در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی دایی که تا همین چند وقت پیش یکی از بازیکنان سرد و گرم چشیده فوتبال ما بود، حالا در کسوت مربیگری به یک اصل بسیار مهم فوتبال توجه کافی و وافی دارد؛ اصل غیرقابل انکار در فوتبال که میگوید روحیه مربی در کوتاهمدت و درازمدت به تک تک نفراتش تزریق میشود و مربیان بهانهجو، زمینهای را فراهم میآورند تا شاگردانشان برای گریز از ناکامیها همیشه بهانههایی در آستین داشته باشند.
شاید به جرات بشود گفت در همین دور مقدماتی هر مربی دیگری به جای دایی بود و این روحیه سرسخت و انعطافناپذیر را نداشت، چه بسا کنارهگیری میکرد و عواقب شکستها را به گردن فرد دیگری میانداخت.
خیلیها پس از بازی ضعیف ایران، در بازی اول با سوریه و سپس با امارات، اینگونه پیشبینی میکردند که ما در خانه حریف کاری به مراتب سختتر پیشرو داریم؛ اما لجاجت، سرسختی و یکدندگی علی دایی، موجب شد تا تیم ما در دو بازی حساس و سرنوشتساز صاحب دو پیروزی با ارزش شود. اینکه دایی، از آمد و رفت بازیکنان به تیم ملی خم به ابرو نمیآورد، یک امتیاز ویژه محسوب میشود؛ خاصیتی که ما در گذشته کمتر شاهد آن بودیم و در بسیاری از دفعات از همین جا ضربه خوردهایم.
مربیانی بودند که روی یک بازیکن به اصطلاح عامه کلید میکردند و حاضر نبودند حتی یک لحظه هم از خود انعطاف نشان دهند.
اما دایی، پس از آنکه، در خط حمله جواب مناسب را نگرفت، بلافاصله تغییر عقیده داد، او با شهامت به آنچه که تلویحا از سوی عامه و جامعه درست تشخیص داده شده است، احترام گذاشت. او در اینجا یکدندگی و کجروی لجوجانه نداشت.
بازی دادن به محسن خلیلی، توجه بیشتر به مجتبی جباری و کنار گذاشتن مهاجمان و مدافعان اسمی که به اصطلاح برای تیمملی کلاس گذاشته بودند، از جمله رفتارهای قابلپسندی بود که فقط میشود از آدم مرارت کشیدهای مثل دایی انتظار داشت.
روز هفتم تیرماه، قطعا تمام رقبایی که نام آنها در زیر نام ایران ثبت میشود، خود را از پیش حذف شده میدانند و علی دایی باید این را به همه آنها ثابت کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: