باغ شاهزاده یکی از زیباترین باغهای سنتی ایران است که در نیم فرسنگی ماهان و در دامنه باغهای کوههای تیگران بارو زده است. این باغ به دستور ناصرالدوله فرمانفرما حاکم کرمان در اواخر دوره قاجاریه است.
جای خالی کاشی سردرورودی این باغ را به فرار بنای این ساختمان پس از مرگ حاکم نسبت میدهند. اما با وجود ناتمام ماندن بنای باغ، این باغ در همان نگاه اول عظمت و انسجام را به صورت آبشارهای مکرر، حوضچهها، ردیف درختان سایهافکن و فوارهها با پرش مرتفع آب، در دل چشمانت مینشاند. هیچ عجلهای برای ورود نداری. میخواهی لحظه به لحظه آن را در ذهنت به تصویر بکشی. آرام و آزاد وارد میشوی.
خواب و رویایت تعبیر شده است. در دل کویر سوزان کرمان، باغی زیبا تو را به سوی خویش میخواند. صدای پای آب تو را به عمق تاریخی نه چندان دور میبرد. معماری به جا مانده از گذشتگان، زیبایی هنرهای فراموش شده را در ذهنت میکارد و حسرتی بر دلت مینشاند.
گام برمیداریم و هرسطح یکی پس از دیگری پدیدار میشود. با پلههای معین، اختلاف سطح آنها در خط ریزش آبشارها قابل اندازهگیری است. هرچه جلوتر میرویم، ارتفاع آبشارها بتدریج کمتر میشود و باغ در دل دیدگان عمق میگیرد.
از محوطه ورودی، شکل کلی باغ با محور مرکزی، آبشارها، پیاده راهها و ردیف متناوب درختان چنار و سرو و همچنین سطح های بالارونده سکوهای مرکزی و کرتهای جانبی میوه یکی پس از دیگری، نگاه تو را میگیرد و به بنای سفید بالا خانه در متن کوههای معمولا پوشیده از برف جویبار میرساند.
در دل باغ، ردیفی از درختهای چنار و سرو در دو طرف نهر جانبی به گونهای غرس شده است که رنگ اندازی فصلی برگهای چنار روی متن سبز تند همیشگی سروها، لحظهای شگرف را به تصویر میکشد. اگر در بالاترین قسمت سکو در جلوی ایوان بالاخانه بایستی یا در پیادهرو و در کنار آبشارها و نهر آبها در حرکت باشی، این زیبایی در آخرین حد خود در دل چشمانت خودنمایی میکند.
در سراسر طول باغ دوازده سطح متشکل از سکوهای محور مرکزی و کرتهای جانبی میوه قرار دارد. بالاترین سطح در جلوی بالاخانه برای تامین دید بازتری به طرف سردر خانه و منظرههای شمال شرقی و تختهای کرت میوهای ایجاد شده است. این دیدگاه به ویژه در فصلی که درختان پر شکوفهاند و بر درختان هنوز میوه ای وجود ندارد، سطح باز سبز رنگی را شکل میدهد.
پا به پای صدای آب پلهها را درسایه سار سبز درختانی که چون گماشتگانی سبز پوش تو را تا صحن اصلی باغ مشاعیت میکنند، آرام پشت سر مینهی. باغ لبریز سبزی و طراوت است و فواره آن احساس تو را به غلیان در میآورند. آرام میشوی و جاری.
باغ شاهزاده ماهان تفرجگاه اصلی مردم استان کرمان است. بویژه گروههای دانشآموزی و دانشجویی لحظههای بسیاری را بر پای درختان این باغ و در دل عمارت ثبت کردهاند. روزهای تعطیل شاید جایی برای نشستن پیدا نکنی و به گشت و گذار در میان آن بسنده کنی که راه دیگری پیش رو نداری.
باغ دارای عمارت شاهنشین و حمام است. شبکه آبرسانی آن در مرکز باغ قرار دارد. پلههای بلند و باریک عمارت را پشت سر میگذاریم و خویش را به عمارت اصلی میرسانیم تا از پشت یک فنجان چای، دمی را به تماشای بازی آب و آفتاب در صحن اصلی بنشینم.
صحن تقریبا کوچک است و جای زیادی برای نشستن ندارد اما اگر لحظههایی در دل آن به تماشای فواره باغ ننشینی انگار چیزی را از دست دادهای. سایه سار درختان، لبریز گپ و گفت مردمی شده که برای استراحت، خستگی خویش را بدین سو کشاندهاند. درجلوی عمارت اصلی حوض بزرگی با پنج فواره در دیدگانت جاری میشود و آب این حوض که سرچشمه آن قنات معروف تیگران است به پاشویه سنگی اطراف آن ریخته و از آنجا به طرف ده شرشره آبشارگونه جاری میشود. این شبکه آبرسانی از نظر طراحی شاهکار محاسبه و دقت به شمار میرود.
قرار گرفتن این منطقه در مسیر جاده بم به کرمان و جاده ابریشم از جمله عواملی است که حاکم قجری را بر آن میدارد تا چنین باغ زیبایی را در گوشه خلوت احداث کند. این باغ در دوره 11 ساله حکومت ناصرالدوله فرمانفرما ساخته شده و با مرگ وی ناتمام میماند.
آب فراوان، حاصلخیزی زمین و آفتاب موافق دست به دست میدهد تا این باغ معجزه وار در گوشهای از کویر کرمان شکوفه دهد و به بار بنشیند و به خاطرههای بسیاری رنگ طراوت بخشد. حریری بهارگونه این باغ، مهمانان این دیار را در بر میگیرد و دامنگیرشان میکند تا هر لحظه که خویش را در جاده کرمان بم یافتند، ناخودآگاه راه باغ شاهزاده ماهان را بگیرند. این باغ از ابتدا نیز باهدف یک تفرجگاه احداث شده است.
باغ شاهزاده به دلایل سیاسی و اجتماعی سالیانی متروک شده و آسیبهایی بر آن وارده میشود تا سال 57 که مرمت شد. زلزله سال 60 به مرمت دیگری روی این بنا منجر شد. منبع حیات باغ آبی است که از دل کوههای اطراف سرچشمه میگیرد. همچنین قناتهای گورکان، سهمی آباد، باغ حصار، خواجوییه و آقایی نیز در تامین آب آن سهم به سزایی دارند.
آب بازی به سبک اروپایی
نظام آبیاری باغ تابع دو اصل آبیاری گیاهان باغ و بهرهبرداری از موجودیت و کیفیتهایی است که آب میتواند در باغ ایجاد کند. دو استخر اصلی باغ در بخش بالا و در ورودی دارای فوارههاییاند که آب را به ارتفاع قابل ملاحظهای پرش میدهند. این راهحل کمتر در باغهای ایرانی دیده میشود و متاثر از شناخت باغها و چشمههای اروپایی است.
پلههای صحن را پس از گرفتن عکسهای یادگاری بسیار زیاد پشت سر میگذاریم تا در سایه درختان همیشه سبز و بادشکن شامل درختان برگ سوزنی مانند کاجها و سروها، درختان برگ پهن مانند نارون وحشی و چتری، زبان گنجشک، چنار و سپیدار، نارون، گیاهان زینتی مانند سروهای زینتی راکانتا و شیرخشت که در زمستان گلهای ریز میدهد و همچنین درختان میوه مانند انار، گیلاس، زردآلو، هلو و دیگر درختان مانند انواع بید، ون، شنگ، کاج و... قدم بزنیم.
هر ساله گردشگران بسیاری از سراسر ایران و جهان برای بازدید از این باغ به ماهان میآیند و ساعتی را با آرامش و فارغ از دغدغههای زندگی سپری میکنند.
بر آستانه شاه نعمتالله ولی
راه را کج میکنیم تا به دیدار بزرگی از ماهان برویم؛ شاه نعمتالله ولی که نام وی نورالدین بوده است. شاه در کوه بنان کرمان به دنیا میآید و دوران کودکی و نوجوانی را در کرمان میگذراند. او علاوه بر مقامش در عرفان، در شعر و ادب هم جایگاهی برجسته داشته و دیوانی از قصیده، غزل، مثنوی و رباعی از خود به یادگار گذاشته است. مرگ این عارف بزرگ در سال 843 هجری قمری اتفاق افتاده و مزار او در شهر ماهان یکی از باصفاترین بقعههای ایران به حساب میآید.
آرامگاه شاه نعمتالله ولی
بقعه شاه نعمتالله ولی، شلوغ تر از باغ شاهزاده است. بنای اصلی این آستانه به نیمه اول قرن نهم یعنی 840 هجری قمری میرسد که بعدها ساختمانهایی به بنای اولیه اضافه شده است. این ساختمانها بیشتر متعلق به دوران شاه عباس اول صفوی، محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار است که به عرفا و بزرگان شیعه ابراز ارادت میکردهاند.
قدیمیترین بخش آستانه، گنبدی است که بر مزار شاه قرار دارد، این گنبد در سال 840 هجری قمری به هزینه و دستور احمدشاه بهمنی دکنی که از ارادتمندان شاه نعمتالله بود، ساخته شده است. آستانه، شاهکاری از هنر معماری 6 قرن اخیر با تلفیقی از فضای معماری مقبول و باغسازی بسیار فرحانگیز با صفایی عارفانه است.
از ورودی شمالی بارگاه وارد صحن اتابکی میشویم. صحن وکیل الملکی و رواق شاه عباسی، چله خانه و صحن میرداماد(حسینیه) را پشت سر میگذاریم و خویش را به سردر محمدشاهی میرسانیم. گنبد زیرین مزار شاه نعمت، دارای کاربندی بسیار زیباست و گنبد روئین با کاشیکاری فیروزهای مزین شده و بر گریو گنبد عبارت یا مقلب القلوب و الابصار و سبحانالله و الحمدالله و لااله الا الله و الله اکبر با خط بنایی از کاشی نوشته شده است.
سه طرف مرقد را رواق وکیل الملکی احاطه کرده و در طرف جنوب گنبد رواق شاه عباسی قرار دارد. درهای زیبای مقبره ساخته علیشاه نجار است. بر بدنه شمالی سردر ورودی به حرم، داخل رواق شاه عباسی، سنگ زیبایی مزین به نام دوازده امامع نصب است که شخصی به نام قطب الدین، نذر شاه کرده است. در زاویه جنوب شرقی حرم، دری خاتم کاری است که به چله خانه باز میشده و اکنون چله خانه جزو رواق شده است.
تاریخنویسان احتمال میدهند چله خانه پیش از عصر صفویه ساخته شده باشد. اما تزیینات داخل آن با رنگهای متنوع به دوران تیموری بازمیگردد. چله خانه نیز مانند گنبد از قدیمیترین آثار ساختمانی مجموعه است. بانی این صحن، محمد اسماعیل خان وکیل الملک است.
پس از بازدید از چله خانه راه کاروانسرایی از دوره قاجاریه را در ضلع غربی آستانه می گیریم. این کاروانسرا که ورودی آن در جهت شمال واقع شده از شاه نشین و صحن و حجرههایی در اطراف تشکیل میشده است.
قبر امیر نظام گروسی در جنوب ایوان وکیل الملکی قرار دارد. راه به سوی موزه بقعه شاه میکشیم تادمی به تماشای اشیای باقیمانده از عرفا و صوفیان این دیار مانند کشکول و تبرزین و شمعدان و... بگذرانیم. در این موزه دو صفحه از قرآنی باقی مانده که به خط کوفی است و سبک نگارش آن، تاریخ کتاب را به 800 سال پیش میبرد.
زهرا کشوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم