با مدیرکل امور جنگل‌های سازمان جنگل‌ها

نفس جنگل به شماره افتاده ‌است‌

وقتی چند تلفن و پرونده و کاغذهای امضا کردنی وادارمان کردند در دفتر دکتر پیمان یوسفی‌آذر، مدیرکل امور جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع انتظار بکشیم، توفیقی اجباری نصیبمان شد تا نقشه‌های روی دیوارهای اتاق را تک‌تک برانداز کنیم و برسیم به نقشه پراکندگی اراضی جنگلی در جهان و آن لکه‌های سبز پررنگ که نماد جنگل‌ها بودند. اما ایران هیچ لکه سبزی نداشت.
کد خبر: ۱۷۸۸۲۲
شاید چون به قول یوسفی‌آذر سهم 14 میلیون هکتاری کشورمان از مساحت کل جنگل‌های دنیا ناچیز بود یا شاید نگارندگان نقشه هم مثل ما و بعضی از خبرنگارها، ناامیدانه پیش‌بینی کرده بودند سیاست‌های غلط زیست‌محیطی دیر یا زود جنگل‌های ایران را از روی همه نقشه‌ها پاک می‌کنند و لحاظ‌کردن موقتی‌شان در نقشه سودی ندارد.

گرچه با توجه به عنوان منصب دولتی یوسفی‌آذر، گمان می‌کردیم می‌توانیم با او درباره تاثیر خشکسالی و وضعیت تخریب کمی و کیفی جنگل‌های کشور گفتگو کنیم، اما مدیرکل امور جنگلی در همان ابتدای مصاحبه تاکید کرد علی‌رغم سمتش، حیطه مدیریتی او بیشتر بر مساحت 12 میلیون و 800 هزار هکتاری جنگل‌های خارج از شمال متمرکز و جنگل‌های شمال را دربرنمی‌گیرد. اما دغدغه‌های یوسفی‌آذر درباره برخی از مسائل و مشکلات سبب شده بود سوال‌های ما را درباره جنگل‌های خارج از شمال هم، محافظه‌کارانه و باوسواس پاسخ دهد.

آقای دکتر فکر می‌کنید تا چه حد درست باشد اگر بگوییم بخشی از خشکسالی امسال ناشی از تخریب پوشش گیاهی و بخصوص جنگل‌هاست؟

60 درصد آب آشامیدنی و کشاورزی ما به واسطه تغذیه از سفره‌های آب زیرزمینی به دست می‌آید و این پوشش گیاهی است که آب سفره‌ها را نگه می‌دارد چون در صورت نبود پوشش گیاهی بارندگی با شسته شدن خاک هدر می‌رو و جز سیل و تخریب حاصل دیگری نخواهد داشت. پس صحیح است اگر بگوییم پوشش گیاهی و بخصوص جنگل‌ها، ضامن تولید آب شیرین هستند و در نواحی‌ای که پوشش گیاهی تخریب می‌شود، بحران بی‌آبی بیشتر به چشم می‌آید. در حال حاضر با از میان رفتن بخشی از پوشش گیاهی، خشکسالی نه‌تنها مشکل ایران، بلکه مشکل کشورهای نیمه‌خشک و  مرطوب هم شده است.

یک ماه پیش، سه کشتی آب شیرین از فرانسه به بارسلون حرکت کرد و این نشان می‌دهد حتی کشورهای قدرتمند هم با بحران بی‌آبی مواجه هستند. در ایران همان‌طور که شاهد هستید، در وضعیت مناسبی از نظر تامین آب قرار نداریم و میزان بارندگی‌ها نسبت به میانگین آن در کشور کاهش داشته است به طوری که 7 یا 8 استان از نظر خشکسالی در وضعیتی نامناسب قرار گرفته‌اند.

البته خاصیت جنگل‌ها فقط در جلوگیری از بحران خشکسالی خلاصه نمی‌شود. جنگل‌ها پناهگاه حیات‌وحش محسوب می‌شوند و از طرفی، بسیاری از روستاییان حوالی جنگل برای تامین علوفه دام، سوخت، بذر و محصولات غیرچوبی به آن وابسته‌‌اند.

چرا به محصولات چوبی اشاره نکردید؟

بهره‌برداری از جنگل برای چوب در ایران بیشتر در جنگل‌های شمال کشور رایج است و در جنگل‌های خارج از شمال قطع غیرمجاز گاهی برای ساختمان‌سازی و چپرسازی صورت می‌گیرد.

البته وابستگی اقتصادی روستاییان به جنگل شاید یکی از عوامل تخریب آن باشد.

به نظر من اگر مدیریتی علمی و قوی بر بهره‌برداری از جنگل حاکم باشد، تامین سوخت نه‌تنها تخریب‌کننده جنگل نیست، بلکه برای آن مفید هم هست.

ما می‌توانیم جنگل‌های انرژی تولید کنیم که صرفا برای تولید سوخت از آنها استفاده می‌شود.

یعنی سازمان جنگل‌ها و مراتع برنامه‌ای برای تولید جنگل‌های انرژی در آینده دارد؟

نه! فعلا نمی‌توانیم برای تولید سوخت و انرژی برنامه‌ریزی کنیم.

چرا؟

چون جنگل‌های طبیعی بشدت تحت فشار و بهره‌برداری هستند!

چندی پیش در گزارشی خواندم سالانه 5/1‌درصد از جنگل‌های کشور از دست می‌رود، این رقم صحت دارد؟

این آمار درست نیست. در حال حاضر تخریب کمی در جنگل‌ها دیده نمی‌شود. یعنی سطح جنگل‌ها ثابت مانده است ولی از نظر کیفی و تعداد درخت در هکتار کاهش داشته‌ایم.

اگر تخریب کمی در اراضی جنگلی وجود نداشته باشد، معنی‌اش این است که به هیچ‌وجه تغییر کاربری اراضی در جنگل‌ها وجود ندارد. این نتیجه‌گیری را تایید می‌کنید؟

تغییر کاربری داریم، اما کمتر از یک درصد است و بیشتر برای کشاورزی صورت می‌گیرد. به هر حال آمار‌های ما ثابت می‌کند کیفیت جنگل‌ها پایین آمده است.

آقای دکتر! در دهه 30 ایران حدود 18 میلیون هکتار جنگل داشت، آیا این رقم ثابت مانده است؟

ببینید این آمار که گفتید، غیررسمی است  و پایه و اساس علمی ندارد، چون بر نقشه‌برداری استوار نیست. تنها آمار مبتنی بر پژوهش‌علمی ‌ که در سال 83 به وسیله سازمان جنگل‌ها اعلام شد  مساحت جنگل‌های ایران را 14 میلیون هکتار نشان می‌دهد که حدود 12 میلیون هکتارش را جنگل‌های خارج از شمال تشکیل داده است. هر چند این نقشه هم در مقیاس یک صدهزار است و دقت لازم را ندارد. اما باز هم تاکید می‌کنم تخریب، امروزه بیشتر کیفی است یعنی کاهش مساحت نداریم.

فکر می‌کنید اصلی‌ترین دلیل تخریب کیفی جنگل‌ها چیست؟

راجع به جنگل‌های شمال نمی‌توانم اظهارنظر بکنم، اما دلیل اصلی‌اش در جنگل‌های خارج از شمال، بهره‌برداری‌های بی‌رویه جوامع ساکن در اطراف جنگل‌ بخصوص قطع سرشاخه‌ها و چرای دام‌هاست.

مگر بهره‌برداری بومیان از جنگل‌ها چقدر است که می‌تواند 18 میلیون هکتار را  البته براساس آمار غیرمستند  به 14 میلیون هکتار برساند؟

بالاخره آنقدر هست که پدر جنگل‌ها را درآورده است.

اما به نظر من ضعف مدیریت کلان زیست‌محیطی بر تخریب جنگل‌ها تاثیرگذارتر است. بارزترین نمونه‌اش اجرای طرح‌های عمرانی بدون توجه به عواقب زیست‌محیطی آنهاست.

شما نمی‌توانید در دفتر کارتان بنشینید و در این زمینه نظر بدهید! در ضمن طرح‌های بزرگ زیست‌محیطی حتما باید پیش از اجرایی شدن از نظر علمی و فنی سنجیده شوند.

آقای دکتر من براساس آمارها و اخبار پیشین نظر می‌دهم. شما چطور ارزیابی زیست‌‌محیطی را باور می‌کنید در حالی که برای نمونه، ساخت سد کارون 3 به خشک شدن زمین‌های کشاورزی و قسمتی از جنگل‌های باستانی بلوط زاگرس، زمین لغزش و بدتر شدن اوضاع معیشتی بومیان منطقه منجر شده است یا چطور در ساخت محور کالمند  بهادران ارزیابی زیست‌‌محیطی وجود داشته، اما هیچ گذرگاهی برای عبور حیات وحش در نظر گرفته نشده است، به طوری که 40 راس آهو و 2 قلاده یوزپلنگ از ابتدای سال 86 تاکنون در این محور کشته شده‌اند؟

براساس قانون، طرح‌های بزرگ زیست‌‌محیطی حتما باید پیش از اجرایی شدن، مورد ارزیابی زیست‌‌محیطی قرار گیرند و مسلما وجوه مثبت و منفی حاصل از اجرایی کردنشان سنجیده می‌شود. البته مثال‌هایی هم وجود دارند که گرچه یک طرح مضراتی دارد، اما مزایای آن به معایبش می‌چربد. به نظر من ارزیابی زیست‌‌محیطی باید به دور از تعصب و حب و بغض یا جهت‌گیری‌های سیاسی باشد.

شما می‌گویید براساس قانون باید ارزیابی زیست‌‌محیطی پیش از اجرای طرح انجام شود، اما اگر وزارتخانه‌ای مانند وزارت نیرو یا وزارت راه و ترابری این قانون را جدی نگرفت هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد. پس این قانون چه فایده‌ای دارد؟

به هر حال قانون تکلیف را مشخص کرده است، ولی قبول دارم که ضمانت اجرایی ندارد. در برخی از موارد این قانون رعایت نمی‌شود یا ارزیابی بسیار سطحی و بی‌محتوا صورت می‌گیرد.

علاوه بر این، ارزیابی زیست‌‌محیطی یک ایراد دیگر هم دارد. هنگامی که این مسوولیت به شرکتی از طرف مجری طرح سپرده می‌شود مسلما خواسته‌های مجری طرح در آن پررنگ‌تر است.

شاید یکی دیگر از نمونه‌های سیاست‌های غلط زیست‌‌محیطی، عملکرد جداگانه سازمان حفاظت از محیط زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع و گاه متضاد این سازمان‌ها با هم است، به طوری که معمولا وقتی بحرانی زیست‌‌محیطی پیش می‌آید این دو سازمان مسوولیت‌ها را به گردن هم می‌اندازند.

من در جایگاهی نیستم که در این باره اظهارنظر کنم. در خیلی از کشورها این دو سازمان از هم جدا هستند. این مساله که مطرح کردید، باید حاصل پژوهشی گسترده با مشارکت کارشناسان باشد.

پس بهتر است سوالم را طور دیگری بپرسم. همکاری بین‌بخشی را در مدیریت جنگل‌های کشور تا چه حد مفید ارزیابی می‌کنید؟

احساس می‌کنم در مدیریت جنگل‌های کشور، همکاری بین‌بخشی ضعیف است.

آیا مسوولیت حفاظت از پارک‌های جنگلی هم به عهده سازمان شماست؟

به شرطی که پارک‌های جنگلی جزو مناطق حفاظت شده محیط زیست نباشند، مسوولیتشان به عهده ماست.

پس تغییر کاربری اراضی جنگلی هم زیرنظر سازمان جنگل‌هاست؟

تغییر کاربری و واگذاری پارک‌های جنگلی و جنگل‌های دست‌کاشت طبق قانون مطلقا ممنوع است و هیچ گاه سازمان جنگل‌ها در هیچ موردی مجوزی مبنی بر تغییر کاربری نداده است و اگر تاکنون اتفاقی در پارک‌های جنگلی افتاده، تخلف توسط دستگاه‌های دیگر بوده است.

 در توضیح علل تخریب جنگل‌های خارج از شمال به ارائه بی‌حساب و کتاب مجوز حفرچاه در اراضی اطراف جنگل‌ها اشاره‌ای نکردید. در حالی که این مساله هم یکی از علل تخریب جنگل‌ها محسوب می‌شود. نظر شما چیست؟

حفر چاه بر سطح سفره‌های آب زیرزمینی تاثیر دارد و از آنجا که ریشه‌های درختان از سفره‌های آب زیرزمینی تغذیه می‌کنند، بهره‌برداری بی‌رویه از این منابع سبب ضعف بیولوژیک درختان می‌شود و آنها را در برابر حمله آفات، خشکسالی و سرما آسیب‌پذیر می‌کند.

برای جلوگیری از پساب‌ صنعتی و مخربی که وارد جنگل‌های حرا در جنوب کشور می‌شود چه کرده‌اید؟

این مساله آنقدرها جدی نیست، کارخانه‌های چندان مهمی در آن منطقه وجود ندارد. البته در حال تدوین سندی هستیم که بسیاری از کارخانه‌های صنعتی را مجاب می‌کند، فعالیت‌های تخریبی را متوقف کنند. خوشبختانه ردیف اعتباری خاصی از سال 1388، به جنگل‌های حرا اختصاص داده شده است و امسال هم در طرح صیانت از جنگل‌های جنوب پیشرفت خوبی داشته‌ایم.

در توسعه جنگل‌های دست کاشت تا چه حد پیشرفت داشته‌اید؟

فقط نیمی از اهداف در نظر گرفته شده برای ایجاد جنگل‌‌های دست‌کاشت محقق شده است.

چرا روند پیشرفت شما این همه کند است؟

چون فقط 50 تا 60 درصد اعتبارات مصوب در برنامه چهارم پرداخت شده است.

میزان کل بودجه شما، در بخش جنگل‌های خارج از شمال چقدر است؟

بودجه ما در بخش جنگل حدود 35 ‌ 30 میلیارد تومان است.

شما چه‌ طور می‌توانید با 30 میلیارد تومان، 12 میلیون هکتار جنگل‌های خارج از شمال را حفظ کنید؟

بودجه بخش مراتع با 90 میلیون هکتار وسعت به مراتب از بودجه ما کمتر است!‌

یکی از مشکلات در جنگل‌های زاگرس انباشت زباله در برخی مناطق آنهاست، در این زمینه چه برنامه‌ای دارید؟

گزارشی در این‌باره دریافت نکرده‌ام.

در همین جنگل‌ها والبته دیگر نقاط جنگلی، گزارش‌هایی از ساخت شهرک در دل جنگل به دست ما رسیده است، شما هم شنیده‌اید؟

برخی از اخبار با واقعیت منافات دارند. حتما منطقه جنگلی نبوده یا کنار جنگل واقع شده است.

برنامه‌ای برای حفظ جنگل‌ها

امسال 4 طرح در حال اجراست؛ اولی طرح صیانت از جنگل‌های ناحیه رویشی ارسباران است که اعتباری 13 میلیارد ریالی برایش در نظر گرفته‌ایم. دوم طرح تهیه نقشه جنگل‌های ناحیه رویشی ایرانی  تورانی است و در تهران، زنجان، سمنان ، یزد و بخش‌هایی از کرمان و سیستان و بلوچستان اجرا می‌شود. طرح بعدی بر استان‌های جنوبی کشور متمرکز است که جنگل‌های حرا را هم در برمی‌گیرد و آخری طرح مدیریت و صیانت از جنگل‌های زاگرس است.

این طرح چند منظوره است؛ هم ابعادی حفاظتی دارد، هم احیایی و هم توسعه‌ای و با اجرای آن قصد داریم مشکلات اجتماعی و اقتصادی منطقه نیز با همکاری نهادهای دیگر حل شود؛ زیرا از نظر ما مشکلات معیشتی مردم با تخریب جنگل مرتبط است.

در این مناطق تلاش کرده‌ایم با توزیع سوخت، شکستن سرشاخه درختان به دست بومی‌ها را متوقف کنیم یا با اجرای طرح‌هایی برای تبدیل دامداری‌های متحرک به صنعتی، سعی کرده‌ایم جلوی چرای دام را در جنگل‌ها بگیریم.

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها