در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای توی کارمند یا من کارگر چه فرقی میکند که در خیابان جردن آپارتمانی 70 متری 75 میلیون رهن شده باشد، رقمها در ذهن من و تو به زور به 30 میلیون میرسد.
آنهایی که این گزارش برایشان جالب است، هیچربطی به این حرفها ندارند، به این حرفها منظورم پردهنوشتهای است که جلوی یک مجتمعی، چشم همکارمان را گرفته است.
کسی که هیچ کس نمیداند کیست، با این پرده نوشته اعلام کرده که 180 واحد از این مجتمع 200 واحدی را که در 10 بلوک 10 طبقهای در غرب تهران واقع شده، خریدار است.
قیمت پیشنهادی این فرد هم جالب است و همه ساکنان این مجتمع را به تکاپو واداشته؛ چراکه او میخواهد هر واحد را که متراژش 150 متر است، 510میلیون تومان بخرد.
به قول املاکیها به قراری میشود متری حدود 4میلیون تومان در حالی که قیمت آپارتمان نوساز در این منطقه خیلی کمتر از این مقدار است. تصور کنید!
از رقمها و مظنه که بگذریم، حتما به چیزهای مهمتری میرسیم، چیزهایی که اسمش شأن انسانهاست.
همینی که هست!
همه انتقادهایی که از پزشکان فوقتخصص و متخصص به خاطر کموقت گذاشتن برای بیماران صورت گرفته، اینجا کمرنگ میشود. زنی با پسربچهای وارد بنگاه معاملات ملکی میشود، سلامش را مشتری دیگری جواب میدهد.
بنگاهدار عینکش را بالای سرش زده، با انگشتان شست و اشاره جلوی چشمها را حایل کرده، سگرمهها در هم است.
برای رهن و اجاره آمدهام.
حالت بنگاهدار عوض نمیشود. خیلی نامفهوم چیزی میگوید که احتمالا چون قابل پیشبینی است و چیزی شبیه به: «چقدر بودجه دارید؟»، زن بدون مکث جواب میدهد: «20 تا 22 میلیون.»
نداریم.
این «نداریم» هیچ زحمت سر بلند کردن یا بلندتر گفتن را برای بنگاهدار ندارد؛ اما اعتراضی هم نمیشود کرد؛ لابد «همینی که هست.» اما این تصویر در بنگاه معاملات ملکی خیابان فرشته، به قول قدیمیها، تومنی صنار فرق میکند.
زوج خریدار با عزت و احترام و استقبال بنگاهدار وارد میشوند. پذیرایی با چای، دور از شأن است، قهوه یا نسکافه؟ شیرینی خشک یا تر؟ ظرف میوه و...
البته اگر همان خانم اولی وارد این بنگاه دومی شود یا این زوج دومی وارد بنگاه اولی شوند باز هم سناریو فرق دارد. کسی برای به قول املاکیها، بودجه 30، 40 میلیونی، تره هم خرد نمیکند و همان بنگاههای مرکز شهر هم نه این که آداب بلد نباشند؛ بلکه برخورد و ادبیاتشان برای خریداران و مستاجران پولدار، «باکلاس» میشود.به هر حال گشتی کوتاه در این بنگاههای املاک دنیای عجیبی است؛ دنیایی که برای آنها که تنها دنبال سقفی هستند، باید با سختی و رنج همراه باشد و برای آنها که سقف بزرگی میخواهند، حداقل بظاهر با عزت و احترام.
یک آگهی!
جالبتر از این برخوردهای شفاهی، برخورد دلالان املاک حتی در آگهیهای مطبوعاتی است.
«بهترین نقطه شمیران، فقط خریداران صاحبنام».
خریداران صاحبنام یعنی چه کسانی؟ یعنی افراد با نفوذ سیاسی؟ افرادی با شهرت زیاد مثل ورزشکاران یا هنرپیشهها؟ یعنی این حق صاحب بنگاه معاملات ملکی است که وقتش را فقط برای افرادی خاص صرف کند؟
این افراد صاحبنام شاید کسانی مثل همان خریدار یک مجتمع 200 واحدی است که بیش از 100 میلیارد تومان سرمایه دارد.
رگهایی که بسته میشود
این برخوردها را به استرس، فشار مالی و روحی مستاجران اضافه کنید، نتیجه پاسخ ناخوشایندی دارد. از اخبار صفحه حوادث روزنامهها که از سکته کردن مستاجری در یکی از همین دفاتر املاک خبر میدهد که بگذریم، ابعاد روانی مساله هم قابل بررسی است.
«از دست دادن شغل، از دست دادن نزدیکان(مرگ)، جدا شدن زوجین (طلاق)، بروز اختلافات خانوادگی و ... از جمله مهمترین مسائلی است که میتواند افراد را دچار مشکلات روحی و به دنبال آن مشکلات جسمی کنند.»
دکتر ابراهیم بهرامی، مشاور و روانشناس به «جامجم» میگوید: مشکلاتی که برای مستاجران در وضعیت اقتصادی فعلی پیش میآید و فرد مجبور میشود چند برابر از گذشته برای تهیه سرپناه هزینه کند، کمتر از موارد گفته شده نیست.
او معتقد است: وقتی فرد در معرض آسیبهایی نظیر طلاق یا فوت افراد نزدیک قرار میگیرد، میتوان با مشاوره و در واقع کلبدشکافی مساله، فرد را برای پذیرش موضوع آماده کرد، اما کسی که با مشکلی اقتصادی و چند برابر توان خودش، روبهرو میشود، هیچ روش و توصیهای، کارگشا نخواهد بود.بهرامی استرس ناشی از این نوع مشکلات را سخت میداند و معتقد است: حتی تصور تامین پول بیشتر که در برخی مواقع منوط به کار بیشتر یا چند شیفتکاری خواهد بود، میتواند فرد را در معرض آسیبهای روانی قرار دهد.
جابهجایی یا تمدید؟
دوستی به شوخی میگفت؛ اگر قیمت گوشت و برنج چند برابر شود، میتوان با نخوردن، مشکل را حل کرد، اما نمیتوان بدون سرپناه زندگی کرد. مستاجران در حال حاضر به 2 گروه تقسیم میشوند؛ گروهی که مستاجر تمدید شدهاند و به نسبت اوضاع بهتری دارند و به هر ترتیبی که شده با صاحبخانه به توافق رسیدهاند و مستاجرانی که باید جابهجا شوند.
در شرق تهران، آپارتمانی سال گذشته با شرایط 17 میلیون تومان رهن شده و امسال برای تمدید آن، مبلغ 25 میلیون تومانی درخواست شده است. آپارتمان دیگری در مرکز تهران، با افزایش مبلغ 5 میلیون تومان، تمدید شده است!
بهرغم اظهار نظر رئیس اتحادیه املاک مسکن که معتقد است؛ به اجارهبهای مسکن چندان اضافه نشده است، مبلغهای رد و بدل شده بین مستاجران و صاحبان منازل، حکایت دیگری دارد.
حکایتی که برای صاحبان بنگاههای معاملات ملکی، با افزایش مبلغ به قول خودشان مشاوره، همراه است. حالا این میان طرحهایی مانند زمینهای 99 ساله و برخورد با صاحبان خانههای خالی از سکنه و ... کجای این بازار بلبشوی تهیه مسکن را میگیرد، احتمالا جز دولت کسی نمیداند.
مستوره برادران نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: