اما این بسترسازی که رشیدی به آن اشاره میکند، شامل چه مواردی میشود؟ نادر برهانی مرند، نویسنده و کارگردان در این باره توضیح میدهد: پیش از هر چیز دولت باید به بخش خصوصی اعتماد کند. پس از آن هم باید قوانین فعلی بویژه آنها که با اصل 44 قانون اساسی ارتباط دارند، تبیین شوند و قوانین جدیدی را هم تدوین کنند. وی اضافه میکند: در مرحله عملیاتی خصوصیسازی، نهادهای فرهنگی مثل مرکز هنرهای نمایشی وظیفه فراهم کردن امکانات سختافزاری و نرمافزاری را به عهده دارند و بخشی از نیازهای مالی گروهها به صورت یارانه یا وام باید تامین شود.
در این میان، بهروز غریبپور نظری کاملا متفاوت دارد و میگوید: به نظر من اصلا نباید چنین حرکتی صورت بگیرد؛ چراکه با توجه به پیشینه موجود، اگر تئاتر به سمت بخش خصوصی برود، چارهای ندارد که به مسائل سطحی و روزمره بپردازد و از اندیشه تهی شود.
این کارگردان تئاتر در ادامه میافزاید: تئاتر خصوصی که در جهان به عنوان نمایش بلوار مطرح است و در ایران از آن به عنوان تئاتر لالهزاری یاد میشود، تنها نتیجه قطع کمکها و پشتیبانیهای دولت از تئاتر خواهد بود.
شاید به دلیل همین دغدغه است که محمدحسین ناصربخت اعتقاد دارد: پیش از هر چیز باید بررسی کنیم که تئاتر خصوصی یعنی چه؟ قطعا منظورمان آن نمایشهایی نیست که در هتلها و جشنها اجرا میشود. در واقع باید بدانیم چگونه میتوان هم به سمت خصوصیسازی حرکت کرد و هم تئاتر را به سمت رشد و تعالی سوق داد.
این مدرس دانشگاه و پژوهشگر ادامه میدهد: اگر شرایط لازم فراهم شود تا تئاتر روی پاهای خودش بایستد، اتفاق مبارکی رخ داده است؛ اما مفهوم آن نباید این باشد که کمکهای دولتی قطع شود، بلکه تنها معیارهای این حمایت باید تغییر کند.
داوود فتحعلی بیگی هم نظری مشابه با بهروز غریبپور دارد و تاکید میکند: ما در شرایطی نیستیم که تئاتر خصوصی داشته باشیم. در حالی که قیمت زمین در کلانشهرها سر به میلیاردها تومان می زند، چگونه یک گروه تئاتری میتواند دارای سالن اختصاصی باشد. این بازیگر و کارگردان پیشنهاد میکند: اگر شهرداریها بتوانند در حاشیه بوستانها به تئاتریها زمین برای ساخت تالار بدهند یا تالارهایی را ساخته و به گروههای نمایشی اجاره دهند، شاید آن وقت بتوان درباره مقدمات خصوصی شدن تئاتر در کشور صحبت کرد.
همچنین داوود رشیدی در این راستا میگوید: فرآیند خصوصیسازی در تئاتر، یک روند طولانی است. برای همین نمیتوان گفت که از فردا، دولت هیچ کمکی نکند و گروهها خودشان بروند سالن گیر بیاورند و بودجه کارشان را تامین کنند.
وی درباره این فرآیند توضیح میدهد: شاید بتوان در عرض 5 سال، اولین گامهای خصوصی شدن را برداشت؛ اما در طی این مسیر و بعد از آن هم نمیتوان و نباید از نظارت و حمایت مراکز دولتی چشم پوشید.
نادر برهانی مرند هم با این که معتقد است حرکت در این مسیر باید با دقت و وسواس صورت بگیرد، تاکید میکند: باید بپذیریم تئاتر دولتی مطلقا پاسخگوی نیازهای امروز نیست.
در حال حاضر ما دچار انسداد شدهایم و با توجه به تمام امکاناتی که تئاتر دولتی دارد، تنها 30 درصد استعدادها شکوفا میشوند.
وی ادامه میدهد: امکان خصوصیشدن تئاتر ایران بویژه با توجه به نیروی انسانی مستعد آن، کاری شدنی است که طراحی و برنامهریزی مناسبی میطلبد.
اما با توجه به هزینههای بالای تولید تئاتر در ایران و تماشاگران محدود آن، چگونه تئاتر میتواند از نظر مالی به خود متکی باشد.
در این باره بهروز غریبپور که عقیده دارد رفتن به سوی تئاتر خصوصی، یعنی نابود کردن هنرهای نمایشی در ایران، توضیح میدهد: نباید فکر کنیم این تنها دولت است که باید هزینههای تئاتر را بپردازد. مثل هر جای دیگر دنیا، باید ساز و کاری طراحی کنیم که بنگاههای اقتصادی و تولیدی از فعالیتهای هنری و بویژه تئاتر حمایت کنند.
این کارشناس فرهنگی پیشنهاد میکند: مثل معافیتهای مالیاتی که برای حضور شرکتها و کارخانهها در عرصه ورزش در نظر گرفته شده است، باید راهکارهای حمایتی برای حضور آنها در حوزه تئاتر و دیگر هنرها نیز طراحی کرد.
در پایان ناصر بخت هشدار میدهد: اگر بدون پژوهش و گفتمان علمی پا در این راه بگذاریم، ممکن است به بیراهه منحرف شده و به نتیجه مطلوب نرسیم.
مدیر پژوهش و انتشارات مرکز هنرهای نمایشی همچنین خبر میدهد: برای همین است که امسال تصمیم گرفتهایم موضوع یکی از سمینارهای تخصصی ما درباره تئاتر خصوصی باشد. از این رو با فراخوان از هنرمندان، پژوهشگران و مدیران تالارها قصد داریم موضوع خصوصی شدن تئاتر را به بحث بگذاریم.
مهدی یاورمنش
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....