در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما به عنوان بازیگر قصه بیداری، داستان را کاملا خواندید، چه میزان از داستان را واقعی میدانید؟
این که چقدر داستان واقعی باشد یا نه، در پلان دوم اهمیت قرار دارد. مهم این است که چقدر باورپذیر باشد. گاهی برای ما در زندگی اتفاقاتی رخ میدهد که باور کردنش دشوار است ولی پیش آمده. معتقدم در داستان «بیداری» نکتهای نبود که نتوانم بپذیرم و ارتباط برقرار نکنم. به نظرم ابهامی هم در داستان وجود نداشت که برای مخاطب قابل درک نباشد.
به نظر شما یکی از ویژگیهای مثبت مجموعه تلویزیونی بیداری چیست؟
مهمترین ویژگی مثبت کار فیلمنامه قوی و حساب شده کار است و آقای عظیمپور در مقام نویسنده، وقت و انرژی زیادی برای نگارش کار گذاشتهاند. البته این خصوصیت ایشان در جایگاه کارگردانی هم بارز بود. فکرمی کنم زمانی که تهیه و تولید مجموعهای بر پایه مناسبی گذاشته شود، همه عوامل در جایگاه خود میتوانند کار را به صورت دقیق و حساب شده به سرانجام برسانند. در یک کلام وقتی همه چیز سرجای خود باشد و دقیق و حساب شده عمل شود، نتیجه کار چیزی جز ایجاد خلاقیت در کار نمیشود.
دیالوگ دقیق و حساب شده در کار تا چه اندازه میتواند در ایفای نقش بازیگر تأثیرداشته باشد؟
قطعا بسیار، بدترین اتفاقی که این روزها در کار ما باب شده این است که با یک سیناپس و اگر بخواهیم خوشبین باشیم با چند قسمت از یک مجموعه، کار آغاز میشود و سریع کلید میخورد و این مورد ضربه بسیاری را به اثر و نتیجهاش میزند. بزرگترین ویژگی مجموعه داستانی بیداری این بود که در زمان کلید خوردن کار 13 قسمت از مجموعه نوشته شده بود و 3 قسمت پایان داستان پس از کلید خوردن و در اوایل فیلمبرداری بسته شد. اگر فیلمنامه تا زمان کلیدخوردن آماده و در اختیار عوامل قرار بگیرد، هر یک از عوامل در هر مقام کاری فرصت تامل و تعمق برای کارشان را دارند و میتوانند با ایده و فکر تازه به صحنه بیایند نه کار کلیشهای و تکراری و این یعنی خلاقیت.
شخصیت سارا مخلوق کارگردان بوده یا خودتان این شخصیت را خلق کردید؟
سوال سختی است. تصویر هر نقش حاصل تفکر کارگردان و خلاقیت بازیگر است. در واقع اندیشه کارگردان از فیلتر ذهن بازیگر عبور میکند و نتیجه آن کاراکتری میشود که میبینیم. بی انصافی و اصلا اشتباه است که بگویم سارا مخلوق کارگردان یا من است. یک ماه پیش از تصویربرداری تمرینها آغاز شد. آقای عظیم پور دیدگاه و تحلیلهایشان از موقعیت و کاراکتر و نحوه ارائه آن را برای ما توضیح دادند. خوشبختانه شیوهای را میپذیرفتند که از کلیشههای رایج به دور بودند و با سلیقه همه ما همخوانی داشت. این مورد را در انتخاب بازیگران هم مثل سایر موارد میتوانید ببینید. در نهایت با تعامل و تبادل نظر حرکت کردیم.
با تمامی این تفاسیر هیچ شخصیت منفی در مجموعه داستانی بیداری وجود ندارد؟
کاملا درست است. ما مطلق خوب یا بد نداریم، مثل زندگی. وجوه مختلف آدمهاست که آدمها را باورپذیر میکند. انسان در هر موقعیت واکنشهای مختلفی براساس شخصیتی که دارد، از خود نشان میدهد. برای همین، همه نقشها باورپذیر و جذاب هستند. هر یک از شخصیتها در قسمتهای اول داستان تصویر دیگری داشتند، اما پس از گذشت 15 قسمت از داستان مخاطب متوجه شد که اینگونه نیست و شخصیتها بر اساس موقعیتهای خود عکسالعمل نشان میدهند.
به نظر شما مجموعه داستانی بیداری دیالوگ محور است؟
نمیتوانم مطلق بگویم که بیداری دیالوگ محور است. دیالوگ اتفاقات داستان را رقم میزند و داستان را تغییر میدهد، اما دیالوگها بار سنگینی در قصه دارند. واقعیت این است که زمان تماشای این سریال مخاطب نمیتواند دو کار را باهم انجام دهد زیرا ممکن است جایی از کار را از دست بدهد و نتواند دنبال کند. اگر مخاطب این تربیت نگاه کردن را داشت، بهطور قطع میتوانست به واسطه آن نکات ظریف و نهفته قصه را پی ببرد.
شخصیتهایی همچون سارا شخصیتهای سخت دل و اصطلاحاً صورت سنگی هستند، آیا ازچنین نقشی که به عهده بگیرید و آن را ایفا کنید نهراسیدید، ترس از این که سارا همیشه تیپ تکراری شود؟
خیر به نظرم این گونه که شما به صورت سنگی و سخت دلی اشاره کردید، نیست. نوع بازیگری در این سریال متفاوت است. هیچ بازی بیرونی را نمیبینید. اتفاقها در درون شخصیتها میافتد. بازتاب اتفاقها در نگاهها، سکوت و واکنشها دیده میشود. خندیدن به معنای خوشحالی و قطره قطره اشک ریختن به معنای گریه کردن دراین سریال رخ نداده است. سارا یکی از احساساتیترین شخصیتهای قصه است. این موضوع را میتوان در رابطه اش با سینا، پدر و حتی بارداری ترنگ متوجه شد. واکنشهای عادت کرده و کلیشهای را نمیتوان در قصه جستجو کرد. مخاطب ما همیشه به یک سری از واکنشهای بیرونی عادت کرده است و این کار را برای ما سخت میکند. در مجموعه بیداری، عملکرد نشان دهنده احساسات است.
چهره شما به مرور زمان دچار تغییر شده است؛ در سریال همسران و مدرسه مادربزرگها خانمی جوان، مهربان و لطیف بودهاید، اما با گذشت زمان، این مهربانی جایش را به قهر یا تکبر و غرور داده است؟
متأسفانه کلیشه شدن بازیگر ضعفی است که در سریالها شاهد هستیم، ضعفی که در برخی از کارگردانها برای انتخاب بازیگران وجود دارد. برخی از کارگردانها شناخت کمی از بازیگران و تواناییهایشان دارند. طبیعی است که نوعی خودشیفتگی در برخی از بازیگران به وجود میآید. بازیگر زمانی که به واسطه یک نقش در میان مخاطب پذیرفته و باورپذیر میشود سخت است که آن نقش را کنار بگذارد و به سراغ تجربه نقش دیگری برود. به هرحال این ترس ممکن است در میان بازیگر به وجود بیاید که اگر قالب را بشکند شاید دیگر برای مخاطب باورپذیر نباشد. به این ترتیب محبوبیت برایش از خلاقیت مهمتر میشود و با تمام این تفاسیر کارگردان تابع کلیشه رایج و انتخاباتی که مخاطب دوست دارد، میشود. آقای عظیمپور سابقه تئاتری من را میدانست و وی از تک تک بازیگران شناخت دقیق و بجایی داشتند. زمانی که نقش متفاوتی به من پیشنهاد میشود، خیلی راغبتر هستم. من از پیشنهاد نقشهای متفاوت استقبال میکنم. اصلا علاقهای به تکرار ندارم. اگر تا به حال این اتفاق در کارهای تصویریام نیفتاده است، به دلیل بیعلاقگی من نبوده بلکه به دلیل عدم پیشنهاد بوده است. متأسفانه خیلی کم این اتفاق میافتد که کارگردانها این جرأت را داشته باشند و دست به انتخاب متفاوتی بزنند. اغلب وقت مناسبی برای انتخاب بازیگر ندارند و در دقیقه 90 کار را بدون برنامهریزی و گزینه مناسب و بهتر بگویم متفاوت شروع میکنند.
پس قبول دارید که برخی از بازیگران ما کلیشهای شدهاند؟
دقیقا همین طور است. همان خانم خوب در موقعیتهای مختلف قرار داده میشود. من بازیگر تلاش میکنم تا بتوانم تازگی در کار ایجاد کنم. ولی آنقدر نمیتواند تأثیر داشته باشد. سارا زن اصیلی است که فضا و تفکرات خودش را دارد. در خلوتش حافظ میخواند. موسیقی سنتی گوش میدهد. بهخاطر صداقتش دور از هیاهو و دروغهای شهری است. حسرت پنهان بچه دارد که عصبیت و تندخویی روحیه سارا کمی به این دلیل است. ولی همین زن را زمانی که مساله بچه پیش آمد دیدید. به ترنگ التماس هم کرد. نیازش را طلب میکند ولی نه به هر قیمتی یا با کلک و رندی.
به نظر شما نوع لباس و گریم میتواند در باور پذیری بازیگری که قصد تجربه نقش متفاوتی را دارد، موثر باشد؟
رنگ پوشش نشان از هویت و روحیه فردی دارد. مثلا به رنگ لباسهای سارا دقت کنید میبینید که رنگ لباس سارا از رنگهای سردی چون آبی و سرمهای است و شادی همیشه از رنگهای زنده همچون صورتی و قرمز استفاده میکند. ما بهدلیل محدودیتهایی که در حجاب و نوع گریم داریم، این دو نمیتواند کمک زیادی به بازیگران زن داشته باشد. در مورد لباس هم بهطور کامل میتوانیم در مجموعه بیداری ببینیم که تا چه اندازه موثر است چرا که اگر دقتی بر نوع پوشش سارا داشته باشید، میتوانید حدس بزنید که سارا از یک خانواده اصیل و سنتی است.
بیداری سریال شخصیت محوری است. این که سارا محور داستان نیست و نقش اصلی آن ترنگ است که اجرای آن به عهده بازیگر جوان و کم تجربهای سپرده شده، چه نظری داشتید؟
بیداری کار اول خانم نوروزی بود. او دانشجوی تئاتر است و چند تجربه در حد کار دانشجویی داشته است. بهطور قطع دو بازیگر در مقابل هم بر بازی یکدیگر تأثیر میگذارند. در طول تمرین سعی شد که ارتباطها برای ایشان شناخته و تعریف شود. همه بازیگران مجموعه غیر از خانم نوروزی به نوعی باهم کارکرده بودیم. انتخاب نقش ترنگ پروسه عظیمی را گذراند. برای ایفای نقش ترنگ بسیار بازیگر کم داشتیم. واقعیت این است که این نقش حدود 90 درصد جلوی دوربین بوده و کار سنگین بود. از سویی 7 ماه کار مداوم جلوی دوربین هم توانمندی و تجربه ویژهای میخواست که بازیگر با تجربه بهطور مشخص نمیتوانست این سن را داشته باشد. به یقین این مجموعه تجربه خوبی برای ایشان است اگر به بازیگری به شکل جدیتری بخواهند فکر کنند.
آیا مخاطبان میتوانند منتظر تغییر در شخصیت سارا باشند و یا او همچنان در پایان سریال با پول و قدرت خود ترکتازی خواهد کرد؟
نمیتوانم بگویم، ولی غافلگیری شرط مهمی در این سریال است.
چقدر عملکرد سارا را قبول دارید؟
اگر قبول نداشتم، نمیتوانستم بازی کنم. این گونه فکر میکند پس جهت حرکتش به این سمت میرود. بنابراین عملکرد سارا برایم دور از ذهن نیست. مثل خیلیها در این زمانه به منافعش میاندیشد، ولی انسانیتر. دیگران را هم در نظر دارد. برخوردش با وحید را به یاد بیاورید. این شخصیت از موضع بالا نگاه نمیکند. میدانید در واقع بیداری موانع و مشکلات را مطرح میکند و سارا سخنگوی آن تفکر است. قوانینی را مطرح میکند که درجامعه وجود دارد و صادقانه به ترنگ میگوید که 7 سال بعد بچه را میتوانم بگیرم. بیداری از این نگاههای کوچک پا را فراتر گذاشته، مسائل بزرگتری را مطرح میکند و فضای اجتماعی را به تصویر میکشد که مردم درگیرآن هستند. دختری که در چنین موقعیتی است، چه سرنوشتی دارد؟ حتی اگر خانواده هم داشته باشد، این کار بار مذهبی عمیقی بدون ریا و شعار دارد. صیغه محرمیت خوانده میشود و مشکلات عدیدهای به دنبال آن پیش میآید. چرا که به آن عمیق اندیشیده و رفتار نمیشود. وارد این قصه میشویم که یک زن حتی با تمام مشکلات و مسائل، چرا نباید بچهاش را بزرگ کند. سارا با پشتوانه مالی و اقتصادی خوب توانست تصمیمهای بزرگ بگیرد و حرکت کند. به هر صورت بیداری قصه تنهایی آدمها در این دنیای شلوغ است.
بیداری تکراری نیست
در ظاهر به نظر می رسد سارا و ترنگ شخصیتهایی هستند که متعلق به تمامی دوران هستند و همیشه در تمامی دورهها روبهروی هم قرار گرفتهاند همان ماجرای قدیم آدم پولدار و فقیر ولی مگر ما در تمام دوران بشریت که آثار نمایش از آن نشات میگیرد، چند تم متفاوت و متنوع داریم؟ چیزی که این همه تم واحد را متمایز میکند، نگاه و شیوه پرداخت و حرفی است که از ورای این تمهای روزمره و تکراری قرار است گفته شود. شاید قصه ما این چنین بوده که احساس کنید مجموعه بیداری قصه رایج و تکراری است. عروس و مخالفت خواهرشوهر و دختر فقیر و خانواده همسر ثروتمند. یعنی همان تقابل این دو فرد، ولی در این کار زاویه کار و نوع برخورد با این روایت بسیار متفاوت است. در قسمتهای اول داستان زمانی که افراد به آن نگاه میکردند و واکنش نشان میدادند، در پاسخ به واکنش آنها میگفتم قضاوت نکنید، صبرکنید، گوش کنید. میدیدم که چقدر مردم بسرعت و حتی سطحی قضاوت میکنند. فکر میکنم تلاش کردیم و موفق شدیم که تماشاگر با استناد به کلیشههای رایج قضاوت نکند، خیلی وقتها در قسمتهای دوم مخاطبان میگفتند چرا سارا بدجنس است. در پاسخ به واکنشهایشان میگفتم سارا بدجنس نیست، لطفا به جملاتش گوش کنید. در بخشهایی از داستان میبینیم که سارا به پدر میگفت سینا تازه طلاق گرفته و از کجا معلوم که بازهم طلاق نگیرد. اگر مخاطب باهوش باشد، سارا بیماری سینا را در اوایل داستان به مخاطب گفت. در سکانسی سارا و پدر باهم صحبت میکنند و بعد سینا با ترنگ از پلهها پایین میآیند تا عکس را به عکسهای خانوادگی اضافه کنند، قبلش سارا به پدر میگوید که باید همه چیز درباره سینا به ترنگ گفته شود، ولی این پدراست که نمیگذارد. ببینید همه نشانهها حاکی از این است که مخالفتهای سارا در جهت صلاح خانواده و حتی خود ترنگ است. سارا برخورد بدی با ترنگ نداشت تا مرگ سینا که فکر میکنم این موضوع خیلی طبیعی است و در همه خانوادهها این اتفاق میافتد که وقتی کسی پایش را به خانوادهای میگذارد و اتفاق بدی بیفتد، میگویند بدقدم است. مطمئنم خیلیها اینگونه برخورد میکنند، ولی وقتی از دیگری میبینند در برابر آن طرف جبهه میگیرند. شخصیت سارا منفی نیست بلکه لهجهای صریح دارد و رک است.
سارا بشدت صادق است و به دلیل صداقتش همیشه تنهاست. تک تک آدمهای این قصه حتی ترنگ، در لحظاتی برای منفعتشان دروغ میگویند بجز سارا. سارا با کسی تعارف ندارد و شاید قواعد متعارف و تعارفهای مرسوم جامعه است که شخصیت سارا را برایمان تلخ میکند.
مینا راز دشت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: