وقتی فیلمنامه «آقای تنها» را خواندید چه احساسی داشتید؟
خیلی برایم جذاب بود. هم فیلمنامه غنی و کاملی بود و هم کاراکتر مایکل در آن خیلی خوب ساخته و پرداخته شده بود. این کاراکتر کاملا برگرفته از روحیات و خصوصیات بسیاری از جوانان امروز است. آنها به دنبال کسانی میروند که در دنیای هنر و ورزش فعالیت دارند و این افراد را الگوی خود میکنند. علاقهمندی به یک چهره سرشناس هیچ ایرادی ندارد. ولی وقتی این علاقهمندی از حد متعارف بیشتر میشود و رنگ جنون به خودش میگیرد، دیگر قابل قبول نیست. در چنین شرایطی، آدم تمام زندگی و اوقات خود را وقف این علاقه میکند و از زندگی واقعی و واقعیتهای موجود در جامعهاش دور میافتد، قصه فیلم این نوع کاراکتر را زیر ذرهبین میگذارد و سعی دارد عواقب چنین جنونی را نشان دهد.
شما کاراکتر مایکل را چگونه ارزیابی میکنید؟
او بیش از آن که خنثی یا غیرمثبت باشد، محصول جامعه و دوران خود و یکی از قربانیان آن است. فیلم تاثیر تبلیغات و رسانههای گروهی را خیلی خوب به نمایش میگذارد. در طول قصه، با دقت تمام نشان داده میشود چگونه این تبلیغات روح و جان یک جوان را تحت تاثیر خود قرار میدهد و او را تا آستانه نابودی پیش میبرد. مایکل خودش به هیچ وجه فکر نمیکند که دارد راه را اشتباه میرود و فقط میخواهد به خواستهاش (یعنی خواننده شدن و دیدار با چهره مورد علاقهاش) برسد. زمانی که به نظر میرسد همه چیز تمام شده و او در آستانه درهم شکستن روحی است، ناگهان اوضاع تغییر میکند و کورسویی پیدا میشود. مایکل در پایان ماجراها تصمیم میگیرد راه و روش خود را عوض کند و میتوان امیدوار بود او به زندگی طبیعی خود برگردد.
خود شما هم یک بازیگر محبوب و معروف هستید، آیا در زندگی خودتان با هواداری مثل کاراکتر مایکل هم برخورد داشتهاید؟
هواداران یک هنرمند شامل طیف وسیعی میشوند و همه آنها شبیه هم نیستند. به صورت طبیعی، من هم حتما هواداری دارم که تا حد زیاد و دیوانهواری به من و بازیام علاقهمند است، اما همیشه در برخورد و دیدار با هوادارانم به آنها میگویم در وهله اول به فکر زندگی و آینده خود باشند و در کنار آن هم یک هنرمند را دوست داشته باشند وکارهایش را پیگری کنند. از آنجا که من در فعالیت اجتماعی زیادی شرکت دارم، هوادارانم را هم دعوت میکنم در این گونه کارها و فعالیتها مشارکت کنند. به اعتقاد من یک بازیگر نباید نسبت به حوادث و اتفاقات دور و بر خودش بیتفاوت باشد. او باید ضمن بازی در فیلمهایی که به طرح موضوعات اجتماعی میپردازند، فعالانه در حل مسائل و مشکلات اجتماعی شرکت کند.
ولی حتما شما هم دوست دارید مردم دور و برتان جمع شوند و عکس و امضای یادگاری بگیرند؟
بله. چه کسی از این موضوع بدش میآید؟! به هر حال، مشهور شدن این تبعات را هم دارد و باید با آن کنار آمد. بحث من این است که طرفدار یک چهره ورزشی یا هنری باید در حد معقول به آن چهره علاقهمند باشد. این ایرادی ندارد، اما وقتی این علاقه افراطی شد و از حد معقول گذشت، تبدیل به چیزی میشود که کاراکتر مایکل در فیلم با آن روبهرو میشود.
خودتان به کدام یک از بازیگران سینما علاقه دارید؟
بازیگر مورد علاقهام «خاویر باردم» اسپانیایی است که با او همزبان هستم. نقشهایش را خیلی خوب بازی میکند و در انتخاب فیلمهایش دقت خاصی دارد. در عین حال آدم بسیار خوب و مهربانی است و تلاش دارد خیلی ساده و صمیمی به نظر برسد. خیلی دوست دارم در فیلمی با او همبازی شوم. سبک کار وینسنت گالو بازیگر فرانسوی را هم دوست دارم.
هیچ یک از بازیگران امریکایی مورد علاقهتان نیستند؟
سینمای امریکا بازیگران خوبی دارد، هر چند که مدتهاست این سینما دیگر مثل دوران درخشان دهه 67 بازیگر بزرگی ارائه نکرده است، اما سبک کارهای ما بازیگران اسپانیاییتبار با سبک کار آنها فرق میکند. ما متعلق به دو دنیای متفاوت هستیم.
وقتی کوچکتر بودید برای گرفتن امضا و عکس یادگاری به دنبال هنرمندان مورد علاقهتان میدویدید؟!
از کودکی داخل صنعت هنر و سرگرمی بودم و هر روز با چهرههای سرشناس دیدار و ملاقات میکردم. برای همین نیازی به دویدن به دنبال آنها نبود! شاید به همین دلیل است که خیلی دلم نمیخواهد کسی هم برای عکس و امضا گرفتن از من به دنبالم بدود.
ترجمه: کیکاووس زیاری
منبع: آسوشیتدپرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم