دعای پیرزن آلزایمری‌

بروس پیتس که هر روز برای یک زوج پیر روزنامه می‌برد، تنها چیزی که از آنان می‌دانست این بود که پیرزن هنگام بدی هوا و شب‌ها که او سر کار می‌رفت، دعایش می‌کرد؛ اما وقتی دید روزنامه‌ها پشت در خانه آنان انبار شده، احساس کرد باید اتفاقی افتاده باشد.
کد خبر: ۱۷۵۳۹۸
به گزارش آسوشیتدپرس از سنت لوییز امریکا، پیتس گفت: سابقه نداشت روزنامه‌ها را برندارند. صدایی حیرت‌آور در درونم گفت حتما اتفاقی رخ داده است.

به این دلیل، پیتس روز یکشنبه با مشاهده روزنامه‌ها پس از چرتی در خانه‌اش، با همسرش به خانه بلانشه و فرد رابرتس رفت؛ اما هرچه زنگ زدند، کسی جواب نداد. این بود که پیتس به زور در خانه‌شان را باز کرد و آن دو را داخل خانه یافت، در حالی که خانم بلانشه 84‌ساله عاجزانه به پیتس نگاه می‌کرد، پای راست او زیر بدن فرد، شوهر 77 ساله‌اش گیر کرده بود که ظاهرا 4 روز پیش پس از کوتاه کردن چمن حیاط خانه بر اثر حمله قلبی مرده بود.

پیتس در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: خدای مهربان با او بوده و اصلا نترسیده و دستپاچه نشده بود. خانم بلانشه به‌هوش بود، حرف می‌زد و آرامش او چشمگیر بود. فقط آب می‌خواست. او نام خود و اقوامش را می‌دانست؛ اما گفت شوهرش خوابیده است. پزشک قانونی گفت، خانم بلانشه زنی کوچک‌اندام و ظریف است، اما شوهرش مرد تنومندی بود.

پیتس 3 سال بود که به خانه این زوج روزنامه می‌برد؛ اما هرگز به داخل خانه آنان نرفته بود. وی با محبت از بلانشه حرف می‌زند که به او انعام می‌داد و یادداشت‌های محبت‌آمیز به او می‌نوشت. به طوری که پیتس و همسرش به او بانوی خیرخواه می‌گفتند.

 بلانشه در یکی از این یادداشت‌ها به پیتس نوشته بود: «من در همه شب‌هایی که هوا بد است، برای تو دعا می‌کنم؛ چون می‌دانم در آن هوا داری روزنامه‌های مردم را توزیع می‌کنی.»

پیتس و همسرش گفتند: حالا ما هم همیشه او را دعا خواهیم کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها