در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمونه آن روزهایی بود که انتخابات مرحله دوم نمایندگان مجلس را داشتیم و این برنامه به این موضوع میپرداخت یا اینکه اگر بخواهیم بیشتر به این موضوع بپردازیم باید بگوییم در عرصه هنر (سینما یا تلویزیون) نیز وقتی میگوییم سریالی یا فیلمی به موضوعات اجتماعی میپردازد به این علت است که دستمایه اصلی موضوعات آن سریال یا فیلم، مسائل موجود در اجتماع است. اگر این تعمیم را به برنامههای تلویزیونی هم بدهیم باید بگوییم برنامهای اجتماعی است که به موضوعات اجتماعی نیز میپردازد؛ اما آنچه از برنامه کمی تا قسمتی جدی میتوان درک کرد این است که بیشتر برنامهای مناسبتی و عصرانه بهنظر میآید و گاه از بند مسائل اجتماعی آزاد، آزاد است. به این علت که در چارچوب تعریف شدهاش قرار است به رویدادهای مختلفی بپردازد که در حال وقوع هستند یا این که قرار است بهوقوع بپیوندد.
طرف دیگر ماجرا این است که از ابتدا قرار بوده با برنامهای فرهنگی اجتماعی روبهرو باشیم که اصلا تعریف هر یک از این برنامهها مجزاست. بهعنوان مثال اگر قرار باشد برنامهای مناسبتی داشته باشیم بیشتر اینگونه برنامهها در قالب برنامههای جنگگونه میگنجند که شروع و پایان و پلاتوهای مختلف و ریتم و ضرباهنگ متفاوتی هم دارند، ولی اگر قرار است برنامهای فرهنگی ساخته شود، چارچوب آن کاملا با برنامههای جنگگونه فرق خواهد داشت و بنابر بخشهای متفاوتش ضرباهنگ تند یا کندی خواهد داشت.
کمی تا قسمتی جدی به نظر میآید میان این دو مقوله در حال مقاومت است. هرچند گریز از یکی و رفتن به سمت دیگری، ضربهای به ماهیت وجودی برنامه نمیزند، اما ممکن است از تعریف یک برنامه عصرانه که قرار است به موضوعات روز بپردازد، مغایرت داشته باشد. آنچه تاکنون در این برنامه بیشتر به چشم آمده پرداختن به رفتارهای اجتماعی موجود میان افراد جامعه است که بر دیگر موضوعات آن چربیده است. به این شکل ما در هر قسمت از برنامه شاهد پرداختن به موضوعاتی مانند قهر و آشتی، قانونمداری، اعتماد به نفس، غیبت، اسراف، پنهانکاری و... هستیم. شاید موضوعاتی که در بیشتر برنامههای تلویزیونی بارها به آنها پرداخته شده است. نمونه بارز دیگر اینگونه برنامهها «باز هم زندگی» با اجرای بیژن بیرنگ است که سعی شده بود به شکل واضح به این موضوعات بپردازد و با کمک مهمانان و کارشناسان راهحل نیز ارائه شود.
تا اینجا کمی تا قسمتی جدی نتوانسته عرصههای جدیدی را تجربه کند، اما آنچه در این گونه برنامهها مورد توجه قرار میگیرد، اجراکنندگان برنامه هستند. سید مصطفی موسوی پس از مدتی دوری از آنتن تلویزیون دوباره به تلویزیون آمده و مجری جوان دیگری مقابل اوست با نام امیر سهیلی که اتفاقا سعی میکند بار طنز و شوخی برنامه را به دوش بکشد. استفاده از یک مجری شسته و رفته و اتو کشیده مانند موسوی و همین طور استفاده از سهیلی با پوشش اسپرت مجدد تداعیکننده برنامههای متعددی از این نوع که آخرین آنها پخش برنامه «برف یا آفتاب» از شبکه یک بود که با اجرای حیاتی و مجری شوخ و شنگ برنامه سیمای خانواده به نمایش درمیآمد که این هم تجربه جدیدی نیست. به گفته تهیهکننده برنامه (کامران شیرزاد) «قرار بوده با حضور دو مجری با تفاوت سنی نمایندهای از دو نسل جامعه را به نمایش بگذاریم. به این علت از این دو مجری استفاده کردیم تا برنامه مختص به قشر خاصی نباشد.» این خیلی خوب است که تلاش شود برنامه بر حسب مخاطبان خاص طبقهبندی شود؛ اما قبل از این باید بیشتر بر این متمرکز بود که برنامه قرار است چه بگوید.
کمی تا قسمتی جدی نام مناسبی است، اما نمیدانیم کارکرد این نام به محتوا و مضمون برنامه چیست؟ تنها صرف اینکه دو مجری به لحاظ سنی نماینده دو نسل از جامعه هستند کافی است؟ این برنامه میتوانست با گروه تحقیقاتی عظیمتر، بقیه گزارشهای به روزتر و ارتباط با کارشناسان و جامعهشناسان به طرح موضوعاتی بپردازد که در روابط اجتماعی امروزه بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد.
مریم درستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: