مهدی طهماسبی، گوینده رادیو ایران‌

وقتمان‌ کم ‌است...‌اما ‌صبور ‌باشید

از سال 74 وارد رادیو شده و به طور جدی و همزمان با رادیو کارش را در تئاتر ادامه داده است. تا به امروز گویندگی در شبکه‌های مختلف، همچنین بازیگری در اداره کل نمایش را تجربه کرده است. از برنامه‌هایش در رادیو ایران می‌توان به کوچه ترانه پلاک 19، صدای جمهور، ساده مثل صبح، راه شب سه‌شنبه شب، عصر روز هفتم و بسیاری از برنامه‌های مناسبتی و ویژه اشاره کرد. با مهدی طهماسبی متولد 25 تیر 1354، بزرگ شده گرگان با تحصیلات لیسانس تئاتر گفتگوی صمیمانه‌ای انجام داده‌ایم که می‌خوانید.
کد خبر: ۱۶۰۱۸۵

از اولین کارهایتان در رادیو برایمان بگویید؟

برنامه «با بچه‌های تهران» اولین حضورم در رادیو بود. چون کار مربوط به کودکان بود. در تیپ‌های مختلف مثل پیرمرد، سرباز، نگهبان و... نقش‌آفرینی می‌کردم. آقای حمزه با وسواس و حوصله فراوان راهنمای من بود. هیچ وقت یادم نمی‌رود که ایشان برای بیان یک جمله آنچنان با ذوق و اشتیاق وقت می‌گذاشت که در ما هم همین شور و اشتیاق و جاذبه به وجود می‌آمد که آن تیپ یا شخصیت را به خوبی اجرا کنیم. این وضعیت ادامه داشت تا به گروه «زورق ستاره‌ها» با هدایت و کارگردانی رضا عمرانی وارد شدم. ایشان هم به مانند آقای حمزه از دل و جان مایه می‌گذاشت و من به شخصه خود را مدیون این دو بزرگوار در ابتدای راهم به این مسیر می‌دانم. به فاصله کوتاهی جذب نمایش‌هایی از نوع «الف» شدم، آن موقع فقط «قصه شب» و «داستان شب» که یکی از رادیو سراسری و دیگری از رادیو تهران پخش می‌شد. همزمان دوستانم در هماهنگی رادیو تهران من را در برنامه‌های زنده رادیویی تست کردند و آرام آرام جذب اجرا شدم.

چطور توانستید با وجودی که بازیگری می‌کردید با کار اجرا هماهنگ شوید؟!

در ابتدا برایم خیلی سخت بود. هنوز فاکتورهای بازیگری در رادیو را به درستی نمی‌شناختم چه برسد به این که بخواهم کار اجرا را هم، همزمان با بازیگری تجربه کنم. هر چه جلوتر رفتم و دانسته‌هایم از رادیو بیشتر شد، تفکیک این دو کار برایم سخت‌تر شد. این دو فصل‌های مشترکی داشتند، اما تفاوت‌هایشان بیش از فصل‌های مشترکشان بود. سردرگم بودم. اجرای اساتید فن را از رادیو دنبال می‌کردم. نمایش‌های شب را می‌شنیدم. فکر می‌کردم، اما باز هم تفکیکش برایم سخت بود. هر دو هنرهای مجزا و منحصر به فردی هستند با فاکتورهایی تعریف شده و جهانی!‌

چه موانعی؟!‌

اگر بگویم دغدغه مالی نیست، راست نگفته‌ام. اما این را همه گفته‌اند، بزرگترها هم گفته‌اند و بزرگان هم شنیده‌اند. کتاب‌ها، مجله‌ها، بولتن‌ها و نشریه‌های تخصصی در زمینه بازیگری و گویندگی برای رادیو بسیار کم است. شاید بتوان گفت نیست. یا اگر هم هست به دست ما نمی‌رسد. اگر هم بخواهم سینه به سینه از استادان فن بیاموزم بایستی وقت زیادی صرف کنم. مشغله‌های کاری این اجازه را از من گرفته!‌کمیت بالا در تولید و پخش برنامه‌های رادیویی به دلیل تعدد شبکه‌ها، احساس می‌کنم وسواس را از همه ما گرفته. برنامه‌هایی مدون و زمان‌بندی شده برای تولید و پخش برنامه‌ها قبل از شروع یک برنامه کارشناسی صحیح صورت گرفته و آن برنامه در یک شبکه یا در بین شبکه‌های رادیویی نمود بسیاری پیدا کرده. من وقتی که به صورت کارشناسی نقد نمی‌شوم و از نقاط ضعفم آگاه نیستم یا آموزش‌های لازمه را نمی‌بینم، چگونه می‌توانم در پیشرفت اهداف رسانه موثر باشم. چگونه می‌توانم به بالندگی برسم، این هم مانع بزرگی است. روحیه نقدپذیری در ما به شدت کاهش یافته. تشویق‌ها و تنبیه‌ها مانع بعدی است. کار خوب را باید تشویق کرد، به آن شاخ و برگ داد و کار بد را باید نقد کرد و در نهایت اگر سامان نیافت تعطیلش کرد. مهم است که من در کجا و در چه برنامه‌ای قرار بگیرم. آن برنامه در حد توان و سواد و شعور و فرهنگ و ... است؟! اگر آدم‌ها به درستی در جای خودشان باشند اندکی از راه را پیموده‌ایم، شناخت صحیح از نیروهای بالقوه و به بالفعل درآوردن آنها، کار کارشناسی می‌طلبد که اگر درست انجام نشود این هم مانعی است.

در صحبت‌هایتان به کمی برآورد گوینده‌ها اشاره کردید. فکر می‌کنید با وجودی که برآوردها کم است پس چرا این قدر اشتیاق به این حرفه زیاد است؟!

هفته‌ها به دکوراسیون منزلمان، به ویترین مغازه‌مان بسیار اهمیت می‌دهیم. گوینده ویترین شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی است. اوست که سیاست‌ها ، بایدها و نباید‌ها و خط‌مشی رسانه را عرضه می‌کند. همه چیز بر دوش ماست، همه چیز داخل ویترین چیده می‌شود و عرضه می‌گردد اما اینجا  خلاف عرف معمول عمل می‌شود. نوک پیکان‌ها به سمت ماست. انگار باید بار همه را ما به دوش بکشیم. ویترین هم ظرفیت محدود به خود را دارد، بار اضافی می‌شکندش!‌

گوینده ویترین شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی است اوست که سیاست‌ها ، بایدها و نباید‌ها و خط‌مشی رسانه را عرضه می‌کند

مردم صدای مرا می‌شنوند با وجود آن‌که قبلا سیاستگذاری شده،‌ نویسنده متن‌های مرا نوشته. سردبیر نظارت کرده و در نهایت از فیلتر تهیه کننده رد شده و بر زبان من جاری و ساری شده. با تمام این حساسیت‌ها شما قضاوت کنید این‌همه چقدر می‌ارزد؟! و این‌که چرا جذابیت دارد؟!‌ به دلیل فراگیر بودن این شغل است. آدم‌ها از این‌که همه بشناسند‌شان مورد توجه واقع شوند لذت می‌برند، این فقط به دلیل گستردگی کار گویندگی است!‌عین بازیگری‌های تئاتر و سینما. چرا کسی نمی‌گوید می‌خواهم یک کارگر آبرومند فلان شرکت یا کارخانه باشم با احترام به همه کارگر‌ها و زحمت‌های بسیارشان فقط و فقط به دلیل به چشم‌ نیامدن و مطرح نبودن شغلشان است!‌

برایمان از همه چیز گفتید. از ویژگی‌‌های منحصر به فرد رادیو در این‌خصوص صحبت کنید؟!

گستردگی و منعطف بودن رسانه رادیو، به آسانی و در دسترس بودن رادیو، به کارگیری تخیل شنونده و چند‌ منظوره بودن رسانه رادیو و جالب‌تر آدم‌های رادیو که به جرات می‌گویم منحصر به فردند!‌

یک گوینده موفق بایستی چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

قبل از هر چیز مدیون استاد عزیزم صدرالدین شجره هستم. از ایوب آقاخانی بسیار آموختم و قدردان بسیاری از دوستانم هستم که از آنها هم آموخته‌ام.

یک گوینده موفق باید انسان شرافتمند، اخلاق مدار، صادق و امانت‌داری باشد. میکروفن امانت است. مردمی باشد. اهل مطالعه و سواد و کتاب باشد، به روز باشد. ادبیات بداند، فلسفه بداند. سیاست بداند. فرهنگ و هنر بداند و... یک گوینده خوب باید روابط عمومی خوبی داشته باشد. فن بیان و سخنوری و شناخت صحیح از شرایط و موقعیت حال حاضر، قدرت تخیل و درک بالا، سرعت عمل، حضور ذهن و... داشته باشد.

از اجرا در کوچه ترانه پلاک 19 بگویید؟

بی‌انصافی است که فقط از خود بگویم و زحمت و تلاش گروه برنامه‌ساز کوچه ترانه پلاک 19 را نادیده بگیرم. موقعیتی حساس در کوچه ترانه به من واگذار شد که سعی در اثبات لیاقت خود داشتم.

سبک و سیاق جدیدی از اجرا «در کوچه ترانه» هر چند سخت، به بوته آزمون سپرده شد. با همه برنامه‌هایی که تا به امروز داشته‌ام متفاوت بود. ریتم و تمپ و شکل برنامه گونه دیگری از اجرا را می‌طلبید. نوع ارتباط با مخاطب به گونه دیگری بود. اجرای نفسگیر با رویکردی اطلاعاتی و سرگرمی دستمایه من بود. برنامه فقط مجری‌محور یا محتوامحور نبود. هر دو را با هم داشت. لحظه‌ای این و لحظه‌ای آن حساسیت بالای برنامه به دلیل نوع اطلاعاتی که به مخاطب عرضه می‌شد و شکل ارتباطی برنامه با مخاطب کمی حساسیت‌برانگیز بود. بایستی شان مخاطب (رادیو ایران) در نظر گرفته می‌شد. شاید به جرات بتوانم بگویم اولین بار بود که ساختار برنامه‌سازی در رادیو ایران به این شکل شکسته می‌شد. ممکن بود تمامی مخاطبان رادیو ایران حدس بزنند و با برنامه همراه نباشند. این خطر هم با ما بود، اما امروز با وجودی که حدود 4 ماه از پخش آن می‌گذرد مخاطبان بسیاری به خود جذب کرده است.

زهره زمانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها