در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا این زمان سابقه نداشت یک خواننده موسیقی فولک و کانتری به عنوان برگزیده جایزه پولیتزر شناخته شود. در سالهای گذشته «جان کولترین» از دنیای موسیقی جاز و «جورج گرشوین»، آهنگساز موسیقی کلاسیک موفق شده بودند جایزه افتخاری پولیتزر را به دست بیاورند و به عنوان تنها موزیسینهایی شناخته شوند که نامشان در فهرست برندگان این جایزه جای میگرفت. اما آقای دیلن یکبار دیگر همه را متعجب کرد و در هنگام اعلام نام او به عنوان برنده جایزه، درباره دلایل این انتخاب، عنوان شد: «به دلیل تاثیر عمیق بر موسیقی پاپ و خلق آثاری با قدرت شگفتآور شاعرانگی.»
به نظر میرسد باب دیلن با به دست آوردن این جایزه غیرمنتظره، مجموعه جوایز خود را کامل کرده باشد. او تاکنون چندین بار جایزه گرمی را به دست آورده و طبیعی است که این جایزه به عنوان معتبرترین جایزه دنیای موسیقی، دیگر برایش جذابیتی نداشته باشد. کارگردانهای بزرگی مانند مارتین اسکورسیزی درباره او فیلم ساختهاند و خودش هم در دوران جوانی در فیلم کارگردانهای یاغی سینمای هالیوود همچون سام پکینپا بازی کرده است. یکی دو ماه قبل که هنوز ماجرای جایزه پولیتزر پیش نیامده بود، باز هم دیلن در کانون توجهها قرار داشت، آن هم به دلیل ساخت فیلمی به نام من آنجا نیستم که به زندگی او اختصاص داشت و هنرپیشههایی مانند کیت بلانشت در آن حضور داشتند. اما آقای دیلن علاوه بر تور کنسرتهایی که هیچ وقت متوقف نمیشود، این روزها مشغول نوشتن دومین جلد زندگینامه خود است. جلد اول این اثر 3 سال پیش منتشر شد و این طور که این خواننده از نوشتن سرگذشت خود خرسند شده، امکان دارد کل کتابش به حدود هزار صفحه برسد.
اما افسانه باب دیلن چه زمانی شروع شد؟ باب دیلن یکی از جوانان نسل سرگردان آمریکا در دهه 1960 بود؛ جوانانی که یک جا بند نمیشدند و با جیب خالی کنار جادههای طولانی و بیآب و علف آمریکا منتظر میایستادند تا یک راننده گذری آنها را به هر جایی که میرود، ببرد. همین نسل، طغیان علیه قوانین ایالات متحده و اقدامات بینالمللی این کشور را آغاز کرد و در پایان آن دهه توانست بر روند جنگ ویتنام تاثیر بگذارد و بسیاری از مردم عادی آمریکا را در اعتراض به جنگی با خود همراه کند که در نیمکرهای دیگر از زمین در جریان بود. آغاز محبوبیت و شهرت باب دیلن به همان زمان بازمیگردد. به زمانی که در اعتراض به اعزام جوانان آمریکایی به ویتنام میخواند:
آدم چند تا راه باید رفته باشه،
تا بهش بگن مرد شدی؟
یک کبوتر سفید از چند دریا باید بگذره،
تا بتونه روی شنهای ساحل آروم بگیره؟
گلولههای توپ چند بار باید شلیک بشن
پیش از اون که برای همیشه ممنوع بشن؟
پاسخ، دوست من، بر باد میره.
پاسخ، بر باد میره.*
رابرت آلن زیمرمن که سالهاست با نام باب دیلن شناخته میشود سال 1941 در ایالت مینهسوتا آمریکا متولد شد. او از سالهای کودکی یاد گرفتن موسیقی را به شکل خودآموز آغاز کرد و وقتی 10 ساله بود اولین شعر خود را به مادرش تقدیم کرد. 18 ساله بود که از زادگاه خود خارج شد تا به تحصیل در دانشگاه مینهسوتا بپردازد، اما در دانشگاه دوام نیاورد. در آن زمان نواختن آهنگ و ترانهسرایی را آغاز کرده بود، اما طبیعی بود که کسی او را نشناسد. باب دیلن شیفته آثار وودیگاتری بود؛ مردی که به عنوان پدر موسیقی اعتراض در جهان شناخته میشود و در تمام عمر خود به گشتن در شهرهای مختلف ایالات متحده و سرودن ترانه و اجرا کردن آهنگهایی درباره نابرابریهای مردم پرداخت. سال 1960 گاتری در بیمارستان بستری بود و مرگ را پیش رو داشت. باب دیلن در همان زمان با 10 دلاری که در جیب داشت عازم نیوجرسی شد تا به دیدار او برود. آنها با هم دیدار کردند و پس از آن بود که دیلن ترانه مشهور خود را برای وودی گاتری سرود:
هی، هی، وودی گاتری، برایت ترانهای ساختهام.
درباره دنیای مسخرهای که داره سر میرسه.
بیمار به نظر میآد و گرسنه است، خسته است و فرسوده.
به نظر میآد داره میمیره، در حالی که مشکل بشه گفت به دنیا اومده.
باب دیلن از همان زمان در نیویورک ماندگار شد و با راه یافتن به جامعه هنرمندان آن زمان پیش از آن که اولین آلبومش را منتشر کند به همکاری با نوازندههای سرشناسی مانند «جان لی هوکر» پرداخت و او را در اجراهای زنده همراهی کرد. حدود 3 سال طول کشید تا دیلن چند آلبوم منتشر کرد و بعد با اجرای ترانههای ضدجنگ خود به شهرت رسید. در دورانی که تظاهرات ضدجنگ و تجمعهای بزرگ برای حقوق اجتماعی سیاهپوستان در آمریکا شدت گرفته بود ترانههایی مثل «بر باد رفتن»، «زمانه داره عوض میشه»، «اربابان جنگ» و «گفتگو از جنگ جهانی سوم» از آثار دیلن به عنوان نمادهایی برای این اعتراضها در همه جا خوانده میشدند. هرچند معروفترین آثار این ترانهسرا و شاعر آمریکایی همین ترانههای ضدجنگ هستند، اما باب دیلن فقط در دورهای کوتاه به سرودن و اجرا کردن این ترانهها مشغول بود. اگر به بخش دیگری از کارنامه هنری او نگاه کنیم متوجه میشویم باب دیلن سالیان سال درباره بیعدالتیهای جامعه آمریکا نیز شعر سروده بود. او برای «مدگار اورس» ترانهای به نام «فقط یک پیاده در بازی آنها» را سرود. «اورس» از فعالان حقوق اجتماعی آمریکاییهای آفریقایی تبار بود که در سال 1964 به قتل رسید. در همان سال ترانه دیگری را اجرا کرد که «مرگ غریبانه هتی کارول» نام داشت. این ترانه به قتل پیشخدمت سیاهپوستی مربوط میشد که به دست پسر صاحب یک مزرعه بزرگ تنباکو روی داد و قاتل فقط به 6 ماه زندان محکوم شد. باب دیلن حتی درباره رویدادها و شخصیتهایی که در جریان مبارزات به دست آوردن حقوق اجتماعی برابر مطرح نمیشدند، نیز ترانه اجرا کرد. ترانه «چه کسی دیوی مور را کشت؟» درباره مرگ بوکسوری به نام دیوی مور در رینگ مسابقه بود. او به همراه «جون بائز» در تظاهرات بزرگ سال 1963 در واشنگتن حاضر شد و به اجرای تعدادی از ترانههای خود پرداخت. در همین تظاهرات بود که مارتین لوترکینگ، سخنرانی معروف خود با نام «رویایی دیدم» را ایراد کرد.
باب دیلن در طول نزدیک به 5 دهه فعالیت هنری خود بیش از 40 آلبوم موسیقی منتشر کرده و تمام جوایز معتبر موسیقی را به دست آورده است. او آخرین آلبوم خود را در سال 2006 با نام دوران مدرن منتشر کرد. این آلبوم نیزمانند دیگر آثار دیلن بسرعت به جدول پرفروشها وارد شد و توانست به صدر این فهرست برسد. در آن زمان دیلن 65ساله بود و توانست رکورد پیرترین هنرمند زنده دنیا که به صدر فهرست پرفروشهای موسیقی رسیده است را نصیب خود کند.
پویا قریشی
* برگردان فارسی ترانههایی که در متن این مقاله استفاده شد از کتاب سرودهها، باب دیلن ترجمه م. آزاد و سعید توکلی پارسان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: