ثبات سازی به فهرست ماموریت های ارتش امریکا افزوده شد

دکترین نظامی جدید امریکا

ارتش ایالات متحده با تدوین دکترین جدیدی که تبیین کننده خطمشی نظامی آینده امریکاست با گسترش دامنه ماموریت های نظامی ، اعاده ثبات به مناطق درگیر جنگ را به فهرست اهداف ماموریت های ارتش افزوده و آن را به لحاظ امنیتی معادل غلبه بر نیروهای متخاصم در کارزار جنگ قرار داده است.
کد خبر: ۱۵۹۴۳۶
به گزارش روزنامه نیویورک تایمز وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) با انتشار دکترین نظامی جدید این کشور، تدوین آن را ثمره تجربیات کسب شده در عراق و افغانستان جاهایی که به رغم پیروزی های نظامی بدوی اعاده ثبات به روندی طولانی و دشوار تبدیل شد دانسته است.

اگرچه این دکترین متضمن فاصله گرفتن پنتاگون از سیاستگذاری دولت بوش در زمینه ملت سازی است اما منتقدان این دکترین تاکید دارند که ارتش ایالات متحده فاقد توانمندی های لازم برای اجرایی کردن چارچوبی است که در دکترین جدید ترسیم شده است. این نوشتار فضا را به گونه ای ترسیم می کند که ارتش امریکا در دوره مناقشات مزمن بیشتر ناچار به اقدام در کشورهایی با نهادهای ناکارآمد خواهد بود. سرتیپ دوم ویلیام کالدویل ، رئیس اداره عملیات ارتش امریکا که پنجشنبه گذشته برای ادای توضیحاتی پیرامون این دکترین به کنگره رفته بود از آن به عنوان چارچوب عملیاتی ارتش طی 10 تا 15 سال آینده یاد کرد.

به اعتقاد استراتژیت های ارتش امریکا کسب موفقیت های نظامی در میدان جنگ برای تحقق اهداف امریکا در جاهایی چون عراق و افغانستان کفایت نمی کند و سامان دادن شرایط اجتماعی در راستای اهدافی که امریکا دنبال می کند به همان اندازه پیروزی در میدان جنگ اهمیت دارد. در واقع دکترین جدید ارتش امریکا تعریفی تازه از استعمارگری است چرا که براساس این دکترین ارتش امریکا در کنار تلاش برای پایان دادن به فعالیت گروه های شبه نظامی مخالف اشغالگری با تمرکز بر تلاش برای به جریان انداختن روال عادت زندگی در کشورهای اشغال شده همگام با اقدامات فرهنگی درصدد شکل دادن فضای سیاسی و اجتماعی این کشورها بر خواهند آمد.

هر چند گروهی از استراتژیت های ارتش ایالات متحده از این دکترین استقبال کرده اند لیکن تعدادی نیز آن را مغایر با تلاش های جاری برای تحول ماشین جنگی پنتاگون می دانند. براساس طرح اصلاح شیوه های جنگی ، برنامه ای چند 10 میلیارد دلاری که قرار است ربات های جنگی را جایگزین نیروی انسانی کرده و مخاطراتی که متوجه نظامیان است را به حداقل برساند نقش عوامل انسانی در جنگ ها به حداقل کاهش پیدا می کند.

وقتی ایالات متحده در ابتدای سال 2003 میلادی به عراق حمله کرد دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده و بسیاری دیگر از افسران ارشد ارتش از اهمیت سرعت دادن به برنامه به کارگیری سیستم های نظامی پیشرفته به جای روش های سنتی جنگ می گفتند. به اعتقاد آنها با توسعه این سیستم ها، حجم کوچکی از سربازان با همراهی ربات های هوشمند قادر به غلبه بر دشمنان ایالات متحده در کوتاه ترین زمان ممکن بودند. این عده اعاده ثبات به عراق پس از سقوط صدام حسین را دغدغه دومی می دانستند که نیروهای امنیتی عراق باید به آن بپردازند.

مشکلات ارتش امریکا در تامین امنیت عراق موجب شد تا دیدگاه ها پیرامون چگونگی تدوین برنامه های نظامی برای رویارویی با چالش های آینده تا حدود زیادی متحول شود. سرهنگ مک مستر، فرمانده عملیات سرکوب گروه ها و تروریستی در شهرک تل افار در شمال عراق تاکید دارد اغراق در اهمیت فناوری های نظامی نوین و بی توجهی به تمهیدات نظامی و سیاسی برای تامین امنیت عراق و اعاده صلح بر این کشور پاشنه آشیل اقدامات امریکایی ها در عراق بوده است.

او طی یادداشتی در نشریه بقا که توسط مرکز بین المللی مطالعات استراتژیک منتشر می شود تاثیر منفی تمرکز ارتش امریکا بر فناوری های نوین جنگی به جای ایجاد تعادل بین مولفه های مختلفی که در کسب پیروزی دخیل هستند را مورد بررسی قرار داده بود. به اعتقاد او اشاعه این دیدگاه که فناوری های نوین جنگی چنان قدرتی به ارتش امریکا می دهد که در سایه آن نیازی به تمرکز بر راهکارهای سیاسی برای کنترل شرایط جنگی در منازعات آتی نخواهد بود به عامل انحراف استراتژیست های ارشد امریکایی تبدیل شده است.

رابرت گیتس ، وزیر دفاع امریکا در سایه تجربیات به دست آمده در عراق به افسران ارشد ارتش هشدار داده نباید شورش های عراق و افغانستان را غیرعادی و موارد خارج از القاعده تلقی کنند. او تاکید دارد جنگ های نامتقارن جدی ترین چالش فراروی ارتش امریکا در سال های آتی خواهند بود و با استناد به یکی از گزارش های داخلی ارتش در سال 2005 به فرماندهان نظامی توصیه کرده بود ماموریت های اعاده ثبات را به همان اندازه منازعات نظامی جدی تلقی کنند.

دکترین نظامی جدید امریکا برای پاسخگویی به این دغدغه تدوین شده است. این دکترین تصویری را ترسیم می کند که در آن ارتش باید برای مواجهه با شرایطی که ائتلاف ها تغییر یافته و عوامل پیچیده فرهنگی مدنظر قرار می گیرند آمادگی های لازم را کسب کند.

سایر اقدامات برای بهبود توانمندی های ارتش در این حیطه ها پیش از این انجام شده است. به عنوان مثال نحوه به خدمت گرفتن طراحان نظامی در حال تغییر است و تلاش می شود فرماندهان نظامی انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها