دو فیلم با یک بلیت‌

نگاهی به آثاری که دو بار دوبله می‌شوند

آیا تا به حال هنگام تماشای بعضی از آثار دوبله به این نکته برخورده‌اید که ناگهان در اوایل، اواسط یا در نقطه‌‌ای از فیلم، صدا‌ی دوبلور‌ها تغییر می‌کند؟ به این ترتیب از آن فرصت‌های نادر پیش می‌آید که بتوان انتخاب‌های دو مدیر دوبلاژ را با هم مقایسه کرد. ریختگی‌ نوار‌ صدا‌ها یا الزام دوبله مجدد (به دلیل ملاحظاتی مانند همان جمله‌های پس‌گردنی و معروف) معمولاً باعث چنین اتفاقی می‌شود. در این میان چندین فیلم شاخص وجود دارد که مقایسه میان دوبله‌هایشان، نشان می‌دهد که در دوبلاژ، صرفاً این سلیقه‌ها نیستند که حرف اول را می‌زنند، بلکه شناخت یک مدیر دوبلاژ از جنس بازی و حتی صدای اصلی بازیگر، نقش تعیین‌کننده‌ای در یک دوبله خوب دارد.
کد خبر: ۱۸۵۰۴۹

 در این مجال، با این رویکرد به چند نمونه ‌از این دوبله‌‌ها می‌پردازیم که، آیا تغییر دوبلور تاثیری در مخاطب به جا می‌گذارد و آیا انتخاب‌های اولیه مقرون صحت هستند یا انتخاب‌های ثانویه؟

یکی از نمونه‌های قابل مکث، «کازابلانکا» است که به جز نسخه‌ای که احتمالاً همه آن را دیده‌ایم، دوبله دیگری هم دارد که ناصر طهماسب، به جای همفری بوگارت و نیکو خردمند به جای اینگرید برگمن صحبت کرده‌اند. با این که این هردو صاحبِ صدا در کنار هم و در فیلمی از هیچکاک، یکی از بهترین‌های دوبله را رقم زده‌اند، اما در این‌‌جا ناهمگونی صدایشان با کاراکتر ریک و الزا مشهود است. این نسخه که برای نمایش در سینما‌ها دوبله شده و عباس خسروانه مدیر دوبلاژ آن بوده، تنها موردی نیست که دوبلوری به جز عرفانی به جای بوگارت حرف زده باشد. منوچهر اسماعیلی در «ساعات ناامیدی»، «گنج‌های سیرا مادره»، طهماسب در «سابرینا» و«کنتس پابرهنه» و عطاءالله کاملی در«هرچه سخت‌تر، زمین می‌خورند» به جای بوگارت حرف زده‌اند، اما در تلویزیون، تقریباً تمام فیلم‌های بوگارت را عرفانی حرف زده. تقریباً همیشه، صدای طهماسب را روی چهره کری گرانت، جیمز استوارت و هنری فاندا شنیده‌ایم. احتمالاً دوستداران دوبله با نگارنده موافقند که صدای طهماسب، خصوصاً روی چهره این سه، یکی از بهترین انتخاب‌های مدیران دوبلاژ بوده است. او برای نخستین بار در همان فیلم هیچکاک و به مدیریت هوشنگ لطیف‌پور به جای گرانت، حرف زده، همچنین برای اولین بار در«کلمانتین عزیزم» (به مدیریت احمد رسول‌زاده) به جای هنری فاندا و احتمالاً برای بار اول در فیلم «مردی از لارامی» به مدیریت دوبلاژ مرحوم نوذری به جای جیمز استیوارت صحبت کرده است. چند استثنا هم البته در این میان به چشم می‌خورد. مانند صدای ابوالحسن تهامی روی کری گرانت در فیلم «آرابسک» (که در ایران به نام «معما» نمایش داده شد) یا مرحوم نوذری که در دوبله اول «سرگیجه» به جای استوارت صحبت کرده است. منحصر‌به‌فرد بودن صدای طهماسب در مورد جک نیکلسن، نیز چنین است. کاملاً «بیانگر» است. سردی در بازی گرانت، که ترکیبی از بی‌میلی در ارتباط با دیگران و بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت اطرافیان است، به شدت با صدای طهماسب هم‌ خوانی دارد. طهماسب، در همان فیلم هیچکاک، این سردی را (که در لحن او همیشه احساس می‌شود) کاملاً تشدید کرده و به این ترتیب تلخ‌اندیشی دویل را در برخورد با زنی که گویی احساس او را به بازی گرفته، تشدید می‌کند. اما بازی بوگارت در کازابلانکا، به گونه‌ای دیگر است. او تعمداً خود را آدمی بی‌احساس نشان می‌دهد، اما در درونش غوغایی بر‌پا شده. او در مواجهه با سرگرد اشتراوسر و سروان رنو، رفتاری تحکم‌آمیز ولی نرم‌خو دارد. صدای عرفانی این وجه از بازی او را برجسته می‌کند. در واقع زیر‌بودن صدای طهماسب نسبت به صدای بم عرفانی، باعث می‌شود که صدای او بازی بوگارت را تحت‌الشعاع قرار دهد و از او آدمی بسازد، نازک‌اندیش و‌لی احساساتی، اما صدای عرفانی، بوگارت را به شخصیت اصلی‌اش در کازابلانکا بسیار نزدیک‌تر کرده است. برای مثال نگاه کنید به سکانسی که ریک، دفتر‌چه اطلاعات سرگرد را قرض می‌گیرد و تعجب می‌کند که رنگ چشمانش را اشتباه نوشته‌اند.

نمونه‌های شاخص دیگری که در ذهن داریم دو سریال شناخته‌شده‌ای هستند که جزو آثار پر طرفدار در تلویزیون محسوب می‌شوند: ماجرا‌های شرلوک هلمز و داستان‌های کارآگاه پوارو. در سریال اول، ابتدا جلال مقامی به جای جرمی‌ برت حرف زد و در ادامه، بهرام زند جای او را گرفت و در دومی، ابتدا به جای پوارو (دیوید ساچت) ایرج رضایی و سپس اکبر منانی صحبت کرده‌اند. لحن مقامی و زند کاملاً با هم تفاوت دارد. در دوبله مقامی، هلمز فردی است آرام و درون‌ گرا که با طمانینه حرف می‌زند و کارش را ادامه می‌دهد، اما در دوبله زند، او آدمی است بی‌قرار و پرخاشگر که آرام و قرار ندارد. در دوبله ایرج رضایی نیز، پوارو آدمی است آرام و منطقی که با کمک هستینگز (با صدای مقامی که این‌جا هم دارای آرامش و سکون است) به پیدا کردن قاتل یا قاتلین می‌پردازد، اما در دوبله منانی با مدیریت دوبلاژ کاملی (که او خودش هم، به جای بازرس جب حرف زده) پوترو بیش از
هر چیز کارآگاهی طناز است که ته لهجه فرانسوی‌اش را کاملاً حفظ کرده. برای نمونه حتی می‌شود به «مونامی» گفتن‌های پوارو با صدای منانی توجه کنیم. در حالی که رضایی چهره نسبتاً جدی از پوارو ترسیم کرده‌است.

نمونه‌ها در این میان فراوان هستند. مثلاً سریال «پرستاران» که با تغییر مدیر دوبلاژ قبلی آن، برخی از صدا‌ها هم تغییر کرد. به نظر می‌رسد در چنین مواردی بیش از هر چیز، همدلی مخاطبان از دست می‌رود در حالی که در مواردی که در ابتدای نوشتار حاضر برشمردیم، دست‌کم با دو نوع کلاس دوبله روبه‌رو هستیم که هر یک به تنهایی می‌توانند منشاء بحث‌های متنوعی در باب دوبله خوب باشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها