نخستین پرسش برای تعقیبکنندگان تنیس ایران این است که چرا تیم ملی ثبات و قوام لازم را ندارد؟ این تیم در سالهای اخیر روندی آسانسوری داشته و مرتب از دسته دوم به دسته سوم سقوط کرده و برعکس، در حالیکه ما در سالهای ابتدایی پس از انقلاب با درخشش امثال برادران خدایی، درفشی جوان و... از برترینهای آسیا بودهایم. پیشرفت دیگر رقبا قابل پذیرش، اما جایگاه واقعی ایران کجاست؟
نکته کاملا بهجایی که از چشم شما دور نمانده پیشرفت و تعدد دیگر رقبا به نسبت آن زمان است؛ هر چند حریفان آسیایی نیز جایگاه و رتبه جهانی درخوری ندارند. تنها تنیسور آسیایی که بین 100 نفر برتر تنیس دنیاست لی کرهای است. قریشی پاکستانی هم دارای رده 139 جهانی است.
رشد و باروری تنیس منوط به حرکت صحیح و اصولی است. کشورهای همسایهای که پولهای بسیار کلانی در این ورزش ریختهاند هم شرایط چندان بهتری از ما ندارند؛ مثلا امارات که با میزبانی 2 گرند اسلم، سالانه بیش از 10 میلیون دلار هزینه میکند، هنوز نتوانسته 2 بازیکن پیدا کند که تیمش را از دسته 3 به دسته دوم بیاورد (بلکه از دسته سوم هم به دسته چهارم سقوط کردند.) کویت با صرف هزینههای فراوان، تنها محمد قریب را معرفی کرده که بهترین رده جهانی او بالاتر از دویستمی بوده است.
رشد و پیشرفت در تنیس نیازمند کار اصولی است که چون طی سالهای گذشته در کشورمان انجام نشده، ما الان چوب آن را خورده و میخوریم. در سالهای ابتدایی انقلاب به موازات خالی بودن نسبی میدان توسط حریفان آسیایی، قهرمانانی چون کامبیز درفشی جوان، منصور بهرامی، محرم و عیسی خدایی روی پیگیریها و تلاش شخصی خود ظهور کردند که با رفتن این نسل، فتیله تنیس ایران پایین آمد و اکنون به جایی رسیدهایم که درصددیم با صعود به دسته دوم آسیا، جایگاه خود را برای چند سال در آن مکان تثبیت کنیم و بعد با به بار نشستن برنامههای اصولی ، طی دهه بعد شاهد درخشش تنیسورهای ایران در میدانهای جهانی داشتیم. معتقدیم الان به دلیل پیشرفت زیاد حریفان، دیگر زمانی نیست که فردی تنها به صرف پیگیری شخصی بتواند در تنیس موفقیتی پیدا کند.
از کجا شروع کردهاید؟
ما به جوانگرایی در این تیم دست زدهایم. روزبه کامران 23 ساله و امید سوری 22 ساله، 2ملیپوش جوان ما هستند که جایگزین ملیپوشان سابق شدهاند و البته شهریار بهزادیان 18 ساله هم به عنوان نفر چهارم تیم، به روال همه تیمهای دنیا برای کسب تجربه در کنار تیم قرار گرفته است. با تجربهاندوزی این ورزشکاران، دیگر زنگ تفریح بزرگان آسیا نخواهیم بود.
چرا این جوانگرایی را در سالهای گذشته انجام ندادید؟
فاصله کیفی ملیپوشان فعلی ما با نفرات اصلی سالهای گذشته زیاد بود، اما خوشبختانه الان این دو، تنه به 2 ملیپوش اسبق ما ( انوشا شاهقلی و اشکان شکوفی) میزنند و امکان جایگزینی را دادهاند.
بنیامین ابراهیمزاده اکنون از بهترین تنیسورهاست. این بازیکن ساکن آلمان را چگونه به ایران آوردید؟
امروز در ورزش، نتیجهگیری به مهمترین پارامتر تبدیل شده است. ما هم به همین منظور تصمیم گرفتیم به لژیونر خوبمان در آلمان مراجعه کنیم و از او برای تیم ملی استفاده کنیم. سطح بازی او بسیار خوب است و به تیم ما کمک شایانی میکند.
در کنار این بازیکن، تصمیم گرفتیم از 3 جوان خود استفاده کنیم تا ساختارهای ذهنی در این زمینه ترمیم شود. اگر قرار بود به دسته چهارم سقوط کنیم با جوانهایمان سقوط میکردیم و اگر بنا شد به دسته 2 میرفتیم با همانها صعود میکردیم.
بنیامین، بازیکن توانایی است، اما برای اینکه خیالمان از برد تیم راحت شود، علاوه بر اتکا به او، نیاز به هماهنگی زیادش در بازی دوبل با یار هم تیمی است.
او ماههاست در ایران و با دیگر ملیپوشان تمرین میکند. در آینده، او با جوانان هم تیمیاش به هماهنگی ایدهآل میرسد.
اما برنامه اصولی که بدان اشاره کردید چیست؟ چطور میتوانیم در تنیس عرض اندام واقعی کنیم؟
هیچ تنیسوری در دنیا نتوانسته بین 100 نفر نخست دنیا قرار گیرد مگر اینکه از 8 سالگی بهطور مستمر، 10 سال به تمرین و آموزش و مسابقه پرداخته باشد. در این قاعده، استثنایی هم ندارد. مثلا مشاهده نشده فردی از 15 سالگی به این رشته آمده باشد و بعدها جزو 200 نفر اول دنیا قرار گیرد.
ما هم فقط با این روش میتوانیم در تنیس عرض اندام کنیم. برای جدا شدن از موقعیت نامطلوب فعلی مجبوریم آکادمی تنیس ایجاد کنیم. بچهها را استعدادیابی و بعد برای طی یک دوره بلند 10 ساله، در اختیار این آکادمی قرار دهیم. برخلاف بسیاری از رشتهها، شور و شعف و حضور جوانان و نوجوانان در کوتاهمدت هیچ نتیجهای به همراه ندارد. این عوامل موثر هستند ولی به هیچ وجه نمیتوانند کافی باشند. طی این 10 سال، 15 درصد زمان به تکنیک، 15درصد به تاکتیک و 70 درصد بقیه به تمرکز و ارتقای ذهنی اختصاص پیدا میکند.
ما چارهای جز ایجاد آکادمی و پرداختن به این روند نداریم، اما چنین رویهای ابتدا نیاز به کمک دولت دارد، چون طفل در اوایل تولد به دایه نیاز دارد ما در بعد ایجاد مدارس تنیس درخواست 3 سال کمک کردهایم و قول دادهایم پس از آن هیچ هزینهای برای ادامه فعالیت نمیخواهیم، اما چنین حمایتی تاکنون بهوجود نیامده است.
چرا؟
معتقدیم اصلا نگاه خوبی به ورزش تنیس وجود ندارد.
از لحاظ علمی، تنیس بهدلیل میزان بسیار بالای کالری مصروف، ایجاد تمرکز و قدرت زیاد فکری، رشد جهشی واکنشهای حرکتی، ایجاد تناسب اندام و ... یکی از مفیدترین ورزشهاست، در ضمن این ورزش جذابیت ویژهای هم دارد، اما اغلب اولین مترادفی که برایش ذکر میشود این است: «ورزش پولدارها». چرا؟
ما فکر میکنیم تبلیغ سوء با مدیریتی خاص روی تنیس انجام شده است. پیش از انقلاب اینطور تبلیغ میشد که هر کسی نمیتواند گرداگرد این ورزش بچرخد و متعلق به افراد مشخص جامعه است. پس از انقلاب هم به عنوان ورزش پولدارها معرفی شد. اصلا جامعه ما متاسفانه با واژه غربی تنیس چندان عجین نشد و گرد غربت روی تنیس نشست، در حالی که واژههای هم عرضی چون فوتبال، والیبال و بسکتبال که همگی وارداتی هستند با مردم عجین شدند و در کشورمان به موفقیت رسیدند.
محتویات این تبلیغات سوء اصلا صحت ندارند. به عنوان مثال در کشوری مثل فرانسه، 10 میلیون تنیسور وجود دارد. پس هر قشری با توجه به شرایط خود میتواند به این رشته رو آورد. واقعیت این است که اگر کسی یک بار تنیس بازی کند چنان به آن علاقهمند میشود که دیگر به سوی ورزش دیگری نخواهد رفت، ولی عکس آن به کرات دیده شده که ورزشکاران موفق دیگر رشتههای ورزشی به سوی این رشته میآیند.
نگاه منفی به تنیس موجب شده این ورزش عمومی نشود و حتی نگاه عمومی شدن هم روی آن نیفتد.
تنیس در رده چندم هزینهای ورزشهای موجود در کشورمان قرار میگیرد؟
به گفته رئیس سازمان تربیت بدنی، جزو 15 ورزش اول گران قرار ندارد. به اعتقاد ما گرانی تنیس معنی ندارد. ما در فدراسیون راکتهای استاندارد 20 هزار تومانی موجود داریم یا توپهای مناسب را میتوان با قیمت پایین تهیه کرد. گرانی در قیاس مفهوم پیدا میکند. شما برای استفاده از یک سالن فوتسال باید 40 هزار تومان در ساعت هزینه کنید، یعنی اگر 10 نفر بخواهند از آن استفاده کند، باید هر نفر 4 هزار تومان بپردازند. در صورتی که برای استفاده از زمین تنیس ورزشگاه آزادی، فقط هر ساعت 1000 تومان دریافت میشود.
یا امکان استفاده از زمین تنیس ورزشگاه تختی به رایگان وجود دارد. استخدام یک مربی فوتبال، میلیونها و اگر خارجی باشد تا میلیاردها ریال هزینه دارد در حالی که یک مربی خارجی تنیس، حداکثر با ساعتی 20 هزار تومان کار میکند و اگر تعداد افراد استفاده کننده از آموزشهای وی زیاد باشد، ممکن است نفری 1000 تا 1500 تومان بیشتر نپردازند.
الان فردی میتواند در ورزشگاه تختی از مربی اختصاصی با پرداخت ساعتی 2000 تومان استفاده کند.
در تنیس فقط یک تیم ملی داریم؟
بله، هر چند ردههای سینیور و جونیور در تنیس وجود دارد، ولی رقابتهای تنیس به صورتOpen برگزار میشود و هر فردی در هر رده سنی میتواند در مسابقهها شرکت کند.
مسابقات ملی در جهان با نام جام دیویس در 4 گروه و در هر گروه به 4 دسته تعریف شده است. رقابتهای قهرمانی جهان و قهرمانی آسیا مثل رشتههای دیگر برای تنیس وجود ندارد.
شما بشدت با مشکل سختافزاری روبهرو هستید؟
بله، متاسفانه در حالی که زمین تنیس ورزشگاه انقلاب موجب حسرت بسیاری از تنیسورهای خارجی است، اما واقعیت این است که فدراسیون تنیس فضای تمرین برای ملیپوشان و اجرای دیگر برنامههای خود را در اختیار ندارد. تنها زمین تنیس ورزشگاه شهید شیرودی به طور استیجاری در اختیار ما قرار گرفته است که به هیچ وجه تکاپوی کمی و کیفی، رشد تنیس قهرمانی و ملی ما را نمیدهد. یک تنیسور برای موفقیت باید حداقل روزی
5ساعت توپ بزند. اصلا مایل به گفتن این درددلها نیستیم، اما حتی صندلیهای ما هم قرضی هستند و فدراسیون تنیس، سانتیمتری فضا ندارد.
مجید عباسقلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم