با ناصر شفق درباره هنر فوتبال ، ابومسلم و...

باشگاه داری امروز مثل دستفروشی است

اشاره: ناصر حاج حسینلو (شفق) چهره ای کاملا شناخته شده در سینمای ایران به شمار می رفت که به دلیل مسوولیت انجمن سینمایی انقلاب و دفاع مقدس ، فیلم های فراوانی در این زمینه با نظارت وی تولید و اکران شده اند و 46ساله اهل توابع شهرستان خوی است ؛ اما دعوت ما از وی برای حضور در روزنامه جام جم نه به خاطر گفتگو در این مورد، بلکه به خاطر پرسش و پاسخ در زمینه حرکتی است که از حدود 8سال پیش درباره ورزش آغاز کرده و به بدنه فوتبال آمده است.
کد خبر: ۱۵۹۶۶۹

 او پس از هدایت 1.5 ساله باشگاه پاس ، مدتی از فوتبال جدا بود، اما با تملک و مدیریت باشگاه ابومسلم به این رشته بازگشت و اکنون ضمن حضور فعال در اتحادیه فوتبال باشگاه های ایران ، بتازگی به عضویت هیات رئیسه فدراسیون فوتبال نیز درآمده است.

گفتگوی ما حین مذاکره های تقریبا محرمانه وی به عنوان نماینده فدراسیون فوتبال ایران با خاویر کلمنته اسپانیایی برای پذیرش سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران انجام شد؛ مذاکره هایی که سرانجام با موفقیت خاتمه یافت و در میان موانع و اما و اگرهای مختلف منتج به حضور کلمنته در ایران شد بنابراین محورهای گفتگوی ما از موضوع مذاکره برای جذب سرمربی فاصله گرفت و بیشتر پیرامون روشن شدن دلیل ورود وی به مدیریت فوتبال ، مسائل باشگاهی ، موضوعات محوری فدراسیون و از همه بیشتر موارد فرهنگی و بخصوص بحث مورد علاقه اش یعنی مهندسی فرهنگی چرخید.


ناصر شفق از چه زمانی پایش به وزرش باز شد؟


پیش از انقلاب در پاس خوی ، زیرنظر مربی ای به نام مرحوم سیدجواد کبیری فعالیت می کردم. بعدها همراه علی فتح الله زاده به پرسپولیس خوی پیوستم. علی دفاع راست بود و من مهاجم بودم و همیشه با او کری داشتم.


بازیکنی در پرسپولیس خوی تا بازیگری در فیلم سینمایی حماسه دره شیلر در سال 1365جالب است ، نیست؟


من در رشته برق دانشگاه صنعتی شریف قبول شدم ، اما با وقوع انقلاب فرهنگی ، دانشگاه ها تعطیل شد و به جبهه رفتیم. مجروحیت ها باعث می شد گاهی که پشت جبهه می آمدم نمایشنامه بنویسم و سال 61 به عنوان بهترین نمایشنامه نویس انتخاب شدم.

بتدریج به عنوان دبیر نخستین جشنواره های تئاتر، فیلم ، تئاتر جنگ ، تئاتر کودکان ، جشنواره زن و جشنواره دفاع مقدس انتخاب شدم و برخی از این جشنواره ها را تا 4 دوره هم دبیری کردم تا زمانی که بینانگذار انجمن سینمایی انقلاب و دفاع مقدس شدم و بیشترین فیلم دفاع مقدس را تهیه کردم.


از جشنواره دفاع مقدس به باشگاه پاس ، از باشگاه پاس بازگشت به محیط فعالیت های سینمایی ، سپس ابومسلم و... علاقه شما به 2 مقوله پرهوادار سینما و فوتبال کاملا مشخص است.


معتقدم فوتبال ادامه سینماست.


چگونه؟


سینما هنر تاثیرگذاری است که بافت فرهنگی جوامع بشری را از نو تعریف کرد. ورزش هم در تاریخ قدیم ، وظیفه تربیت جسم را عهده دار بود، اما الان ورزش صرفا ورزش نیست بلکه شو (نمایش) است.

شویی که 6 میلیارد بیننده در دنیا دارد. فوتبال و سینما شباهت های زیادی با هم دارند. هر دو کارگردان و مربی ، هر دو بازیکن و بازیگر و تهیه کننده و رئیس باشگاه دارند. یک فیلم سینمایی معمولا زمان 90 دقیقه ای و گاهی بیشتر دارد. زمان فوتبال هم 90دقیقه و گاهی بعلاوه دقایق اضافی است.

بسیاری از شباهت های ظاهری این دو هنر ، دنیای جدیدی را پیش پا می نهد که گویی هنر جدیدی متبلور شده است که حرف اول آن با فوتبال آغاز می شود.


وقتی بیش از چهار پنج میلیارد نفر، همزمان احساس همذات پنداری می کنند و می خواهند تیمی موفق شود و مثل سینما با پیروزی قهرمان ، اشک شوق می ریزند و با شکستش ، زانوی غم به بغل می گیرند، اینها همگی باعث می شوند با نگاه دیگری به فوتبال نگاه کنیم.

شخصا جدای از علاقه ای که از کودکی به فوتبال داشتم و در رشته های کشتی ، ژیمناستیک ، شطرنج و فوتبال ، مسابقه رسمی برگزار کردم ، به خاطر کارکرد فرهنگی فوتبال که مانند سینما، دارای تاثیرگذاری بالایی روی هدف است ، به این مقوله علاقه مندم و از بودن در فوتبال لذت می برم و همواره این دو را به موازات هم پیش می برم.


شما پیش از این که در انتخابات اخیر فدراسیون فوتبال به عضویت این فدراسیون در آیید، رئیس باشگاه خصوصی ابومسلم شدید. چگونه این اتفاق افتاد؟ یعنی ابومسلم خصوصی شد و شما مالک آن.


سال 78 وقتی دبیر جشنواره میلاد کوثر در مشهد بودم در هتلی مستقر شده بودیم که پرسپولیس آنجا برای بازی با ابومسلم اقامت کرده بود. آنجا متوجه شدیم بازیکنان ابومسلم به دلیل مشکلات مالی حاضر به بازی نیستند.

در ضمن آن زمان شرکتی به نام آویشن فیلم داشتم که توزیع فیلم های آژانس شیشه ای و مهر مادری را عهده دار بود. پرسیدیم هزینه های ابومسلم تا پایان سال چقدر می شود؟


گفتند 15میلیون تومان ما هم گفتیم اشکالی ندارد و حامی مالی این تیم شدیم ، اما تا پایان سال ناچار شدیم بیش از 100میلیون تومان هزینه کنیم. این پیشینه حمایت ما از ابومسلم بود تا سال گذشته که نیروی انتظامی تصمیم به انصراف از تیم داری و واگذاری فوتبال باشگاه پاس گرفت. ما پذیرفتیم این باشگاه را به صورت مردمی (خصوصی) اداره کنیم.


شما در مقطعی هم باشگاه پاس تهران را مدیریت کرده بودید و به خاطر دارم تیم قدرتمندی داشتید که برادران خطیبی و هاشمیان را به طور مستقیم ترانسفر کرد و از سود دهی خوبی برخوردار شد.


در آن زمان امیر لطفیان ، فرمانده وقت ناجا که از صاحبنظران جدی عرصه فرهنگ و کارشناس هنر، موسیقی و سینما هستند با من همفکری زیادی داشتند. امیر لطفیان فعالیت های فرهنگی و هنری زیادی بخصوص در کردستان و در مجتمع هنری شهید بروجردی انجام داده بود.

از جمله آلبوم راز گل به عنوان نخستین شاهکار استاد افتخاری در این مجتمع تهیه شد. وی مرا به عنوان مدیر باشگاه پاس انتخاب کرد. قبل از شروع مسوولیت ، نیز دوره کوتاهی را در اروپا (آلمان) در زمینه مدیریت باشگاه گذراندم. در طول یک سال و نیم که در این مسوولیت بودم تمام تلاش خود را برای ساخت زیر ساخت های باشگاه پاس مصروف کردم.


به ابومسلم برگردیم. یکی از 3 تیمی که از منابع دولتی تغذیه مالی نمی شود و پیش بینی می شد، تابستان گذشته با فروش آقای گل افریقایی لیگ ایران ، پول خوبی برای بهبود شرایطش به دست آورد، اما این کار صورت نگرفت و ضمن از دست دادن این موقعیت ، مهاجم افریقایی خود را نیز با افول روبه رو کرد. چرا؟ آیا اولروم مشتری خوبی نداشت؟


چرا. اولروم اتفاقا مشتریان پر و پا قرصی هم در داخل کشور و هم از لیگ های عربی و اروپایی داشت. اما به دلیل مخالفت خدادادعزیزی سرمربی وقت تیم ، ما این انتقال را انجام ندادیم. اما به اعتقاد من ، دنی اولروم افت چندانی نکرده یا اصلا افتی نکرده است ، بلکه او کاملا شناخته شده و در هر بازی 2 تا 3 بازیکن ، او را مهار می کنند و در گلزنی ناکام می ماند.


این مورد که می تواند برگ برنده ای برای شما تلقی شود و از فضای خالی ای که ماموران مهار اولروم ایجاد می کنند، دیگر نفرات تیم استفاده کنند و گل بزنند. نظر فنی آقای مظلومی ، سرمربی تیم شما که خود گلزن مطرحی بوده در این زمینه چیست؟


آقای مظلومی هم کاملا هردوی این موارد را تایید می کند. او هم معتقد است دنی افت نکرده و در راستای استفاده از خلایی که به آن اشاره کردید، رودریگر تاکسیرا مهاجم جدید و گلزن برزیلی تیم را جذب کرده است و یقین دارم این ایده مشکلات نیم فصل اول ما در گلزنی را رفع می کند.


اجازه می خواهم افت نکردن دنی را با دلیل فنی رد کنم. اولروم دارای استارت های انفجاری منحصر به فردی است که گل های فراوان فصل گذشته خود را از همین طریق به دست می آورد. در حالی که خطوط دفاعی با آرایش هم سطح ، از مهار چنین سرعتی عاجز می مانند.روی دنی فشار روانی زیادی وجود دارد؛ چون تصور لغو انتقال خود را نداشت. او فرصت های بیشماری را به دلیل سرعت انفجاری که به آن اشاره کردید، به دست می آورد. اما به دلیل اختلال تمرکز ناشی از فشار روانی از دست می دهد. امیدوارم با تمهیدات پرویز مظلومی ، شاهد شکوفایی دوباره اولروم باشیم.


مظلومی با نتایج خوبش ، موقعیت خود را تثبیت کرده است دیگر به فکر تغییر در کادر فنی که نیستید؟


چرا. با آوردن مجید نامجو مطلق به عنوان دستیار اول و اصغر جانداری این کادر را تقویت کرده ایم.


ضعف آمادگی جسمانی در میان تیم های لیگی ما، یکی از مشخصه های فوتبال ایران است و هر مربی بزرگی که به تیم ملی می آید، با اشاره و اذعان به این ضعف با خود بدنساز قابلی می آورد. در ابومسلم ، چنین ضعفی را احساس نکرده اید؟


یکی از شاخصه های سال های دور و نزدیک ابومسلم ، بدنسازی خوب این تیم است که مدیون مربیان خوش دانش آن بوده است. اما چنین معضلی در فوتبال ایران یک اپیدمی است. چون به فناوری روز دنیا مسلط نیستیم ، باشگاه ها ورزشگاه ندارند.

همچنان که تا زمانی که باشگاه ، ورزشگاه نداشته باشد، مسوولیت تامین مسابقه با او نیست و جریمه کردن باشگاه به دلیل ناامنی در مسابقه به شوخی می ماند. چون واقعا باشگاه کنترل موثری نمی تواند اعمال کند. باید هر باشگاهی خود صاحب ورزشگاهی باشد و در آن صورت نمی توان از آنها حساب خواست و حتی کار فرهنگی را در این استدلال جستجو کرد.

هم اکنون باشگاه داری مانند دستفروشی در مقابل کسبه محله عمل می کند. دستفروشی مالیات ندارد و کیفیت و گارانتی کالا را هم مورد اهمیت قرار نمی دهد. کاسب محل از آبرو و اعتبار خود خرج می کند.

در این باره کاری که آقای علی آبادی آغاز کرده است ، باید با توان بیشتری ادامه یابد که بتوان صاحب باشگاه های واقعی شد و بتوان با ثبات مدیریت ، عناصری به عنوان برنامه ریزی و پژوهش را مد نظر قرار داد و با اصلاح برنامه ریزی و آینده نگری به رشد فوتبال پرداخت.


شما به عنوان چهره ای نظامی هنری ورزشی ، ایده مهندسی فرهنگ در ورزش را همواره به عنوان دغدغه ای جدی دنبال کرده اید. چرا ورزش ما به لحاظ فرهنگی به چنین ورطه بدی افتاده است؟


ورزش در انواع و رشته های مختلف خود به نسبت های مختلف ، پتانسیل ایجاد هیجان و انرژی دینامیک را دارد که در صورت ندیدن این پدیده ، می تواند به خشونت و ناهنجاری های رفتاری و پریشان اندیشی منجر شود.


در جوامع پیشرفته به لطایف الحیل با ترکیب موضوعات دیگر، این انرژی و پتانسیل خنثی می شود یا در مسیر سالم تخلیه می شود؛ در حالی که فعلا در ورزشگاه های ما انرژی های نهفته و ایجاد شده از بروز هیجان مسابقه به صورت ناهنجار در جامعه ، شکل ناپسندی به خود می گیرد. در جوامع پیشرفته این رفتارها با وجود نداشتن فرهنگ وجدانی و انسانی که متاثر از مکاتب مادی و لذت خواهی به وفور یافت می شود، با درایت مدیریت و کار کارشناسی ، در جامعه ما کنترل شده یا بسیار محدود جلوه گری دارد.


ما به عنوان کشوری کهن با فرهنگ زیبای انسان دوستی و فرهنگ اسلامی که خداخواهی و تعالی بشر را جستجو می کند، با اندکی تلاش و توجه به مهندسی فرهنگی که سخت بدان نیازمندیم می توانیم ورزشگاه هایمان را تبدیل به میدان سبقت گرفتن در خدمت و جلوه های نکوی سجایای بلند بشری کنیم که محصول آن می تواند تداوم نام پوریای ولی ها، تختی ها، خادم ها، دهداری ها، غیاثی ها و... در عرصه ورزش شود.


نمونه های مشابهی از این موضوع در ورزشگاه های دنیا هم می توانید ذکر کنید که در کنار پرداختن به مسابقه های ورزشی ، فعالیت فرهنگی را هم به عنوان دیگر عملکرد مستقیم و اصلی ورزشگاه دیده باشد؟


بله ورزشگاه آلیانز آره نا 16 سالن موسیقی ، سینما و همایش ، نمایش اوپرا، و دیگر فعالیت های فرهنگی دارد این تز جدید دنیاست و امیدوارم بر خلاف آن که در عرصه فرهنگ در خواب غفلت به سر می بریم ، لااقل در عرصه ورزش شاهد فصل بیداری و فعالیت های مهندسی فرهنگی باشیم.

چرا که دنیا هم اکنون الگوسازی رفتاری و اخلاقی جامعه خود را به خاطر جذابیت پنهان و آشکار ورزش روی دوش ستارگان این عرصه قرار داده است و باشگاه ها با انضباط رفتاری ، الگوی جدی نه تنها شهرها و کشورهای خودشان ، بلکه پیام رسان توانایی ها و دانایی های یک کشور برای ملل دیگر نیز شده اند و ما امیدواریم از این قافله که بسرعت در حال دگردیسی است ، عقب نمانیم و بتوانیم چنان شالوده ای را پی بریزیم که الگویی برای دیگر کشورهای اسلامی و منادی ارزش ها و فرهنگ غنی اسلامی مان شویم.


می پذیرید خلاء کار قوی فرهنگی ، موجب تاثیرپذیری افراطی و فرامرزی در این زمینه می شود؟ حتی در ابعاد ورزشی آن؟


بسیاری از باشگاه های بزرگ دنیا مثل رئال یا بارسلونا، تعداد هوادارانی که در خارج مرزهای کشورشان دارند شاید از طرفداران داخلی و منطقه ای آنها بیشتر باشد. به طوری که بحث فرهنگ گریزی جوامع مختلف و جذب شدن تدریجی آنها در فرهنگ غالب این باشگاه ها، نمود خود را آهسته آهسته نشان می دهد.

رنگ و آرایش مو، صورت و نوع لباس که قطعا یک امر فرهنگی است و به غلط در کشور ما بوتیک ها و لباس ها با جنبه تزئینی و تجاری دیده می شوند، تاثیرپذیر از موج های بلند تبلیغاتی آنهاست.


در حوزه فرهنگ ، علاوه بر کثرت و تکرار، موج های بلند فرهنگی است که تاثیرگذار بر جوامع و مهندسی فرهنگی جوامع مختلف است.


صحبت های شما در عین این که به ورزش مربوط می شوند، اما فراورزشی هستند.


حرکت در عرصه فرهنگ ، هنر، آموزش و عرصه ورزش باید توامان صورت گیرد. هر کدام از چرخ های مهم این ماشین و قطار لنگ بزند، نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد. آموزش و پرورش ، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، صداوسیما و سازمان تربیت بدنی ، 4عنصر اصلی این حرکتند که نیازمند استراتژی و اهداف واحدی هستند. بدون همیاری و همکاری سیاستگذاران این عرصه ، جامعه که متشکل از خانواده هاست منفعلانه و تک رو، فعالیت های بی ثمر یا حداکثر کم ثمری خواهد داشت.


به نظر می رسد اغلب باشگاه های ما از عنوان فرهنگی ورزشی خود، فقط نام فرهنگی را به دوش می کشند. به عنوان یکی از مدیران فعال اتحادیه فوتبال باشگاه ها و فردی صاحب دغدغه در این باره با واقعیت مذکور چه باید کرد؟ آیا قبول دارید که با فرهنگ در ورزش به مثابه دغدغه آخر برخورد می شود؟


در بودجه بندی ، عرصه فرهنگ به مانند بچه آخر لک لک تلقی می شود. لک لک در ارتفاع بلند، آشیانه محدودی می سازد و وقتی با کمبود جا برای جوجه هایش روبه رو می شود، آخرین جوجه را از بالا به پایین می اندازد و این اتفاق اکنون برای فرهنگ و هنر ما هم رخ می دهد.

در عرصه ورزش ، این نیست که باشگاه ها فعالیت های فرهنگی جدا از ورزش در محدوده میادین ورزش داشته باشند یعنی مسوولیت ساخت فیلم ، نشر روزنامه ، چاپ کتاب ، ایجاد شبکه های خصوصی و غیره را عهده دار شوند و اگر چنین کارهایی را هم انجام دهند منافاتی با فعالیت های ورزشی آنها نخواهد داشت ، اما انسان سازی ، پهلوان گرایی و ارزش مداری است که می تواند رجحان باشگاه ها را بر یکدیگر ترسیم کند.

ورزشکاران اخلاق مدار و پهلوان مایه ، در رفتارشان باید فرهنگ انسانی خود را به نمایش بگذارند و هر فوتبالیستی با تکیه بر دانش ذاتی خود، باید تبدیل به انسانی فرهنگی شود که با فرهنگ ایثارگری ، تواضع ، فداکاری ، مردم داری و خویشتنداری ، الگو و اسطوره جوانان این مرز و بوم شود. فرهنگ قرص خاصی ندارد که بتوان از داروخانه ای تهیه کرد و به خورد باشگاه ها داد.

مدیران ، مربیان و ورزشکاران باید در وجود خودشان وجوه فرهنگی و انسانی را بارور کنند و افزایش دهند تا همچون رسولان فرهنگی ، عرصه علم و دانش و فرهنگ و هنر، پیام رسان زیبایی ها و شناخت های فطری و فکری جامعه جستجوگر و پویا و کوشا باشد.


شما وقتی پول حرفه ای به بازیکنان فوتبال می دهید، باید توقع رفتار حرفه ای نیز از آنها داشته باشید. شاید در رفتار حرفه ای (برخلاف آماتور) اصل بر فرهنگ مداری نباشد.


یک ورزشکار حرفه ای ، وقتی پول حرفه ای می گیرد به این معنا نیست که روح خود را به پول بفروشد، بلکه او وظیفه خدماتی خود را در اختیار باشگاه می گذارد و وظیفه انسانی و مردم مداری ، اتفاقا با پول حرفه ای ، می تواند آمیزه زیباتری داشته باشد. به طوری که ورزشکار باید سمبل اخلاق و نماد جوانمردان تاریخ آن جامعه شود.

نمی توان از ورزشکاری که در جامعه ایران زندگی می کند و به شعائر و آیین های ملی و اخلاقی جامعه ملتزم است ، انتظار موهای خروس گونه یا شخم زده گروه های بی بند و بار اروپا را داشت یا درخصوص تیم ملی شاید بتوان گفت ورزشکار هرچند فنی و توانمند باشد، اگر اخلاق اسلامی یا انسانی نداشته باشد، لیاقت پوشیدن لباس ملی یک ملت را به دست نمی آورد.


اخلاق مداری برای همه محترم است ، حتی باشگاه ها و تیم های بزرگ ورزشی دنیا برای برخورد با مشکلات شخصیتی اعضای خود، تنبیه های متناسب و ضابطه مندی اعمال می کنند، اما اگر مدیران ما از روی سلیقه و نه معیارهای استاندارد، به فرد یا افراد با انگ مشکلات اخلاقی برخورد کنند تکلیف چیست؟ فکر نمی کنید از آن طرف بام سقوط می کنیم و با حرکات افراطی ، حرمت و شان انسانی آنها را تخریب خواهیم کرد؟


افراط و تفریط هر دو به یک اندازه از کیفیت رفتار و اعمال آن در میادین فرهنگی خسارت به بار می آورند. ارزش ها عام و در عرف جامعه شناخته شده اند و انسان متعهد، همیشه معتقد به صراط مستقیم و اعتدال است. برخوردهای سلیقه ای نباید در این عرصه ، میدان را از اندیشمندان ، صلحان و عاقلان این ورطه بگیرد چرا که مردم همیشه به نام حقیقت قسم می خورند، اگرچه پرچم در دست هر حاکمی باشد. حاکمی مقبولیت دارد که خود پرچمدار عدل و انصاف و مهر و مهربانی باشد.


نسخه شفا بخش


من به عنوان یکی از اعضای هیات رئیسه فدراسیون می پذیرم که فدراسیون باید به عنوان یک نهاد راهبردی با رویکرد نظارتی به فوتبال بنگرد و کارهای اجرایی را به نهادهایی مثل اتحادیه واگذار کند.


اما متاسفانه سال های طولانی از آن غافل بودیم. فدراسیون از این به بعد باید نقش پر رنگ تری در فوتبال کشور ایفا کند و برنامه ریزی کلان وسازماندهی تیم های ملی را عهده دار شود.

سازمان لیگ باید استوار بر شانه های اتحادیه باشگاه ها و هیات های فوتبال شود و کلیه باشگاه های دولتی به بخش خصوصی واگذار شود و استادیوم های ورزشی نیز در اختیار باشگاه های خصوصی باشد.

ورزش عامه هم به عهده شهرداری ها و بخشداری هاست. شوراهای شهر و روستا مهمترین عامل ورزش عمومی و تحت نظارت سازمان تربیت بدنی باید این کار را انجام دهند، اما ما اینجا همیشه شیپور را از سرگشادش می دمیم و هر کجا می رویم ، می خواهیم مسوولیت های اجرایی آن حوزه را داشته باشیم ، امیدارم با توجه به یکدستی فعلی و کارشناس بودن اعضای هیات رئیسه فدراسیون و حضور رئیس خوش اخلاقی مثل آقای کفاشیان ، بتوانیم شالوده ای ایجاد کنیم که فوتبال ایران دوباره به آقایی در فوتبال آسیا برگردد.

گذشت آن زمانی که به هر تیمی 7 یا 8 گل می زدیم و مالدیو را 17 بر صفر می بردیم. هم اکنون همه تیم های دنیا قدرتی نزدیک به هم دارند.


پس طبیعی است ما در آسیا کار سختی داریم و حتی صعود از گروهی که به نظر آسان می رسد بسیار سخت و سنگین خواهد بود و اگر غفلت کنیم ، ممکن است ناکام بزرگ جام باشیم.

برشت می گوید: هر آن کس که قدم اول را برداشت ، نه این است که حتما قدم دوم را بردارد، ممکن است قدم اول اشتباه باشد. بر می گردیم ، دوباره آغاز می کنیم.

امیدوارم ورزش ایران از توان فکری و اندیشه همه صاحبان فکر و اندیشه فوتبال و ورزش استفاده کند و بتواند برای رسیدن به جایگاه رفیع فوتبال ایران در جهان ، نسخه شفابخشی بپیچد.


 


مجید عباسقلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها