برنامه‌های مناسبتی

تکرار یا خلاقیت؟

همه کشورها مناسبت‌های مختلف تقویمی شامل مناسبت‌های ملی و مذهبی دارند. هر چه قدمت فرهنگی و تاریخی آن جامعه بیشتر باشد طبعا مناسبت‌های آن جامعه نیز افزون‌تر است. رسانه‌های همه این کشورها از جمله تلویزیون هم در این ایام مناسبتی برنامه‌های ویژه خود را در طول تاریخی بیشتر از تاریخ حیات تلویزیون در کشور ما ساخته و ارائه کرده‌اند.
کد خبر: ۱۵۸۱۲۵

رسانه فراگیر تلویزیون در کشور ما برای ساخت برنامه‌های مناسبتی در دایره‌ای تکراری قرار گرفته. این نقص یک رسانه است که مخاطبش انتظار هیچ غافلگیری و هیجانی را از سوی آن رسانه نداشته باشد. اصولا تلویزیون قرار است با همین غافلگیری‌ها و پخش برنامه‌های جذاب پیش‌بینی نشده بینندگان خود را جلب کند، نگاه دارد و رو‌ی آنها فرهنگ‌سازی و همگن‌سازی فرهنگی صورت دهد.

مثلا در طول تاریخ ما همیشه نوروز وجود داشته است و از زمانی که تلویزیون در کشور ما ساخت برنامه‌های مناسبتی را آغاز کرده است همیشه در ایام نوروز هم برنامه‌های مناسبتی تهیه و پخش کرده است.

اما آیا کسی هست که مثلا برای نوروز امسال انتظار برنامه تلویزیونی خاص و غیرقابل پیش‌بینی را داشته باشد که با برنامه‌های سال قبل یا سال‌های قبل تفاوت داشته باشد؟ لاجرم می‌توان از هم‌اکنون منتظر بود که در برنامه‌های مناسبتی نوروز امسال هم چند برنامه شعرخوانی، تعدادی برنامه‌های نمایشی با مضمون‌های سرگرم‌کننده و احیانا طنز با هنرمندی همان طنز پردازان همیشگی و همان موضوع‌های تکراری خیلی شبیه به آن‌چه سال‌های پیش دیده شده است پخش ‌شود.

جالب این که مثلا می‌توان زمان پخش هر یک از این برنامه‌ها را هم پیش‌بینی کرد. مثلا گفت که برنامه طنز ساعت 21 و برنامه شعر خوانی هم بعد از آن پخش خواهد شد. محتوای مجموعه‌های تلویزیونی هم معمولا قابل پیش بینی است. یعنی چون نوروز است آخر و عاقبت همه مجموعه‌ها ختم به خیر خواهد شد و همه به مراد دلشان خواهند رسید.

در مناسب‌های غیر شاد هم تقریبا وضع به همین منوال است. چند سخنرانی، چند برنامه شعر خوانی، یک مسابقه تلویزیونی متعلق به چند سال پیش و انبوهی میزگرد و گفتگو و چند مجموعه تلویزیونی در هر مناسبت پخش می‌شود که در آن‌جا هم می‌توان پیش بینی کرد که چه حرف‌ها و از سوی چه کسانی زده خواهد شد و چه نتیجه‌ها گرفته خواهد شد.

در مناسب‌های تاریخی حتی می‌توان انتظار داشت چه سروده‌هایی و در چه ساعت‌هایی پخش شود. کما این که در مناسبت‌های شاد و غیر شاد هم‌ می‌توان همین انتظار را داشت.

وضع برنامه‌های مناسبتی به گونه‌ای است که بیننده با دیدن سکانس شروع برنامه، مجری صحنه یا میهمان و شنیدن موسیقی آغازین برنامه می‌تواند حدس بزند که آن برنامه برای چه مناسبتی تهیه شده، در آن چه سنخ سخنانی ارائه خواهد شد، چه نتیجه‌گیری‌هایی به عمل خواهد آمد و روال برنامه چگونه خواهد بود، بی‌آن که بین این برنامه با برنامه مشابه آن در مناسبات گذشته تفاوتی وجود داشته باشد.

عده‌ای معتقدند که مسوولیت تلویزیون همین است، کار دیگری از تلویزیون بر نمی‌آید و برنامه مناسبتی یعنی همین که آن حادثه و آن مناسبت تکرار و باز هم تکرار شود، خوبی‌های آن گفته شود و اگر مناسبت نامیمونی هم هست که بدی‌های آن گفته شود هر چند تکراری، در نظر این صاحبنظران عامل تکرار یک اهرم تخصصی تبلیغاتی برای جا انداختن یک مقوله فرهنگی است حتی اگر بیننده تلویزیون از آن تکرار خسته هم بشود.

اما عده دیگری هم هستند که این منطق را قبول ندارند. در نظر آنها ساخت برنامه‌ تلویزیونی و مدیریت برنامه‌ریزی تلویزیونی یک تخصص بسیار پیچیده است و در سایه این تخصص فراگیر و بهره‌گیری از هنر خلاق و مولف می‌توان داستان و  روایت آن مناسبت را هر بار از منظری و با تعریف و قالب تازه‌ای بیان کرد.

مگر نه این که داستان عشق، حسد، هجران، فراق، خدمت، مهربانی، دشمنی و امثال آن یکی بیش نیست. اما چه شده است که این هزاران، اگر نه میلیون‌ها، نویسنده و شاعر قرن‌‌ها است که به این  مقوله‌ها می‌پردازند و هر بار نگاهی نو، جذاب و تازه به ‌آن می‌‌اندازند. همین‌گونه است موضوع‌های دیگری که در تاریخ ادبیات و به طور کلی هنر جهان بارها و بارها از منظر و زاویه‌ای تکرار شده است بی‌آن‌که خواننده و شنونده آن اثر هنری احساس کند که اثر تکراری گذشته را تحویل او ارائه داده‌اند. به همین دلیل بوده است که گفته‌اند.

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب‌

کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است‌

تلویزیون قبل از هر چیز مثل هر رسانه فراگیر دیگر باید هنرمند محور و خلاقیت محور باشد. اگر چنین باشد هنرمند خلاق خود می‌داند که چگونه یک موضوع تکراری را از منظر تازه بیان کند که هم دلچسب باشد،‌ هم پیام با ارزش و همیشگی آن مناسبت را دوباره گوشزد کند و هم میلیون‌ها بیننده را دوباره پای این جعبه جادویی بکشاند.

درخواست این مقاله معطوف به افزایش سهم این هنرمندی و خلاقیت و کاستن از  حجم برنامه‌های پیش پا افتاده تکراری وکسالت‌بار مناسبتی است. اما این بدان معنا نیست که تلویزیون‌ ما هرگز از هنرمندان خلاق استفاده نکرده و نمی‌‌کند. نمونه‌های موفق در تلویزیون ما گاه مشاهده می‌شود. اشاره به مجموعه تلویزیونی به یاد ماندنی «شب دهم» به عنوان یک نمونه می‌‌تواند موید بحثی باشد که در این مقاله مورد نظر قرار گرفته است.

مجموعه «شب دهم» برای مناسبت عاشورایی تهیه شد. اما آنچنان بدیع و هنرمندانه تهیه شده بود که هیچ تکراری در آن مشاهده نمی‌شد و علاوه بر پیام عاشورایی و مناسبتی محرم ده‌ها پیام انسانی دیگر را هم القاء و میلیون‌ها بیننده را راضی کرد. «شب دهم» داستان عشقی را بیان کرد که در بیانی نامکرر مولفه های جذاب فراوانی را در خود داشت و از سطحی زمینی به سطوحی ربانی دست ارتقا یافت.

مشکل دیگر در برنامه‌های مناسبتی سیما، همزمانی برخی از این برنامه‌های مشابه در شبکه‌‌های موازی است که بیننده را برای انتخاب یکی از آنها مستاصل می‌کند. بله! قبول داریم که بیننده باید از بین برنامه‌هایی که در شبکه‌‌های مختلفی پخش می‌شود یکی را انتخاب کند و اگر در دو یا چند شبکه به طور همزمان برنامه‌های مشابه پخش می‌شود براساس مطالعه و بینش خود یکی را از بین آثار مشابه انتخاب کند.

در مناسبت‌ها گاه مشاهده می‌شود که یک شبکه تلویزیونی در طول روز و شب چند برنامه مشابه پخش می‌کند. برنامه اول که تمام شود برنامه دوم و سوم با کمی تفاوت و تقریبا عین همان برنامه اول پخش می‌شود. ساده‌ترین قالبی هم که برای برنامه‌های مناسبتی در نظر گرفته می‌شود میزگرد با حضور یک میهمانی آشنا است که بنشیند و ساعت‌ها سخنان خود در شبکه بغلی یا گفته میهمانان دیگر را در شبکه قبلی بیان کند.

تلویزیون هر چقدر در برابر بینندگان میانسال و سالخورده خود مسوول و موظف به تامین نیازهای فرهنگی و سرگرم‌کننده آنان باشد، مسوولیتش در برابر نسل جوان به مراتب بیشتر و غلیظ‌تر است.

جوان ایرانی باید در مناسبت‌ها بهترین بهره را در درک آن مناسبت ببرد و بالاترین میزان تاثیرگذاری را از برنامه‌های مناسبتی در جهت شناخت آن مناسبت بپذیرد. آیا مجموعه برنامه‌های مناسبتی تلویزیونی ما در حد و قواره‌ای هست که بتواند جوان ایرانی را با تاریخ، سنت، فرهنگ، ادبیات و سیاست ملحوظ در آن مناسبت آشنا کند؟

برنامه‌سازان تلویزیونی نباید از ساده‌ترین قالب برای ساخت برنامه مناسبتی استفاده کنند چون این کاری است که از هر فرد عادی و غیرمتخصص هم برمی‌آید. فرض بر این است که برنامه‌ساز تلویزیونی مثل هر عنصر تلویزیونی دیگر از بین 70 میلیون نفر انتخاب شده و دارای آن ویژگی‌های خلاق و هنرمندانه‌ای است که در هر کسی یافت نمی‌شود و باید برنامه‌ای ارائه دهدکه یک حرف تکراری را در قالبی نو و «بسیار جذاب» ارائه دهد.

تعداد برنامه‌های مناسب و دیدنی تلویزیونی هم باید آنقدر باشد که کسی نتواند از پای تلویزیون برخیزد. ساخت یک یا دو مجموعه تلویزیونی در یک مناسبت و رها کردن بقیه برنامه‌ها به روال تکرار نیز کار فنی و تخصصی تلویزیونی نیست. رقابت بین رسانه‌های دیداری و شنیداری جهان زمانی روزانه بود، اما این رقابت دیرگاهی است که لحظه‌ای شده است. رسانه‌ای که نتواند بیننده و شنونده خود را برای چند لحظه حفظ کند، او را دودستی تحویل رسانه رقیبی می‌دهد که الزاما بومی و ملی نیست و الزاما مفید و موثر هم نیست.

در عصر رقابت رسانه‌ای مسوولیت رسانه ما تنها انجام وظیفه نیست. وظیفه اولی بالفعل کردن مخاطب بالقوه و دور نگاه داشتن او از تشعشعات امواج رسانه‌های مخربی است که هزاران عارضه فکری و فرهنگی برای نسل جوان ما در آستین دارند.

علی‌اکبر عبدالرشیدی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها