین شده است . فقه و اصول را نیز نزد آیات عظام حاج میرزاحسن آشتیانی و حاج شیخ فضل الله نوری آموخت . در 1322ق به پیشنهاد برادرش که از طرف شرکت عمومی مامور لندن شده بود، برای مطالعه کتاب عازم لندن شد و در ربیع الثانی 1324به دعوت «ادوارد براون » جهت تصحیح و طبع تاریخ جهانگشای جوینی به پاریس رفت . اواخر 1333ق که جنگ جهانی دنیا را فراگرفته بود به درخواست سفیر ایران در برلن به پایتخت آلمان رفت و در مبارزه با روس و انگلیس شرکت جست . سرانجام پس از 36سال اقامت در اروپا، در 1308شمسی به تهران بازگشت . عمر او در اروپا و نیز پس از بازگشت به ایران ، همه به تصحیح و تعلیق و تالیف کتب گذشت و متون زیادی (چون چهارمقاله عروضی و مقدمه قدیم شاهنامه) را با تعلیقات و حواشی سودمند خود تصحیح کرد. از ویژگیهای بارز او، تتبع گسترده و تحقیق ژرف است . گویند در کتابخانه اش بیش از 4000 کتاب به فارسی و عربی و ترکی و فرانسوی یافت می شد. مینوی آن را در ایران آن روزگار «منحصر بفرد» شمرده و اصرار داشت دولت آن را خریده و در اختیار محققان گذارد. دقت نظر علمی و تحقیقی قزوینی که گاه به حد وسواس می رسید، مورد اعجاب دانشوران قرار دارد. تقی زاده آن را برترین امتیاز وی شمرده و می گفت : «اگر در مطلبی میرزامحمدخان قزوینی تحقیق کند و به جایی نرسد باید در آن مطلب دیگر تحقیق نکرد و وقت را بیهوده ضایع نساخت »! فرهنگیان معاصر از او با اوصاف بلندی چون «عالم باعمل ، درخت باثمر... دارای ادب درس و ادب نفس » ، «بی مانند زمانه در مردی و مردانگی » ، «مرد بسیارخوان و کم نویس » ، «محققی دقیق و به کار خود مومن » و «دارای روح علمی به حد کمال » یاد کرده و «خدمتگزار درجه یک فرهنگ ایران » و «امام اهل تحقیق » شمرده اند. نفیسی می نویسد: قزوینی به ادبیات عرب ، اعم از نظم و نثر، کاملا مسلط بود و در احوال بزرگان ، حکما و ادبا و دانشمندان اسلام و مولفات ایشان به راستی دریایی بیکران بود. تقی زاده نیز تصریح دارد: نظیر ایشان در تمام تاریخ دراز ما، با کثرت عظیم عده اهل علم و فضل ، بسیار کم و نادر است . فضلای محقق معاصر این مملکت پیرو و شاگرد روحانی و مقلد طریقه او هستند. صریحا می توانم بگویم که آن مرحوم تا آنجا که می دانم تنها کسی بود از ایرانیان که می توانم او را در محافل علمی مغرب زمین ، پهلوی علمای محقق بزرگ در فن مخصوص گذاشته و به او افتخار کرد. او ابوریحان و ابن خلدون عصر ما است . نام قزوینی ، بویژه ، با «نقد و تصحیح متون ، به شیوه جدید» مرادف است . روشی که او «در این راه بنیاد نهاد... بعد از او به مکتبی مبدل شد که رسیدن به حد دقت علمی او، از آرزوهای اهل علم شد. آثار قزوینی در زمینه تحقیقات ادبی ، نشانه احاطه او به ادبیات ایران و همچنین اروپا است . شاید بتوان گفت که قزوینی از زمره اولین نویسندگانی است که تلاش کرد با شیوه و اسلوب نقد اروپایی ، ملاحظاتی در نقد ادبیات ایران ارائه کند. نیز می توان ادعا کرد که شیوه و طرز تصحیح متون در دوران معاصر، یکی از تاثیرات مستقیم روش و گفته ها و راهنماییهای اوست ». به گفته ایرج افشار: وی را «باید موسس و پایه گذار تحقیقات علمی به شیوه دانشگاهی و اروپایی جدید در ادبیات فارسی دانست . او کسی است که از چند نظر در تحقیقات ایران موثر واقع شده است ؛ یکی از نظر روش تصحیح متون قدیم و مقابله آنها و الحاق یادداشتها و تعلیقات . این کاری است که قزوینی در اروپا فراگرفته بود و به صورت ممتاز و درجه اول در کتاب تاریخ جهانگشای ... جوینی عمل کرد و بعد که به ایران آمد و کتابهایش به ایران رسید، دیگران بر آن ... اساس ، کتابهای دیگر را تصحیح و تنقیح کردند». قزوینی «در هنگام بازگشت به ایران در زمینه علم رجال و شناخت فرق اسلامی ، محققی بیمانند شناخته شد. حتی محققان اروپایی امثال لویی ماسینیون ، هانری ماسه ، کلمان هوارت و ولادیمیر مینورسکی که برای چاپ اول دائره المعارف اسلام ... به خانه او می رفتند و در هر زمینه از جانب او به ماخذ مورد نیاز هدایت می شدند». مینورسکی ، بااشاره به مراجعه و استفاده علمی «عده زیادی اروپایی و هندی و ترک » از قزوینی ، تصریح می کند که : خود، صدها نامه و کارت از او دارد که در آنها مشکلات علمی وی را پاسخ گفته است . دکتر قاسم غنی نیز در عمرش «محضری بابرکت تر و مفیدتر و روحانی تر و ساده تر و بی پیرایه تر از» مجلس قزوینی ندیده است . علامه قزوینی روز 6خرداد 1328شمسی درگذشت و در کنار شیخ ابوالفتوح رازی واقع در جوار حضرت عبدالعظیم علیه السلام به خاک رفت . در مرگش بسیاری از دانشیان زمانه (همچون فروزانفر و جلال الدین همایی ) سوکچامه سرودند. ملک الشعرای بهار چکامه مشهورش با مطلع : «از ملک ادب حکم گذاران همه رفتند» را در همین زمان سرود و شادروان همایی این چنین در ثنا و رثای وی خامه بر نامه راند:
دریای علوم و گنج آداب
کو را نه کرانه بود و نه حد
بنیاد بلند کاخ تحقیق
از پرتو رای او مشید
خود گرچه برفت نام نیکش
در لوح جهان بود مخلد
پیغمبر علم بود و گردید
از وی سنن ادب مجدد
علامه قزوینی ، پرورش یافته شمس العلمای قزوینی است که از دوستان صمیمی شیخ فضل الله نوری بود. علاوه ، خود با شیخ و فرزندانش انس و الفت داشت ، چنانکه می نویسد: «من خودم ، دو سال در خدمت شیخ فضل الله تلمذ کرده و چهار سال به دو پسرانش ضیائالدین و حاجی میرزاهادی ، عربی درس داده ام . من همه آنها را خوب می شناسم ، آنها اشخاص خوش قلب و نجیبی بودند». او همچنین در زندگینامه خودنوشتش (که 16سال پس از اعدام شیخ نوشته ) فرصت را برای ذکر محامد وی مغتنم شمرده و (به قول خود) لختی قلم را بر او گریانده است . شیخ نوری جهت آشنایی با اوضاع زمانه ، اهتمام شایانی به کسب اخبار سیاسی روز داشت و نشریاتی که در خارج کشور نشر یافته و ربطی به اسلام و ایران داشت ، به وسیله مرحوم نجم الدوله (دانشمند ذوفنون عصر قاجار) ترجمه و تحویل او می گردید. نیز برای تهیه و ترجمه مندرجات جراید اروپا در باره ایران ، از میرزامحمدخان قزوینی بهره می گرفت که نزد شیخ درس خوانده و در صدر مشروطه در پاریس به سرمی برد. در این زمینه ، نامه مهمی از قزوینی به شیخ وجود دارد که در آن ، ضمن اشاره به توافق روس و انگلیس (قرارداد1907) و تاکید بر امتیاز خاص روحانیت شیعه بر مقامات کلیسا (در رهبری نهضتهای رهایی بخش )، شرحی زباندار از مصادره اموال کلیسا در آن ایام توسط دولت فرانسه ، و موافقت مردم آن کشور با این امر، به شیخ نوشته و شاید به طور ناخواسته ، توجه شیخ را به ماهیت ضددینی فرهنگ و تمدن غرب ، جلب کرده است . از این نامه برمی آید که شیخ ، حوادث امروز صدر مشروطه (عملکرد مجلس و اقدامات مربوط به تاسیس بانک ملی ) را برای قزوینی نوشته و از وی ترجمه اخبار جراید اروپا درباره ایران را خواستار شده است . قزوینی در نامه ، از شیخ بسیار تجلیل کرده و حتی خود را «خانه زاد قدیمی » و «اقل و اضعف دعاگویان وجود مبارک حضرت » شیخ خوانده است . از جناب فضل الله کیا، نواده شیخ شهید، که این سند مهم را در اختیار ما نهادند تشکر می کنیم . به شرف عرض بندگان حضرت مستطاب عالی می رساند: رقیمه کریمه که به سرافرازی این خانه زاد قدیمی مرقوم شده بود عز وصول یافت و از اظهار مراحم فوق العاده ای که نسبت به این خانه زاد فرمودید کمال مباهات و افتخار دست داد: کلاه گوشه دهقان به آفتاب رسید که سایه بر سرش افکند چون تو سلطانی علت عدم جسارت به عرض عرایض این است که اوقات شریف بندگان حضرت مستطاب عالی را اشرف و اجل از این می دانم که ولو به قدر دو دقیقه آن ، صرف خواندن لاطایلات این خانه زاد گردد. ولی حال چون اشاره از طرف آن وجود مبارک دام ظله العالی است فرمان لازم الاذعان را فورا امتثال نموده بعضی مقالات را ترجمه نموده لفا انفاد حضور انور نمود. از اینکه مرقوم فرموده بودید که مجلس محترم شورای ملی رو به استحکام و مزید قوت است ، فوق العاده اسباب مسرت کافه دعاگویان و ایرانیان مقیمین پاریس گردید، چرا که این تصدیق از مثل بندگان حضرت مستطاب عالی ، در حکم نص قاطع و برهان ساطع است . و همچنین از پیشرفت تشکیل بانک ملی که آراء در باب آن در اینجا مختلف بود، کمال امیدواری به بقاء استقلال وطن عزیز و مزید تقویت دین حنیف اسلام گردید. تمام اینها از تفضلات وجودهای محترم حجج اسلامیه طهران متعنا ا بطول بقائهم علی الخصوص بندگان حضرت مستطاب عالی و حضرت مستطاب آقای آقامیرسیدمحمد طباطبائی و حضرت مستطاب آقای آقاسیدعبدالله ادام الله ظلهما می باشد. و این مسئله خیلی در اینجا مطرح گفتگو در روزنامها کذا شد که چگونه روسائ روحانیین اسلام ، قائد ملت به اصلاح گشتند و حال آنکه روسائ مذهب عیسوی تا آخر نفسی که داشتند در مقاومت با اصلاحات مقتضیه عصر، مقاومت نمودند، تا کار الان به آنجا کشیده است که حکومت فرانسه در یک ماه قبل ، تمام اموال و اراضی و مستغلات و ابنیه و مدارس و صوامع و کنایس و ادیره و غیرها که در تصرف قسیسین [کشیشان] و راهبان بود، بتمامها از ایشان گرفت و بعضی از روسائ مذهب که قدری مقاومت نمودند یک فوج ژاندارم فرستاد و ایشان را در روز روشن از خانه بیرون آورده ، در درشکه نشانیده و به استاسیون [ایستگاه] برده و در راه آهن جای داده ، از سرحد فرانسه اخراج کردند و تمام مردم توی کوچه به ایشان نگاه می کردند و اصلا از کسی حرکتی در همراهی با ایشان صادر نشد... از بس دل تمام مردم از ایشان خون بود و حتی هیچ پلیس و سرباز توی کوچه ها برای نظم نگذاشته بودند و چون از مردم خاطر جمع بودند که قلوب خاص و عام از ایشان متنفر است و مخصوصا خیلی اسباب رقت بود وضع رئیس اساقفه پاریس که پیرمردی بود 90ساله و موی ابروان و مژگانش مانند پنبه سفید و بر روی چشمانش ریخته و پشتش را روزگار مقوس کرده و ضعف و نقاهت بی اندازه در وی اثر کرده ، جمعی از اجله رجال فرانسه به صومعه ای که پنجاه سال بود در آنجا منزل داشت رفته حکم دولت را در باب اخراج او به وی رسانیدند. کشیشان معتبر، پیرمرد نودساله را به زحمت از زمین بلند کرده دونفر از عظمائ اساقفه زیر بازویش را گرفته و باقی قسیسین و شمامسه اطراف او را نگاهداشته از اطاق بیرون آوردند و قریب پنج هزار نفر از مرد و زن جمع شده بودند. وقتی که دم پلکان رسید سر به زیر افتاده اش را به زحمت بلند کرد و مویهای ابروان را از روی چشم عقب زد و روی به مردم آورده با صدایی بغایت ضعیف مانند صدای شخص محتضر گفت : فرزندان من ، خداوند برکات خود را بر شما نازل کند. غالب مردها اشک از چشمشان جاری گردید و زنها به آواز بلند گریه می کردند. باهمین حال ، سردست ، پیرمردنحیف سقیم را بردند و در توی کالسکه نشانیدند و او را به منزلی که برایش کرایه کرده بودند بردند و اعوان حکومت فورا صومعه و اموال آن را تصاحب نمودند. سیاسیین اروپا گویا گمان می کردند که علمای اسلام نیز از این سنخ اند و لله الحمدوالمنه که علما و حجج اسلامیه طهران متع الله المسلمین بطول حیاتهم به عقلائ اروپا ثابت نمودند که لایستوی الظل والحرور و لاالظلمات و النور. نور فرقان را با ظلمت صلیب چه نسبت ، و ایمان فطری توحید را با کفر مصنوعی تثلیث چه مقایست؛!. درهر صورت روزنامه ها و مخصوصا جراید انگلیسی اهمیتی بزرگ به این مجلس می دهند و در صورتی که در سابق سه ماه به سه ماه خبری از ایران در روزنامه ها دیده نیمی شد، حالا همه روزه مرتبا اخبار مجلس در اروپا منتشر می شود و چند تا از روزنامه های معتبر، وقایع نگار [خبرنگار] مخصوص به طهران فرستاده اند و خلاصه اخبار مجلس و گفتگوهای وکلای محترم را فورا تلگراف می کنند، به طوری که مطالب مهمه دیروز را امروز صبح همه مستحضر می شوند و گمان می کنم اخبار مجلس در لندن و پاریس زودتر منتشر بشود تا در طهران به واسطه روزنامه (مجلس ). و یکی از روزنامه های انگلیسی موسوم به نیویورک هرالد که در پاریس طبع می شود روزی نیست که یک ستون اخبار تلگرافی مجلس را نداشته باشد و وقایع نگار او در طهران اقلا روزی پنجاه شصت تومان پول تلگراف می دهد و اسم جناب سعدالدوله غالب روزها در تلگرافات هست و از حس وطن دوستی و طرفداری ملت و قوت قلب و پای فشاری او خیلی تمجید می کنند و اسماء حضرات آقای آقا میرسید محمد طباطبائی و آقای آقاسیدعبدالله و اسم جناب حاجی حسین آقا امین دارالضرب نیز غالبا برده می شود و روزنامه ها همه طرفدار ملت هستند و بر ایشان آفرین می خوانند و بر سرعت حرکت و اتحاد و پشت کار و رسوخ قدم ایشان تحسین می کنند و از وضع رفتار دولت در این سنوات اخیره و وزرای ظالم و حکام جایر آن بد می گویند و تقبیح می نمایند. روزنامه طایمس [تایمز] که معتبرترین و مهمترین جراید لندن است مقاله ای در خصوص سلطنت مظفرالدین شاه نوشته بود فدوی آن را ترجمه کرده ، سواد آن در جوف است ، به ملاحظه انور خواهد رسید. پریروزها روزنامه موسوم به تری بیون (یعنی محکمه عدالت) از جراید معتبره لندن نوشته بود: اگر یک موافقتی مابین دولت ما و روسیه در باب ایران بشود و ما همه کمال میل داریم که بشود باید این موافقت به طریقی باشد که مساعدت کند بر نمو یک ملت مستقل ایرانی و احترام نمایند حس جدیدی را که در ایشان پیدا شده است برای آزادی . و اگر ایران چیز دیگری نباشد جز یک ملت فاسد الاخلاق پست رتبه ظالم ، و حال حالیه خود را رها کند، ما در آن صورت نیز اصرار داریم که مقتضای منافع نظامی و تجارتی دولت ما آن است که اراضی آن دست نخورده و ملوک آن وطنی و حکومت آن از مداخله هر دولت اجنبی محفوظ بماند. روزنامه موسوم به استاندارد (یعنی علم ) که آن نیز از روزنامه های مهم لندن است نوشته بود: خواه یک موافقتی مابین ما و روسیه صورت بگیرد یا نگیرد ما باید با ایران به طوری رفتار کنیم که استقلال و حریت آن را محترم و محفوظ بداریم . ما باید غایه الجهد مساعی خود را به عمل آریم برای انکه صداقت و اعتمادی که ملت ایران به ما اظهار نمود به هیچ گونه خطا نرود و حسن ظن ایشان درباره ما تخلف نکند. برای اینکه نمونه ای از طرز اخبار نیویورک هرالد که هر روز اخبار مجلس را منتشر می سازد به دست بدهم تلگراف دیروزش را ترجمه می کنم . چند روز بود می نوشت که نزاعی مابین مجلس و دولت روی داده است درباب اینکه مجلس از دولت ، مجبوریت حضور وزرا را در مجلس خواسته است و دولت طفره می زند. بالاخره دیروز نوشته بود: «از وقایع نگار مخصوص ما. طهران پنجشنبه 31ژانویه حکومت تسلیم شد، تمام وزرا به استثنای مسیو نوز امروز در مجلس حاضر شدند. کاغذی که صدراعظم روز سه شنبه گذشته نوشته بود ثانیا قرائت شد. اعضا گفتند که دولت اصل مطلب ما را که عبارت است از اینکه صدراعظم رسما وزرا را به مجلس معرفی نماید و رسما مسوولیت ایشان را برقرار کند به عمل نیاورده است . اعضای مجلس تا روز یکشنبه مهلت داده اند به صدر اعظم که تمام مطلب ایشان را برآورد. ایشان می گویند که یک خارجی (یعنی مسیو نوز ظاهرا) نمی تواند شغل وزارت به عهده داشته باشد. وزارت خارجه مسوولیت مطلق را به عهده گرفته ، ولی وزارت مالیه ازین فقره مضایقه نموده است . وزیر مالیه یکی از تربیت شدگان آکسفورد (از بلاد انگلستان ) می باشد و مردی بسیار فطن و زرنگ است ولی کاری که به دست دارد سخت و متضمن اشکالات عدیده است . وی در یکی از جلسات سابق در مجلس گفته بود که من فقط دفتردارم و وزارت مالیه حقیقه هیچ به عهده من نیست . وزیر جنگ که عموی شاه است اظهار نمود که من کمال میل را دارم که در جلسات مخصوص حضور به هم رسانم . قراین احوال دلالت می کند که دولت تمام خواهشهای مجلس را برآورد. اعضای مجلس با یک میل مفرط و حرص شدیدی برای اصلاحات مشغول کاراند. پریشب شاه با سعدالدوله یک ملاقات محرمانه ای داشتند و شاه جهد کرد که سعدالدوله را راضی کند که به واسطه نفوذی که در مجلس دارد مساله مجبوریت حضور وزرا را حذف کنند، ولی دپوته درستکار ، در کمال استحکام از قبول خواهش شاه سرباز زد. دیشب مابین شاه و صدراعظم و وزیر جنگ مجلسی بغایت محرمانه بود و چهار ساعت طول کشید. لایحه های مخصوص طبع [چاپ] شده و درمیان مردم تقسیم شده است و در آن تهدید نموده اند هر کس را که با مجلس ادنی مقاومتی کند به قتل [می رسانند]. هیجانی عظیم در مردم نمودار است ». اگر ملاحظه بفرمایید که قیمت تلگراف از طهران به اینجا هر کلمه ای چهار هزار و دهشاهی است و این تلگراف فقط مال یک روز نیویورک هرالد است ، اهمیتی را که به مجلس می دهند تصور خواهید فرمود. مرحوم علامه قزوینی ، در ادامه نامه ، ترجمه مقاله ای مفصل از روزنامه تایمز (مورخ جمعه 11ژانویه 1907، مطابق 26ذیقعده1324) را ذکر می کند که حاوی شرحی انتقادی از سلطنت مظفرالدین شاه و عملکرد حکومت های زمان وی و ماجرای وام ستانی های امین السلطان از روسیه راپورت داده و جنبش عدالتخواهانه مردم ایران به رهبری علما بر ضد مظالم حکومت قاجار و رخدادهای صدر مشروطه را شرح می دهد و در پایان ، عرض سلام و ارادت وافر خویش را نسبت به حاجی میرزا هادی (فرزند شیخ فضل الله ) و حاجی شیخ علی اکبر بروجردی (یار و همرزم شیخ و پدرزن حاجی میرزا هادی ) و شمس العلمای قزوینی (یار شیخ و مربی علامه قزوینی ) ابلاغ می دارد و وعده می دهد که ترجمه اخبار جراید اروپا راجع به ایران را مستمرا خدمت شیخ فضل الله ارسال دارد: خدمت حضرت مستطاب شریعتمدار عمده العلمائ العظام و زبده ` الفقهائ الکرام آقای حاجی علی اکبر مجتهد بروجردی ادام الله افاضات وجوده الشریف به عرض چاکری و بندگی مصدع می باشم . خدمت حضرت مستطاب شریعتمدار عمده لعلمائ المحققین و زبده الفقهاء المدققین ولی النعمی ابوی مقامی آقای حاجی شمس العلماء ادام الله ظله العالی به عرض عبودیت مصدع هستم . خدمت جناب مستطاب شریعتمدار عمده العلماء الاعلام نتیجه الفقهاء الکرام آقای حاجی میرزاهادی ادام الله ظله العالی عرض چاکری و اخلاص و فدویت حقیقی قدیمی می رسانم . ان شاءالله همه هفته اخبارات مندرجه در روزنامه جات اینجا را به مطالعه انور خواهد رسانید تا از وضعی که فرنگیها در باره مجلس خیال می کنند خاطر شریف مسبوق باشد. اقل و اضعف دعاگویان وجود مبارک حضرت حجه الاسلام ، محمد قزوینی.

علی ابوالحسنی (منذر)
 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها