با شهرام قائدی، بازیگر مجموعه‌ «قرارگاه مسکونی»

صداقت مرا باور کنید

بازیگری برایش دغدغه بود، اما نمی‌خواست به هر قیمتی بازی کند، برای همین هم خیلی دیر به این مرحله یعنی بازیگری رسید؛ اما او حالا یکی از پرکارترین بازیگران در سینما و تلویزیون محسوب می‌شود. بازی او را در کارهای مختلفی دیده‌ایم؛ از فیلم‌های ارتفاع پست و روز سوم گرفته تا مجموعه‌های این راهش نیست و بچه‌های خیابان. در ایام نوروز سریال قرارگاه مسکونی و مسابقه مسیر سبز را روی آنتن شبکه تهران داشت. شهرام قائدی بازیگری است که می‌خواهد بازیگری را تجربه کند؛ چرا که سینما و دنیای هنر گمگشته او بوده است. او از رسیدن به گمگشته‌اش برایمان این‌گونه گفت.
کد خبر: ۱۶۷۳۷۸

شما یک بازیگر هستید. این اتفاق چطور افتاد؟

این حرفه را کاملا آگاهانه و هوشیارانه انتخاب کردم و الان هم به دلخواه خودم هستم و به دلخواه خودم هم یک زمانی نبودم. تمام زندگی‌ام را برای رسیدن به این مرحله گذاشتم و مطمئن بودم که یک زمانی هم جواب خواهد داد.

این اطمینان نشات گرفته از چه چیزی بود؟

به نظرم بازیگری چند فرمول خاص دارد که مهمترین آن استعداد است. اگر تو به عنوان یک بازیگر استعداد داشته باشی قطعا می‌توانی مراحل دیگر را هم بگذرانی. من برای بازیگر شدن بسیار تلاش کردم و با این‌که می‌دانستم دنیای تصویر پر از رمز و راز است، اما همه هست و نیستم را برای آن گذاشتم، بنابراین طبیعی بود که نتیجه تلاشم را ببینم.

پس چرا اینقدر دیر به نتیجه رسیدید و دیر بازیگر شدید؟

سال 73 در کارگاه آموزشی امین تارخ فعالیتم را شروع کردم و در سال 74 بازیگردانی کردم و همان سال با کارگردان‌‌های مطرح تئاتر مانند قطب‌الدین صادقی، گلاب آدینه و ... کار کردم، بنابراین همان زمان هم می‌توانستم در کارهای تصویری بازی کنم، اما چون خودم را آنقدر پخته نمی‌دیدم که بتوانم مقابل دوربین قرار بگیرم، این خطر را نکردم ضمن این‌که می‌خواستم در سینما و تلویزیون یک بازیگر خامی نباشم؛ پس به هر قیمتی بازی نکردم و صبر کردم این اتفاق در زمان خودش بیفتد.

اولین کارهایتان در سینما با ژانر جنگ بود، چرا؟

این ژانر را خیلی دوست دارم و به نظرم جای کار زیادی دارد و خوشبختانه این شانس را هم داشتم که با  کارگردان‌های مطرحی چون حاتمی‌کیا و محمدحسین لطیفی کار کنم، آن هم در فیلم ارتفاع پست و روز سوم.

در حال حاضر بیشتر انتخاب می‌کنید یا انتخاب می‌شوید؟

من همیشه انتخاب کردم، حتی زمانی که تنها یک پلان بازی می‌کردم، باز هم انتخاب می‌کردم؛ چون همیشه سعی ‌کردم با این حرفه جسورانه برخورد کنم، البته رسیدن به این مرحله چندان هم آسان نبود و به جرات می‌گویم که من برای بازیگر شدن واقعا زجر کشیدم.

چرا سینما و کلا هنر بازیگری همه چیز شما شد؟

برای این‌که سینما به نوعی همان گمگشته من بود. من هیچ وقت نمی‌توانم مثل یک کارمند رفتار کنم، چون خسته‌ام می‌کند. بازیگری جواب بلندپروازی‌هایم را می‌داد و به نظرم سینما تنها رشته‌ای است که می‌توانی با آن همیشه جوان بمانی.

و برای رسیدن به گمگشته‌تان حاضر شدید زجر بکشید؟

بله، من به واسطه این گمگشته به راز و نیاز با خداوند می‌رسم و اگرچه دردهای زیادی کشیدم، اما امروز مطمئنم که مسیرم را درست آمده‌ام.

اسطوره خاصی هم در سینما داشتید که به واسطه او سینما را شناخته باشید؟

من اصلا چیزی یا کسی را ندیدم که بخواهم به واسطه آن عاشق سینما شوم و تنها اعتماد امین تارخ باعث شد سینما را بشناسم. درست مثل یک لوح سفید بودم و تنها سعی کردم یاد بگیرم؛ البته همیشه برای برخی آدم‌ها در سینما احترام قائل بوده و هستم.

از یک جایی به بعد به سمت کارهای طنز آمدید، چرا؟

چون می‌‌خواستم سینمای کمدی را هم تجربه کنم، البته ابتدا کسی در این زمینه به من پیشنهادی نمی‌کرد، چون تا پیش از آن در کارهای جدی بازی کرده بودم و به همین دلیل 2 سال خانه‌نشین شدم و تیزر تبلیغاتی می‌ساختم تا این‌که توانستم این نوع ژانر را هم تجربه کنم و دیگر آنقدر در نقش‌هایم جا افتاده بودم که حتی کسانی که قبلا با آنها کار جدی انجام داده بودم، دیگر به سراغم نیامدند.

چرا؟

شاید به این دلیل که دیگر اعتقادی نداشتند که می‌توانم باز هم جدی بازی کنم.

به عنوان یک بازیگر چقدر خودتان را می‌شناسید؟

خیلی زیاد. من با نقش‌هایم بسیار صادقانه برخورد می‌کنم و هیچ‌وقت به نقش‌هایی که به من سپرده شده است نارو نزدم. سعی می‌کنم با صداقت کامل بازی کنم. این مساله مهم‌ترین دغدغه من درخصوص حرفه‌ام است.

وقتی به سمت ژانر طنز آمدید چه در چنته داشتید؟

به شخصه آدم شوخ‌طبعی هستم. همین مساله خیلی برای رسیدن به نقش‌های کمدی‌‌ام به من کمک می‌کرد و البته درباره تک تک کارهایم تحقیق می‌کردم. سعی می‌کردم نقش‌هایم را به شکل درستش طراحی و بازی کنم.

اما در کارهای طنز به تکرار افتادن برای بازیگر به مراتب بیشتر از کارهای جدی است.

بله، قبول دارم، برای همین هم درخصوص انتخاب نقش‌هایم وسواس زیادی به خرج می‌دهم و سعی می‌کنم آگاهانه آنها را انتخاب کنم.

اما در بیشتر نقش‌هایتان از لهجه استفاده می‌کنید. ممکن است لهجه‌ها با یکدیگر فرق داشته باشند اما این مساله خود یک نوع به تکرار افتادن است.

ببینید چون آدم‌های مختلفی را بازی می‌کنم، مجبورم از لهجه‌های متفاوتی هم استفاده کنم. من تا به‌حال نقش آذری‌ یا شمالی، جنوبی و ... را بازی کردم که خیلی هم برایم دوست‌داشتنی بوده است و به این موضوع به‌عنوان تجربه نگاه می‌کنم و نه کلیشه شدن.

برویم سراغ قرارگاه مسکونی، از نقش علیرضا مسعودی بگویید.

پیش از این که در این مجموعه بازی کنم، در آبادان فیلم روز سوم را بازی می‌کردم. جواد رضویان با من تماس گرفت و پیشنهاد بازی در این کار را به من داد اما چون در آبادان بودم، نتوانستم سر موعد در این کار حضور پیدا کنم تا این که نویسنده کار (علیرضا مسعودی)‌ که اهل مشهد هم هست، قرار شده بوده نقش یک سرباز مشهدی را بازی کند اما وقتی کار من تمام شد و به تهران آمدم   دوباره از من برای بازی در این کار دعوت کرد و قرار شد نقش همان سرباز مشهدی را بازی کنم اما چون تازه از آبادان آمده بودم و لهجه آبادانی داشتم، قرار شد علیرضا مسعودی باشم؛ اما از نوع آبادانی‌اش.

به جواد رضویان به عنوان یک کارگردان چقدر اعتماد داشتید؟

جواد بسیار آدم باصداقتی است و از این نظر خیلی خوب می‌‌توانستم به او نزدیک شوم، ضمن این که قبلا در مجموعه ارث بابام، با او کار کرده بودم و با روحیاتش آشنا بودم.

خیلی از بازیگران طنز، به سمت کارگردانی آمده‌‌اند مانند رضا عطاران، ‌مجید صالحی و...  این مساله را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم اتفاق خوبی است. این افراد خیلی خوب آدم‌های جامعه را می‌شناسند و بخوبی هم می‌‌توانند روابط آنها را با یکدیگر به تصویر بکشند، با درد جامعه آشنا هستند و برای همین هم کارهایشان به دل مخاطب می‌نشیند.

با توجه به این که دیر به این مجموعه ملحق شدید، توانستید به نقش نزدیک شوید؟

بله. به نظرم همه نقش‌‌ها خوب و درست طراحی شده بودند و علیرضا مسعودی هم به هر حال شیرینی‌‌هایی با خودش داشت. البته می‌‌توانست بهتر هم باشد اما چون نقش یک نداشتیم و قرار بود که همه در کنار هم بازی کنیم و تنها روی یک نفر زوم نشود، در همین حد هم خوب بود.

این مجموعه با یک سال وقفه پخش شد، از این نظر مشکلی نداشتید؟

خیر. چون کار خوب هر زمانی که پخش شود مخاطب خودش را خواهد داشت و خوشحالم از این که مخاطبان توانستند با این کار ارتباط برقرار کنند و آن را دوست داشتند و این را هم باید اضافه کنم که به معنای واقعی در این کار همه عوامل با هم زندگی کردیم و لحظات خوشی را در کنار هم داشتیم.

و اما از اجرای برنامه مسیر سبز بگویید؟

زمانی که سریال‌‌های بچه‌های خیابان و این راهش نیست را بازی می‌کردم، چندین کار اجرا به من پیشنهاد شد، اما قبول نکردم.

چرا؟

چون نمی‌‌خواستم هر کاری را انجام بدهم، می‌خواستم بازیگر بمانم. تا این که اجرای این برنامه پیشنهاد شد و تنها به دلیل حضور جواد رضویان و کارگردانی مهدی مظلومی اجرای آن را پذیرفتم.

البته در اجرایتان به‌گونه‌ای بازی هم می‌کردید.

بله، دقیقا همین‌طور بود. از ابتدا هم قرار بود بازی کنم و نه اجرا. مطمئن باشید اگر قرار بود تنها اجرا کنم، هیچ وقت نمی‌پذیرفتم؛ چون حتما 2 هزار تا تپق می‌زدم.

اجرا تا چه حد مکمل بازیگری است؟ این دو چقدر روی یکدیگر تاثیر دارند؟

به نظرم تاثیر منفی بر یکدیگر دارند و به یکدیگر لطمه می‌زنند.

چرا؟

مخاطب دوست ندارد بازیگرش را زیاد ببیند؛ چون دیگر نمی‌تواند او را باور کند، ضمن این که احساس می‌کنم هنوز راه‌های زیادی را در بازیگری تجربه نکرده‌ام ترجیح می‌دهم آنها را کشف کنم تا این که بخواهم ازاین شاخه به آن شاخه بپرم.

برای بازیگر شدن ازهمه زندگی‌ام  مایه گذاشتم  و مطمئن بودم که  زمانی هم جواب  تلا‌ش خود را خواهم گرفت‌

به نظر می‌رسد اجرا برایتان کار دشواری بوده است؟

بله، چون متن خاصی به آن شکل نداشتیم و بیشتر بداهه‌ کار می‌کردیم، البته در این خصوص جواد بسیار به من کمک کرد و پاس‌کاری‌های خوبی با یکدیگر داشتیم. به هر حال تنها به عنوان تجربه به این کار نگاه می‌کنم.

این تجربه را تکرار می‌کنید؟

بله، البته با یک برنامه‌ریزی حساب‌شده‌تر و کامل‌تر.

 شما در حال حاضر یکی از پرکارترین بازیگران تلویزیونی شده‌اید. از این مساله راضی هستید یا احساس خطر می‌کنید؟

می‌توانم بگویم هر دوی این احساس‌ها با من است. از سویی راضی هستم که پس از سالها حاصل تلاشم را می‌بینم و از سوی دیگر به قول شما احساس خطر می‌کنم که تعدد کارهایم باعث شود کیفیت آنها پایین بیاید و چهره‌ام برای مخاطبان تکراری شود. باور کنید چندین پیشنهاد بازی در سریال‌های ماه رمضان را تا به حال رد کرده‌ام تنها به این دلیل که مخاطب از من زده نشود.

نمی‌خواهید کارگردانی را هم تجربه کنید؟

خیلی وسوسه این کار را ندارم. هنوز راه زیادی در بازیگری دارم و ژانرهای زیادی هستند که آنها را تجربه نکرده‌ام.

دوست دارید برای مخاطبانتان بازیگری کمیک باشید یا... ؟

فرقی نمی‌کند. دوست دارم من را به عنوان بازیگری صادق و باورپذیر بشناسند. اگر این اتفاق بیفتد، احساس رضایت خواهم داشت؛ چراکه معتقدم مخاطب آنقدر باهوش است که اگر بخواهی او را گول بزنی و درباره نقش‌هایت کم‌فروشی کنی، او بخوبی متوجه می‌شود و دیگر همراهت نخواهد شد.

راستی شما هم جزو بازیگرانی هستید که نقش‌هایتان مثل بچه‌هایتان می‌مانند؟

نمی‌دانم، ولی می‌توانم این گونه پاسخ بدهم که من در هر نقشی که ظاهر شدم، آن را دوست داشته‌ام و با آن زندگی کرده‌ام، بنابراین تک‌تک نقش‌هایم برایم خاطره‌انگیز و دوست‌داشتنی‌اند.

قرارگاه مسکونی... .

یک تعطیلات فراموش‌نشدنی در نوروز.

کارهایی که از شما خواهیم دید؟

فیلم چای‌نت و سریال 4 3x را آماده اکران و پخش دارم.در حال حاضر هم در سریال نردبانی به آسمان که کاری تاریخی است، در کنار محمدحسین لطیفی نقش‌ بابا افضل را تجربه می‌کنم.

از این تجربه تازه راضی هستید؟

بله. چون بابا افضل در 3 مرحله مختلف دیده می‌شود. 20 سالگی، 45 سالگی و 70 سالگی، به نظرم کار متفاوتی در نوع خودش خواهد بود.

بازیگری از نگاه شهرام قائدی... ؟

همه زندگی من است.

 محبوبه ریاستی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها