با عبدالرضا فیروزان، کارگردان مجموعه «مدرسه‌ای برای همه»

به دنبال دانایی از شرق تا غرب ایران‌

حتما شما هم بارها در مصاحبه‌های مستندسازان و برنامه‌سازان، این جمله را شنیده‌اید که کشور ما پر از سوژه‌های مختلفی است که می‌تواند سال‌های طولانی دستمایه کار قرار گیرد. این حقیقتی است که با تماشای برنامه‌های تلویزیونی نیز بسادگی می‌توان به آن رسید؛ زیرا در بسیاری از عرصه‌ها، فعالیت‌های انجام شده تناسبی با معرفی رسانه‌ای این فعالیت‌ها ندارد. نهضت سوادآموزی نیز یکی از همان عرصه‌هایی است که تاکنون با وجود فعالیت‌های انجام شده در آن، کار رسانه‌ای قابل توجهی برایش انجام نشده است. برنامه 60 قسمتی «مدرسه‌ای برای همه» با دستمایه قرار دادن موضوع نهضت سوادآموزی و فعالیت‌های آموزشیاران نهضت، این روزها در حال پخش از شبکه 3 سیماست. این برنامه ساخته عبدالرضا فیروزان است. او سال 1352 در تهران به دنیا آمده و در رشته فیلمسازی فارغ التحصیل شده است. با او درباره ساخت برنامه مدرسه‌ای برای همه، گفتگویی انجام داده‌ایم که با هم می‌خوانیم. این برنامه روزهای دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه ساعت 8 شب از شبکه 3 در حال پخش است.
کد خبر: ۱۷۹۱۰۶

برنامه‌هایی از جنس مدرسه‌ای برای همه به دلیل گستردگی بیش از حد موضوع، احتمالا مقدمات سخت و مشکلی دارند تا از مرحله ایده به مرحله تصویر برسند. بد نیست اشاره‌ای به مقدمات مربوط به ساخت این اثر داشته باشید.

پیشنهاد ساخت این برنامه از سوی نهضت سوادآموزی به گروه اجتماعی شبکه 3 ارائه شد. از همان ابتدا تصمیم گرفتیم کار به شکل مشارکتی میان شبکه، مدیریت تبلیغات و ترویج نهضت سوادآموزی انجام شود. از همین مرحله من هم وارد شدم و پس از قطعی شدن کار، تحقیقات میدانی آغاز شد. پس از تحقیقات، استان‌های مورد نظر برای ساخت برنامه نیز انتخاب شدند و طی 2 ماه در 12 استان تصویربرداری کار به پایان رسید.

ابتدای کار چه شیوه‌ای برای انتخاب سوژه‌ها و موضوع‌ها وجود داشت؟

برای تعیین موضوع‌هایی که باید در این برنامه به آنها پرداخته شود، جلسات مختلفی با حضور مسوولان فرهنگی کمیته امداد و دست‌اندرکاران شبکه 3 برگزار و در نهایت 60 موضوع برای 60 برنامه استخراج شد. تاریخچه سوادآموزی در ایران، تحلیل پیام امام(ره)‌ درباره نهضت سوادآموزی، سوادآموزی از دید احادیث و اسلام، سوادآموزی از دیدگاه مسوولان نظام، بیسوادی و آسیب‌های اجتماعی، سواد و کشاورزی، سواد و رفتارهای اجتماعی، سواد و تربیت فرزندان، سواد و بهداشت، سواد و اقتصاد، سواد و اعتیاد، سوادآموزی در نیروهای مسلح، سوادآموزی در زندان‌ها، سوادآموزی کارکنان دولت و کارگران، سوادآموزی عشایر، نگرش مردم  نسبت به سواد و سوادآموزی، سواد و محیط زیست، انعطاف در سوادآموزی، توانمندسازی زنان، تلاش آموزشیاران، جذب سوادآموز، آموزش‌های پس از سواد، تهیه و تولید مواد آموزشی گروه‌های پیگیر سواد، خدمات مکاتبه‌ای، کتابخانه سیار و... برخی از موضوع‌هایی بود که در این برنامه به آنها پرداخته شد.

این سوژه‌ها تمامی فعالیت‌های نهضت سوادآموزی را پوشش داد؟

ابتدای ساخت این برنامه، خود من هم تصور روشنی درباره گستردگی فعالیت‌های این بخش نداشتم، اما به مرور فهمیدم با چه حجم عظیمی از سوژه مواجه هستیم؛ البته هدف اصلی کار به تصویر کشیدن فعالیت‌های نهضت سوادآموزی در ارتقای سطح سواد بخش بزرگی از کشور بود که در رده سنی 10 سال به بالا قرار دارند و سواد خواندن و نوشتن ندارند.

احتمالا در سری دوم، موضوع‌های جدیدی نیز به کار اضافه خواهد شد تا در نهایت تعریف کاملی از برنامه‌های نهضت ارائه شود.

موضوعی که به آن پرداختید تا حدود زیادی یادآور فعالیت‌هایی است که در برنامه‌های مربوط به کمیته امداد به تصویر کشیده شده است. با این نظر موافقید؟

تشابه هر دوی این عرصه‌ها در فعالیت گسترده‌ آنهاست؛ اما در مورد سوادآموزی یک اتفاق قابل توجه رخ داده است.
این که آموزشیاران نهضت سوادآموزی در تمامی موارد با حقوق اندک و کمترین مزایا عاشقانه کار می‌کنند. در همین نهضت سوادآموزی فعالیت‌هایی صورت گرفته که باعث شده افراد بیسواد با ورود به فعالیت‌های نهضت بمراتب بالای علمی برسند؛ مثلا دکتر هادی سپهری یکی از شخصیت‌هایی که در عرصه‌های علمی چند جایزه بین‌المللی کسب کرده، در نهضت سوادآموزی تحصیل کرده است. نهضت سوادآموزی در سال‌های اخیر با مشارکت برخی نهادها مانند هلال احمر، وزارت کشاورزی و... برای سوادآموزها فعالیت‌های بعد از تحصیل هم انجام داده و با ارائه خدماتی مانند وام خوداشتغالی، امکان فعالیت‌های بعدی را برای آنها ایجاد کرده است. این موضوع و خدمات اینچنینی هم در یکی از برنامه‌ها دستمایه کار قرار گرفت.

برنامه در چه مناطقی مقابل دوربین رفت؟

این برنامه طی 2 ماه در یک برنامه‌ریزی فشرده و در 12 استان کشور تولید شد. استان‌هایی در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور انتخاب شده بودند تا موضوع‌های مختلف برنامه را پوشش دهند؛ البته انجام این حجم از کار طی 2 ماه تنها با پشتیبانی یک تیم کاملا حرفه‌ای پشتیبانی و با یک برنامه‌ریزی دقیق و منظم قابل اجرا بود.

احتمالا همین مدت زمان اندک سبب شده تا به ساختاری ساده قناعت کنید؟

قرار بود در این برنامه به بیش از  150 موضوع پرداخته شود، اما در نهایت‌ 60 موضوع انتخاب شد. یعنی ما در هر روز به طور متوسط باید یک موضوع را به نتیجه می‌رساندیم. به همین دلیل باید تا حد امکان ساختار ساده‌ای را انتخاب می‌کردیم؛ اما برای سری دوم برنامه قرار است ساختار جدیدی را به کار بگیریم و کار به صورت ترکیبی  نمایشی کار شود تا نتیجه هم، با ظرافت و هنرمندی بیشتری توام باشد.

چرا این موضوع به شکل داستانی دستمایه کار قرار نگرفت؟

برای ساخت سری اول این برنامه بهتر بود ساختار برنامه‌ تا اندازه‌ای ساده باشد تا بتواند هم با آموزشیاران و هم با سوادآموزان ارتباط برقرار کند؛ البته نمی‌خواستیم برنامه خیلی ساده باشد و به همین دلیل بخش‌هایی با نریشن و چند جلوه انیمیشن هم به برنامه اضافه شد. در سری بعدی قسمت‌های نمایشی به برنامه اضافه می‌شود و تلاش خواهیم کرد زندگی این آموزشیاران با ساختاری مستند بازسازی شود.

همین مصالح را نمی‌توانستید در برنامه‌ای با ساختار مستند محض استفاده کنید؟

من هم این نوع شیوه کار را بلدم و اتفاقا آن را خیلی دوست دارم، اما وقت و هزینه اجازه نمی‌داد.

در برخی قسمت‌های برنامه شخصیت‌هایی که با آنها مصاحبه می‌کنید مقابل دوربین نشسته‌اند و بدون هیچ حرکتی صحبت می‌کنند. این شیوه جذابیت چندانی ندارد. چرا با آنها در محیط کارشان صحبت نکردید؟

احتمالا این وضعیت مربوط به قسمت‌هایی است که شما بیننده آن بودید. تعداد این قسمت‌ها محدود است و در بیشتر قسمت‌ها، با شخصیت‌ها به فضاهایی مانند مزرعه و... رفته‌ایم. حتی در بخشی که به سوادآموزی عشایر می‌پردازد، محل مصاحبه خانه عشایر است.

با توجه به تنوع شهرها و استان‌ها، تولید راحتی داشتید؟

در هر استان یک راهنمای محلی از دست‌اندرکاران نهضت سوادآموزی بخش‌هایی را که می‌توانستیم در آن ضبط برنامه داشته باشیم به ما معرفی می‌کرد؛ اما گاهی محل‌هایی که باید به آن می‌رفتیم 300 کیلومتر با مرکز دیگر فاصله داشت، زیرا بیشتر مراکز آموزشی نهضت در محل‌های دور افتاده و محروم هستند. در بندرعباس بخش‌هایی به تصویر کشیده شد که در آن آموزشیاران در کپرها کار سوادآموزی را انجام می‌دادند. در خراسان جنوبی و آذربایجان شرقی و غربی هم بخش‌های بسیار محروم، محل فعالیت آموزشیاران بود. در یک مورد هم توانستیم با سختی فراوان و با هماهنگی مسوولان استان، از کوچ عشایر و فعالیت‌های سوادآموزی نهضت تصویربرداری کنیم.

جالب‌ترین خاطره‌ای که از این سفر در ذهن شما مانده است، چیست؟

آموزشیاران افراد گمنامی هستند که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. وقتی آنها صحبت می‌کردند و از کار خود می‌گفتند و به باسواد کردن افراد بیسواد اشاره می‌کردند، آنچنان با لذت از این مساله حرف  می‌زدند که اشک شوق در چشمان آنها حلقه می‌زد. 

فضای تصویری برنامه در بیشتر بخش‌ها مشابه است. آیا بهتر نبود مثلا در فصل سرد به استان‌های سردسیری می‌رفتید تا هم سختی کار آموزشیاران به تصویر کشیده شود و هم جذابیت تصویری برنامه افزایش یابد؟

معمولا جذب سوادآموز در مهر و آبان انجام می‌شود و این مساله هم در برنامه‌ریزی کاری ما تاثیر داشت.

برنامه هم باید در 6 ماه دوم سال تولید و در 6 ماه اول سال بعد آماده پخش می‌شد؛ اما این مساله مورد نظر ما هم بود.

با پخش این برنامه تغییری در وضعیت آموزشیاران هم رخ داد؟

مدتی قبل شنیدم که اتفاق‌های مثبتی درباره نوع پرداخت حقوق و وضعیت استخدامی آنها رخ داده است و خوشحالم که این برنامه توانسته تاثیر مثبتی در این زمینه بگذارد. 

رضا استادی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها