در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر اندیشهای که انتخاب کنیم در ما احساسی برمیانگیزد تا دست به اقدامی بزنیم که به نتیجه یا واکنش خاصی منجر شود. زندگی امروز ما نتیجه مجموعه افکاری است که در طول زندگی خود انتخاب کردهایم.
بدون توجه به این که آیا از شرایط امروز زندگی خود شاد هستیم یا نه، باید بدانیم که در هر صورت مسوولیت آن به طور کامل به عهده خود ماست. ما با طرز اندیشه خود حقیقت زندگیمان را رقم میزنیم؛ بنابراین چه بهتر که با افکاری مثبت، رنگی شاد و فرحبخش به صفحه زندگی خود بزنیم.
ما میتوانیم فکرمان را بدون توجه به گذشته همین حالا تغییر دهیم و با آن زندگی خود را متحول سازیم، میتوانیم نگرشی متفاوت داشته باشیم. انتخاب یک نگرش شادمانه و مثبت در برخورد با دیگران، شرایط زندگی ما را کاملا دگرگون میسازد.
امروزه احساس یاس، ناتوانی، گرفتاری و افسردگی چیزی است که در هر جایی دیده میشود. بهرغم آن که ما به بسیاری از ابزار شادیآور مانند قرصهای آرامبخش مختلف که گاه شبیه اسمارتیز به راحتی میاندازیم بالا مکانهای آرامشبخش مانند کلیسا، کتابهای شادیبخش و آرامکننده و... دسترسی داریم، اما گزارشها حاکی از آن است که باز هم اغلب مردم به بهانه کار زیاد یا درگیری با مسائل روزمره و تکراری، شادمانی و شاد بودن را از خود دریغ کرده و آن را به زمان دیگری موکول میکنند.
تحقیقات نیز نشان میدهد که منبع اصلی آرامش در حقیقت در وجود خود ما و در ذهن ماست، اما ما به غلط در بیرون از وجود خود در جستجوی آن هستیم.
«پل جنر» نویسنده کتاب «شادمانه زیستن را به خود بیاموزید» میگوید: مردم اغلب گمان میکنند شادی چیزی شبیه باران است که باید منتظر آن باشیم که روزی از آسمان بر ما نازل میشود؛ حال آن که اینگونه نیست.
بسیاری از افراد بویژه غربیها انگیزهها و بهانههای زیادی برای شاد بودن دارند اما ناخودآگاه ترجیح میدهند که اغلب بر چیزهای مایوسکننده و ناراحتیها متمرکز شوند و وقت خود را صرف آنها کنند؛ انگار این انتخاب برایشان آسانتر است.
تحقیقات علمی به این یافتهها اشاره و آنها را تایید میکند؛ یعنی ما میتوانیم همانگونه که جسم و بدن خود را با ورزش و تمرین ورزیده کنیم، به همان ترتیب ذهنمان را نیز با تمرین و خواست و اراده خود تحت تسلط خود درآورده و آن را به شاد بودن و شاد زیستن عادت دهیم.
تحقیقات نشان میدهد از لحاظ ژنتیک گرایش و تمایل خاصی تحت نام «گرایشات ژنتیکی» که خاطرنشان میسازد عدهای افراد از لحاظ ژنتیکی به شاد بودن (یا شاد نبودن) تمایل دارند وجود دارد که بعضی افراد با این نوع گرایشات متولد میشوند.
پروفسور سونچا لیبومیرسکی استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا طبق شواهد موجود و در راستای تحقیقات خود درخصوص شادمانی به این نتیجه رسیده که برخی مردم از لحاظ ژنتیکی، شادتر از دیگران به دنیا میآیند.
اما بعضی افراد نیز به طور ژنتیک میزان کمتری از شادی در وجودشان است ولی این بدان معنا نیست که آنها نمیتوانند شاد باشند. با وجود این، همه ما میتوانیم «شادمانی» را در وجود خود تقویت کنیم و آن را به صورت عادت و جزئی از زندگی خود درآوریم. اما چطور میتوانیم این کار را انجام دهیم؟ درواقع، ما میتوانیم با استفاده از تمرینهای خاصی که لیبومیرسکی از آنها تحت عنوان «استراتژیهای شادیبخش» نام برده شادمانی را در وجود خود پیدا کرده و در میان مردم به عنوان فردی شاد و سرحال شناخته شویم.
مردم با یک مجموعهای از ویژگیهای خوب به دنیا میآیند که میتوانند به طور اتوماتیک این «استراتژیهای شادیبخش» را به کار بندند.
به نظر میرسد همه ما به طور ذاتی و طبیعی دوست داریم روابط خود را تحت پوشش اینگونه استراتژیهای شادیبخش حفظ کرده و این روش را نیز ادامه دهیم. اما اگر نتوانیم از این موهبت طبیعی خود استفاده کنیم، مجبور خواهیم شد بیشتر تلاش کرده و در این خصوص بیشتر بیاموزیم و کار کنیم.
این درست مثل آن است که بعضی افراد از لحاظ ژنتیکی اضافه وزن دارند، اما مصمم میشوند، اراده کرده و با استقامت از رژیم و ورزش به وزن دلخواه و ایدهآل خود دست یابند.
این مقاله، بخشی از گفتههای لیبو میرسکی در این خصوص است که چگونه میتوان این استراتژیهای شادیبخش را به کار گرفت.
او کشف کرده که برای موفقیت در این راه، داشتن برنامهریزی، زمانبندی صحیح، پافشاری و اراده از مهمترین عوامل به شمار میروند.
حال با آگاهی از لزوم استفاده از این تمرینات، آیا شما میتوانید به طور مداوم آنها را انجام دهید؟ ممکن است انجام آنها به نظرتان خستهکننده برسد و خیلی زود رهایشان کنید یا به حد کافی به آنها توجه نکرده و به نظرتان تمرینات خاص و جالب توجهی نرسد.
آیا واقعا یک فرد با تفکرات منفی میتواند با این تمرینات و با استفاده از اینگونه استراتژیها به شادی بیشتری دست یابد؟
کارشناسان می گویند که همینطور است؛ اگر شما با تمرین در این کار تبحر حاصل کنید، این تمرینات، کمکم برایتان به صورت عادت درمیآید.
درواقع، من میخواهم راههایی را بیابم که با بهرهگیری از آن بتوان این تمرینات را به طور عادت یا به نوعی سرگرمی درآورد.
من اطمینان دارم اگر این روش به خوبی تمرین شود، در آینده به طور اتوماتیک و خودکار درآمده و شما میتوانید به راحتی از آن استفاده کنید؛ بدین ترتیب راههای بیشتری را برای فکر کردن به شیوهای مثبت خواهید یافت.
نخستین چیزی که انجام میدهید، راه رفتن روی «دوچرخههای ثابت (تردمیل) لذت و شادمانی» است. انگار شما همیشه مشتاق دریافت یادگیری و تجربه بیشتری هستید.
این یکی از شاخههای اصلی شادمانی است. هنگامی که ما در چالش مبارزه برای به دست آوردن چیزی هستیم و در نهایت میتوانیم آن را به دست بیاوریم، برایمان بسیار خوشحالکننده و غافلگیرکننده خواهد بود. قرار گرفتن در چنین شرایطی و کسب چنین تجاربی در مقایسه با موقعیتهای استاتیک (ساکن و غیرپویا) مانند برخورداری از پول و مقام بسیار باارزشتر است زیرا در این صورت، ارزش شادمانی را بیشتر درک کرده و سعی میکنید آن را حفظ کنید.
یکی از راههای حل نشدن مشکلات ما، مقایسه کردن خودمان با دیگران است. این کار در واقع مانند نشخوار (یک چرخه تکرارشونده) در ذهن ما جریان دارد و هیچ کمکی به حل مشکلات نیز نمیکند.
تحقیقات نشان میدهد با انجام این کار حتی اگر شما افسردگی خفیفی هم داشته باشید، بر شدت آن افزوده خواهد شد.
نیکی پاگا از مرکز روانشناسی مثبت انگلیس میگوید گله کردن و نالیدن از مشکلات چطور میتواند به شما کمک کند و مفید واقع شود؟ در این صورت، شما فقط حالت منفعلانه خواهید داشت.
چیزی که بیشتر روانشناسان پیشنهاد میکنند، این است که حتما افکار خود را به رشته تحریر درآورید؛ در واقع نوشتن یکی از مفیدترین روشهایی است که برای عملی شدن افکار خود میتوانید از آن استفاده کنید.
آنها میگویند: «نوشتن درباره اهدافتان به شما فرصتی میدهد که واقعا بتوانید به تواناییهای خود پی ببرید و دریابید که از چه وجود باعظمتی برخوردارید، به این ترتیب شما میتوانید تصویر بزرگ و روشنی از آینده پیش روی خود داشته باشید.»
5 راه تقویت روحیه:
1 - یک یادداشت 3 قسمتی از کارهایی که میخواهید انجام بدهید تهیه کرده و دلیل هر یک را نیز بنویسید.
این تمرین به وسیله انجمن روانشناسی نیویورک ابداع شده است. مارتین سیلگمان، نشان میدهد که این روش کمک میکند تا افکار مثبت همیشه در ذهن باقی بماند. این درست مانند آن است که سوار بر لنجی هستید که آرام شما را بر موجی از افکار مثبت غوطهور ساخته؛ بدین ترتیب، لحظهای از آنها غافل نمیشوید.
با این تمرین سیلگمان، احساس رضایتمندیای در شما به وجود میآید که تاثیر آن در رفتارهای ناشی از افسردگی نیز به خوبی قابل مشاهده است و باعث بهبود این حالات میشود.
رابرت امانوس روانشناس از دانشگاه کالیفرنیا هم دریافته که استفاده از این روش باعث سلامت روانی بیشتر میشود و سطح انرژی بیمارانی را که از مشکلات روحی رنج میبرند، ارتقا میبخشد و همچنین خستگی و ناامیدی را نیز برطرف میکند.
مطالعه دیگری نیز حاکی از آن است که اگر این تمرینات به صورت هفتگی و عادت دربیاید، تاثیر بیشتری خواهند داشت.
2 - پیچ میگوید: «هر هفته استعدادها و تواناییهای خود را شناسایی کنید؛ بکوشید از راههای جدید اهداف خود را نشانه بگیرید و روشهای خلاقانهای بیافرینید.»
این تمرین باعث پیشرفت زیادی در کارهای شما میشود و بدین ترتیب میتوانید به شکوفایی خارقالعادهای دست یابید. این کار همچنین تواناییهای شما را ارتقا بخشیده و سبب میشود با آگاهی از تواناییهای خود در گرفتاریها و مشغولیتهای خود احساس آرامش و آسایش بیشتری بکنید و کمتر دچار خستگی و ناتوانی شوید.
یک مطالعه نشان میدهد که مردم به طور متوسط تنها از 37 درصد از تواناییهای خود استفاده میکنند؛ در حالی که پس از انجام هفتگی این تمرین شناسایی تواناییهای خود میتوانند بیش از 70 درصد از تواناییهای خود را به کار گیرند.
بنابراین سعی کنید تواناییهای خود را با استفاده از تستها و آزمونهایی که در این زمینه وجود دارد یا با سوال کردن از دوستانتان ارزیابی کنید.
3 - با استفاده از نیروی تخیل بهترین خواستههایتان را در 10 سال آینده تصور کنید لیبو میرسکی میگوید: «این یک تمرین خوشبین بودن است». این تمرین به شما امکان میدهد تا با تصور زندگی رویایی خود بتوانید افکار مثبتتان را تقویت کنید و همچنین اعتماد به نفس و قدرت فرمانروایی بر ذهن خود را نیز ارتقا بخشید.
روانشناسان معتقدند که خوشبینی سپر بسیار خوبی در مقابل ناراحتیها و ناملایمات است و به همان اندازه نیز میتواند در سلامت فیزیکی و برخورداری آنان از طول عمر بیشتر موثر باشد.
4 - نامههای تشکرآمیز بنویسید. اگر در زندگی شما کسی وجود دارد که باید از او قدردانی کنید (شایسته تقدیر است) مانند یک دوست، مربی یا والدینتان، هر ماه نامهای متشکل از 300 کلمه برای او بنویسید و خودتان شخصا این نامهها را به آنها برسانید.
سیلگمان دریافته است کسانی که این کار را انجام میدهند، کمتر دچار افسردگی میشوند؛ ماه اول شادتر خواهند بود و 3 ماه بعد نیز بیشتر متوجه تاثیر آن خواهند شد؛ بدین ترتیب، همیشه این تمرینات را تکرار خواهند کرد.
5 - در طول هفته 5 رفتار محبتآمیز انجام دهید.
سعی کنید برای کمک به دیگران به هر نوعی که میتوانید به انجمنهای خیریه بپیوندید. این کمکها میتواند به هر صورتی باشد همانند کمک به یک همسایه سالمند هنگام خرید کردن و...
یکتا فراهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: