در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گفته والدین ساناز او در آخرین روزهای زندگی مضطرب و پریشان به نظر میرسید و حتی شب قبل از خودکشی از مادرش پرسیده بود آیا انتحار در نزد خداوند امری ناپسند است. ظاهرا دختر 19 ساله در روزهای آخر کم حوصله، بیاشتها و دچار حالت تهوع میشد اما بیتوجهی به این علایم او را به سوی مرگ کشاند. از سویی دیگر دوستان ساناز نیز اعلام کردهاند این دختر چند بار از آنها سوال کرده بود که اگر کسی از بلندی پرت شود حتما فوت میشود یا خیر؟
طبق اطلاعات به دست آمده دختر دبیرستانی پیش از آن که تصمیم جنونآمیز خود را به مرحله اجرا درآورد بارها نقشهای را که کشیده در ذهن مرور کرده بود. مشاور تحصیلی ساناز نیز در این رابطه گفته است: «آن روز ساناز پریشان به نظر میرسید و پس از آن که با هم صحبت کردیم او از من پرسید میتواند به پشتبام ساختمان برود.
بعد از این که به وی جواب منفی دادم خداحافظی کرد و رفت. او زمانی که نزد من بود دچار تهوع نیز شد و به نظر میرسید حالش مساعد نیست.» مرور نحوه خودکشی دختر 19 ساله و حالات روحی و روانی ظاهری او در واپسین روزهای عمر حکایت از آن دارد که بیتوجهی و اعتنا نکردن به رفتار نوجوانان و جوانان میتواند چه اثرات مخرب و جبرانناپذیری در پی داشته باشد. نگهبان ساختمانی که دختر دبیرستانی آنجا را برای پرواز به سوی مرگ انتخاب کرد درباره وقایع روز حادثه میگوید: «این دختر به همراه فردی دیگر نزد من آمد و ادعا کرد کارشناس معماری است و میخواهد از یک بلندی از خیابان عکاسی کند من هم او را به پشتبام بردم و با اصرار وی خودم به پایین برگشتم اما ناگهان دیدم ساناز روی لبه بام ایستاده است. خطر جدی او را تهدید میکرد به همین خاطر موضوع را به یکی دیگر از همکارانم اطلاع دادم و به سرعت خودم را به پشتبام رساندم اما متوجه شدم دختر نوجوان خودش را به پایین پرت کرده است.»
پرونده مرگ تلخ ساناز در حالی از سوی بازپرس شعبه 5 دادسرای جنایی اصفهان مختومه شده که سالهای گذشته نیز با نزدیک شدن به کنکور و روزهای پس از آن وقایعی مشابه از سوی مراجع قضایی به ثبت رسیده بود و تکرار این حوادث لزوم توجه ویژه به آن را یادآور میشود.
نادر میرزایی روانشناس درباره خودکشی نوجوانان و جوانان میگوید: «خودکشی حاصل عوامل گوناگون اجتماعی، خانوادگی، روانی و... است. فردی که خودکشی میکند احساس تنهایی و طردشدگی دارد و اینطور میپندارد که به خاطر ناکامیهایی که با آن دست به گریبان است پایگاه اجتماعی خود را از دست داده یا در خانواده از آن مقام سابق برخوردار نیست. طبیعتا نوجوانی که در کنکور ناکام میشود نیز همین احساس را دارد او خود را طردشده از جمع دوستان و خانواده میبیند و به این تصور است که اعضای خانواده دیگر جایگاه سابق را برای وی قائل نیستند. در این میان طرز برخورد والدین و آموزگاران نیز به این باور دامن میزند و میتواند آن را تشدید کند. شکست تحصیلی به عنوان یکی از علل مورد توجه خودکشی در میان نوجوانان است و سبب میشود آنان دچار افسردگی، احساس پوچی و بیهدفی شود.»
این روانشناس ادامه میدهد: «برخلاف عدهای که معتقد هستند تصمیم به خودکشی نوجوانان را نمیتوان از پیش تشخیص داد این اقدام دارای جوانب و اثراتی است که با دقت قابل مشاهده و پیشگیری است.
منزوی شدن نوجوان، بیتوجهی او به اطرافیان، بیمیلی به کارهای موردعلاقه و سردرگمیهای سابق، ابراز نارضایتی از زندگی، افت تحصیلی، صحبتهای مکرر درباره مرگ اقوام، دوستان و اطرافیان، دوری کردن از دوستان و... از جمله علایمی است که میتواند هشداردهنده باشد و والدین همانطور که مراقب سلامت جسمی فرزندان خود هستند و به اوضاع تحصیلی آنها رسیدگی میکنند باید به سلامت و بهداشت روان آنان نیز توجه داشته باشند. »
میرزایی درباره رفتار والدین با نوجوانان میگوید: «معمولا نوجوانان به خاطر شکست تحصیلی یا ناکامی در کنکور اقدام به خودکشی میکنند که والدین آنها بیش از حد به لزوم پذیرفته شدن آنان در دانشگاه تاکید و اصرار میکنند و این باور را به وجود میآورند که اگر نوجوان نتواند به این موفقیت دست یابد زندگیاش به انتهای راه میرسد و تمامی راهها برای وی بسته میشود. ایجاد فضای رقابتی کاذب در خانوادهها از دیگر نکات منفی است.»
مقایسه کردن نوجوان با خواهران و برادران یا سایر اقوام نیز میتواند لطمات جبرانناپذیری به روان فرد بر جای بگذارد.
علاوه بر نقش شرایط روحی و روانی نوجوانان و تاثیر خانوادهها بر رقم خوردن اینگونه حوادث نباید از تاثیر سیستم آموزشی نیز غافل شد.
بسیاری از داوطلبان کنکور برای رسیدن به خواستههای خود در موسسات و آموزشگاهها ثبتنام میکنند که گاه فاقد استانداردهای لازم هستند و با نگرشی تکبعدی فقط تلاش میکنند سطح تحصیلی داوطلب را افزایش دهند و به مسائل روحی و روانی وی توجهی ندارند.
درباره ساناز نیز او پیش از مرگ مشاور تحصیلیاش را به عنوان آخرین فرد برای گفتگو انتخاب کرد. بنابراین آموزشگاهها و مدارس نیز میتوانند با دقیق شدن در رفتار دانشآموزان و ارائه آموزشهای درست و جا انداختن باورهای درست و منطقی از تکرار این حادثهها پیشگیری کنند.
سیدضیاءالدین فائق آسیبشناس اجتماعی در اینباره میگوید: «متاسفانه به دلیل سود مالی بالا تعداد موسسات آموزشی که درواقع شبیه به بنگاههای اقتصادی هستند روز به روز افزایش مییابد و اینگونه آموزشگاهها به تبعات و اثرات منفی برنامههای خود توجهی ندارند، حال آن که دستاندرکاران این موسسهها باید قبل از انجام برنامههای آموزشی به افزایش آگاهیهای نوجوانان کمک کنند و مهارتهای مختلف آنان بویژه هوش هیجانیشان را بالا ببرند. گرفتن تستهای اضطراب و افسردگی از دانشآموزان یکی دیگر از اقدامات لازم و ضروری است.»
این کارشناس ادامه میدهد: «نگرش والدین نیز بسیار حائز اهمیت است. خانوادهها نباید اینطور تصور کنند که با شیوههای ارائه شده از سوی موسسات کنکور فرزند آنها به یک دانشآموز فوقالعاده موفق و نمونه تبدیل خواهد شد. آنان نهتنها نباید به نوجوانان خود فشار بیش از حد وارد کنند، بلکه نباید او را به حال خودش رها کنند. نکته حائز اهمیت دیگر حضور مشاور در مراکز آموزشی است. وقتی قرار است فردی درخصوص شکست یا پیروزی یک انسان دیگر صحبت کند و مشاوره بدهد باید اطلاعات کافی از علم روانشناسی داشته باشد.
کمدانشی برخی از این مشاوران و بیاطلاعی آنان از روانشناسی سبب میشود شاهد خودکشی نوجوانان کنکوری باشیم. »
وی میافزاید: «متاسفانه بسیاری از موسسات آموزشی نهتنها از مشاوران خبره استفاده نمیکنند، بلکه حتی گاه دانشجویانی را که خود قبلا در آنجا درس خواندهاند استخدام میکنند و وظیفه مشاوره را به آنها میسپارند، در این شرایط است که مشاوره گیرنده دچار دلهره، بحران و فشار روانی میشود و این موضوع یکی از معضلات مهمی است که نوجوانان را تهدید میکند. در این میان نقش رسانهها را نیز نباید از خاطر برد. در مجموع باید به نوجوانان اینطور آموزش داده شود که کنکور و رفتن به دانشگاه فقط یکی از راههای موفقیت است و اگر کسی در این زمینه شکست خورد، این فرصت را دارد که از گزینههای دیگر استفاده کند.»
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: